لغات قوى و ضعیف، فراز و فرود، تقویت و تضعیف در جهان مبادلات ارزى لغاتى نسبى هستند. این لغات همگى نشانگر تغییرى نسبى از میزان ارزش قبلى قیمتها هستند. وقتى دلار در حال تقویت است، ارزش آن نسبت به ارزهاى دیگر افزایش مییابد. دلار قوى میتواند واحدهاى بیشترى از ارزهاى خارجى را خریدارى کند. یکى از نتایج تقویت ارزش دلار، کاهش قیمت کالاها و خدمات خارجى نزد مصرفکنندگان آمریکایى است. این امر همچنین موجب میشود آمریکایىها بتوانند به تعطیلاتى طولانى در کشورى دیگر بروند و یا اتومبیلهاى خارجى که قبلاً گرانتر بودند را خریدارى کنند. ولى در حالى که مصرف کنندگان آمریکایى از ارزش بالاى ارز کشور خود سود میبرند، صادرکنندگان این کشور زیان میبینند؛ چرا که دلار قوى به معناى این است که ارز خارجى بیشترى براى معاوضه با دلار آمریکا نیاز است. بنابراین کالاها و خدمات آمریکایى براى مصرف کنندگان خارجى گران تر تمام میشوند.
دلار قوى: مزیتهاى بالابودن ارزش دلار براى اقتصاد آمریکا عبارتند از:
ـ مصرف کنندگان آمریکایى قیمت کمترى را براى دریافت تولیدات و خدمات خارجى پرداخت میکنند.
ـ قیمت کمتر تولیدات و خدمات خارجى به پائین نگه داشتن نرخ تورم کمک میکند.
ـ مصرف کنندگان آمریکایى هنگام سفر به کشورهاى خارجى به نسبت قیمتهاى داخل آمریکا، از خدمات ارزان ترى برخوردار میشوند.
ـ سرمایهگذاران آمریکایى میتوانند سهام و اوراق قرضه خارجى را با قیمت کمترى خریدارى کنند.
نقاط منفى بالابودن ارزش دلار براى اقتصاد آمریکا عبارتند از:
ـ شرکتهاى آمریکایى رقابت در بازارهاى خارجى را مشکل مییابند.
ـ این شرکتها باید با کالاهاى خارجى ارزانتر رقابت کنند.
ـ جهانگردان خارجى سفر به آمریکا را گران میدانند.
ـ در هنگام بدهکارى شدید آمریکا، ارائه وام و سرمایه از سوى خارجىها به آمریکا مشکلتر است.
معایب و مزایاى دلار ضعیف
مزایاى ضعیف بودن دلار براى اقتصاد آمریکا عبارتند از:
ـ شرکتهاى آمریکایى فروش کالا به بازارهاى خارجى را آسان مییابند.
ـ این شرکتها براى پائین نگه داشتن قیمت کالاهاى خود تحت فشار رقابتى کمترى خواهند بود.
ـ جهانگردان خارجى بیشترى توانایى سفر به آمریکا را پیدا میکنند.
ـ بازارهاى سرمایه آمریکا براى سرمایهگذاران خارجى جذاب تر میشود.
معایب پائین بودن ارزش دلار براى اقتصاد آمریکا عبارتند از:
ـ مصرف کنندگان آمریکایى براى خرید کالا و خدمات خارجى بایستى پول بیشترى بدهند.
ـ افزایش قیمت کالاهاى خارجى موجب بالارفتن هزینههاى زندگى در آمریکا میشود.
ـ مصرف کنندگان آمریکایى سفر خارج را گران مییابند.
ـ شرکتها و سرمایهگذاران آمریکایى حضور در بازارهاى خارجى را دشوارتر میبینند.
ارزش پائین دلار همچنین موجب واردشدن صدمه به دستهاى از مردم و منتفع شدن دستهاى دیگر میگردد. هنگامی که ارزش دلار نسبت به ارز یک کشور دیگر سقوط میکند یا کاهش مییابد، قیمت کالا و خدماتى که از این کشور به آمریکا میآید گرانتر میشود. یعنى براى خرید یک کالاى مشخص باید نسبت به گذشته پول بیشترى داد، این امر به معناى کاهش قدرت خرید آمریکایىها است.
در همین حال، پائین بودن قیمت دلار به معناى کاهش یافتن قیمت کالاهاى آمریکایى در بازارهاى خارجى و سود بردن صادرکنندگان آمریکایى و مصرف کنندگان خارجى است.
