تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۲۷۰۶

اهداف آمریکا از حضور در افغانستان


 نادعلی بای

پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001، ایالات متحده با متهم کردن شبکه تروریستی القاعده که در افغانستان مستقر و از حمایت رژیم طالبان برخوردار بود، در 7 اکتبر 2001 به افغانستان حمله کرد. این رویداد فرصت مطلوبی را در اختیار آمریکا گذاشت تا به بهانه "مبارزه با تروریسم"، طرح "نظام نوین جهانی" خود را به صورت عملیاتی در آورد. ایالات متحده آمریکا با حمله به افغانستان، به دنبال حضور در یک منطقه ژئواستراتژیک مشرف بر مناطق بحرانی خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز، شبه قاره هند و مناطق غربی چین بوده است و این حضور آمریکا در افغانستان می‌تواند منافع ملی ج.ا. ایران را به طور بالقوه با تهدید مواجه کند. هر چند در نگاه اول ممکن است این موضوع قدری کهنه به نظر برسد ولی با توجه به حضور بلندمدت و مستمر آمریکا در افغانستان، شناسایی اهداف آمریکا از حضور در افغانستان و تاثیرات آن بر منافع ملی جمهور اسلامی ایران هنوز هم از اهمیت بالایی برخوردار است.

ایالات متحده، اهداف اقتصادی و اهداف سیاسی ـ استراتژیک متعددی را از حمله به افغانستان و حضور در این کشور دنبال می‌کرده است.

اهداف اقتصادی آمریکا از حمله به افغانستان عبارتند از: 1ـ دسترسی و تسلط بیشتر به منافع انرژی در منطقه آسیای ‌مرکزی ـ خزر و کنترل آنها، 2ـ سرمایه‌گذاری و حضور بیشتر در بازارهای مصرف منطقه غرب آسیا و آسیای مرکزی، 3ـ بازسازی افغانستان و رونق اقتصادی در آن.

اهداف سیاسی و استراتژیک آمریکا از حمله به افغانستان عبارتند از: 1ـ گسترش ناتو به شرق و قرار دادن کشورهای آسیای مرکزی در زیر چتر امنیتی آمریکا، 2ـ ایجاد پایگاه‌‌های نظامی در آسیای مرکزی، پاکستان و حتی افغانستان، 3ـ اجرای استراتژی بازدارندگی ـ درگیری در مورد روسیه و چین و جلوگیری از تبدیل شدن چین به صورت یک قدرت هژمونیک جهانی، 4ـ نزدیکی به منطقه کشمیر و تلاش برای ایفای نقش مهمتر و موثرتر در این منطقه، 5ـ نزدیکی جغرافیایی به مرزهای ایران و مهار و کنترل تهدیدات این کشور و کاستن از اهمیت این بازیگر منطقه‌ای.

حمله آمریکا به افغانستان، فرصتها و تهدیداتی را فراروی منافع ج.ا. ایران قرار داده است فرصتها و تهدیدهای منافع ملی ایران به فرصتهای سیاسی ـ امنیتی، فرصتهای اقتصادی و تهدیدهای سیاسی ـ امنیتی و تهدیدهای اقتصادی تقسیم بندی می‌شود.

اما فرصتهای سیاسی ـ امنیتی منافع ج.ا. ایران در افغانستان عبارتند از:

1ـ از بین رفتن بحران در حوزه هیدروپولیتیکی خاوری ایران؛ بدین صورت که شکل‌گیری یک دولت ملی در افغانستان که حتی با حداقل میزان پایبندی و حقوق بین‌الملل، می‌تواند موجب قاعده‌مند شدن روابط ایران و افغانستان شود که که استفاده ایران از آب رودخانه هیرمند یکی از نتایج این امر است. 2ـ کنترل و کاهش میزان کشت مواد مخدر در افغانستان که همواره به عنوان یک معضل امنیتی برای ایران مطرح بوده است.

3ـ بازگشت تعداد قابل توجهی از مهاجران و پناهندگان افغانی به کشورشان و کاسته شدن از هزینه‌‌هایی که در این مورد بر ایران تحمیل شد. 4ـ امن شدن مرزهای شرق و شمال شرقی کشور از میزان غارتگری و تهاجم اشرار در مناطق مرزی ایران. 5 ـ شکست خوردن طالبان، به عنوان اصلی‌ترین رقیب ایدئولوژیک ایران در منطقه که می‌توانست موقعیت ایران را در جهان اسلام به شدت تضعیف کند. 6ـ کاهش و از بین رفتن احتمالی حضور اپوزیسیون مسلح مخالف ایران (منافقین) در افغانستان به دلیل فروپاشی رژیم طالبان. 7ـ کاهش فشار بر شیعیان افغانستان بواسطه شکل‌گیری یک دولت فراگیر. 8ـ گره خوردن سرنوشت سیاسی پاکستان به عدم نفوذ کامل در افغانستان که می‌تواند به منزله شکل‌گیری یک توازن قدرت در شرق ایران، آنهم در راستای منافع ایران باشد. 9ـ فشار آمریکا به پاکستان جهت کنترل گروههای بنیادگرا که اغلب مخاف شیعیان و ایران هستند وهابیگری را تبلیغ می‌کنند. 10ـ کاهش نفوذ عربستان سعودی و امارات متحده عربی در افغانستان و کاهش قدرت چانه‌زنی امارات با ایران در قبال جزایر سه‌گانه. 11ـ از بین رفتن تهدید طالبان در خنثی‌سازی استراتژی تنش‌زدایی و گفت‌وگوی تمدنهای ایران و تاثیرگذاری منفی بر روابط با دیگر کشورها. 12ـ کاستن از فشارهای وارده به ایران در مورد حمایت از گروههای داخلی در افغانستان. 13ـ ظهور نوع جدیدی از اسلامگرایی به رهبری القاعده که فضای نظام بین‌الملل را حضور ایران مساعد‌تر می‌کند. 14ـ قدرت قابل توجه تاجیکها در دولت افغانستان که در عمل می‌تواند به تداوم فرهنگ حوزه تمدنی ایرانی کمک کند. 15ـ بازگشت نخبگان افغانی ساکن در ایران که می‌توانند در نظام سیاسی افغانستان به عنوان یک لابی برای ج.ا. ایران عمل کنند. 16ـ افزایش همکاری ایران و ترکیه در افغانستان که می‌تواند زمینه بهبود روابط دو کشور را در آینده فراهم آورد.

