آزاده محمدحسین
زنجیره تخطئه احزاب و نادیده انگاشتن آنها، هر چند وقت یک بار با افزوده شدن یک حلقه جدید با اظهارنظری نوین از یک مقام اجرایی کاملتر میشود. آخرین و جدیدترین حلقه این زنجیره را محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری، روز پنجشنبه در جمع طلاب قم ساخته و پرداخته کرد؛ آنجا که در میان سخنانش گفت: «... یکی از آزادسازیهای دولت این بود که نظام اجرایی کشور را از قید مطالبات پایانناپذیر احزاب رها کرد. این دولت هیچ نیازی به حزب ندارد و من یک ریال هم به آنها باج نداده و تا آخر هم نخواهم داد. دولت تلاش کرده تا مردم را از اسارت عدهای که خود را مالک این مردم میدانند رها کند.» وقتی این سخنان تکمیلی اضافه میشود به اظهارنظرهای چندی قبل معاون سیاسی جدید وزیر کشور، وزیر ارشاد، رئیس هیات عالی گزینش کشور و برخی نمایندگان فراکسیون اکثریت مجلس و... که هر کدام به نحوی احزاب را مهرههایی ناموفق، ناکارآمد و طالب قدرت معرفی کردند و خواستار جایگزینی نهادها و جماعتهایی همچون روحانیت، بسیج و نماز جمعه به جای احزاب شدند، شکلگیری یک خط مشخص برای منزوی کردن احزاب بیش از گذشته عیان میشود.
این در حالی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و ششم صرفا اختصاص دارد به بحث احزاب و حدود آزادیهای آنها. ضمن آنکه در تمام سالهای پس از انقلاب احزاب مستقیم یا غیرمستقیم در تصاحب کرسیهای قدرت دولتها دخیل بودهاند و قاعدتا دولت نهم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است؛ همانگونه که به گفته احمد شیرزاد، فعال حزبی و استاد دانشگاه «کار در عرصه سیاست یک کار تیمی است و یک کار تیمی سیاسی در قالب و شکل سازمان یافته، شفاف و قانونی همان است که در دنیا به آن کار حزبی میگویند». او میگوید: «اگر بپذیریم به غیر از کار جمعی نمیشود راهی به عرصه قدرت باز کرد، لاجرم این نتیجه حاصل میشود کسانی که در میدان قدرت هستند و مسوولیتهای بالا دارند اما با احزاب و کار سیاسی آنها و اساسا مفهوم تحزب برخورد میکنند، تنها روشی که مجاز میشمارند، کار باندی و سیاسی زیرزمینی و غیرشفاف است.»
شیرزاد در ادامه از مسئولانی که طرفدار تفکر غیرحزبی هستند چنین میپرسد که: «آقایانی که در حال حاضر مسئولیت اجرایی را بر عهده دارند، همفکران و یارانشان را چگونه برای کار انتخاب کردهاند؟ آیا این آشنایی و همفکری، از قبل و با برگزاری جلسات منظم حاصل نشده است؟ بنابراین اگر کار حزبی بد است، به این همفکری چه میتوان گفت؟» و بعد ادامه میدهد: «اگر در خوشبینانهترین حالت تصور کنیم رئیسجمهور در نتیجه یک کار منظم سیاسی به قدرت رسیدهاند و نخواهیم نیروهای نامرئی و امدادهای غیبی را موثر بدانیم، آن وقت باید بپرسیم چگونه حلقه یاران سیاسی ایشان توان سازماندهی چند میلیون رای را در سراسر کشور داشتهاند و اساسا اعضای این حلقه چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و از مواضع یکدیگر آگاه شدهاند؟ آیا این سازماندهی سیاسی باید کار حزبی باشد یا تشکیلات زیرزمینی ناشناخته یا کاری متمرکز در قالب نهادهای حکومتی و شبه حکومتی؟»
نماینده مجلس ششم و عضو حزب مشارکت در بخش دیگری از این گفتوگو تصریح میکند که: «به نظر من کاری که آقایان انجام میدهند همان کار حزبی است با این تفاوت که مسوولیتها نامشخص و فعالیتها غیرشفاف است. به گونهای که نمیتوان عملکردها را به درستی ارزیابی کرد. در واقع آنان با چیزی مخالفت میکنند که در عمل خودشان مجری آن هستند.» شیرزاد در ادامه به صراحت میگوید: «احزاب باج نمیخواهند و با تمام مشکلاتی که به لحاظ تامین امور مالی دارند با همان بودجه محدود و بخور و نمیر خانه احزاب که یک نهاد ملی و فراحزبی است، چراغ خود را به زور روشن نگه میدارند. اگر به اعتقاد برخی مسوولان این بودجه محدود هم زیاد است، میتوانند آن را قطع کنند.»
