تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۳۲۷۷۷
آیت‌الله ‌‌هاشمی‌رفسنجانی در خطبه‌‌های نماز جمعه تهران:

از حق مسلم هسته‌ای ملت ایران نمی‌گذریم


بخش خبری: نماز پرصلابت و دشمن شکن جمعه دیروز همچون هفته‌‌های گذشته در مصلای دانشگاه تهران و با حضور پرشور و گسترده نمازگزاران برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار ما در مراسم نماز جمعه این هفته تهران که به امامت آیت‌الله ‌‌هاشمی‌رفسنجانی برگزار شد، امام جمعه موقت تهران در خطبه‌‌های نماز جمعه از غربیها خواست به صلح‌آمیز بودن انرژی هسته‌ای ایران اعتماد کنند.

وی همچنین مذاکره را تنها راه دستیابی به تفاهم و اعتمادسازی در موضوع هسته‌ای دانست.

سخنران قبل از خطبه‌‌ها

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ‌در سخنان پیش از خطبه‌‌های نماز جمعه تهران اتحاد ملی را از مولفه‌‌های قدرت ایران دانست.

امیر حسین دادرس فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ‌در سخنان پیش از خطبه‌‌های نماز جمعه تهران با اشاره به نامگذاری امسال به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی ‌از سوی مقام معظم رهبری تاکید کرد: توجه به این دو شعار می‌تواند امت اسلامی ‌را به ارتقا و عزت در سطح دنیا برساند.

فرمانده نیروی زمینی ارتش با بیان این که کشور ما از گذشته‌‌های دور مورد تهدید بوده است، تصریح کرد: گذشته نشان داده که زمانی که ملت ایران تهدید می‌شده قومیت‌‌های کشور وارد عرصه می‌شدند و با تمام توان خود که برگرفته از خصوصیات گروه‌‌های قومی‌ ایرانی چون کرد، لرد، ترک و سیستانی و... از ایران دفاع می‌کردند.

این فرمانده نظامی‌ با اشاره به تلاش استعمار و استکبار برای ضربه زدن به ایران ابراز داشت: دشمنان تمام امکانات را برای شکست ما به کار بردند و این مسئله در دفاع مقدس کاملاً مشخص بود، اما با پایمردی ایرانیان این تلاش به نتیجه نرسید.

دادرس با تاکید بر این که پیشرفت اخیر هسته‌ای در سایه همدلی به دست آمد، گفت: هر گاه تهدید بیشتر می‌شود گویی اتحاد و یکپارچگی ملی بیشتر می‌شود و این قدرت پنهان ملت ما است که شکست نخواهد خورد.

دادرس عناصری چون روابط مستحکم میان رهبری و ملت ایران را یکی از مهمترین پشتوانه‌‌های مناسب برای اتحاد ملی دانست و گفت: وحدت ملی، یکپارچگی و بنیه دفاعی مناسب از دیگر عوامل برای اتحاد و انسجام ملی است و در حال حاضر ارتش در بهترین وضعیت خود قرار دارد.

وی بنیه دفاعی ارتش را در خدمت نظام جمهوری اسلامی ‌دانست و خاطرنشان کرد: با چنین وحدتی که در میان نیروهای سه‌گانه وجود دارد، دشمن نمی‌تواند ضعف‌‌های قدرت دفاعی ما را تشخیص دهد و توان رخنه از او گرفته می‌شود.

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی رسول الله و علی آله ائمه المعصومین.

بسم الله الرحمن الرحیم ـ اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک اکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم.

اوصیکم عبادالله به تقوی الله و اتباع امره. خداوند توفیقمان را بیشتر کند که از ملکۀ تقوی این گوهر ارجمند ودیعه الهی در انسان بیشتر بهره‌مند شویم.

 مخاطبان ما و نمازگزاران عزیز یادشان است که ما از اول امسال قرار گذاشته‌ایم که خطبه اول را به بحث قرآنی بپردازیم و برگردیم به بحث قرآنی که از سالها قبل در خطبه مطرح بود. اولین خطبه را در شیوه بحثمان مطرح کردیم که گفتیم فعلاً آیات الاحکام قرآن است، با تفاوتی که با آیات‌الاحکام معمول تاریخ ما دارد، آیات فقهی و تکالیف شرعی عملی به عنوان آیات الاحکام مطرح می‌شد و خیلی هم خوب نوشته شده است. ولی من می‌خواهم غیر از احکام شرعیه، سایر احکامی ‌که جنبه فقهی هم ندارد، مثل احکام عقیدتی ـ سیاسی، حکومتی و مبانی احکام را هم در این بحثم بگنجانم. خیلی هم طولانی خواهد بود. خطبه‌‌های زیادی را می‌برد. و نکته دوم این بحث این است که می‌خواهیم سعی کنیم به ترتیب نزول قرآن بگوئیم که معلوم شود بر محور قرآن در زمان پیغمبر(ص) نظام اسلامی ‌چگونه شکل گرفته است. از نقطه‌ای شروع می‌شود، رشد می‌کند، کامل می‌شود یا بعدها منحط می‌شود یا ادامه پیدا می‌کند. من می‌خواهم ضمن بیان آیات‌الاحکام شکل‌گیری نظام اسلامی ‌را در خطبه‌‌ها عرض بکنم. البته این بحث جنبه‌‌های تخصصی زیادی دارد و من سعی می‌کنم موارد تخصصی را که از فهم عموم یک مقدار دور است کمتر مطرح کنم و چیزهایی را مطرح کنم که کل جامعه که علاقمند، باشد بتواند رویش کار بکند و این یک بحث آموزشی است. منتهی آموزش عمومی‌.