از لحاظ نظرى، ارزش دلار و ارزهاى همه کشورهاى دیگر بایستى نه زیاد گران باشند و نه ارزان. سطح متوسط قیمت ارز به رشد اقتصادى پایدار و بلندمدت و ثبات مالى در داخل و خارج کشورها کمک میکند. ولى به دلیل اثرگذارى عوامل بسیار رسیدن به این هدف ایده آل دشوار است.
قیمت ارز
به قیمت یک ارز از ۲ بعد داخلى و خارجى میتوان نگاه کرد. مثلاً از لحاظ داخلى معیارهایى چون شاخص قیمت مصرف کننده براى اندازهگیرى قدرت خرید دلار در طول زمان مورد استفاده قرار میگیرد. بدین ترتیب که وقتى شاخص قیمت مصرف کننده افزایش مییابد دلار قدرت خرید کمترى دارد و هنگامی که این شاخص نسبتاً ثابت است ارزش دلار نیز ثابت است. برخى اوقات
علىرغم پایدار بودن ارزش دلار در داخل آمریکا، ارزش آن میتواند در مقایسه با ارز یک کشور دیگر افزایش یا کاهش یابد.
یکى از جوانب جالب مبادلات ارزى این است که قیمت یک ارز ممکن است در حال تقویت باشد ولى در عین حال از لحاظ تاریخى قوى نباشد. براى مثال اگر ارزش برابرى دلار در برابر ین ژاپن از ۱ به ۸۵ به ۱ به ۸۸ افزایش یابد شاهد افزایش قیمت دلار هستیم ولى هنوز دلار قوى نشده است زیرا از لحاظ تاریخى زمانى بوده است که ۱ دلار بیش از ۱۰۰ ین ارزش داشته است. با این حساب در صورت کاهش ارزش دلار از ۱۸۵ ین به ۱۷۵ ین اگرچه شاهد تضعیف ارزش دلار هستیم ولى از لحاظ مقایسه تاریخى دلار ضعیف نشده است.
اهمیت ارزش قیمت ارز در این است که تقریباً هر نوع مبادله بینالمللى کالا و خدمات نیازمند تبدیل یک ارز به ارزى دیگر است. کمتر پیش میآید که دو کشور مبادله کالا به کالا و یا مبادلاتى با استفاده از طلا انجام دهند. اگرچه دلار تنها ارزى نیست که در سطح جهانى خرید و فروش میشود ولى جزو پرکاربردترین ارزها است. دیگر ارزهاى عمده رایج بینالمللى عبارتند از: یورو و ین ژاپن.
بازار مبادلات ارزى
دراکثر موارد، خرید و فروش ارز در بازار ارز صورت میگیرد. ارزهاى کشورهاى پیشرفته و بسیارى از کشورهاى در حال توسعه در این بازار مورد مبادله قرار میگیرند. دراین بازار نیازى به انتقال مقادیر بزرگ پول از یک کشور به کشورى دیگر نیست و معمولاً مبادله در آن به صورت الکترونیک صورت میگیرد. بنابراین هنگام مبادله ارز، کاغذ و سکه مورد معاوضه قرار نمیگیرد. بلکه مبادلات ارزى عمدتاً در فضاى مجازى انجام میشود. البته ارزهاى تمام کشورها در بازارهاى ارز مبادله
نمیشوند عدم مبادله یک ارز در بازارهاى جهانى به دلایل زیادى از جمله بىثباتى سیاسى یا اقتصادى رخ میدهد. در برخى مواقع دلیل سادهاى براى عدم مبادله یک ارز در بازارهاى جهانى وجود دارد و آن هم عدم پرداخت سود مناسب از سوى کشور دارنده ارز مذکور به کشورهاى دیگر است. برعکس بازارهاى کالا یا سهام، بازار ارز مرکزى خاص براى مبادله ندارد. اکثر تجارت ارز از طریق بانکها و دلالان ارز در آمریکا و خارج از آن توسط تلفن و رایانه انجام میشود. بازار ارز بازارى ۲۴ ساعته است. تاجران ارز زمانى در استرالیا و خاور دور شروع به کار میکنند که اکثر کارگران در سانفرانسیسکوى آمریکا در حال بازگشت به منازل خود هستند. با تعطیلى کسب و کار در خاور دور، فعالیت بازارهاى مالى خاورمیانه تازه وارد ساعات میانى خود میشود و اروپایىها تازه سر کار رفته اند. تا زمانى که روز کارى در نیویورک به اوج ساعات کار خود برسد، در لندن وقت چاى بعدازظهر است. به همین دلیل برخى بانکها و بازارهاى بزرگ سهام در آمریکا یک نوبت کارى در صبح زود راه انداخته اند تا بتوانند تأثیرات ناشى از اختلاف ۵ الى ۶ ساعتى با اروپا را به حداقل کاهش دهند. در همین رابطه نهادهاى مالى واقع در ساحل غربى آمریکا براى این که بتوانند هم با نیویورک و اروپا و هم با خاور دور مبادله کنند ساعات کار روزانه خود را افزایش دادهاند.
