مترجم: حسین رزمنده
پس از آن که تعدادی از پرستاران خارجی در سال 1999، با تزریق خونهای آلوده به ایدز، 438 کودک لیبیایی را آلوده کردند، محاکمه این افراد آغاز گردید و با وجود فشار غربیها به ویژه آمریکا و انگلیس و ارسال نامه بوش و دیدار بلر با شخص قذافی، اکنون وی در مقابل آزمونی جدید و سخت قرار گرفته است و غرب در تلاش است که این پرستاران را که اکنون متوسط سنی آنها بین 41 تا 54 سال است با پرداخت غرامت به قربانیان آزاد کند به ویژه که اتحادیه اروپا این پیروزی را در راستای پیروزی بر سیستم حکومتی قذافی پس از پایان دوران جنگ سرد و پس از تحولات جدید ناشی از اصلاحات لیبی تلقی میکنند.
قذافی که در راستای همکاری با غرب در سال 2003 برنامههای هستهای خود را متوقف کرد، در حالی رو به اصلاحات گام برمیدارد که با مشکلات داخلی، منطقهای و قارهای مواجه شده است.
در بعد داخلی او آماده اصلاحات صوری است اما هرگز از انتخابات و مشارکت مردم و تغییر سیستم حکومتی خود استقبال نکرده است. در بعد منطقهای به لحاظ عضویت در اتحادیه عرب همواره با ساز مخالف خود سران عرب را مرتجع و عامل آمریکا معرفی کرده است و به عنوان کشوری در قاره آفریقا و عضویت در اتحادیه آفریقا، به چالشهای عمیقی چون دوری جستن از اهداف این اتحادیه و همکاری با غرب بویژه آمریکا متهم شده است.
در این راستا، وقتی تونی بلر ماه پیش درگیر دیدارهای خداحافظی از سران جهان بود، رسانهها به یکی از توقفگاههای فراموشنشدنی او بیتوجه ماندند. بلر ضمن دیداری کوتاه از لیبی گفت که روابط لندن ـ طرابلس کاملاً دگرگون شده و اعلام کرد که میان شرکت بریتیش پترولیوم و دولت لیبی قرارداد 900 میلیون دلاری اکتشاف و استخراج در حوزههای نفت و گاز بسته شده است.
بلر در «سرت» زادگاه سرهنگ معمر قذافی حاکم قدرتمند لیبی، قراردادی نظامی با او امضاء کرد که به طرابلس اجازه میدهد از انگلیس سیستم دفاع موشکی بخرد. بلر در همین سفر اعتراف کرد که امضای چنین توافقنامههایی چند سال پیش امکانپذیر نبوده است، اما لیبی این روزها اساساً تغییر کرده است. حتی معمر قذافی که روزی از سوی رونالد ریگان «سگ دیوانه خاورمیانه» لقب گرفته بود، حالا به قول بلر کسی است که راحت میتوان با او کنار آمد.
لیبی ضمن توقف حمایت از گروههای مسلح افراطی، همکاری با سازمانهای اطلاعاتی غربی را آغاز کرد و دخالت در امور همسایگانش را برای همیشه کنار گذاشت. به علاوه لیبی از برنامه مخفی تولید سلاحهای کشتار جمعی دست کشید و تمامی قطعات پیاده شده تأسیساتش را بار کشتی کرد و به آمریکا فرستاد. طرابلس حتی به خانوادههای قربانیان بمبگذاری در پرواز شماره 103 پان آمریکن بر فراز لاکربی اسکاتلند غرامت پرداخت کرد و در آن میان بازماندگان بمبگذاری در خطوط هوایی فرانسه و کلوپ شبانه برلین هم از سخاوتمندیهای قذافی بینصیب نماندند.
لیبی امروز بیشتر از تمامی همسایگان خود با سیا در امور ضدتروریسم همکاری میکند. طرابلس حتی به پروازهای مربوط به زندان رسوای گوانتانامو اجازه فرود در خاک خود را میدهد و در تعقیب و گریز تروریستها با واشنگتن همکاری میکند.
در عینحال تغییرات در لیبی تصویری بینالمللی است. این کشور از یک تهدید جدی امنیتی تبدیل به یک دوست آرام شده است اما باید پذیرفت که این کشور همچنان تهدید جدی به شمار میآید نه برای دیگران بلکه برای خودش. قذافی این روزها با چالشهای آزاردهندهای روبهروست؛ یک اقتصاد توسعه نیافته، افزایش نارضایتی عمومی، میزان بالای بیکاری و شاید مهمتر از همه بنیادگرایی اسلامی.
اکنون گروه القاعده علیه قذافی موضع میگیرد و روابط لیبی و عربستان سعودی کانون افراطگرایان به سردی تبدیل شده است.
لیزا اندرسون، یک ناظر و مدرس مسایل لیبی در دانشگاه کلمبیا میگوید: قذافی موضعش را به عنوان جلودار سیاسی اعراب از دست داده و این جایگاه حالا دست بنیادگرایان افتاده است. کافی است که قذافی نگاهی به کشورهای الجزیره و مصر بیندازد تا بفهمد که بنیادگرایی برای لیبی که دولتی سکولارتر دارد تهدیدی جدیتر محسوب میشود و زنگ خطر همین حالا هم به صدا در آمده است.
