بسم الله الرحمن الرحیم
می گویند کلاغ ماده وقتی می خواهد جوجه خود را که در سیاهی و بدهیبتی، شهره آفاق است صدا کند او را «قناری» می نامد و دائما قربان صدقه او رفته و از او به زیبایی و تحسین یاد می کند. شاید از این روست که در برخی ولایات، نام فرد کچل را «زلفی گل» می گذارند. از فکاهیات دوران ما نیز یکی اینست که در سرزمین مصر کسی بر تخت فراعنه تکیه زده که نام «مبارک» را یدک می کشد که اگر بخواهیم 10 نفر را در ردیف «نامبارک» ترین سیاستمداران جهان نام ببریم، قطعا او را در زمره آنها خواهیم یافت.
فرد مذکور در مصاحبه با شبکه تلویزیونی العربیه که به موضعگیری ضد شیعی معروف شده، درباره اوضاع عراق گفت: عراق در حال حاضر جنگ داخلی را تجربه می کند و خروج آمریکائیها در شرایط کنونی مصیبت بار است چرا که باعث گسترش دایره خشونت خواهد شد. وی سپس ادعا کرد که جمهوری اسلامی ایران در جستجوی گسترش نفوذ خود در منطقه است و از این نفوذ برای دخالت در امور داخلی عراق استفاده می کند. حاکم 78 ساله مصری در ادامه گفت: با هشدار نسبت به گسترش نفوذ ایرانیان بر خاورمیانه، شیعیان در منطقه بیش از اینکه تابع کشور خود باشند، تابع ایران هستند.
این اظهارات غیراصولی و بی منطق از چند جنبه قابل بررسی است: نخست آنکه این سخنان از فردی صادر می شود که به گواهی تاریخ از عاملین اصلی بدبختی و فلاکت مردم عراق است. مردم عراق فراموش نکردهاند که مبارک در تاریک ترین دوران کشورشان از حامیان اصلی رژیم جنایتکار صدام بود و همواره این جنایتکار را در کشتار ملت عراق و جنگ علیه ایران حمایت می کرد. کیست که نداند صدام با حمایتهای مالی و سیاسی اعراب منطقه بویژه رژیمهای مصر و اردن توانست جنگی را در منطقه و علیه همسایه مسلمان عراق برافروزد که سالها منابع انسانی کشورهای اسلامی را به تباهی کشانده و چرخهای اقتصادی صنایع نظامی کشورهای غربی را به حرکت درآورد! هشت سال جنگ تحمیلی صدام علیه ملتهای ایران و عراق نتیجه دخالتهای مزدورانی همچون شاه حسین اردنی و نامبارک مصری بود که با سفرهای مکرر به بغداد، همپالگی قدیمی خود و جنایتکار امروز را تشویق به جنگ افروزی و مسلمان کشی می کردند، ولی امروز با وارونه کردن پوستین، همچون هنرپیشههای هالیوودی داعیه دار حمایت از مسلمانان و منافع ملت عراق شده اند.
قطعا برای کسی که رویارویی علنی با مسلمانان را از سیاستهای اصلی و رسالتهای بنیادین خود می داند و برای مسلمان کشی و انداختن فرش قرمز زیر پای آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه معروف شده، چنین اظهاراتی دقیقا از همان عجایب روزگاران ماست.
رئیس رژیم حاکم بر مصر با بیش از دو دهه تلاش برای دورکردن مردم مصر از هویت و اصالت فرهنگی و مذهبی خویش و همچنین نوکری برای آمریکا و صهیونیستها بزرگترین خیانت را در حق ملت مسلمان مصر و جهان اسلام مرتکب شده و این چیزی نیست که با سخنان عوامفریبانه به بوته فراموشی سپرده شود، زیرا پرونده سیاسی مبارک آنچنان مملو از فعالیتهای نوکرمابانه برای آمریکا و واردکردن رژیمهای عرب به چرخه برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی است که با هیچ سفید کنندهای هم پاک نمی شود.
مبارک در تاریخ و در میان مردم مصر و ملتهای مسلمان به عنوان وارث پیمان ننگین کمپ دیوید و عادی ساز روابط با رژیم صهیونیستی شناخته می شود. مردم مصر این پیمان را سرآغاز ذلت خود و اعراب در برابر رژیم صهیونیستی می دانند که نه تنها صلحی را برای منطقه به ارمغان نیاورد بلکه صهیونیستها را در ادامه مسیر سلطه از نیل بر فرات، گستاخ تر و شرورتر از قبل کرد. متاسفانه به خاطر همین عملکرد سیاه رژیم مبارک علیرغم آن که مصر در روزگارانی دروازه اسلام بود، اکنون به دروازه آمریکائیها و صهیونیستها تبدیل شده و این رژیم به عنوان عامل صهیونیستها و دلال آنها در منطقه و در جهان اسلام عمل می کند.
نکته دوم آنکه سخنان مبارک صرفا در راستای اظهارات کینه توزانه سال گذشته پادشاه تازه کار اردن علیه شیعیان می باشد که نسبت به تشکیل هلال شیعی در منطقه سخن گفت و ضمن هشدار به اعراب، زمینه فعالیتهای تروریستی علیه شیعیان عراق را فراهم کرد. مصاحبه اخیر مبارک با شبکه ضدشیعی العربیه نیز در واقع به عنوان یک چراغ سبز به تروریستها در گسترش بخشیدن جنایات علیه شیعیان است که این روزها در عراق تشدید شده است. بنظر می رسد مبارک پس از 24 سال زمامداری در مصر و دلالی برای آمریکائیها اکنون که به مراحل بازنشستگی نزدیک شده به عنوان یک مهره سوخته در جریان یک بازی خطرناک ماموریت یافته تا در برنامههای ضدشیعی آمریکا در منطقه ایفای نقش کند.
آمریکائیها معتقدند اجرای این ماموریت از دست افراد سرسپردهای مثل مبارک برمی آید که در نهایت وابستگی بسر می برند و ضمنا آبرویی هم برای از دست دادن ندارند ولی ملتهای مسلمان به آنچنان درجهای از آگاهی رسیدهاند که تشخیص دهند اولا: تاریخ مصرف حکومتهایی از قبیل رژیم مبارک به سرآمده و این رژیمها علیرغم همه خوش خدمتیهایشان برای واشنگتن و تل آویو به پایان عمر خود رسیدهاند که نتایج انتخابات سال گذشته مصر نیز بر این امر مهر تایید می زند. ثانیا: تحولات منطقه بر این نکته صحه گذاشته که ملتهای مسلمان از آنچنان قدرت و درایت سیاسی برای تشخیص منافع و مصالح خود برخوردار شدهاند که اعتنایی به سخنان افراد وابستهای همچون مبارک نداشته و راه خود را در بیرون راندن اشغالگران و نوکران آنها ادامه دهند.