فرصتهای اقتصادی منافع ج.ا. ایران در افغانستان نیز عبارتند از: 1ـ افزایش نقش واهمیت ترانزتی و حمل و نقل ایران برای افغانستان، 2ـ افزایش فرصت حضور اقتصادی ایران در افغانستان و کمک به اقتصاد ایران ونیز تقویت بخش خصوصی.

همچنین تهدیدهای سیاسی ـ امنیتی منافع ج.ا. ایران در افغانستان نیز عبارتند از: 1ـ استفاده آمریکا از افغانستان به عنوان ابزار تشدید روند یکجانبه‌گرایی که در واقع با حادثه 11 سپتامبر 2001 آغاز شد که این امر می‌تواند فشارهای آمریکا بر ایران را در صحنه‌‌های جهانی افزایش دهد. 2ـ نوع دولتی که در افغانستان بر سر کار می‌آید برای ایران حایز اهمیت است. در صورت شکل‌گیری یک نظام سیاسی فدراتیو این احتمال وجود دارد که سنی‌گرایی و ناسیونالیسم بلوچ، مسایل قومی ـ مذهبی و در نتیجه وحدت ملی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. 3ـ کاهش حمایت روسیه و چین از ایران به دلیل گسترش همکاری این کشور با آمریکا در دوران پس از 11 سپتامبر که این امر می‌تواند توان دفاعی و فناوری ایران را در آینده تحت‌تاثیر قرار دهد. 4ـ استفاده از ماده 5 منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که اشعار می‌دارد؛ مورد تهاجم قرار گرفتن یکی از اعضای ناتو به معنای تهاجم به کل کشورهای عضو ناتو است که این امر با توجه به حضور آمریکا و استقرار نیروهای ناتو در افغانستان در آینده می‌تواند دستاویزی برای فشار بیشتر آمریکا علیه ایران باشد.

ولی تهدیدهای اقتصادی منافع ج.ا. ایران در افغانستان عبارتند از: 1ـ منحرف کردن ژئوپولتیک لوله‌‌های نفت و گاز؛ بدین‌صورت که حضور آمریکا و شرکتهای چند ملیتی در افغانستان می‌تواند سیاست کنونی انرژی در منطقه را متحول کند. انتقال انرژی آسیای مرکزی و دریای خزر از راه افغانستان به چین، هند و خلیج فارس می‌تواند اهمیت ژئواکونومیک ایران را برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کاهش دهد. 2ـ محروم کردن ایران از بازسازی افغانستان.

با توجه به توضیحات فوق، بدیهی است که دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور، باید فرصتهای منافع ملی ج.ا. ایران را در افغانستان افزایش داده و تهدیدها را تبدیل به فرصت کرده یا اثرات آسیب‌پذیری آنها را کاهش دهد و به حداقل ممکن برساند. در زمینه حضور آمریکا در افغانستان، ج.ا. ایران باید برای حفظ و افزایش منافع ملی خود، استراتژی درگیری و مشارکت با ایالات متحده که در اینجا "الگوی استراتژی چند منطقه‌ای (بعدی)" نامیده می‌شود، را در پیش بگیرد. این استراتژی توجه خود را در سطح منطقه‌ای باید به افزایش درگیری و مشارکت ایران در پنج منطقه 1ـ خزر و پیرامون آن ـ آسیای مرکزی و قفقاز، 2ـ افغانستان، 3ـ عراق و شمال عراق، 4ـ خلیج فارس، ۵ ـ فلسطین و لبنان معطوف کند، از این طریق پیوندهای خود را با آمریکا و حتی اروپا افزایش دهد و زمینه را برای تاخیر در تصمیم‌گیری فراهم کند. الگوی کلی در این مورد عبارتست از رها کردن سیاست انزوا و عمل کردن براساس اولویتهای منطقه‌ای. ایران باید در افغانستان با آمریکا در زمینه‌‌هایی که اشتراک منافع دارند همکاری داشته و با آن وارد تعامل شوند ولی در عین حال این تعامل را به نحوی به اطلاع افکار عمومی جهانی برساند. این الگوی استراتژی چند منطقه‌ای (بعدی) برای کشوری مثل ایران که در نقاط تقاطع (گذرگاهها) مناطق مختلف قرار گرفته است، می‌تواند الگوی مناسبی باشد. در واقع تهدیداتی که در افغانستان برای منافع ملی ایران ذکر شد به صورت بالقوه بوده و مدیریت صحیح دیپلماسی کشور می‌تواند آنها را تبدیل به فرصت کرده یا سطح تهدیدات را به حداقل ممکن کاهش دهد کما اینکه تا کنون در برخی موارد اینگونه بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات