بسماللهالرحمنالرحیم
حزب حاکم «کارگر» انگلیس در انتخابات شوراها و مجالس محلی شکست سختی خورد و اغلب کرسیها را به رقبای خود واگذار کرد. این شکست سنگین حزب حاکم نه تنها موقعیت لرزان تونی بلر در انگلیس را شکنندهتر ساخت بلکه حتی بر آینده حزب در صحنه سیاسی انگلیس هم اثرات جدی و ماندگاری را برجای گذاشت. بیاعتباری دولت بلر و حزب کارگر، نزد مردم انگلیس به حدی بود که حتی در اسکاتلند که برای مدت نیم قرن همواره حزب کارگر طرف پیروز انتخابات بوده، این بار مبارزه را به رقیب اصلی خود یعنی «حزب ملی اسکاتلند» واگذار کرده است.
این انتخابات در واقع دیدگاه مردم انگلیس درباره دولت بلر حزب کارگر و آینده این کشور را بعنوان یک نظرسنجی رسمی به نمایش گذاشت. اگرچه طیف وسیعی از علل و عوامل در راه شکل دادن به این شکست سنگین «بلر» و حزب کارگر موثر بودهاند، ولی بررسیها نشان میدهد که جنگ عراق و ناکامیهای دولت بلر در صحنه داخلی انگلیس عمدهترین علل به گل نشستن کشتی حاکمیت بلر بوده است. این نخستین بار طی چند دوره انتخابات گذشته است که حزب کارگر شاهد چنین شکستی بوده است. با اینهمه، ناکامی بلر و حزبش چندان هم غیرمنتظره نبود، چرا که تونی بلر برای کنارهگیری مدتها تحت فشار هم حزبیهایش بود لکن با سماجت سعی داشت زمان بیشتری در قدرت باقی بماند. اکنون با محرز شدن بداقبالی بلر هر لحظه انتظار میرود وی برای همیشه قدرت را ترک بگوید و استعفای خود از نخست وزیری را اعلام کند. ضعف و ناتوانی دولت بلر با اثرات جبرانناپذیری در ساختار قدرت در انگلیس همراه بود و اکنون حزب ملی اسکاتلند با کسب قدرت سعی دارد زمینهها برای برگزاری همه پرسی و اعلام استقلال اسکاتلند را تا 3 سال دیگر فراهم کند.
بدین ترتیب دولت لندن برای سلطه بر خاورمیانه تلاش میکرد ولی بر اثر ناکامی حتی در ال از دست دادن سلطه بر اسکاتلند نیز هست. در واقع بلر در شرایطی از قدرت کنارهگیری میکند که چسبندگی سرزمینهای اسکاتلند و چه بسا «ولز» و سایر موارد به پیکره سرزمین انگلیس به حداقل ممکن رسیده است. در اینصورت ممکن است سایر سرزمینها از جمله کانادا، استرالیا و... نیز برای اعلام استقلال از نظام پوسیده پادشاهی انگلیس وسوسه شوند. البته این زمزمهها در گذشته هم وجود داشته ولی انگلیسیها عموماً با ترفندهای نه چندان قابل دفاعی، از تحقق چنان اهدافی جلوگیری کردهاند و دستکم آنرا به تعویق انداختهاند.
این در واقع «رأی عدم اعتماد» مردم انگلیس به دولت بلر و حزب کارگر است که در سطح ملی صادر شده و نشانگر عدم کفایت سیاسی بلر تلقی میشود که در سطح داخلی و بینالمللی در اوج ضعف قرار دارد. بلر اگرچه قدرت را ترک میگوید ولی گوردون براون وزیر دارائی فعلی در شرایطی جانشین وی میشود که حزب کارگر و دولت حاکم با « بحران مشروعیت » مواجه است و از بیاعتمادی مطلق جامعه رنج میبرد. کاملاً بعید به نظر میرسد که براون بتواند معجزه کند و کابوس سیاسی ناشی از شکست بلر و حزبش را پایان دهد و یا حتی آنرا مهار نماید. این موارد این روزها حتی در مطبوعات انگلیس هم با صراحت بیان میشوند.
