تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۲۸۴۹

طرح عقیم


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

دور جدید تلاشهای مشترک غرب و رژیم صهیونیستی برای تحمیل شرایط خود بر فلسطینی‌ها با پیشنهاد بوش کوچک برای تشکیل کنفرانس بین‌المللی صلح خاورمیانه کلید خورده است. اگر چه رژیم‌های وابسته و دربارهای بی‌افتخار عرب از این پیشنهاد بوش استقبال کرده و آنرا گامی بلند و اساسی در جهت دستیابی به صلح معرفی کرده‌اند لکن نیروهای مقاومت اسلامی در قلمرو فلسطین، ضمن رد پیشنهاد کاخ سفید، آنرا گامی در جهت تجزیه و انزوای فلسطین دانستند و حماس در موضعگیری صریح خود اعلام کرده است که تسلیم این تهدیدها نخواهد شد.

اگرچه رژیم‌های مرعوب عرب تقریباً بلا استثنا هر حرکتی و هر پیشنهادی از جانب آمریکا و اسرائیل را مورد استقبال قرار داده و  تمامی وجودشان برای موفقیت این قبیل طرحها وارد صحنه می‌شوند، لکن سوابق حمایت صریح آمریکا از جنایات و تجاوزات اسرائیل و اعلام اینکه حمایت از اسرائیل علیه اعراب، سیاست بنیادی آمریکا تلقی می‌شود، دیگر جائی برای خوشبینی نسبت به اهداف و نقشه‌های واشنگتن باقی نگذاشته و روشن می‌سازد که این حرکت نیز بعنوان گامی در جهت تقویت مواضع اسرائیل در منطقه و به مثابه تصمیمی در جهت تضعیف مواضع اعراب و فلسطینی‌ها و تأمین اهداف و منافع اسرائیل در دنیای عرب قابل ارزیابی است و تنها از این زاویه است که طرح جدید بوش، معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند.

طبعاً با بررسی دقیق و کنکاش در ابعاد مختلف مسئله، بهتر می‌توان به رموز طرح جدید پی‌ برد.

1ـ با انتخاب «تونی‌بلر» نخست‌وزیر مستعفی انگلیس بعنوان نماینده کمیته 4جانبه در واقع غرب و اتحادیه اروپا سعی دارد نقش مستقیم و موثرتری در معادلات قدرت در خاورمیانه به نفع صهیونیست‌ها بازی کند. مسئله اینست که «بلر» در نخستین گامهایش درخواست اختیارات ویژه کرده است و انتظار دارد از طرف کمیته 4جانبه از ابتکار عمل بیشتری برخوردار شود تا بتواند گامهای موثرتری را در این زمینه بردارد. لکن با در نظر گرفتن کارنامه سیاه «تونی‌بلر» در دفاع و حمایت کورکورانه از صهیونیست‌ها و بویژه برقراری پل هوائی برای تأمین جنگ‌افزارهای آمریکائی مورد نیاز ماشین جنگی اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه علیه لبنان و نیز جانبداری صریح «بلر» از اسرائیل در موضوع افشای توان هسته‌ای رژیم صهیونیستی و در اختیار داشتن زرادخانه‌ هسته‌ای، بهتر می‌توان دریافت که حتی اختیارات بیشتر برای «بلر» نیز در واقع به منزله امتیازی برای رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.

2ـ پیشنهاد بوش برای تشکیل کنفرانس بین‌المللی خاورمیانه دقیقاً در شرایطی صورت می‌گیرد که اسرائیل در سالگر جنگ 33 روزه در انزوای مطلق سیاسی ـ تبلیغاتی به سر می‌برد و «محمود عباس» با کودتا علیه دولت حماس، «اسمعیل هنیه» را از نخست‌وزیری عزل و خودسرانه، برای تشکیل دولت به «سلام فیاض» ابلاغ داده است. اگر چه این اقدام غیرقانونی مورد اعتراض مجلس ملی فلسطین قرار گرفته لکن محمود عباس و جناح کودتاگر «فتح» به اقدامات ضدمردمی خود ادامه می‌دهند و حتی با همکاری اشغالگران امیدواند بتوانند «ابتکار عمل» را در صحنه فلسطین برعهده بگیرند.

