نگاه منطقهیی به رویکردهای سیاسی و فرهنگی
پس از سخنان رئیسجمهور اصلاح طلب سابق ایران و سوالات پرشمار خبرنگاران از فعالان سیاسی اصلاح طلب در زمان استراحت، نشست اول به مدیریت سیفالدین عبدالفتاح از استادان مصری شکل رسمیبه جلسه بخشید. فقیه نواندیش آیتالله سیدمحمد موسوی بجنوردی، محمدسعید ادریس رئیس مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام مصر، صادق آیینه وند از استادان برجسته تاریخ و محسن آرمین عضو برجسته سازمان مجاهدین انقلاب و عضو هیات علمی پژوهشکده علوم انسانی، چهار سخنران این نشست بودند که هر کدام در ذیل موضوعی مشخص به بیان دیدگاههای خود پرداختند.
آیتالله محمد موسوی بجنوردی (نقش مصر و ایران در تقریب مذاهب اسلامی )
اسلام براساس توحید کلمه و کلمه توحید بناست و از آنجا که انسان موجودی مدنیالطبع و خواهان همزیستی با دیگران است ایجاد قوانین و مقررات برای بهبود روابط با دیگران را به نفع خود میداند و برای توحید و ایجاد وحدت تلاش میکند. به حکم عقل هر جامعهیی در تصمیمات خود بنا را بر ایجاد اتحاد بیشتر و نزدیک کردن قرار میدهد.
خداوند در قرآن میفرماید «یدالله مع الجماعه» جماعت اساس قدرت است و انسان از آنجا که موجودی مدنیالطبع است همواره از هرج و مرج گریزان بوده و همواره وحدت را مدنظر خود قرار میدهد و وحدت هم زمانی تحقق مییابد که اختلافات کمتر بوده و جامعه به سوی تفاهم پیش برود و مدینه فاضله تشکیل شود. مدینه فاضله زمانی محقق میشود که تفاهم، انسجام و هماهنگی ایجاد شود. به همین دلیل است که خداوند در قرآن همواره مسلمانان را به در پیش گرفتن وحدت و پیروی از عقل و فطرت و حسن همزیستی، تفاهم و نزدیکی با یکدیگر دعوت میکند.
بر همین اساس، نقش علمای مسلمان در از بین بردن اختلافات بسیار مهم است. در حالی که دشمنان اسلام سعی میکنند اتحاد مسلمانان را از بین ببرند، علما باید با هوشیاری موارد اختلاف را شناسایی و در جهت رفع آن قدم بردارند. همانگونه که امام خمینی (ره) مشهورترین منادی وحدت میان مسلمین است همه ما نیز مسوولیم که شیوه آن امام (ره) را ادامه داده و ایشان را درک کنیم. همچنین معتقدم آنچه موجب خصومت میشود، مسائل تفرقهافکنانه است.
محمدسعید ادریس (محدودکنندههای طایفهیی میان گفتمانهای علنی و سیاستهای عملی)
روابط ایران و مصر تابع شماری عوامل تعیینکننده از جمله مولفههای فرقهیی است. این مولفههای فرقهیی طی چند سال اخیر به عنوان عوامل مهمی در مطالعه پیشرفت روابط دو کشور مطرح شده است. حقیقت این امر به ویژه بعد از قدرت گرفتن شیعیان در نظام سیاسی جدید عراق پس از سقوط رژیم صدام حسین و نیز در مضمون تمرکز رسانهها بر روی مفهوم «اسلام شیعه» به عنوان بخشی از مناقشات سیاسی، منطقهیی و بینالمللی در منطقه صدق میکند. افزون بر این تبلیغات امریکایی برای گسترش سیاست منطقهیی، دو قطبی است بین به اصطلاح «محور محافظهکاران» که شامل کشورهای حامی ایالات متحده است و میتوان از آنها تحت عنوان دولتهای سنی یاد کرد و ایران، سوریه و حزبالله لبنان که میتوان آنها را اردوی عمومیشیعه خواند. باید به این پرسش نیز پاسخ گفت که گفتمان فرقهیی سنی ـ شیعه تا چه اندازه بر سیاستهای خارجی این دو کشور اثرگذار است. روشهای غلبه بر آثار منفی این مولفهها در روابط دو کشور کدامند. در دولت آقای خاتمی تلاش میشد تا نوعی نگاه مبتنی بر وحدت به تمامی کشورهای مسلمان و فرقههای اسلامی صورت گیرد اما در حال حاضر این سیاست به طور جدی از سوی دولت فعلی پیگیری نمیشود. از همین رو کشورهای عرب منطقه نگاه کاملاً مثبتی به دولت آقای خاتمی داشتند.