رسول منتجبنیا قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز در خصوص خط حمله به احزاب اینگونه اظهارنظر میکند: «آنچه همه مسوولان کشور اعم از مسوولان اجرایی، قانونگذار و قضایی و نیز سایر نهادها و سازمانهای وابسته لازم است رعایت کنند این است که بدانند در چه حکومتی هستند. گاهی یک مسوول خودش حکومتی را تاسیس میکند و ایدههایی را برای آن حکومت دارد، طبعا مجاز است برای نوع حکومت خود هر تعریفی را بیان کند، اما وقتی فردی در قالب یک نظام مشخص مسوولیت پذیرفته، نظامی که قانون اساسی و قوانین مصوب عادی دارد، نظامی که 28 سال از عمرش میگذرد، نظامی که بنیانگذار دارد و بیشتر مردم هم به این نظام و قانون اساسی آن رأی دادهاند، وضع کاملا فرق میکند.»
او ادامه میدهد: «من متاسفم که آقای رئیسجمهور نمیداند مسوولیت را در نظام جمهوری اسلامی و 27 سال پس از پیروزی انقلاب و پشت سر گذاشتن دهها سال تجربه به عهده گرفته است. ظاهرا ایشان فراموش کرده که قانون اساسی میثاق ملی این نظام است، امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی است و... ظاهرا برخی از وزرا یا معاونین وزرا هم این نکته را نمیدانند یا فراموش کردهاند و یا تجاهل میکنند. گاهی حتی برخلاف نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، نام نظام را تغییر میدهند و از حکومت اسلامی استفاده میکنند و گاه با آنچه در میثاق ملی به صراحت آمده به شدت مقابله میکنند که مقابله با احزاب مصداق این اقدام است.»
او سپس با اشاره به اصل 26 قانون اساسی تصریح میکند: «در دورههای اول و دوم مجلس برای این اصل قانون عادی تصویب شده و در دولتهای گذشته آییننامه به تصویب رسیده است.»
منتجبنیا در ادامه خطاب به رئیسجمهور میگوید: «از آقای رئیسجمهور میخواهم یک بار مرور کنند ببینند این قوانین پس از پیروزی انقلاب و در زمان حیات امام(ره) تصویب شده یا در زمان حکومت طاغوت؟ پیشنهاد میکنم ایشان و مسوولان دیگر فرمایشات امام(ره)، مقام معظم رهبری و دیگر مسوولان تراز اول را در خصوص احزاب مطالعه کنند. در جایی که شهید بهشتی اینچنین اظهار کرده است که حزب معبد من است چگونه چنین اظهاراتی توجیه میشود؟»