روزنامه « گاردین » از ده سال حکومت بلر، بعنوان حاکمیت ناموفق و ناتوان یاد میکند که نتوانسته شعارهای انتخاباتی خود را محقق سازد و کارنامه قابل قبولی از خود ارائه نماید. عمدهترین موارد ناکامی بلر اینگونه فهرست شده است: جنگ عراق، رسوائی تسلیحاتی درباره عربستان شکست در محکومیت زندان گوانتانامو و حمایت از اسرائیل در جنگ اخیر لبنان که سرانجام به شکست مطلق اسرائیل منجر شد. به عبارت بهتر، شکست اسرائیل به ناکامی حامیانش منجر شده و بلر تاوان سنگین حمایت از طرف بازنده در جنگ 33 روزه در لبنان را میپردازد.
با اینحال، رمز اصلی شکست بلر و حزبش را بایستی در سرمایهگذاری بدفرجام در جنگ عراق جستجو کرد. «جف هون» وزیر دفاع سابق انگلیس اعتراف میکند که حضور نیروهای خارجی در عراق اشتباه بود. نیروهای خارجی بعد از ورود به عراق، طرح و برنامه خاصی برای ادامه حضور در عراق نداشتند.
جف هون، که در حال حاضر نماینده انگلیس در اتحادیه اروپا است، میگوید: ابتدا تصور میشد که مردم عراق برای استقبال از نیروهای خارجی به خیابانها بریزند ولی این انتظار ما هرگز برآورده نشد. جنگ عراق به بهانه وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق آغاز شد ولی متأسفانه آن اطلاعات به کلی نادرست بود. تاریخ درباره حضور نیروهای چند ملیتی در عراق و دخالت در تشدید درگیریها بین سنیها و شیعیان قضاوت خواهد کرد.
فرماندهی نیروهای آمریکائی و انگلیسی در عراق با یکدیگر اختلافنظر بسیاری داشتند. اشتباهات آمریکا پس از حمله به عراق به گونهای بود که عراق را به ورطه نابودی کشاند و دیگر امیدی به بازسازی این کشور نیست.
«جف هون» که در زمان حمله به عراق، وزیر دفاع انگلیس بود، به «گاردین» اعتراف کرد: ما واقعاً به عواقب واقعی این جنگ نیاندیشیدیم.
اگرچه «جف هون» سعی دارد لبه تیز حملات خود را متوجه آمریکا نماید، ولی واقعیت اینست که خطاهای عمدی انگلیس در عراق هم کم نبوده است. همه بخاطر دارند که یک روزنامه انگلیسی عکسهائی از شکنجه و جنایات ارتش انگلیس در عراق به چاپ رساند ولی با اعمال فشار دولت بلر، وزارت دفاع و ارتش سلطنتی انگلیس، سردبیر آن برکنار شد و آن روزنامه با انتشار متنی ادعا کرد که گویا عکسها جعلی بوده و برای بدنام کردن ارتش تهیه شده بود. البته این توجیهات مضحک ممکن است برای «مصرف داخلی» انگلیس کارآئی داشته باشد ولی ابعاد جنایات ارتش انگلیس بویژه در مناطق شیعهنشین بقدری شرمآور، تحقیرکننده و جنونآمیز است که دست کمی از جنایات ارتش آمریکا در عراق ندارد.
بلر در جریان تجاوز نظامی به عراق آنچنان از بوش حرفشنوی داشته و دارد که حتی سیاستمداران و رسانههای انگلیسی او را «سگ دستآموز بوش» مینامند. او حتی پس از کنارهگیری از قدرت هم قرار است بعنوان نماینده بوش در طرح صلح خاورمیانه در خدمت کاخ سفید باشد. این تصمیمی شرمآور است ولی برای کسی که فقط به پول و قدرت میاندیشد، اهمیتی ندارد که همچنان «حقوقبگیر آمریکا» معرفی شود!
البته بلر خود را آدم همه فنحریفی میداند و حتی حاضر شده بعنوان «پدر روحانی»! به هیئتهای میسیونری مسیحی جهت تبلیغ مسیحیت ملحق شود. شغلهای دیگری هم به او پیشنهاد شده است. اول فروش خاطراتش به چند میلیون پوند و کمک به تدوین خاطرات دوران نخستوزیری و حضور در خانه شماره 10 داونینگ استریت و دیگری ایجاد «نیاد بلر» و تلاش برای تأمین اهدافی که برخی موارد آن هنوز محرمانه معرفی شده است.
تونی بلر به هر کاری بپردازد و باقیمانده عمر پرننگ و نکبت خود را به هر شغلی بگذارند، در یک نکته تردیدی نیست و آن اینکه کشتی او هم در باتلاق حوادث عراق به گل نشسته و تاریخ از این انگلیسی شرور با بدنامی و نفرت و انزجار یاد خواهد کرد.