محمود عباس با دستور برگزاری انتخابات زودرس امیدوار است بتواند مزدوران اسرائیل را به عنوان نمایندگان مجلس ملی فلسطین برگزیند لکن مسئله اینست که وی حتی مجاز به انجام این اقدامات خودسرانه نیست و کنار گذاشتن حماس از قدرت و همچنین توسل به شیوه‌های خودسرانه برای کسب قدرت در صحنه فلسطین، پیامدهای خطرناکی را بهمراه خواهد داشت.

در روزهای اخیر در جریان دیدارهای فشرده میان محمود عباس، سلام ‌فیاض و مقامات فلسطینی، اشغالگران سعی کردند با اقدامات و تصمیمات خود به تقویت جناح محمود‌ عباس و سلام ‌فیاض بپردازند و از جناح کودتاچی «فتح» نیز یک ابزار قدرت علیه حماس و فلسطینی‌ها به وجود آورند ولی مسئله اینست که محمود ‌عباس و مزدورانش قادر نخواهند بود مأموریتی که حتی اشغالگران نتوانستند انجام دهند را به نتیجه برسانند.

3ـ ابعاد و پیچیدگیهای اوضاع فلسطین، به صورت زنجیره‌ای به یکدیگر متصل شده‌اند. محمود عباس دقیقاً در شرایطی که در اوج ذلت‌پذیری نسبت به رژیم صهیونیستی قرار دارد و فاقد هرگونه پایگاه مردمی درون سرزمین‌های اشغالی است، دستور خلع سلاح تمامی مبارزان ضداشغالگری را صادر کرده و حتی از نیروهای «فتح» نیز خواسته است که سلاحهای خود علیه رژیم صهیونیستی را به زمین بگذارند. محمود ‌عباس بطور همزمان از فتح خواسته است علیه حماس و عناصری که درصدد شلیک موشک به سوی اسرائیل هستند، شدت عمل نشان دهند و حتی بدون محاکمه آنها را به قتل برسانند و نیروهای مقاومت را از پا درآورند. بدین ترتیب محمود عباس مأموریت دارد که تمامی فلسطینی‌ها را در برابر اشغالگران تسلیم کند و خود نیز دربست در خدمت اهداف صهیونیستی باشد.

نتیجه، این خواهد شد که اوضاع فلسطین حتی از اشغال کامل و سلطه اشغالگران هم وخیم‌تر شود چرا که حتی مأموریت سرکوب فلسطینی‌ها هم به فلسطینی‌ها محول شده و آنها مأمور سرکوب و قتل‌عام نیروهای مقاومت ضداشغالگری شده‌اند. این «ظلم مضاعف» را محمود عباس و مزدورانش به فلسطینی‌ها تحمیل کرده‌اند و در طول دو ماهه اخیر حدود 200 نفر از فعالان فلسطینی‌ را به قتل رسانده‌اند و حدود 250 نفر را نیز ربوده و به صهیونیست‌ها تحویل داده‌اند!

4ـ محمود عباس و حامیان آنها در غرب و اسرائیل امیدوارند اوضاع را در مسیر برگشت‌ناپذیری قرار دهند. برای درک پیچیدگی‌ اوضاع، لازم است بدانیم که محمود عباس، عناصر مبارز فلسطینی و اعضای حماس را از ورود به انتخابات آینده منع کرده و با حذف حماس از معادلات قدرت امیدوار است اوضاع را به سود خود و صهیونیست‌ها تغییر دهد. دولت حماس از جانب محمود عباس و صهیونیست‌ها تحت فشار قرار گرفته است که رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد، دولت غیرقانونی سلام فیاض را بپذیرد، از مبارزه با صهیونیست‌ها دست بردارد، سلاحهای خود را بر زمین بگذارد تا حماس به رسمیت شناخته شود! در چنین شرایطی پیشنهاد بوش کوچک برای تشکیل کنفرانس بین‌المللی صلح خاورمیانه برای بهره‌گیری از ابزارهای بین‌المللی در جهت تثبیت وضعیت شکننده و ناپایدار موجود بنفع صهیونیست‌ها ارزیابی شود و دقیقاً حرکتی در جهت تثبیت منافع اشغالگران است. آمریکا و غرب امیدوارند از این طریق حتی شکست بزرگ و تاریخی اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه لبنان را هم جبران کنند.

