مهدی تاجیک
مقدمه:
گاهی آن قدر در مورد متن صحبت میشود که حاشیه به فراموشی سپرده میشود ولی اهمیت حاشیهها بعضی وقتها به مراتب بیش از متن است. حاشیهها گاهی بر متن چیرگی پیدا میکنند. این تفسیر فلسفی را میتوان درباره گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از فعالیتهای هستهیی ایران نیز به کار برد. در تفسیرهایی که از این گزارش اینجا و آنجا انتشار یافته، آن قدر در مورد متن آن یعنی آینده مناسبات تهران و واشنگتن صحبت شده که حاشیههایش فراموش شدهاند؛ حاشیههایی که اهمیتی کمتر از متن ندارند. حاشیههایی چون تاثیر این گزارش بر صلح خاورمیانه.
">مهدی تاجیک
مقدمه:
گاهی آن قدر در مورد متن صحبت میشود که حاشیه به فراموشی سپرده میشود ولی اهمیت حاشیهها بعضی وقتها به مراتب بیش از متن است. حاشیهها گاهی بر متن چیرگی پیدا میکنند. این تفسیر فلسفی را میتوان درباره گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از فعالیتهای هستهیی ایران نیز به کار برد. در تفسیرهایی که از این گزارش اینجا و آنجا انتشار یافته، آن قدر در مورد متن آن یعنی آینده مناسبات تهران و واشنگتن صحبت شده که حاشیههایش فراموش شدهاند؛ حاشیههایی که اهمیتی کمتر از متن ندارند. حاشیههایی چون تاثیر این گزارش بر صلح خاورمیانه.
یک گزارش و این همه تفسیر
تفسیرهای متفاوت و متضادی که در این ده روزه پیرامون چرایی انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا منتشر شده نشان میدهد که هیچ کدام از مفسران حتی درباره متن گزارش تفسیر واحدی ندارند، چه برسد به حاشیههای آن. این تفاوت تفسیرها نشان از آن دارد که هنوز پیام سازمانهای جاسوسی آمریکا به درستی رمزگشایی نشده است. شاید تنها نکتهیی که اکثر مفسران بر آن اتفاق نظر دارند را بتوان تاثیر این گزارش بر کاهش احتمال رویارویی نظامی با ایران دانست ولی در مورد دیگر پیامدهای آن هیچ تحلیل مشترکی نمیتوان یافت. در آمریکا سه تحلیل عمده وجود دارد و در ایران هم دو تحلیل را میتوان از هم تمییز داد. گروهی از مفسران آمریکایی این گزارش را کودتای کبوترهای کاخ سفید علیه نومحافظه کاران خواهان جنگ با ایران میدانند. گروهی دیگر با استناد به بندی از گزارش که فشارهای بینالمللی را در توقف فعالیتهای هستهیی ایران موثر دانسته، پیام آن را تشدید فشارها به تهران در عین دوری جستن از گزینه نظامی میدانند و تحلیل سوم هم بر میگردد به تاثیری که این گزارش میتواند بر رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بر جای گذارد. در ایران اما زاویه دید به گزارش اطلاعاتی آمریکا متفاوت است. در حقیقت دو دیدگاه پیرامون این گزارش به چشم میخورد و از لحن مقامهای تهران پیداست که هنوز به جمع بندی واحدی از این گزارش نرسیدهاند. برای مثال رئیسجمهوری با تعبیر «پیروزی بزرگ»، سخنگوی دولت با تعبیر «اعتراف خوب» و وزیر امور خارجه با توصیف آن به عنوان یک «پیام خوب» به استقبال گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا رفتند اما همه واکنشها تا این حد استقبالآمیز نبود. چنان که حتی علی لاریجانی مسوول سابق پرونده هستهیی و نماینده فعلی رهبری در شورای عالی امنیت ملی نیز سعی کرد در تحلیل خود از این گزارش، به گونهیی احتیاط آمیز موضعگیری کند و تفسیر اساسیاش این بود که گزارش میتواند فضای تنفسی برای کاخ سفید باشد. برخی از تحلیلگران محافظه کار دیگر نظیر حشمتالله فلاحتپیشه نماینده نیز با شک و تردید به ماهیت گزارش سازمانهای جاسوسی آمریکا نگریسته و درباره اینکه ممکن است این گزارش دامی استراتژیک در مقابل ایران باشد هشدار دادهاند. اما همه این تحلیلها متن گزارش را دربر میگیرد و به پیامدهایی که این گزارش میتواند بر روندهای اساسی خاورمیانه بر جای گذارد تمرکز نکردهاند.
غفلت از گمانه کلیدی
در میان همه گونه تفسیری که از گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در اینجا و آنجا به چشم میخورد غفلت از یک گمانه اساسی مشهود است؛ گمانهیی که نه رسانههای آمریکایی و اروپایی به آن پرداختهاند و نه در خاورمیانه چندان مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. این گمانه مربوط به تاثیری است که گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا میتواند بر روند صلح میان اسرائیل و فلسطین بر جای گذارد. در نگاه نخست این گمانه تا حدی بعید و دور از ذهن به نظر میرسد اما شاید دام استراتژیکی که برخی محافظهکاران ایرانی احتمالش را میدهند همین باشد. یعنی اینکه گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در راستای زمینهسازی برای صلح میان فلسطین و اسرائیل تنظیم شده باشد. پاسخ به این سوال که گزارش سازمانهای جاسوسی آمریکا درباره فعالیتهای هستهیی ایران چگونه میتواند زمینهساز صلح فلسطین و اسرائیل باشد برخلاف ظاهرش چندان دشوار نیست. اگر فرض را بر این بگیریم که هرگونه درگیری نظامی آمریکا و ایران، به زیان ثبات خاورمیانه است، آن وقت بلافاصله به این جواب میرسیم که برای هر گونه مصالحهیی میان فلسطین و اسرائیل باید حداقلی از ثبات در خاورمیانه به چشم بخورد و بنابراین راهحل مناسب این است که گزینه رویارویی نظامی با ایران تا زمان نامعلومی از دستور کار خارج شود. اطمینان دادن واشنگتن نسبت به اینکه هیچ طرحی برای رویارویی با تهران در سر ندارد، دستکم این پتانسیل را برای سیاست خارجی ایالات متحده ایجاد میکند که بتواند با اعراب بر سر صلح خاورمیانه به مذاکرات جدیتری دست بزند.