سوره‌ای که آلان شروع کردم، سوره علق بود و به نظر اکثریت نزدیک به اتفاق مفسران این اولین سوره‌ای بوده که نازل شده و لذا ما به عهدمان وفا کردیم و از همین سوره بحثهای آیات الاحکامی‌ خودمان را شروع می‌کنیم.

اینکه تمام سوره یک جا نازل شده، یا اینکه به چند نوبت نازل شده قدری مبهم است. البته اکثریت مورخان و مفسران می‌گویند در یک نوبت نبوده است.

پنج آیه اول این سوره، اولین آیات نازله بر پیغمبر(ص) است، بعداً یک مدتی وحی قطع شده یا بعضی سوره‌‌های دیگر هم در این فاصله نازل شده و بعد بقیه سوره آمده و پیغمبر دستور فرمودند که ادامه همان پنج آیه باشد.

بعضی‌‌ها هم معتقدند که اولین سوره‌ای که بر پیغمبر(ص) نازل شده، سوره فاتحه، سوره حمد است که در نماز می‌خوانیم و می‌گویند این سوره 2 بار نازل شده. یک بار در مدینه و یک بار در مکه که اولین بوده. البته این نظر هنوز در آن حدی از روشنی نیست که بپذیریم به عنوان یک مطلب قبول شده اما به هر حال این نظر هم هست. احتمال هم دارد به خاطر اینکه همان روزهای اول پیغمبر اکرم(ص) نماز را هم یاد گرفتند و خواندند، جبرئیل آمد و یاد داد، این سوره حمد چون جزو نماز بود، احتمال دارد آن را به عنوان اولین نزول سوره حمد حساب ‌‌‌کرده‌اند.

حالا می‌رسیم به این بحث. جای دیگری توضیح می‌دهیم. ولی به هر حال این پنج آیه‌ای که خواندم. اقرا باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم. اینها در اولین لحظه بعثت پیامبر(ص) توسط جبرئیل برای پیامبر آمد. حالا من احکامی‌را که از این سوره استفاده می‌شود را عرض می‌کنم و نکاتی را که استفاده می‌شود. من گفتم در خطبه قبل، ما هم در عقاید و هم در جهان‌بینی و هم در اصول راهبردی، اینها همه حکم دارد، اینها را جزو آیات‌الاحکام حساب می‌کنیم. چند حکم از این نوع در این آیه هست. اولاً اصول دین کامل اینجا آمده است.

یعنی خدا با فرض توحید، رسالت و معاد. در همین 5 آیۀ اولی، البته معاد در آیات بعدی آمده که به این 5 آیه وصل می‌شود. اینها حکم است. منتهی حکم عقیدتی و هم جهان بینی است. از این 5 آیه‌ای که عرض می‌کنم، این نکات استفاده می‌شود. جهان را خداوند اینجوری برای ما نشان می‌دهد. می‌شود جهان‌بینی ما فلسفه اساسی ما. مبدأ. خداست و خدای واحد. خدایی که مربی هست و معلم هم هست.

خالق، مربی و معلم. اینها در این آیات است. پس مبداء را که خداوند ما از قرآن در اولین لحظه‌ای که بعثت پیغمبر(ص) آغاز می‌شود، ما در آموزشهای دینی‌مان و به عنوان یک حکم، منتهی حکم نشان دادن واقعیت جهان. می‌گوید اقرا باسم ربک الذی خلق. اینجا رب اسم خدا را با کلمۀ رب می‌آورد، بخاطر جنبۀ ربوبیت و مربی بودن که من جزو برنامه‌‌های مهم اصول راهنمای همین بحث من است. الذی خلق. خدایی که آفرینش مال اوست. آفرید. پس باز آفرینش مال خداست.

توحید ربوبی و توحید در خلق و آفرینش جهان. الذی خلق. کلمه أقرأ هم با دو تفسیر آمده. یک تفسیر این است که به خود پیغمبر (ص) می‌گوید که بخوان قرآن را و تفسیر صحیح‌ترش این است که دستور بعثت است. یعنی شما از طرف خدا مأمور هستید که این مطالبی که از این به بعد مطرح می‌شود به مردم بگویید و مطرح کنید. بعثت است.