بدین ترتیب حتی مشغول کردن لبنانی‌ها به مذاکرات پاریس نیز ترفندی برای انحراف افکار عمومی جهان ارزیابی می‌شود که در پرتو آن «تونی‌بلر» نماینده کمیته 4جانبه، آمریکا، صهیونیست‌ها و محمود عباس فرصت خواهند یافت اوضاع فلسطین را مطابق خواسته‌ها و شرایط اسرائیل تنظیم و تثبیت کنند. البته این آرزوی اشغالگران و حامیان شرور آنهاست ولی احتمال می‌رود مانند سایر ناکامی‌های غرب، این طرح نیز در مرحله اجرا با شکست و ناکامی مطلق مواجه گردد و نتایج کاملاً معکوسی را به همراه داشته باشد.

5ـ بوش کوچک در اظهارات خود وعده تشکیل یک دولت فلسطینی، کمک‌های مالی به دولت محمود عباس، تشکیل کنفرانس بین‌المللی با مشارکت همسایگان فلسطین و اسرائیل و کمک به فلسطینی‌ها برای ساختن آینده را داده است لکن مسئله اینست که حتی همین وعده‌ها هم تازگی ندارد.

حماس از این حوادث بعنوان جنگ صلیبی جدید علیه فلسطینی‌ها یاد می‌کند و قرار است نیروهای بین‌المللی برای ایجاد سپر دفاعی برای اسرائیل، به نوار غزه عزیمت کنند تا کاری را که اسرائیل از انجام آن عاجز است، به پایان ببرند و مانع حملات موشکی به اسرائیل شوند. البته حماس تهدید کرده که نیروهای بین‌المللی را «همدست اشغالگران» تلقی نموده و همانند آنها هدف قرار خواهد داد.

لکن اصل اتخاذ چنین تصمیماتی به خوبی نشان می‌دهد که اجلاس بین‌المللی آینده با چه اهداف و انگیزه‌هائی تشکیل می‌شود.

6ـ بررسی این مسائل بدون در نظر گرفتن تعهدات و نقش رژیم‌های مرعوب عرب امکان‌پذیر نیست. قارونهای نفتی و بویژه عربستان وعده داده‌اند که در صورت پذیرش طرح صلح اعراب و تشکیل دولت فلسطینی 10 میلیارد دلار باج به اسرائیل خواهند داد و بازارهای عرب را به روی اسرائیل خواهند گشود. ارتجاع عرب حتی برای تحقق همین کنفرانس نیم‌بند پیشنهادی بوش هم سر از پا نمی‌شناسد و تمامی تلاش خود را برای موفقیت طرح بوش به کار گرفته است. عبدالله پادشاه مفلوک اردن، حسنی‌مبارک رئیس رژیم کمپ‌ دیویدی قاهره و محمود عباس رئیس تشکیلات باصطلاح خودگردان فلسطین به اجرای اهداف مشترک آمریکا و اسرائیل پرداخته‌اند و بیش از اشغالگران برای موفقیت آنها امیدوارند!

مسئله اینست که آنچه در ذهن اشغالگران می‌گذرد و طرح‌های جنون‌آمیزی که بر مبنای اهداف و انگیزه‌های اسرائیل و حامیانش عنوان می‌شود، همگی با ساختار فکری ملتهای منطقه بویژه ملت فلسطین در تضاد و تناقض است و گام دیگری در جهت تثبیت اشغالگران محسوب می‌شود و به همین دلیل زمینه‌ای برای موفقیت و اجرا نخواهد داشت. دقیقاً به همین دلیل است که طرح جدید بوش، حتی قبل از اجرا یک «طرح عقیم» محسوب می‌شود و کمترین شانسی برای موفقیت و پیروزی ندارد و تنها خاصیت آن اینست که نیروهای مقاومت اسلامی در منطقه و فلسطین را برای مبارزه نفس‌گیر علیه اشغالگران شرور، مصمم‌تر خواهد کرد، چرا که شتاب امروز اشغالگران، فقط و فقط احساس نگرانی از پیروزیهای روزافزون نیروهای مقاومت اسلامی است و نشان می‌دهد که دشمن برای مقابله با پیروزی نهضت جهانی اسلام، حاضر است دست به هر اقدامی بزند تا موفقیت نهائی نیروهای مقاومت اسلامی را به تأخیر و تعویق بیندازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات