محمدحسین روانبخش
دیدار و خوردن افطار محمود احمدینژاد با جمع منتخبی از دانشجویان در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان، اگرچه حاوی سخن و مطلب خاصی نبود و جلسهای برای تکرار حرفهای همیشگی بود اما این بار حتی بعضی از همین دانشجویان انتخاب شده هم بعضی حرفها و وعدههای دولت را به یاد احمدینژاد آوردند که یکی از این مسائل «داستان برخورد دولت با دانشگاه آزاد اسلامی» بود.
شاید شرایط در دو سال گذشته اگر همانطور که دولتمردان میخواستند پیش میرفت، امروز دانشگاه آزاد هم به سرنوشت سازمان برنامه و بودجه دچار شده بود، اما هیچگاه در مورد این دانشگاه، دولت نتوانست خواستههای خود را دیکته کند و شاید همین امر باعث شده که دانشجویان حامی دولت هم از این موضوع ناراضی باشند و از رئیس دولت توضیح بخواهند.
ماجرای رویارویی دولت و دانشگاه آزاد از وعده دولت در اولین ماههای شروع به کار محمود احمدینژاد آغاز شد که طبق آن همه دانشگاههایی که از دانشجویان شهریه دریافت میکردند، باید شهریه شان را براساس نظر دولت کاهش میدادند. احمدینژاد در یکی از اولین سفرهای استانی اش ضمن اعلام این مطلب، از جریمه کردن دکتر جاسبی به تحصیل فرزندانش در دانشگاه آزاد ـ در صورت عدم کاهش شهریه ـ سخن گفت! اما این خواسته دولت چیزی نبود که به راحتی اجابت شود؛ همچنان که دانشگاههای پولی زیرمجموعه دولت هم خیلی به آن تن ندادند، با این همه، آنچه دولت بیش از هر چیز بر آن پای میفشرد، شهریه دانشگاه آزاد بود و همین موضوع تنشی شد که به طور غیرمستقیم میان مسوولان دانشگاه آزاد و مقامات دولتی رخ داد. چندی بعد و در آستانه شروع ترم دوم سال تحصیلی 85 ـ ۸۴ دانشگاهها مقامات دولتی عنوان کردند که دانشگاه آزاد موظف شده شهریههای خود را نزدیک 15 درصد کاهش دهد اما دانشگاه آزادیها بعد از مدتی اعلام کردند که فقط به دانشجویان ورودی 84 و آن هم فقط یک نوبت وام خواهند داد. ثبت نام دانشگاه آزاد انجام شد و خبری از وعدهها و اخبار دولت نشد و این موضوع دو هفته پیاپی در سوالات خبرنگاران از غلامحسین الهام پرسیده شد اما توضیحات الهام در آن روزها هم هیچ نکته جدید یا شفافی در خود نداشت: «دانشگاه آزاد، دانشگاه دولتی نیست. اما رئیس دانشگاه آزاد به وزارت علوم گفته مطالبی که در مورد عدم کاهش شهریهها گفته شده صحت ندارد و دانشگاه آزاد سعی میکند با وامهای درازمدت به دانشجویان کمک کند یعنی دانشگاه آزاد قصد دارد کاهش شهریه را در قالب وام انجام دهد که در نهایت تخفیف شهریه توصیف شده است.» این سخنان اما از یک جهت قابل توجه بود؛ اینکه به نظر میرسید بالاخره در کشمکش اول میان دولت و دانشگاه آزاد، این دانشگاه آزاد بوده که برنده شده است. این مطلب را میشد از بقیه توضیحات الهام در آن روزها هم فهمید: «امیدواریم دانشگاه آزاد با توجه به مطالب گفته شده تصمیم خود را اجرایی کند و هر چه دانشگاه آزاد تسهیلات بیشتری به دانشجویان بدهد، این امر مورد توجه دولت و دانشجویان است.» این حرفهای سخنگوی دولت کاملا در تضاد با حرفهای وزیر علوم بود که پیش از آن بیان شده بود: «شهریه دانشگاه آزاد قطعا بین 10 تا 18 درصد کاهش مییابد. آنچه که من میگویم و یقینا نیز اجرا میشود، این است که شهریه دانشگاه آزاد باید با توجه به منطقه تحصیل دانشجو کاهش پیدا کند.»
جالب اینجاست که بعد از این موضعگیری سخنگوی دولت یک بار دیگر وزیر علوم در این مورد توضیح داد و گفت: «کاهش شهریه دانشگاه آزاد براساس تصمیم دولت به طور قطعی صورت گرفته لذا وامهایی که دانشگاه آزاد با عنوان وام شهریه به دانشجویان این دانشگاه میدهد. از دانشجویان پس گرفته نمیشود.» اما در همان روز رئیس دانشگاه آزاد حرف دیگری زد: «کاهش شهریه در صورت تامین منابع آن به صورت تخفیف است و در غیر این صورت در قالب وام درازمدت به دانشجویان پرداخت میشود. این تخفیف فقط برای نیمسال دوم دانشجویان ورودی 84 اعمال میشود و برای ورودیهای ترمهای دیگر قابل اجرا نیست.»