بلافاصله می‌رسد به انسان. این باز یک اصل بسیار مهمی است که در مبانی نظام ما و اسلام که اهمیتش به جایی است که سومین کلمه‌ای است که اینجا آمده است. یعنی بعد از خدا و آفرینش بحث آفرینش، انسان مطرح می‌شود. خیلی چیزها آفریده شده، آسمانها، زمین، کهکشانها، بهشت، جهنم، همه مخلوقات زمین و این همه ذرات و موجودات عظیم، دریاها، کوه‌‌ها، از همۀ اینها جزو مهم‌ترش انسان است و این بسیار معنادار است نظامی ‌که از این به بعد بناست به نام اسلام مطرح شود و تبدیل شود به یک شریعت و دین، آن محورش انسان است. خلق الانسان. اول می‌گوید خداوند آفرید. این شامل انسان هم می‌شود. خداوند همه چیز را آفرید. ولی بعد تکیه می‌شود روی انسان. خلق الانسان من علق. انسان را از آن خون بسته‌ای که یکی از مراحل آفرینش انسان است از ماده اولیۀ تا انسان شدن، از یک نقطه‌ای فقط دست گذاشته. ما انسان را از این موجودی که در نظر انسانها خیلی خوار و خفیف و نازیباست آفریدیم. پس انسان در این مجموعه جهان‌بینی ما بعد از خداوند و رسالت محور تشریع و نظام اسلامی ‌است. چگونه انسانی؟ باز می‌بینیم با دو سه کلمه همه چیز را دور نمایش را به ما نشان می‌دهد. افق را مشخص می‌کند.

در تعبیرات ادبای عرب یک چیزی هست به نام برائت استهلال. برائت استهلال آن حالتی است که کسانی که دنبال رویت ماه اول هستند، ماه شب اول هستند اصرار دارند که ماه را ببینند، دورنمایی که در نظر اینهاست، که دیدن هلال است، این حالت را به آن اول هر بحث، اول هر فصل می‌گویند. به گونه‌ای فصل مطرح می‌شود که خواننده و شنونده توجه پیدا کند به مضامین بحثی که با آن مواجه است. یک سخنرانی یا یک کتاب یا یک مقاله یا هرچیز.

یکی از کارهای درست این است که در شروع بحث به گونه‌ای بحث مطرح شود که خواننده نگاهش به کرانه‌‌های بحث جذب شود و بعداً بتدریج وارد جزئیات بشود و این سوره علق و این 5 آیه برائت استهلال قرآن و دین اسلام است.

انسان را آفرید و خلق الانسان من علق. بعد اقرا و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. هم رب تکرار شده و هم انسان تکرار شده و هم اقراء تکرار شده. رسالت، انسان، خدا، ربوبیت و چیزی اینجا اضافه می‌شود و آن اساس کار اسلام و ادیان و آفرینش و بعد بشریت و جهان است و آن آموزش و علم و دانایی است. خیلی حرف مهم است، که در همان دو سه کلمه اول وحی خداوند می‌رود سراغ آموزش. علم الانسان مالم یعلم. انسان جاهل را خداوند به دانش مزین کرد.

این نکته مهمی ‌است و بسیار مهم است و اگر امت اسلامی ‌حقیقتاً بخواهد پیرو اسلام باشد و بخواهد عمل کند به تعالیم اسلام، همین نکته کافی است که در اولین ضربه‌‌هایی که وحی برای هدایت بشر آورده روی چیزی به نام دانش انسان و آن هم دانشی که خداوند به انسان داده تکیه کرد. خیلی مهم است. واقعاً عجیب است و حیرت‌آور است که دنیای اسلام، امت اسلامی ‌در علوم و دانشها عقب باشد از سایر مذاهب و جمعیت‌‌ها و کشورها و نشان دوری امت اسلامی ‌است از روح قرآن. پس انسان عالم که این علم هم در آیات بعدی وقتی جلو می‌آئیم روشن می‌شود که این علم هم علوم فکری است که خداوند در انسان قرار داده با عقلش و با قدرت تجزیه و تحلیلش، قدرت انتخابش و قدرت تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری از تحلیل‌‌هایش که علم محصول اینهاست، به اضافۀ آموزشهایی که از طریق انبیاء و یا در فطرت انسان چیزهایی را گذاشته که ما آنها را ذاتاً و یا علم خدادادی آنها را می‌دانیم، که البته یک مقدار از این چیزهای فطری در سایر موجودات هم هست، اما ما موجود دیگری را نمی‌شناسیم که با شیوه‌ای که انسان تجزیه و تحلیل می‌کند و می‌رسد به نتایج پیچیده و کشف می‌کند رازهای آفرینش و جهان را و استخدام می‌کند طبیعت با این عظمت را که هزاران بار، میلیاردها بار از خودش بزرگتر و قوی‌تر است،  آن هم در یک گوشه‌ای از وجود انسان، چنین قدرتی وجود دارد، خوب این عظمتی است که خداوند در این آیات به امت اسلامی ‌تذکر می‌دهد. تا اینجا ما به معاد نرسیده‌ایم. یا مبدأ، رسالت، انسان، انسان عالم و قدرت و نعمت خالصیت خدا، مربی بودن خداوند و معلم بودن خداوند تا این آیه آمده است. آیات بعد را عرض کردم به احتمال قوی در مدتها بعد نازل شده و اضافه شده به این سوره. به نکات دیگری می‌رسد. هم در مورد خود انسان. اینها مبانی است که برای احکام بعدی دارد آماده می‌شود. عرض کردم در دوران مکه پیغمبر اکرم(ص) احکام اجتماعی بسیار کم داشتند احکام سیاسی بسیار کم داشتند. به دلیل اینکه مسلمانها اجتماعی نداشتند. قدرتی نداشتند. حضور موثری در مکه نداشتند. افراد متفرقی بودند، فهمیده بودند و ایمان آورده بودند دور پیغمبر(ص) جمع شده بودند و با تقیه هم زندگی می‌کردند. و گاهی هم مجبور می‌شدند که مهاجرت کنند که تحت فشار بت پرست‌‌ها و کفار و مشرکین قرار نگیرند. بنابراین پیداست که در اینجا دیگر جای احکام اجتماعی و سیاسی و چیزهایی که در قانونگذاری می‌آید، نیست جز مسایل انفرادی. یعنی وظایف فردی انسانها و وظایف خانوادگی انسانها بیشتر روی اینها تکیه می‌شود که ما می‌گوئیم که اینها جزو احکام اولیه این دوران است. انسان عالم و با قدرت انتخاب که در آیات بعدی پیش می‌آید، انسان را در شرایط ویژه‌ای معرفی می‌کند. بعضی از خصوصیات انسان را می‌گوید. انسان می‌تواند از این نعمتی که خدا به او داده، از دانشش و ربوبیت الهی و پرورشش استفاده کند، راه خدا را برود که در این صورت می‌رسد به خداوند. ان الی ربک الرجعی. که البته این رجعی هم به معنای معاد است. بالاخره مبدا و معاد به معنای قیامت و هم هدف نهایی انسان عالم و مومن است که هدف نهایی‌اش رسیدن به خداست. قرب به خداوند. نمی‌شود گفت که انسان خدا می‌شود، ولی می‌شود گفت که انسان به خدا نزدیک می‌شود. نزدیکی هم، نزدیکی مکانی نیست، نزدیکی از لحاظ رشد و تکامل و قدرت خلاقیت و تفکر است. آن چیزی که فقط انسان دارد در موجودات که می‌تواند کار خدایی بکند و خلاقیت داشته باشد در یک محدوده‌‌هایی که هم ربوبیت داشته باشد آن جنبه‌‌هایی که خداوند برای تربیت دیگران از انسان خواسته است. ان الی ربک الرجعی یکی از همان نکات مهم است که بعداً بحث می‌کنیم.