قیمت ارز و قانون عرضه و تقاضا
بازار ارز نیز تحت تأثیر قانون عرضه و تقاضا است و به طور کلى دولت یا دستهاى از دولتها میتوانند تأثیرى بر قیمتهاى ارز داشته باشند.
طبق قانون عرضه با افزایش قیمت یک محصول، میزان کالاى عرضه شده هم بالا میرود و با کاهش قیمتها، عرضه هم کمتر میشود. این جریان در بازار ارز هم وجود دارد.
براى مثال اگر سرمایهگذاران فرانسوى یک فرصت اقتصادى خوب در آمریکا پیدا کنند امکان دارد مایل باشند فرانک بیشترى براى خرید دلار بپردازند تا بتوانند در آمریکا سرمایهگذارى کنند.
اما باید دید چگونه تغییر در ارزش ارز یک کشور موجب متأثر شدن اقتصاد داخلى آن کشور میشود.
براى دیدن نمونه این اثر باید نگاهى به اقتصاد آمریکا در طول دهه ۱۹۹۰ داشته باشیم. در طول این دوره دلار در اکثر مواقع در مقایسه با ارزهاى دیگر قوى بود. زیرا تقاضا براى آن به چند دلیل بالا بود، از جمله دلایل این امر عبارت بودند از: تمایل شهروندان خارجى براى خرید اسناد مالى و اعتبارى آمریکایى مثل سهام بود. دلیل این تمایل جذابیت کلى ضمانتهاى مالى دولت آمریکا و رونق بازارهاى مالى این کشور بود.
در ادامه این نوشته به معرفى مراحل تقویت و تضعیف ارز یک کشور میپردازیم:
عوامل تقویت قیمت ارز
ـ نرخ بهره بالاتر در کشور به نسبت نرخ بهره در خارج
ـ پائین بودن نرخ تورم
ـ موازنه مثبت تجارى در مقایسه با دیگر کشورها
ـ کسرى بودجه بزرگ و مداوم دولت که موجب استقراض داخلى شود
ـ بىثباتى نظامی و یا سیاسى در کشورهاى دیگر
ـ قوى بودن بازارهاى داخل
ـ قوى بودن اقتصاد داخل و ضعیف بودن اقتصادهاى خارجى
ـ عدم وجود سابقه کوتاهى در پرداخت بدهىهاى خارجى از سوى دولت
ـ سیاست پولى کارآمد با هدف تثبیت قیمتها
عوامل تضعیف قیمت ارز
ـ کمتر بودن نرخ بهره در داخل نسبت به خارج
ـ افزایش نرخ تورم
ـ کسرى تجارى در مقایسه با دیگر کشورها
ـ وجود مازاد درآمد دولتى در طولانى مدت
ـ ثبات سیاسى و نظامی نسبى در کشورهاى دیگر
ـ بازار مالى در حال سقوط
ـ اقتصاد داخلى ضعیف در مقابل قوى بودن اقتصادهاى خارجى
ـ سیاست پولى که به ندرت اهداف را تغییر میدهد.
بسیارى از بخشهاى اقتصاد آمریکا در طول سالهاى اخیر دست به استقراض سنگین زدهاند. دولت، شرکتها و مردم به اعتبارات بانکى متکى بودند. این امر موجب تقاضا براى پول به منظور قرض دادن به استقراضکنندگان گردید.
معمولاً پولى که مصرف کنندگان پس انداز میکنند براى افزایش تقاضا به کار برده میشود ولى در اقتصاد آمریکا میزان پساندازها کم بوده است.