آن داستان در همین جا خاتمه یافت. در واقع به نظر رسید که دولت در این داستان وعدهای هم به دانشگاه آزاد مبنی بر تامین منابع تخفیف شهریه داده بود اما مسوولان دانشگاه آزاد واقع بین تر بودند و تا عمل دولت به این وعده و تامین منابع، حاضر به اجرای خواسته دولت نشدند. این حرف و حدیثها در آغاز ترمهای بعد هم ـ کم و بیش ـ تکرار شد اما هیچ نتیجهای نداشت.
اینها، البته ظاهر قضیه بود و در باطن به نظر میرسید که خواسته دولت چیز دیگری بود. در واقع دولت سعی داشت این دانشگاه را هم به زیرمجموعه خود اضافه کند. این را میتوان از نحوه اعلام اخبار مربوط به کاهش شهریه از طرف دولتمردان استنباط کرد، همچنین به گفته سخنگوی دولت که «دانشگاه آزاد، دانشگاه دولتی نیست» هم اشاره تلویحی به این موضوع داشت. ضمن اینکه در ادامه داستان، کاهش شهریه دیگر دانشگاهها که عموما زیر نظر دولت هستند تقریبا به طور کامل فراموش شده و همه از کاهش شهریه دانشگاه آزاد سخن گفتند و البته به مرور سخنهای دیگری هم به آن افزوده شد. شاید در همین راستا بود که محمود احمدینژاد در سال گذشته یکبار دیگر دانشگاه آزاد را تهدید کرد و از «اقدام انقلابی» درباره این دانشگاه سخن گفت اما این اقدام انقلابی چه میتوانست باشد؟
دو سه ماهی این موضوع مورد بحث بود و آنچه بیش از همه مشخص بود، این موضوع بود که از هیات امنای این دانشگاه، چند نفری رفته بودند و به نظر میرسید دولت میخواهد با استفاده از شورای عالی انقلاب فرهنگی به ترمیم این هیات همت گمارد و به این طریق اندکاندک اقدام انقلابی خود را انجام دهد اما اعضای جدید هیات امنای این دانشگاه در جلسهای از شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ که احمدی نژاد در آن حضور نیافت ـ رای آوردند.
حال با گذشت دو سال از رویارویی دولت با دانشگاه آزاد میتوان گفت که در حقیقت خواسته دولت مبنی بر کاهش شهریه، پایهریزی برای خواسته دولت مبنی بر آوردن دانشگاه آزاد به زیر مجموعههای خود بود که البته برد دانشگاه آزاد در آن جریان،دولت را مجبور به تغییر روش داد و از اقدام مخملین به اقدام انقلابی کشاند اما در نهایت هیچکدام از روشهای دولت راه به جایی نبرد. در واقع دولت در این قضیه شبیه جنگجویی شد که هرگز فرصت مبارزه را به دست نیاورد اما شکست خورد.
حتی پای نمایندگان مجلس نیز به موضوع باز شد و در یک حمایت گسترده از مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، نامهای با بیش از 250 امضا در دفاع از عملکرد دکتر جاسبی در مجلس جمع شد.
حال به نظر میرسد موضوع دانشگاه آزاد برای دولتمردان و هوادارانشان حیثیتی شده است و اگر سخنی درباره این موضوع گفته میشود دیگر موضوع شهریه و کاهش شهریه نیست بلکه موضوع خود دانشگاه آزاد است. از طرفی دیگر هواداران دولت احساس میکنند که برد دانشگاه آزاد اسلامی به معنای برد هاشمیرفسنجانی است و این را بر نمیتابند.
چندی پیش غلامحسین الهام در کنفرانس خبری خود گفت که اقدام انقلابی یا غیرانقلابی درباره دانشگاه آزاد منتفی شده است اما احمدینژاد در جلسه هفته گذشته اینگونه سخن نگفت. او اقدام دولت را نظارت بر هزینهها و درآمدهای دانشگاه آزاد دانست و چنین عنوان کرد که این موضوع را مخالفان، سیاسی کردهاند!
«برخی مساله را سیاسی کردند، گفتند مخالفین دانشگاه آزاد. چه کسی مخالف دانشگاه آزاد است؟ اگر کسی به مدیریت انتقاد دارد، مخالف اصل میشود؟... از آن وقت که فرمودند سکوت، سکوت کردیم و اصلا این بحث سیاسی نیست. هر جا را که بروی اصلاح کنی سیاسی میکنند. سکوت کردیم که سیاسی نشود.»
انحلال و اقدام سازمان برنامه و بودجه هم سیاسی نبود، اما کسی نتوانست دولت را از اجرای آن منصرف کند، ولی در مورد دانشگاه آزاد چنین اتفاقی نیفتاد پس حتما موضوع سیاسی است. این سخن را میتوان با توجه به وضعیتی که دولت در این مورد به آن دچار شده شنید و ضرورت بیان آن را درک کرد!