محمد بخشنده
از سال ۱۹۶۱ که سازمانى با پرچم سبز مستقل بودن در شهر بلگراد تولد یافت تا به امروز که ایام میانسالى این نهاد را شاهد هستیم بنیانگذاران این جنبش درست نیم قرن را در آرزوى برافتادن اندیشه سلطه به سر کردهاند. رهبران و اعضاى این جنبش در این ۵۰ سال ایام توفانى جهان سیاست، بارها درباره کارآمدى و توانایى این نهاد دچار تردید شدهاند. اما گویى زیستن در سایه تهدید جزو عوامل ذاتى حیات این جنبش بوده است. یکه تازى دوبلوک قدرت در سه دهه ایام جنگ سرد ـ واشنگتن و مسکو ـ و یک جانبهگرایى قدرتى دیگر پس از فروپاشى شوروى همانند دو موج سهمگین بودند که حیات این سازمان را با تلاطم و خطر مواجه ساختند. اما غیر متعهدها در دوران پرمخاطره پس از سقوط امپراتورى شرق نیز بر دوش همان پایهگذاران دیرینش ادامه حیات داد.
اکنون در فرداى پانزدهمین اجلاس این جنبش که صداى هویت خواهى آن رساتر از هر زمان به گوش میرسد، میتوان با نگاهى تازه در این پرسش اندیشه کرد که دلایل ماندگارى این نهاد چیست و سازمانى که به تعبیر وزیر خارجه ایران چند سال را در رکود به سر برد چگونه بر بحران هویت و بقا فایق آمده است؟
در پاسخ این سؤال دلایل گوناگونى مطرح میشود. برخى ظرفیتهاى اقتصادى و اقلیمی اعضاى ۱۱۴ گانه این نهاد را به خاطر میآورند و میگویند این جنبش۶۰ درصد خاک جهان؛ ۲۰ درصد تولید ناخالص ملى را داراست. کشورهاى عضو جنبش غیرمتعهدها، دو سوم از کشورهاى جهان را تشکیل میدهند یا آنکه رشد اقتصادى بیشتر کشورهاى عضو این سازمان در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادى بیشتر از گذشته بوده است.
یا آن که برخى دیگر از تحلیلگران به تلاش و مجاهدت پیشقراولان جدید و قدیم جنبش از هند و مصرایام گاندىها و ناصرها تا ایران و مالزى و کوباى تحت رهبرى امام خمینى (ره)، ماهاتیر محمد و فیدل کاسترو اشاره میکنند و میگویند همچنان که این جنبش بر شالوده تفکر درخشان رهبرانى چون: تیتو، سوکارنو ونهرو پایهگذارى شد اکنون نیز به همت کشورهاى مهم و استقلال طلب منطقه راه خویش به سوى ایفاى نقش در قرن جدید را هموار ساخته است.
اما بىآن که نقش هرکدام از این عوامل را در بقا و پویایى این نهاد نادیده بگیریم عامل حیات بخش سازمان غیر متعهدها را همانا باید در تفکرى جست که مانند ریسمانى ناگسستنى در هر برهه زمانى کاروان کشورهاى جهان سوم یا در واقع قطب جنوب را به زیر بیرق غیرمتعهدها میکشاند.
کم نبودند کسانى که درفرداى فروپاشى سازمانها و نهادهاى عصر جنگ سرد همانند ورشو یا سنتو زنگ فروپاشى غیرمتعهدها را به صدا درآوردند یا آنکه پس از قدرتیابى آمریکا از زوال قطعى این نهاد سخن گفتند اما این محاسبات و پیشبینىها یک عامل جوهرى را در حیات عدم تعهد به حساب نیاورد و آن این که این سازمان فلسفه وجودى فراتر از سازمانها یا ترتیبات امنیتى یا سیاسى دوران جنگ سرد دارد.
فرضیاتى که ابطال شد
اغلب کسانى که در فروپاشى جهان دو قطبى، ختم حیات غیر متعهدها را اعلام کردند نظرشان بر این پایه استوار بود که فلسفه وجودى این سازمان، اعتراض به تقسیم جهان میان دو قطب بود و لذا نتیجه میگرفتند که با یکدست شدن جهان دیگر هیچ دلیلى براى ماندن سازمانى که میخواست نیروى سوم درمیان دو اردوگاه چپ وراست باشد نمیماند. حتى بسیارى از نظریهپردازان که در افق قرن جدید فقط سیطره آمریکاى واحد را میدیدند براین گمان بودند که قافله غیر متعهدها یکى پس از دیگرى راه پیوستن به نهادهاى نام آشناى اروپایى و غربى چون ناتو را پیش خواهند گرفت.