همین انسان با همین ویژگی که عرض کردم، دو حالت پیدا می‌کند، یک حالت طغیان و سرکشی است که ان الانسان لیطغی ان راه استغنی. این انسان موجود مستقلی نیست. موجود وابسته است. این هم از اصول راهنمای بحث ماست. انسان اگر فکر کند که خودش هست. خیلی اشتباه می‌کند و خیلی خارج از مسیر حرکت می‌کند. ولی اگر همیشه احساس بکند که به خدا وابستگی دارد. وابسته به خداست. سایه است. از خودش استقلال ندارد. این حالت نیاز بسیار اهمیت دارد در مبانی پرورشی انسان. که من می‌خواهم عرض کنم انسانهایی که غرور آنها را گمراه می‌کند و از راه به در می‌کند از این اصل اولی راهبردی مسیر بدی را انتخاب می‌کنند. بد مصداقی می‌شوند. کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی و همین جا ان الی ربک الرجعی می‌آید یعنی توجه می‌دهد که بالاخره باید برگردی و جواب بدهی از این سرمایه عظیمی‌ که خداوند به تو داده و این سرمایه را بد مصرف کردی حالا باید جواب بدهی بعدها.

این انسانهای مغرور دچار طغیان می‌شوند، دچار زورگویی می‌شوند.

یک عده طغیانگر نسبت به ضعفا و من جمله پیغمبر(ص) بدرفتاری می‌کردند. ان الانسان لیطغی ان راه استغنی. چون خودش را بی‌نیاز می‌بیند از مبدأ، غرور او را می‌گیرد و طغیان می‌کند و بعد در آیات بعدی جزای انسانهای طاغی را خداوند می‌فرماید. جالب است در این سوره 2 تا اصل مهم از اصول دین که ما بهش فروع دین می‌گوئیم، جزو اصول راهنما و راهبردی دین است اینجا مطرح می‌شود. یکی مسئله امر به تقوی که بالاتر از امر به معروف است. در امر به معروف باید انسان به هر کار خوبی دعوت کند. امر به تقوی آن چکیده و نتیجه کارهای خوب است که انسان به تقوی می‌رسد و از آن کارهای خوب به وجود می‌آید، این انسان اینجا مسئله امر به معروف و نهی از منکر برایش مطرح است و در مقابل این آن انسانهای طغیانگر هستند که نهی از تقوی می‌کنند و امر به منکر می‌کنند و نهی از منکر نمی‌کنند. ببینید، بعد از اینکه ما وارد قرآن می‌شویم، و بعد وارد احکام می‌شویم همه نکات اصلی در این سوره کوچک در اول لحظۀ نزول وحی و چند صباحی بعد از این نازل شده، آینده قانون‌گذاری و شریعت‌سازی، اسلام را دارد نشان می‌دهد.

 تا اینجا بحثی از ارادت نیست. طغیانگری انسان هست. احساس بی‌نیازی انسان هست. اما از این به بعد باز وارد یک نقطه دیگری می‌شویم که انسان باید عبادت بکند.