قائم مقام حزب اعتماد ملی همچنین با تاکید بر این نکته که حزب به معنای یک حرکت سیاسی جمعی قانونمند است و نبود حزب و تحزب فعالیتهای سیاسی را در مردم متوقف میکند، میگوید: «به اعتقاد من، آقایان یا معنای حزب را نمیدانند یا خیالی در سر دارند که با تحزب مقابله میکنند، که البته بعید میدانم این معنا را ندانند.» به گفته منتجبنیا، جلوگیری از فعالیتهای سیاسی قانونمند یا منجر به تصمیمگیری صرف مسوولان میشود که در این صورت مفهوم جمهوریت نظام دچار خدشه میشود و یا فعالیتهای جمعی غیرقانونی شکل میگیرد که همان خانههای تیمی است، کاری که منافقین انجام میدادند و میدهند. او در ادامه به صراحت میگوید: «چگونه ممکن است با احزاب و فرهنگ تحزب مخالفت کرد ولی از نهادهای انقلاب توقع کارکرد حزبی داشت. مگر همین دولت برای روی کار آمدن بعضی از نهادهای انقلاب را به صورت حزب در اختیار نگرفت؟ چه کسی منکر میشود که تمامی احزاب و گروههای اصولگرا از همین دولت مستقیم و غیرمستقیم، دست کم یک هفته مانده به انتخابات، حمایت نکردند؟ چطور آقای رئیسجمهور معتقد است وامدار تکتک اشخاص و احزاب اصولگرا و نهادهای انقلاب نیست؟»
منتجبنیا همچنین با انتقاد از سخنان چندی قبل یکی از وزرا مبنی بر جایگزینی روحانیت و بسیج به جای احزاب میگوید: «مگر بسیج حزب است؟ مگر روحانیت حزب است؟ این بزرگترین خیانت به بسیج، سپاه و روحانیت و مراکز دینی است که از آنها استفاده حزبی شود. آیا شما بهتر میدانید یا خبرگان قانون اساسی که سپاه و بسیج را از احزاب جدا کردند و آنها را متعلق به تمام ملت دانستند؟»
سیدحسین موسویتبریزی رئیس خانه احزاب ایران
نیز با انتقاد از اظهارنظرهای اخیر در خصوص احزاب مشکل عمده دولت نهم را پاسخگویی درباره برنامهها عنوان میکند و میگوید: «به اعتقاد من، عمدتا کارهای این دولت بدون برنامهریزی و فاقد بنیادهای علمی است. من معتقدم آقای رئیسجمهور خیلی به برنامه چهارم و چشمانداز 20 ساله علاقه ندارد و حتی از این چشمانداز ـ برخلاف شعارهای مطرح شده ـ عقبتر است، اما از آنجا که مهمترین کار احزاب نقد علمی و بررسی عملکرد دولتها براساس آمار و ارقام است و احزاب ایراد علمی میگیرند، بنابراین برخی مسوولان نمیتوانند این انتقادها را برتابند، به دلیل همان بیبرنامگی در کارهایشان. هنر دولت این نیست که پول نفت را بیبرنامه خرج کند، بلکه هنرش این است که با برنامه حساب شده این درآمد را به بهرهوری صحیح برساند.» او با تاکید بر اینکه تقویت احزاب و توسعه سیاسی به صراحت در برنامه چهارم و سند چشمانداز 20 ساله کشور آمده، اظهار میدارد: «گروههای بینام و نشان که پول میگیرند و بیحساب و کتاب هم خرج میکنند، ممکن است از کارهای بیبرنامه حمایت کنند، اما رسالت احزاب مستقل این است که نقد کنند. ما معتقدیم اگر احزاب نباشند کشور پیشرفت نمیکند، دموکراسی محقق نمیشود و سیستم برنامهریزی هم مختل میشود.»