اى بسا دراین مدت باب همکارىهاى جدید میان برخى کشورهاى عدم تعهد با طرفهاى اروپایى و آمریکا گشوده شد اما هیچ کدام از اعضاى خانواده بزرگ این سازمان ورود در همکارىهاى تازه را به بهاى لغو عضویت خویش در جرگه غیر متعهدها مشروط نکردند.
پرسش اصلى نیز اینجا نهفته است که چرا با وجود پاگیرى چندین نهاد و سازمان نوین منطقهاى و فرامنطقهاى، ۱۱۴ عضو عدم تعهد حاضر به ترک این نهاد نشدند؟ چه انگیزهاى موجب شد که حتى در بدترین روزهاى تضعیف و تحقیر سازمانهاى بینالمللى، اعضاى کشورها وملتهاى موسوم به جهان سوم به تعطیلى این نهاد تن ندهند؟
دست کم بر کارشناسان سیاسى پوشیده نیست که دیپلماسى بلوک غرب بویژه در دو دهه اخیر گرایشى نیرومند براى جذب خیل کشورهاى چپگراى دیروز که با فروپاشى شوروى دچار بحران خلأ قدرت شدند به کار بستند. در این مسیر آنها حتى از اعطاى انواع مشوقهاى سیاسى و اقتصادى براى پیشبرد جذب کشورهاى سرگردان یا بلاتکیف جنوب دریغ نکردند اما هیچ کدام از این تلاشها به فروپاشى اردوى عدم تعهد منجر نشد.
دو دهه پس از جنگ سرد براى حافظان بیرق عدم تعهد بسى دشوارتر از ایام جنگ سرد بود.
غلبه براین ذهنیت شبه یقین که جهان راهى جز حرکت روى ریل تفکر راست ندارد امرى سخت و طاقتفرسا بود.
در این جهان نو که از خاکستر فروپاشى شوروى و سپس برجهاى فرو ریخته نیویورک برخاست و نسل تازه نظریهپردازان نومحافظه کار آمریکا شالوده تئورى آن را ریختند لیبرالیسم به عنوان نه فقط «گفتمان غالب» یا اندیشه برتر که به صورت تنها نظام فکرى ـ حکومتى ممکن و موجود معرفى شد.
کشورهایى که مسیر سیاست خارجى خویش را به سمت قبله لیبرالیسم تغییر ندادند از آن جمله بسیارى از دولتهاى عضو عدم تعهد با سرسختانهترین تنبیهات و تحریمها روبرو شدند. البته این روندى است که اکنون نیز کمابیش ادامه دارد و آنگونه که خبرها حکایت دارد حتى در دور جدید اجلاس عدم تعهد نیز، واشنگتن دیپلماسى تهدید و فشار خویش براى بر هم زدن آهنگ همکارى اعضاى سازمان غیر متعهدها را تداوم بخشیده است.
بنابراین پرسش مبنایى دیگر این است که در عصر جدید روابط بینالملل که جهان در نگاه بازیگران به دو طایفه دوستان و دشمنان لیبرالیسم تبدیل شد سازمان عدم تعهد چگونه توانست بر بحران بقا غلبه کند؟ و این بار چرا انبوه کشورهایى که در پیمانهاى امنیتى گوناگونى براى جنگ ترور وارد شدند همچنان تابعیت خویش را به عنوان عضوى از آحاد غیرمتعهد حفظ کردند ؟
اجلاس تهران بیش از همیشه این سؤال بنیادین را دامن زد که در اوج جنگ ترور، کشورهاى عضو سازمان در نشستى گرد آمدند که در آن سیاستهاى آمریکا و مناسبات حاکم بر سیاست بینالملل به صورت آشکارى به چالش کشیده شد.
پاسخ این پرسش در نکتهاى نهفته است که از دوران نهرو تاکنون شاه بیت بیانیههاى این سازمان است و آن این که عدم تعهد در پى تغییر نظام ناعادلانه توزیع قدرت به صحنه آمده است. با این تعریف، سازمان غیرمتعهدها رشته حیات خویش را به مهم ترین خواسته فطرى و دینى انسانها و جوامع گره زده است.