همین جا ملامت می‌کند کسانیکه مانع نماز می‌شوند. با لحن بسیار خشمگینانه‌ای خداوند خطاب می‌کند به آنهائی که جلوی عبادت مردم را می‌گیرند، جلوی عبودیت مردم را می‌گیرند و در آخر آیه هم دستور سجده به خدا داده می‌شود که ما با سجده، با خضوع در مقابل خدا که روح عبادت است و روح نماز است، خودمان را به خداوند نزدیک کنیم که همانی که عرض کردم، راه انسان است. خب از مجموعه‌ای که عرض کردم اینطور نتیجه‌گیری می‌کنم فعلاً در این خطبه که از آیات اول اوائل نزول قرآن کاملاً برنامه اسلام بدست می‌آید و آن اینستکه اسلام دنبال این است که انسان صالح و انسان مؤمن و انسان در حال تکامل و انسان راهرو خداوند پیشرفت در جهت توسعه وجودی خودش در این مکتب انسانساز بسازد. این اصل برنامه است. از این ببعد احکامی ‌که شما می‌بینید عبادی، سیاسی و اجتماعی و همه تلاشها، جهاد، شهادت و همه را که بعداً می‌بینید همه به یک نکته اشاره می‌کند که هدف این دین اینستکه انسانهائی از این تبار و از این نوع بوجود بیاورد.

حالا اگر این انسانها بوجود بیآیند، بقیه آثاری که از حیات طیبه اسلام برای دنیا در نظر گرفته‌ایم، دیگر آسان می‌شود. اگر این انسانها تربیت شده نداشته باشیم، اگر انسانها دانش داشته باشند اما در راه خدا نباشند، اگر انسانهائی عبادت داشته باشند اما از تعلیم الهی و دانش استفاده نکنند، اگر توسعه علمی‌ در کنار توسعه عبادی وجود نداشته باشد، این دیگر آن انسان موردنظر اسلام و قرآن نیست و آن جامعه هم جامعه اسلامی ‌به آن معنا که اسلام خواسته، نیست.

آری یک جامعه‌ایست، بخشی از آن مورد قبول و بخشی دیگر مورد قبول نیست و این مجموعه با یک برنامه، پیغمبر را در تاریخ آنهم جزیره‌العرب آنروز نشان می‌دهد. شما می‌دانید که در جزیره‌العرب، مکتب‌خانه هم نبود، بطور انفرادی بعضی‌‌ها از جائی چیزی یاد می‌گرفتند. آنجا بحث علم در اولین سوره نازله بر پیغمبر و آنهم اینطور نکات خب خیلی سطح بالایی دارد، خیلی تنزل پیدا می‌کند تا قابل فهم باشد برای مردم آن زمان و این برنامه اینطوری آمده است. چیزی از کنفوسیوس نقل می‌کنند دربارۀ تربیت انسان، آنهم از نوع حرفهای انبیأ است. خیلی ساده حرف زده و گفته اگر می‌خواهی برای یکسال برنامه‌ریزی کنید، برنج بکارید، اگر می‌خواهید برای ده سال برنامه‌ریزی کنید، درخت بکارید ولی اگر می‌خواهید برنامه درازمدت داشته باشید، انسان تربیت کنید. این جمله یک جمله بسیار باارزشی است ولی اگر ما به اسلام نگاه کنیم اینکار این یک آرزو و یک راهی است که ایشان مطرح کرده اما نکات اساسی تربیت انسان و جامعه اسلامی ‌در آن چند جمله‌ای که از قرآن خدمتتان عرض کردم، آمده و انشأالله ما بتدریج وارد مواردی می‌شویم که بعد از این مصادیق احکام است. اینجا اصول دین بود و چند اصل راهنما بود، خالقیت خداوند، تربیت خداوند، تعلیم خداوند، موقعیت انسان، موقعیت پیغمبر به عنوان پیام‌آور خداوند و سرنوشت انسان و اینکه انسان دارای قدرت تصمیم‌گیری و اختیار است و مسئولیت دارد، راه بد اگر پیش بگیرد جزایش را در همان مسیر می‌بیند و اگر راه خوب را در پیش بگیرد، به خدا نزدیک می‌شود و این یک مجموعه معارف عقیدتی و استراتژیکی است که در این سوره به عنوان احکامی‌ از این نوع ما عرض کردیم و انشأالله ما بعداً وارد مثلاً در این سوره، نماز آمده و ما شاید در یک موقعیت یعنی بحثهای اولیه‌مان همین تاریخ تدریجی قانونی شدن و تکلیف شدن نماز را و پیشرفت اینکار را عرض می‌کنیم و بحث‌‌های اجتماعی و خانوادگی که بیشتر در آیات مکی به آنهاست، از آنها عبور می‌کنیم سریعاً ولی وقتی به آیات مدنی می‌رسیم آنموقع احکام براساس این اصول توضیح داده خواهد شد. وی در خاتمه خطبه اول، سوره شریفه «والعصر» را قرائت کرد.