انتقاد احمدینژاد از احزاب
احمدینژاد: به احزاب باج نمیدهیم
محمود احمدینژاد روز پنجشنبه در سفری به قم در جمع طلاب این شهر سخنانی پر حاشیه ایراد کرد. او احزاب را نکوهش کرد، منتقدان داخلی را به فشار علیه دولت متهم کرد و از دستاوردهای اقتصادی دولت نیز تجلیل کرد. به گزارش ایسنا رئیسجمهوری در همایش طلاب مبلغ ماه رمضان با بیان اینکه «سیاست خارجی دولت نهم یک سیاست خارجی فعال است نه انفعالی» گفت: غربیها با زیادهطلبیهای خود پرونده هستهای ایران را از مسیر خارج و با فرستادن پرونده از آژانس به شورای امنیت با این پرونده سیاسی برخورد کردند، اما امروز کارشان التماس است. ما بارها به آنها گفتیم که این پرونده را در آژانس بررسی کنید، ولی گوش ندادند. آنها به خیال خود فکر میکردند اگر ما را تهدید کنند به اهدافشان میرسند ولی دیدند که ملت ما عقبنشینی نمیکند و امروز نیز ملت ما به پیروزی رسیده است. احمدینژاد تصریح کرد: دشمن در ابتدای مساله هستهای تمام تلاش خود را به کار بست تا وحدت ملی ایران را از بین ببرد، البته در این امر نیز ناموفق بود، ما باید امروز وحدت خود را بیش از گذشته حفظ کنیم، چون ملت ایران در ابتدای راه آن نهضت جهانی است. احمدینژاد با بیان اینکه «در مسائل هستهای تهمتها و دروغهای بسیاری به دولت نهم بسته شد» گفت: فشاری که از سوی عدهای در داخل به ما تحمیل شد به مراتب بیشتر از فشاری بود که از سوی دشمنان این ملت متحمل شدیم. این عده حرفهای دشمنان این ملت را ترجمه و با فشار به کشور تزریق میکردند. آنها صدور قطعنامهها علیه ایران را یک نقطه ضعف برای ما میدانستند، در حالی که همه به خوبی میدانند صدور چنین قطعنامههایی نقطه ضعفی برای غربیها بود. وی افزود: این افراد با ایجاد فضای کاذب در بخش اقتصادی میخواستند به دولت فشار بیاورند. آنها مشاهده کردند که دولت به طور جدی در جهت خدمترسانی به مردم تلاش میکند به همین جهت در چند محور به ویژه در بخش مسکن با ایجاد فضاهای کاذب میخواستند به ما فشار بیاورند. آنها یک جنگ آرام را با ما راه انداختند، در بورس بازی در آوردند ولی باید بدانند که با این کارها به اهدافشان نمیرسند. رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در دانشگاه آزاد اسلامی سعی کردیم برخی مسائل در این دانشگاه را اصلاح کنیم به همین جهت طرحی به شورای عالی انقلاب فرهنگی دادیم ولی آنها این مسائل را بر نتابیدند به همین جهت سعی کردند در بخشهای دیگر مانند هستهای به ما فشار بیاورند. رئیسجمهور در ادامه سخنرانی خود با بیان اینکه «دولت از روز اول به دنبال کارهای بنیادی در کشور بوده است» تصریح کرد: تا امروز حتی یک کار دولت جنبه تبلیغاتی نداشته است و حتی این مساله نیز در ذهن دولت وجود ندارد. مهمترین کار دولت اصلاح ساختار در کشور است؛ معتقدیم ساختار موجود اداری بلای جان شده و نتوانسته اهداف انقلاب را پیش ببرد. به همین جهت دولت به دنبال اصلاح ساختار در بخشهای مختلف مانند سیستم مانند سیستم بیمه و بانکی در کشور است. احمدینژاد با اشاره به اینکه «دولتهای گذشته نیز به دنبال اصلاح ساختار در کشور بودهاند» ادامه داد: دولتهای گذشته نیز تمام تلاش خود را برای اصلاح ساختار به کار بردهاند ولی به دلایل مختلف نتوانستند در این بخش موفق شوند ولی این دولت تصمیم خود را گرفته و در حال اصلاح بنیانهای اساسی کشور است، چون معتقدیم باید برنامههای کشور براساس اندیشههای اسلامی شکل بگیرد، نه اینکه تقلیدی از نظام سلطه باشد. رئیسجمهور با تاکید بر اینکه «یکی از مهمترین کارهای دولت آزادسازی بوده است» افزود: یکی از آزادسازیهای دولت این بود که نظام اجرایی کشور را از قید مطالبات پایانناپذیر احزاب رها کرد. این دولت هیچ نیازی به حزب ندارد و من یک ریال هم به آنها باج نداده و تا آخر هم نخواهم داد. دولت تلاش کرده تا مردم را از اسارت عدهای که خود را مالک این مردم میدانند رها کند. این ملت ما بود که در پیروزی انقلاب، 8 سال جنگ تحمیلی و مراحل مختلف سختیها را تحمل کرده است. به همین جهت بسیاری از این قید و بندها باید رها شود.