در واقع جهانبینى این جنبش همان خط سیر همه نهضتهاى جاودانهاى است که در طول تاریخ در پى مهار افسار قدرتهاى سلطه جو بوده اند. با همین نگاه است که همه دستاندرکاران دیروز و امروز جنبش به تلاش خویش در حفظ و مرمت این عمارت، رنگ قداست میبخشند. حتى مخالفان حرفهاى سازمانهاى منطقهاى نیز نمیتوانند این واقعیت را نادیده بگیرند که خانواده سازمان عدم تعهد با وجود گرایشات گوناگون عقیدتى و سیاسى و با وجود داشتن انواع مراودات سیاسى و اقتصادى بلوک غرب همچنان هویت خویش را زیر پرچم این سازمان تعریف میکنند.
بنابراین وقتى میزبان ایرانى اجلاس عدم تعهد از قداست این نهاد سخن گفت هیچ کس در این گفتهها به دیده یک شعار یا تعارف سیاسى ننگریست. آرمانهایى که ۵۰ سال پیش سازمان عدم تعهد بر شالوده آنها بنا شده است هنوز مقدس است و اى بسا شرایط و اوضاع نوین جهانى درجه وجوب و قداست این آرمانها را افزون تر ساخته است.
اکنون میتوان به سراغ پاسخ آن پرسش دیرین رفت که چرا در عصر افول سازمانها و دوران زوال ائتلافهاى جهانى، سازمان عدم تعهد با اتفاقى متفاوت به سوى جلو گام برمیدارد. بالاترین وجه ممیز این سازمان همان است که این مجموعه برخلاف بسیارى از نهادهاى مرسوم منطقهاى و فرامنطقهاى بیش از منافع اقتصادى یا مصلحتاندیشىهاى زودگذر بر بنیان یک اندیشه بشرى شکل گرفته است. این اندیشه در واژه زیباى عدالتخواهى و نفى سلطه تبلور یافته است. با تکیه بر همین خیمه مستقل بودن است که این سازمان نیم قرن برابر مناسبات و معادلات ناعادلانه سیاسى و نظامی قرار میگیرد.
اگر خواست و تلاش قدرتهاى مختلف در برهههاى گوناگون براى حذف این سازمان از گردونه سیاست بینالملل مؤثر نیفتاده از آن روست که آرمان جهان عادلانه و عارى از سلطه از بینش انسانها قابل حذف نیست. حتى در شرایط امروز میتوان تناسبى برقرار کرد میان آهنگ فزونخواهى قدرتها و تلاش بىوقفه ملتها براى تقویت سازمان غیر متعهدها به عنوان تنها نهاد مجسم عدالتخواهى.
عناصر حیاتبخش جنبش
پانزدهمین نشست نمایندگان جنبش عدم تعهد در تهران در دوره اى متفاوت و عصرى تازه تشکیل شد. شاید بتوان این مسأله را به حساب اقبال خوش ایرانىها گذاشت که رویگردانى از ائتلافها و سازمانهایى که پس از ۱۱ سپتامبر قارچگونه شکل گرفتند شتاب گرفته است. طبیعى است نتیجه این رویگردانى چیزى جز تقویت رویکرد همکارى وتعامل در درون سازمانهاى دیرپایى چون جنبش عدم تعهد نخواهد بود.
نطقهاى مدعوین اجلاس تهران به وضوح چشم انداز تازه این نهاد را در عصر جدید نشان میدهد. وجه مشترک سخن این دیپلماتها این بود که جهان در پیمودن راه صلح و امنیت به مسیر خطا رفته است. آنها در حقیقت به مدیریت تحولات جهانى نقد روا داشتند و این که جهان به دلیل یک سلسله انتخابهاى نادرست و تصمیمهاى اشتباه سر از این بحرانهاى مهیب درآورد.
بنابراین اگر در زبان برخى ناظران اجلاس تهران یک مبدأ براى شروع حرکت جدید و سرآغاز فصل نو در حیات این سازمان دیده شد از آن روست که امروز یک اجماع بىسابقه بر سر ضرورت اصلاح مناسبات ناعادلانه جهانى شکل گرفته است. و همه فلشهاى نقد و اعتراض متوجه همان مرکزیت سیاست جهانى است که باعث شده پروژه صلح و امنیت به بنبستهاى خونبار بینجامد. حتى محافظهکارترین اعضاى جنبش که اى بسا نامشان به عنوان شرکاى آمریکا مطرح است به این پروژه اصلاحطلبى جهانى پیوستهاند.
بنابراین میتوان امیدوار بود که آهنگ تجدید نظرخواهى که در اجلاس تهران به گوش رسید در نشستهاى آینده تداوم یابد زیرا که روند تحولات جهانى این الزام را پدید آورده است.