خطبۀ دوم

آیت‌الله‌‌ هاشمی‌رفسنجانی در خطبه دوم نماز جمعه دیروز تهران به مناسبتهای مختلف هفته اشاره کرد و در مورد اولین مناسبت یعنی «روز ارتش» و همچنین سالگرد شهادت سپهبد قره‌نی گفت: روز ارتش یادآور یک تدبیر بسیار مهم امام راحلمان است که امروز با حوادثی که در عراق دارد رخ میدهد، انسان می‌فهمد که کار معجزه‌آسائی امام کردند خود ارتشی‌‌ها بهتر از همه میدانند و مردم ما نیز تا حدود زیادی می‌دانند و نسل جدید شاید کمتر بدانند. امام از دوران مبارزه به ارتش توجه داشتند و اگر یادتان باشد در پاریس که بودند و درگیریها شدید بود در ایران، امام چه توصیه‌‌هائی به ارتش کردند و آخرش هم دستور فرار از پادگانها را دادند که با فرار جمع زیادی، بنیان ارتش متزلزل شد و ما در گزارشهای بعدی می‌بینیم که فرماندهان عالیرتبه آنزمان و سیاسیون زمان شاه به این نتیجه رسیده بودند که دیگر نمی‌شود با وضعی که در ارتش پیش آمده، فرمان‌‌های حساس به ارتش داد چون اجراء نمی‌شود و حتی این دیگر جزو اخباری است که اسنادش را من هنوز خودم ندیدم ولی هست در اظهارات و آن اینکه آن ژنرال آمریکایی که آمده بود و مأمور بود که آخر کار اگر لازم باشد، کودتا کنند، وقتی که این وضع ارتش را دید، گفت فرمان کودتا اجرا نمی‌شود چون بدنه ارتش زیر بار نخواهد رفت و شکست کودتا فاجعه‌بار می‌شود. که اتفاقاً همینطور هم شد یعنی وقتی که حکومت نظامی‌ اعلام کردند در روزهای آخر عملاً نتوانستند اجراء کنند و در داخل ارتش جنگ شد و مردم به کمک انقلاب بخشی از نیروهای وفادار به انقلاب رفتند که شما داستانها را می‌دانید. بعد از پیروزی انقلاب یک توطئه عمیقی شروع شد از طرف ضدانقلاب و بیشتر گروههای چپ و آنها نقشه کشیدند که ارتش را منحل کنند و از این سرمایه بسیار ارزشمند، انقلاب اسلامی ‌را محروم بکنند. راههایشان هم روشن بود خب ما کف دست آنها را خوب خواندیم و اولین شعاری که دادند گفتند انقلاب احتیاج به ارتش توحیدی بی طبقه دارد حالا این را بچه‌‌های مسلمانشان ظاهراً التقاطی‌‌ها بودند.

ارتش توحیدی و بی‌طبقه، توحیدی آنرا از این نظر می‌گفتند که بگویند عناصر موجود ارتش را قبول نداریم و بی‌طبقه را هم می‌خواستند که سلسله مراتب و انضباط و نظم ارتش را از هم بپاشند و اتفاقاً در درون ارتش هم این بحث جدی شد. ما هرجا می‌رفتیم در پادگانها مشکل واقعی بود. یک عده علیه فرماندهان قیام کرده بودند، اعتراض می‌کردند، فرمان نمی‌بردند و وضع بسیار بدی بود که داشت پیش می‌آمد و در چنین شرایطی امام تشخیص دادند که این سرمایه را می‌خواهند از دست ایران و انقلاب بگیرند و آن بیانیه معروف را دادند که چند بند داشت اولاً تجلیل از ارتش بود و سرمایه مهم کشور و بعد از مردم خواستند از ارتش حمایت کنند و از ارتش خواستند که از انقلاب حمایت کنند و نکته مهمتر آن این بود که خواستند در درون ارتش سلسله مراتب و انضباط که یک ارزش بالائی است برای نیروهای مسلح، مراعات شود و امام دستور دادند که ارتش در سراسر کشور در «روز ارتش» مانور بدهد و ما روزهائی که داریم برای خیلی چیزها در سال، خیلی از آنها را امام تعیین نکردند و اینها را بعداً به مناسبتهائی شورای انقلاب فرهنگی و یا جای دیگری تعیین کردند ولی روز ارتش را امام تعیین کردند.

روز 29 فروردین را روز ارتش معرفی کردند و گفتند در سراسر کشور، مانور بدهید و به مردم هم گفتند همان روز از ارتش استقبال کنید و این خیلی پیش بینی و تدبیر مهمی‌ است. یک روز سراسر کشور ارتشی‌‌ها حضور پیدا کردند در میان مردم و در خیابانها و مردم هم جمع شدند و گل دادند و گل گرفتند و شعار دادند و تائید کردند و همه آن توطئه‌‌ها بهم ریخت و نتیجه هم این شد که اولاً در همان روزها که هنوز سپاه و بسیج نبود و تازه داشتند شروع می‌کردند در نقاط مختلف که کانونهای فتنه بود، ارتشی‌‌ها این کانونهای فتنه را خاموش کردند البته کم‌کم نیروهای سپاه و بسیج هم رسیدند و کمک شد و بعد میدانداری کردند و من در یک سفری و در یک جمعی از مسئولان نظام از شورای انقلاب به امر امام همان اول سال 58 نزدیک دو ماه پس از پیروزی انقلاب رفتیم کردستان برای اینکه هم از مردم دلجوئی کنیم و هم مشکل فتنه را حل کنیم و آنجا دیدم که چه قدرتی ارتش نشان داده و آنجا سپهبدقره‌نی آنچنان قاطعیتی نشان داده بود که همه بعدها از طرف ضدانقلاب به طرف او متوجه بود و نجات داد ایشان با قاطعیتش کردستان را و ما در پادگان سنندج می‌رفتیم که از ضدانقلاب پس گرفته بود که بحثهای زیادی هست.