صادق آیینهوند (مشترکات تاریخی ایران و مصر)
شاخص ما در جهان اسلام دو مساله فقه ابوحنیفه و ابنرشد است. از مشترکات تاریخی ایران و مصر نیز مسائلی چون خلافت، مشروطه و مشروعه است. باید برخورد درستی با افکار و اندیشهها صورت گیرد تا راهی برای بهتر شناختن دنیا بیابیم و اگر ما مرزها و مناسبات را بشناسیم و به حرف گذشتگان توجه کنیم، هیچگاه جهان اسلام به بلایی که اکنون با آن مواجه است، دچار نخواهد شد. تنها راه برای پشت سر گذاشتن موانع، گفتوگو و تحملپذیری است. امروز که دومین نشست در حوزه گفتوگو در جهان اسلام در حال برگزاری است پیشنهاد میکنم که عقاید متفکران معاصر ایران و جهان عرب در دو مجلد تدوین شود تا بتوان بر روی آن بررسی تاریخی انجام داد.
محسن آرمین (جنبشهای اسلامی معاصر در ایران و مصر، اشتراکات، افتراقات)
دو کشور مصر و ایران مشترکات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی فراوانی با یکدیگر دارند. این مشترکات صرفاً به وجود روابط تاریخی و فرهنگی ـ تمدنی در دوره پیش از اسلام و داد و ستدهای فرهنگی در قرون اولیه و میانی پس از اسلام محدود نمیشود. دو جامعه برای نوسازی و جبران انحطاط و عقب ماندگی تلاشهای تقریباً یکسان و همزمانی را تجربه کردهاند، هر دو جامعه شاهد ظهور و نقش آفرینی جریانهای فکری و تحولات گفتمانی مشابهی در این دوره بودهاند و در نتیجه راهحلهای مشابهی برای رهایی از عقبماندگی و نیل به پیشرفت و دستیابی به قدرت و عظمت در هر دو جامعه مطرح شده است. در سال 1805 میلادی با بیرون رفتن فرانسه از مصر، محمدعلی پاشا زمام امور را در این کشور در دست میگیرد و تلاش همه جانبهیی را برای اصلاح و نوسازی و نجات مصر از انحطاط و عقب ماندگی آغاز میکند. در ایران نیز عباس میرزا ولیعهد خوشفکر و دلسوز قاجار پس از شکست ایران از مصر و درک ضعف و ناتوانی کشور به سرعت دست به نوسازی و اصلاح در امور دیوانی و نظامی کشور میزند و برای کسب علم و دانش جدید همچون محمدعلی پاشا دانشجو به اروپا اعزام میکند و پس از او نیز کسانی همچون امیرکبیر و قائم مقام فراهانی تلاشهای او را پی میگیرند. روشنگریها و آگاهی بخشیهای پرچمدار نهضت بیداری اسلامی در دوران معاصر یعنی سیدجمالالدین اسدآبادی بیشترین تاثیر را در دو کشور ایران و مصر بر جای گذارده است.
اندیشههای او در ایران زمینههای انقلاب مشروطه را فراهم میآورد و در مصر به قیام عربی پاشا میانجامد. سران نهضت مشروطه همچون نائینی و سیدطباطبایی و... آشکارا تحت تاثیر افکار او بودند و در مصر متفکرانی همچون محمد عبده و کواکبی و... در مکتب او پرورش یافتند. در تمامیاین دورهها از آغاز دوره اصلاح در زمان عباس میرزا و محمدعلی پاشا گرفته تا دوران مشروطه در ایران در آغاز قرن بیستم تا دهههای میانی این قرن یعنی ظهور جنبشهای رادیکال دینی ارتباط و داد و ستد فکری میان دو جامعه به صورت رفت و آمد افراد و البته بیشتر از سوی ایرانیان و انتقال آرا و افکار و متفکران دینی از طریق ترجمه آثار ایشان و باز بیشتر از سوی ایرانیان در همگونی فضاهای گفتمانی و شکل گیری جریانهای فکری سیاسی مشابه موثر بوده است. در کنار این تشابهات باید به وجود اختلافات و افتراقات میان جریانهای فکری دو کشور به ویژه در دو بخش ناسیونالیستی و اسلامی تاکید کرد. ناسیونالیسم در مصر بخشی از جنبش ناسیونالیسم عربی است که در آغاز قرن نوزدهم برخوردار از مایههای دینی و بدون هیچ گونه مرزبندی خاص با اندیشه اسلامی پدید آمد. در حالی که در ناسیونالیسم ایرانی به رغم مرزبندی با تفکرات دینی به استثنای برخی مجموعههای کاملاً حاشیهیی به چنین افراطی گرفتار نمیشود. بخشهایی از مقالات ارائه شده در چهار نشست تخصصی دیگر نیز طی روزهای آتی به چاپ خواهد رسید. ادامه دارد...