میدان جدید حرکت جنبش
اجلاس تهران موضوعى بدیع را در دستور کار قرارداد. موضوعى که به طور سنتى رکن ثابت نشستهاى طرفهاى غربى بوده است و در مشرق زمین غریب و مهجور مانده است و این موضوع بدیع همان است که بر پرچم اجلاس نقش بست یعنى حقوق بشر و تنوع فرهنگى.
ورود غیر متعهدها در حیطه این دو مبحث از آن جهت منشأ تحولات جدید است که جهان غرب نقطه آسیب مشرق زمینیان را در این دو محور جسته است. از نگاه اعضاى سازمان دور نبود که بویژه دراین ۵۰ سال آمریکا و اروپا از ۲ عامل حقوق بشر و تکثر به عنوان اهرم فشارى مستمر و مؤثر براى پیشبرد خواستههایش بهره جسته است.
گشودن فصل جدید همکارى درباره این ۲ مقوله نو در تهران این پیام نیکو را نیز همراه داشت که غیرمتعهدها درباره این ۲ مسأله چالشانگیز جهانى همچون ایران میاندیشند و یا برآنند که همسو با تهران میکوشند این مفاهیم، حیات تازه خویش را متکى بر مبانى عقاید دینى و بومی ملتها و نه تفسیر قدرتها تجربه کنند.
این نکته در حرکت نوین جنبش عدم تعهد شایان توجه است که طراحان و گردانندگانش براى پویایى آن به خلق ابتکاراتى تازه دست زدهاند، ابتکاراتى که چند نمونه چشمگیر آن را پیش از این در اجلاسهاى قبلى دیدیم چنان که پس از نشست دوربان، سازوکارى تحت عنوان تروئیکاى عدم تعهد شکل گرفت که در ۲ سطح وزیران امور خارجه و سران، رایزنىهایى را با اعضا براى اجراى مصوبات یا حداقل پیگیرى آنها آغاز کرد. در حال حاضر تروئیکاى عدم تعهد متشکل از آفریقاى جنوبى، مالزى و کوباست که به عنوان رؤساى قبلى، فعلى و آینده سفرهایى نیز به برخى کشورها از جمله ایران درباره موضوع فعالیتهاى هستهاى داشتهاند.
جدىترین رهآورد این کار گروه، تلاش جنبش عدم تعهد براى حرکت از حاشیه به متن معادلات بینالمللى حمایت قاطعانه ۱۳ کشور عضو جنبش عدم تعهد در شوراى حکام آژانس بینالمللى انرژى اتمی موسوم به گروه نم از فعالیتهاى صلحآمیز هستهاى ایران است. با این ابتکار عمل بود که جنبش در اجلاس سیزدهم خود به اقدامی مهم درباره عراق دست زد و جنبش عدم تعهد تلاش کرد مانع چنین حملهاى بشود.
جنبش غیرمتعهدها چند سال پس از پایان جنگ ایران و عراق که به این سازمان تحرک داده بود، شاهد فروپاشى شوروى و افول تعریف این سازمان شد و پانزده سال را در انزوا سپرى کرد تا این که باز هم پروندهاى مرتبط با ایران، جنبش غیرمتعهدها را فعال کرد.
با طرح پرونده اتمی ایران در آژانس بینالمللى انرژى اتمى، جنبش تلاش کرد با شکل دادن به گروهى از کشورها که از حق هستهاى ملتها حمایت میکنند، بر سیاست تبعیضآمیز کشورهاى غربى تأثیر بگذارد.
اما در مرحله جدید بدون تردید جنبش باید به سوى زدودن مشکلات بنیادین دیگرى گام بردارد، مشکلاتى که از یک سو منشأ سلطه قدرتهاى غربى شده و از سوى دیگر به بروز برخى ناهنجارىها و تندروىها انجامیده است. به باور کارشناسان؛ فقر مالى برخى اعضا و پراکندگى فرهنگى، سیاسى و جغرافیایى کشورهاى عضو این سازمان به انسجام این سازمان لطمه زده است. درمان این دست مشکلات سازمان به یقین میزان تأثیرگذارى تصمیمهاى جنبش بر فضاى بینالمللى و جامعه جهانى را دو چندان خواهد کرد. جنبش عدم تعهد چنان که اجلاس تهران تأکید دارد پروندهاى از بحرانهاى بزرگ را در دست دارد، بحرانهایى که اقلیمهاى سوقالجیشى خاورمیانه را فراگرفته است و هر کدام به نحوى نیازمند برداشتن گام تازه این سازمان است.