این تصمیم امام باعث شد بعد در جهاد دوران دفاع مقدس نقش ارتش را دیگر همه ما دیدیم و با وفاداری جنگید و بعد از دفاع مقدس هم هر آنچه لازم بود برای تقویت بنیه دفاعی کشور انجام داد، آموزشها تعمیق شد، تجهیزات ترمیم شد و ابتکارات برای تامین نیازهای دفاعی شدت گرفت و هرچه که لازم بود برای اینکه یک نیروی مسلح قوی داشته باشیم، در کنار سپاه که آنهم همین مسیر را پیمود و بسیج و امروز ما یک مجموعه قابل اعتماد و ایستاده روی پای خود و متکی بخود از نیروهای مسلح داریم و من ریشۀ همه این دستاوردها را در یک تصمیم بجا و سخت امام می‌دانم و امروز بحمدالله صحبتهائی که قبل از من در اینجا امیرارتش کرد، شما شنیدید و آن امتیازاتی که امروز نیروهای مسلح ما دارند، خوب توضیح دادند و سپهبد قره‌نی که در سالگرد شهادتش هستیم، از پیشتازان این راه بود. یعنی قبل از انقلاب دو بار محکوم به زندان شد. یکبار در سال 36 به اتهام شرکت در کودتا، البته طرح کودتا بود و عملی نشده بود و باز در سال 42 بعد از بازداشت امام راحل و حادثه 15 خرداد به اتهام ملاقات با آیت‌الله العظمی‌ میلانی و برنامه‌ریزی برای کارهای جهادی و مبارزه باز هم ایشان محکوم شد و در اولین روز پس از پیروزی انقلاب بدستور امام ایشان رئیس ستاد ارتش شد و بعد اولین سخنرانی که کرد خیلی حرفهای مهمی ‌زد. یکی از نکات مهم آن، این بود که رسالت ما،  ساخت یک ارتش مکتبی است و میهن دوست و نیرومند می‌باشد. که همان راه هنوز ادامه دارد. البته نگذاشتند ایشان خدمت کنند و خیلی زود چراغ عمرش را خاموش کردند. در منزلش گروه فرقان که گروه شیطانی و خطرناکی بود و از درون نفوذ داشت در همه جاهای کشور و تحت هدایت منافقین، اولین شهید را بصورت ترور که خواستند از انقلاب بگیرند، رفتند سراغ شهیدقره‌نی و این دزدان با چراغ آمده بودند و بعد دیگر ادامه جنایات آنها ادامه یافت.

مساله بعدی ما که از همین جا که اسم شهید برده شد بعد همین‌‌ها چند روز بعد شهید مطهری را از ما گرفتند که این بزرگوار در میدان قلم و تعلیم و همچنین سیاست از محورهای مهم حرکت انقلابی بود و حقیقتاً آنروزها جامعه ما احتیاج به حضور ایشان داشت. ایشان در شورای انقلاب و در سنگر دانشگاه و خیلی جاهای دیگر، کارهای بنیانی و اساسی می‌کردند. خب دشمنان انقلاب می‌دانستند و واقعاً با چراغ آمدند و این گوهر ارزشمند را خیلی زود از انقلاب گرفتند و ما به مناسبت شهادت ایشان روز معلم را در تاریخمان تعبیه کردیم که باز از مناسبتهای این روزهای ماست که من می‌خواهم بخاطر مسائلی که امروز فرهنگی‌‌ها و معلمین، دارند نکات مختصری را عرض بکنم.

