حامد رشیدی
جنایات کاخ سفید در عراق و افغانستان پایان ندارد. بوش همچنان بر ادامه راهبردهای بیاثر خود در بغداد اصرار می ورزد. یک چنی به عنوان اصلیترین نماد تروریسم در واشنگتن مخالف بسته شدن زندان گوانتانامو است و جمهوریخواهانی افراطی مانند جان مک کین نیز به حمایت خود از ترور و جنک ادامه میدهند.
بحرانهای سیاسی و اقتصادی در فضای داخلی آمریکا طنین انداختهاند و لحظهای شهروندان این کشور را آرام نمیگذارند. ناتوانی دولت بوش در مهار سادهترین بحرانهای طبیعی مانند طوفان کاترینا و مخالفت گسترده کنگره با شنود مکالمات تلفنی و قوانینی مهاجرتی که توسط بوش ارائه شدهاند عرصه را بر جمهوریخواهان جنگطلب تنگتر نموده است. در چین شرایطی کاخ سفید به دنبال چیست؟ آیا افرادی مانند "ایروینگ کریستل"، "جان بولتن"، "ویلیام کریستل"، "دیک چنی" و "بوش" نسبت به شکست استراتژیهای مضحکانه خود در خاورمیانه و نظام بینالملل آگاه نشدهاند؟ ادامه حرکت در مسیر شکست چه معنا و مفهومی دارد. نمیتوان گفت که بوش و همراهانش دچار یک توهم شدهاند زیرا واقعیاتی مانند جنگ عراق با شکست جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا به گونهای شوک آور هستند که نومحافظهکاران در عالم تخیل گام بر میداشتند.
حادثه 11 سپتامبر نیز بر همین مبنا طراحی و اجرا شد. اما با گذشت یک هفته از سقوط دولت عراق در سال 2003، مقامات آمریکایی دریافتند که "تخیل" آنها چندان محاسبه شده و قابل اتکا نبوده است! پس از شکست اخیر جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات مجلس نمایندگان و سنای آمریکا، نومحافظهکاران نسبت به انتقادات جمهوریخواهان سنتی کمتر توجهی ننمودند و به راهبرد غلط خود در عراق ادامه دادند. اما در این جا مسئله "تخیل" مطرح نبود. به نظر میرسد بوش و همراهانش به جنون قدرت مبتلا شدهاند. مانند همان بیماری مزمنی که جانسون در زمان جنگ ویتنام دچار آن شد. جنون قدرت مانع از تدوین راهبردهای موثر می شود و راه هرگونه تغییر مثبتی را بر روی سیاستمداران میبندد. دقیقا همانند آنچه در آمریکا اتفاق افتاده است.
نکته جالب توجه اینکه بوش نسبت به گزارشهای همفکران خود مانند جیمز بیکر نیز کوچکترین توجهی نمیکند زیرا پاسخ مناسبی به جنون قدرت وی نمیدهند. در فاصله 17 ماه باقیمانده تا پایان دوران قدرت بوش، وی تصمیم گرفته است که فارغ از هر گونه بازگشتی از استراتژیهای اولیه خود، به خطمشی سلطهطلبانه خود در عراق و افغانستان ادامه دهد.
عملیات انتحاری، مینهای کاشته شده و حملات موشکی شبانه در عراق و افغانستان آمریکاییها را به ستوه آورده است. افزایش کسری تجاری آمریکا نسبت به چین و ژاپن مسیر پر شتابی را طی میکند و از آن سو افزایش خصومتطلبی آمریکای لاتین، خاورمیانه و روسیه با آمریکا روز به روز گستردهتر میشود. حال با این همه بحران که ایالت متحدهی آمریکا با آن مواجه است، مسئولان برجسته و رهبران آمریکا چه سیاستهای را دنبال میکنند یا بهتر است بپرسیم به چه چیزی مشغولند؟
ادامه وضع موجود تبعات جبرانناپذیری برای آمریکا به همراه خواهد داشت. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگرایان آمریکایی معتقدند که کاخ سفید گام در مسیری برداشته است که در نهایت به سقوط ایالات متحده خواهد انجامید در این راستا مروری کوتاه بر تحلیل اخیر روزنامه لسآنجلس تایمز جالب توجه خواهد بود.