حقوق زنان در لیبی همچنان از استانداردهای خاورمیانهای بالاتر است و آنها میتوانند هرچه که میخواهند بپوشند و هر شغلی که میخواهند داشته باشند اما شمار زنان با روبند هم که طرفدار حجاب اسلامی به سبک ایران و ترکیه و سایر کشورهای اسلامی است افزایش چشمگیری داشته است. اعتراض مردم لیبی به کاریکاتورهای موهن دانمارکی علیه پیامبر اسلام(ص) به یک تظاهرات خشونتبار علیه قذافی مبدل شد که با درگیری پلیس چندین کشته هم بر جای گذاشت. چندی پیش سفیر ایتالیا در طرابلس در گفتوگویی اعلام کرد که در لیبی اصولگرایی با مخالفت داخلی ترکیب شده است و این به شدت خطرناک است. در این میان، قذافی و فرزندش سعد که در غرب تحصیلکرده لیبی را به سمت دنیای خارج هل میدهند. آنها از سرمایهگذاران خارجی به گرمی استقبال و در عینحال لیبیاییها را به سفرهای خارجی ترغیب میکنند آنها همچنین تلاش خود را برای بهبود اوضاع آغاز کردهاند البته اینها تنها با حرف آسان به نظر میرسد. لیبی نیز کشوری نامتمرکز است. جمعیت اندک این کشور بیشتر از دولت به قبیله وابستهاند و دیوانسالاری عریض و طویل لیبی به دیکتاتور اجازه تغییرات را نمیدهد.
قذافی که زمانی علیه غرب و کاپیتالیسم جهانی اعلام انقلاب کرده بود حالا چهرهای مهربان به خود گرفته و از لحاظ مذهبی میانهروتر شده است. اما این تنها به مشکلات با افراطگرایان میافزاید: اگر قذافی نتواند لیبی را به سمت تجدید بکشاند هرجومرج و بنیادگرایی کشور را از پا در خواهد آورد. بویژه که بزرگترین مشکل قذافی وابستگی کامل اقتصاد لیبی به نفت است.
95 درصد صادرات لیبی و صددرصد کل تولید ناخالص ملی این کشور مدیون همین نفت خام است. جالب اینجاست از سال 1960 تاکنون صادارت نفت به خاطر سوء مدیریت و تحریمهای آمریکا بعد از ماجرای لاکربی 1974 به نصف یعنی 77/1 میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرده است. با این حال مقامهای رسمی امیدوارند صادرات را به روزی 3 میلیون بشکه برسانند. شرایط به نفع آنهاست چون تحریمها درحوزه نفت و گاز از سال 1999 لغو شده است. دیوید ویکتور استاد دانشگاه استنفورد میگوید: آفریقای غربی درگیر جنگ داخلی است، روسیه در فساد غوطهور است و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شرایطی بهتر از این را ندارند. در این حالت اگر تحریمهای نفتی ایران گسترش یابد، لیبی به جذابترین جای جهان برای سرمایهگذاریهای نفتی تبدیل میشود. اگرچه به نتیجه رسیدن هر پروژه نفتی بزرگ دستکم یک دهه طول خواهد کشید اما با افزایش بهای نفت در سالهای اخیر درآمد سرانه لیبیاییها به بیش از 6 هزار دلار در سال رسیده و این از تمامی کشورهای اتحادیه آفریقا بالاتر است. اما به جز بخش نفت، اقتصاد تقریباً در سراسر لیبی و در تمامی بخشها در رکود کامل بسر میبرد. خیابانهای لیبی درست مانند کشورهای اروپای شرقی قبل از سقوط کمونیسم است. ویترین مغازهها کسلکنندهاند و اگر یک ساعت هم در بازار بزرگ طرابلس قدم بزنی یک نفر هم جنسی را برای فروش پیشنهاد نمیکند. در این شهر پایتختنشین، حداقل امکانات برای جهانگردان وجود ندارد.
بنیاد هریتج لیبی را سومین دولت مانعتراش بر سر راه اقتصاد آزاد توصیف کرده است. روند اشتغالزایی در بخش خصوصی هم تقریباً متوقف شده و دو سوم جوانان لیبیایی بیکار هستند. با این که قذافی صنایع نفت، حملونقل و البته پلیس مخفی لیبی را کاملاً در اختیار خود گرفته، تلاشهای او برای مقابله با فساد در دستگاه حاکم با شکست روبهرو شده است.
اما نکته جالب اینجاست که دیگر میتوان قذافی را یک آمریکایی قلمداد کرد. اگرچه به واگذاری قدرت تمایل ندارد؛ اما به این باور رسیده است که در دنیای پس از یازدهم سپتامبر و در مجلس تندروی رهبران آمریکایی، تنها راه بقا، پذیرش مدرنیته و در آغوش گرفتن جهانی شدن است.
لذا آزمون جدید بر سر راه قذافی، با تمام فراز و نشیبهای حکومتیاش، در اعدام یا عفو پرستارهای مجرم غربی واقع شده است که در نزدیکی بیشتر به غرب و یا مقابله با چالشهای داخلی یکی را باید انتخاب نماید.