بنابراین پولى که آمریکایىها باید آن را قرض میگرفتند از جاى دیگرى غیر از اقتصاد داخلى این کشور بایست تهیه میشد. در همین رابطه اعتبارات خارجى تقاضاى مذکور را برآورده ساخت و افزایش تقاضا براى دلار، قیمت آن را نسبت به دیگر ارزها بیشتر کرد. این امر هم سرمایهگذاران را نیز تشویق کرد که سهمیههاى خود را به شکل دلار نگهدارى کنند. در همین هنگام، بانک مرکزى آمریکا تورم را تحت کنترل خود نگه داشت. این کار موجب شد دلار به خاطر ثبات ارزش خود جذاب شود. روند مذکور موجب بالا رفتن هزینه دلار براى سرمایهگذاران خارجى گردید. نرخهاى بالاى نسبى بازگشت سرمایهها در بازار مالى آمریکا سرمایهگذاران خارجى را قادر ساخت سودهاى بیشترى از آنچه در بازارهاى مالى کشورهاى خود به دست میآورند در آمریکا به دست آورند.
تأثیر افزایش تقاضا براى دلار بر اقتصاد آمریکا
سرمایهگذارى شهروندان یک کشور در کشورى دیگر اثرى عمده بر اقتصاد داخلى کشور متبوع این سرمایهگذاران دارد. در مورد آمریکا، میل سرمایهگذاران خارجى براى حفظ ذخایر ارزى خود به صورت دلار کمک کرده تا دولت آمریکا بتواند کسرى بودجه بزرگ خود را جبران کند و پول مورد نیاز براى بازارهاى اعتبارى را فراهم کند.
طبق قانون عرضه و تقاضا، افزایش عرضه اعتبارات موجب پائین آمدن ارزش این اعتبارات میشود. ارزش اعتبارات همان نرخ بهره است. یعنى افزایش عرضه اعتباراتى که توسط سرمایهگذاران خارجى تأمین میشوند موجب کمک به جبران کسرى بودجه و نگه داشتن نرخهاى بهره در حدى پائین تر از آنچه که در صورت عدم وجود سرمایه خارجى بوده شده است.
افزایش تقاضا براى دلار موجب تأثیرى منفى بر اقتصاد آمریکا شده است. دلار قوىتر جذابیت کالاهاى خارجى را در آمریکا افزایش میدهد. بسیارى از مصرفکنندگان آمریکایى که به قیمت، بیش از هر چیز دیگرى اهمیت میدهند با افزایش قیمت دلار و متعاقب آن کاهش قیمتهاى کالاهاى خارجى، به خرید این کالاها و کاهش خرید کالاهاى ساخت داخل آمریکا رو آوردند.
وقتى ارزش یک ارز رایج بینالمللى بسیار کم یا زیاد میشود رقابت بینالمللى در معرض انحراف قرار میگیرد.
همانطور که دیدیم قیمت بالاى دلار در دهه ۱۹۹۰ موجب اختلال در قابلیت رقابت تولیدکنندگان آمریکایى در برابر تولیدکنندگان خارجى گردید. حتى علىرغم این که تولیدکنندگان خارجى منابع خود را مثل آمریکایىها به طور مؤثر به کار نگرفتند ولى باز هم توانستند تولیدات خود را با قیمتى کمتر از کالاهاى آمریکایى به فروش برسانند. بسیارى از شرکتهاى آمریکایى این رقابت فزاینده را با افزایش کارایى و قابلیت تولیدى خود پاسخ دادند. در طولانى مدت افزایش قابلیت تولیدى موجب سودآورى براى این شرکتها و اقتصاد آمریکا گردید. در مقابل بسیارى از شرکتهاى آمریکایى که به خاطر واردات کالاهاى خارجى آسیب دیدند، خواستار کمک دولت براى محدود ساختن رقابت خارجى شدهاند. این کمک نیز به شکل وضع تعرفههاى جدید، رأىدهىها در مجامع اقتصادى بینالمللى، یارانهها و تحریمهاى اقتصادى صورت گرفت. این اقدام دولت آمریکا در جهت حمایتگرایى از اقتصاد خود یکى از زیانبارترین عواقب تغییر در قدرت نسبى ارزها است.
زیرا اگر یک دولت قوانینى را براى ایجاد موانع حمایتى وضع کند، دیگر دولتها هم با وضع چنین قوانینى درصدد انتقامجویى برمیآیند. در نتیجه تجارت بینالمللى با کندى روبهرو میشود و مردم همه کشورها سودهاى ناشى از کیفیت بهتر، قیمتهاى کمتر و امکان انتخاب گسترده تولیدات را از دست خواهند داد.