اعراب در ماههای گذشته که نگرانی از آینده تنشها میان تهران و واشنگتن به شکل روزافزونی در حال تشدید بود، مدام دلمشغولی خود را نسبت به بروز بحرانی تازه در خاورمیانه اعلام میکردند و تعبیر پادشاه عربستان درباره اینکه رویارویی نظامی آمریکا و ایران، مثل رها کردن گاوی در میان ظروف چینی است برآمده از تصور مشترکی بود که همه اعراب نسبت به این رویارویی احتمالی داشتند. با این حال کاخ سفید اکنون با گزارشی که آژانسهای جاسوسی آمریکا منتشر کردهاند، میتواند اعراب را نسبت به نداشتن طرحی برای رویارویی با ایران مطمئن کند و با چنین پرستیژی، پیگیر ماجرای صلح خاورمیانه باشد.
تاثیر گزارش اطلاعاتی آمریکا بر مصالحه فلسطین و اسرائیل زمانی آشکارتر میشود که به موعد انتشار این گزارش توجه کنیم. این گزارش سه هفته پس از اجلاس خبرساز آناپولیس در مریلند آمریکا منتشر شد. اجلاسی که در آن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی و رئیسجمهوری اسرائیل توافق کردند مذاکرات صلح را به قصد برپایی دو کشور مستقل اسرائیلی و فلسطینی تا سال 2008 ادامه دهند. غالب کشورهای عربی با اینکه در این اجلاس حضور پیدا کرده بودند اما بدبینی خود را نسبت به استقرار صلح در خاورمیانه پنهان نکردند. یکی از دلایل اصلی این بدبینی نیز تشدید تنشها بر سر پرونده هستهیی ایران بود که اعراب گمان میکردند شدت و حدت رو به فزونی آن میتواند خاورمیانه را آبستن بحرانی با پیامدهای نامعلوم کند. ولی اکنون این کاخ سفید است که میتواند با عقب نشینی از مواضع تحریکآمیز خود در قبال ایران، ژستی صلحجویانه به خود بگیرد و پرستیژ صلح دوستی همان چیزی است که جمهوریخواهان حاکم بر دولت آمریکا بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندند. آنان برای اینکه در رقابتهای ریاست جمهوری سال آینده آمریکا پیروز از میدان به در آیند، باید تصویر خود را در میان افکار عمومی دنیا و به ویژه آمریکا تصحیح کنند و رای کسانی را که به دلیل سیاستهای نظامی کاخ سفید از جمهوریخواهان دل بریدهاند، دوباره به کیسه خود بریزند. بنابراین شاید این گمان که گزارش سازمانهای جاسوسی آمریکا بهرغم میل مقامهای کاخ سفید منتشر شده چندان به واقعیت نزدیک نباشد. اتفاقاً این گزارش میتواند منافع درازمدتتر جمهوریخواهان را دربرداشته باشد. نخست به این دلیل که آنان نگرانی افکار عمومی را از ماجراجویی نظامی دیگری برطرف میکنند و دوم به دلیل اینکه با سرمایهگذاری بر صلح خاورمیانه تلاش میکنند پرستیژ صلح دوستی و دیپلماسی را محور سیاست خارجی دولت بوش در سال آخر ریاستجمهوریاش قرار دهند. این عمل به راحتی میتواند برگ برنده را از دست دموکراتها در رقابتهای انتخاباتی نیز خارج کند. چرا که آنان سرمایه گذاری اصلی خود را بر انتقاد از دولت بوش به دلیل سیاستهای جنگطلبانه گذاشته بودند و گمان میرفت که یکی از پایههای اصلی مناظرههای انتخاباتی در این کشور، بحث درباره آینده رویارویی با ایران باشد. ولی هنوز با آنکه زمان زیادی از انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا نگذشته، تاثیر آن بر رقابتهای انتخاباتی آمریکا مشهود است. به گونهیی که ارزیابیهای جدید نشان میدهد کاندیداهای دو جناح به جای تمرکز بر ایران، بر مسائل داخلی آمریکا متمرکز شدهاند.
با این حال، به عقب رانده شدن احتمال رویارویی آمریکا و ایران این معنی را نمیدهد که فشارها برای تصویب قطعنامهیی تازه در شورای امنیت علیه ایران نیز خاتمه پیدا کرده است. گرچه بر اساس برآوردهای اولیه، چین و روسیه نسبت به ضرورت برقراری تحریمهای تازه ابراز تردید کردهاند ولی لحن مقامهای کاخ سفید نشان میدهد که آنان همچنان شیوه اعمال فشارهای دیپلماتیک بر تهران را ادامه خواهند داد. این امر بدین معنی است که ضرباهنگ دشمنی میان تهران و واشنگتن تا مدت زمان نامعلومی همچنان نواخته خواهد شد. هر چند ممکن است طنین تنشها تا حدی کاهش بیابد.