 ببینید اهمیت توجه به دانش که در خطبۀ اول من بود و رسالت انقلابی و نقش اساتید و معلمان چیزی بود که از صدر انقلاب و قبل از انقلاب در دل و قلب همه ماها بود و امروز هم هست و نقش اینها را در همه این مراحل خوب دیده‌ایم. در دانشگاهها، در مدارس، در جبهه، در میدانها، تخصص‌‌ها و کارهائی که ‌‌‌کرده‌اند و حقیقتاً علم و دانش بالاخره منشأ مهمش در کشور ما و هر کشوری همین معلمان و اساتید و محققان هستند. امروز مطالباتی را مطرح می‌کنند که من فکر می‌کنم همه ما وظیفه داریم دولت، مجلس، قوه قضائیه و ما و همه ماها وظیفه داریم که معلمان را راضی و شاداب نگهداریم که اینها در کلاسهای درس که سرمایه این کشور در اختیارشان است و باید با نشاط و بارضایت و باامید و نهایت دلسوزی این سرمایه‌‌ها را پرورش بدهند، اینها را نمی‌شود که ناراضی نگهداشت و اینکار خطرناک است و اگر آنها هم خودشان با نجابتشان خطری ایجاد نکنند خطر اصلی در این است که آن علاقه‌ای که لازم است به پرورش نونهالان ما داشته باشند، کمتر نشود البته نمی‌شود چون این معلمان ما همانهائی هستند که وظیفه جهاد نداشتند در دفاع با آن وسعت در دفاع، شرکت کردند و آنهمه شهید دادند و در همه دوران انقلاب با قناعت همیشه همراه انقلاب بوده‌اند و باز هم خواهند بود ولی قطعا در این شرایط مصلحت نیست که بین معلم‌‌ها فرهنگی‌‌ها و مدیریت نظام و دولت سوتفاهم باشد و انشأالله هر دو طرف با تدبیر و حکمت و با توجه به واقعیات انشأالله این مسائلی که مطرح می‌شود، بخوبی حل کنند و مجلس در اینجا نقش مهمی‌ باید ایفا کند و همین جا باز به هفته کارگر باید توجه کنیم که باز در همین روزها داریم. کارگران از اقشار وسیع و زحمتکش و قانع و صبور و وفادار و مؤمن جامعه هستند. ماها باید شهادت بدهیم که در قبل از انقلاب چقدر کمونیست‌‌ها و چپ‌‌ها تلاش می‌کردند که کارگران را بخاطر مشکلاتشان جذب اردوگاه کمونیسم بکنند و حتی در زندانها که ما بحث می‌کردیم با سران مارکسیست‌‌ها، آنها می‌گفتند بالاخره نیروی اصلی جامعه که کارگران و کشاورزان می‌باشند بطور طبیعی با کمونیست‌‌ها هستند و شما طرفدارانتان بورژواها هستند و آنها خودشان می‌گفتند خواستگاه ما و موقعیت ما، در میان کارگران است و بعد از انقلاب هم به سرعت رفتند در کارخانه‌‌ها و کارگاهها برای اینکه کارگران را جذب کنند اما ما دیدیم این قشر همیشه وفادار بوده است و همیشه صبور بوده است. در انقلاب حامی ‌اصلی بود برای نظام و بعد از انقلاب با هوشیاری این فتنه‌‌ها را رد کرد، در دفاع مقدس اینها در بدترین شرایط و با نداشتن قطعه و مواد، کارخانه‌‌ها را حفظ کردند و تولید کردند، از کارخانه به جبهه می‌رفتند و امکانات ناچیزشان را برای جبهه می‌فرستادند و بعدهد تا بحال در خدمت تولید بوده‌اند و وسیع هم هستند و بخش مهمتر نیروی انسانی کشور را تشکیل می‌دهند و الان هم من دارم احساس می‌کنم که یکی از هدفهایی که دشمنان خارجی ما، تحریکاتشان متوجه آنهاست همین قشر کارگرند و لذا ما باید هم عزت و کرامت کارگرانمان را حفظ کنیم و هم موقعیت آنها را درک کنیم و آنها هم مثل همیشه موقعیت‌شناس و وفادار به انقلابند و انقلاب را مثل جان خود دوست دارند و اجازه ندهیم دشمن ازپنجره‌‌های ناجور وارد شود.

موضوع دیگر ما مسئله تجاوز آمریکا به ایران از راه طبس است که من فقط برای یادآوری ملتمان و برای یادآوری خود آمریکائی‌‌ها عرض می‌کنم زیرا زیاد تکرار کرده‌ایم واقعاً یک معجزه خداوند را در حفاظت از انقلاب ما آنجا دیدیم.

آنروزی که آمریکائی‌‌ها لشکرکشی کردند و تا طبس آمدند و شکست خوردند، ماها در داخل کشور و مدیریت کشور، خبر هم نشدیم که آنها آمدند. از منطقه بندرعباس در خاک ما آمدند تا طبس و هیچ کس نفهمید و اطلاع نداد. موقعی مطلع شدند که یک اتوبوس از آنجا عبور می‌کرد بخاطر اینکه آمریکائی‌‌ها آن را بازداشت کرده بودند که زود خبر ببرد، بعد از اینها کسی فرار کرد و آمد اطلاع داد، ما مطلع شدیم که چنین اتفاقی افتاده است. خب این خیلی قابل توجه است. برنامه دقیق ریخته شده بود در آمریکا و ماهها روی آن تمرین شده بود، در مصر تمرین شده بود در عمان تمرین شده بود ایستگاهها مشخص شده بود، فرودگاه خاکی طبس کاملاً بررسی شده بود حتی زمین‌شناسی شده بود و با خودشان مترجم آورده بودند مترجم ایرانی آورده بودند، هلیکوپتر بود، هواپیما بود، ابزار لازم بود و هرچه فکر کنید که برسند به این لانه جاسوسی و آمریکائی‌‌هائی را که آنجا گرفتار بودند آنها را آزاد کنند و ببرند و خداوند آنها را در طبس آنطوری شکست داد و ما وقتی که آنها شکست خوردند و بخشی از آنها مردند و بخشی از آنها فرار کردند، فهمیدیم یعنی نظام آنموقع تازه فهمید خب این خدا، یک چنین پشتیبانی است برای این نظام و حقایق آن حادثه را خود آمریکائی‌‌ها بیشتر از ما می‌دانستند و می‌دانند چقدر مهم بود و حزب حاکم در آمریکا بسیار مهم بود و برای ما اگر می‌شد چه خفتی بود ولی خداوند در حالت غفلت ما، این نجات را هدیه کرد به کشور ما و ملتی که همیشه پیش خدا امتحان خوبی داده است. در دفاع مقدس چقدر امتحان خوب داد این ملت چقدر شهید داد چقدر جانباز داد چقدر اسیر و آزاده داد، چقدر مفقود ما هنوز داریم و خانواده‌‌های آنها چقدر صبر کردند خب امتحان بهتر از این نمی‌شود در تاریخ ما، این امتحان برای یک قرن کافی است برای یک امت و برای یک ملت و خداوند هم که عدلش آنقدر دقیق است که هیچوقت اجازه نمی‌دهد فراموش شود لذا در هر شرایطی ما باید متکی به خداوند باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات