به دنبال سومین شکست ماموریت دبیر کل اتحادیه عرب در لبنان «ریاض» برای نقشآفرینی در امر داخلی لبنان نقاب از چهره کنار زد و مداخله در بحران لبنان را علنی ساخت. این تلاشها در دو قلمرو سیاسی و نظامی سازماندهی شده و گفته میشود چراغ سبز آمریکا و اسرائیل در این مورد پیشاپیش توسط شاه اردن دریافت گردیده است.
در واقع همه چیز در جریان دیدار سعدالدین حریری فواد سینیوره عبدالله شاه اردن و جورج بوش در بندر عقبه شکل گرفت که در آن نمایندگانی از رژیم صهیونیستی و عربستان نیز بطور غیرمستقیم حضور داشتند. در آن نشست محرمانه توافق شد که دربارهای خائن عرب برای تامین اهداف مشترک آمریکا ـ اسرائیل در دو جبهه فعالیت کنند که این دو جبهه عبارتند از:
الف ـ بینالمللی کردن بحران لبنان و فراهم کردن زمینههای برای دخالت شورای امنیت در فرآیند انتخاب رئیسجمهور جدید
ب ـ تجهیز طیف خائن فواد سینیوره و جناح 14 مارس به سلاحهای جدید و تامین نیازهای لجستیکی بمنظور ایجاد بحران امنیتی و دامن زدن به جنگ داخلی لبنان
شاهزاده سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان اخیرا با سفر به کشورهای عضو دائم شورای امنیت و آلمان سعی کرد باتشویق آنها برای بینالمللی کردن بحران لبنان و ارجاع موضوع به شورای امنیت زمینه را برای دخالت موثر بیگانگان در امور داخلی لبنان فراهم سازد. «سعودالفیصل» در این سفر ضمن درخواست برای صدور قطعنامه و تصریح به ضرورت برگزاری فوری انتخابات ریاستجمهوری به تقویت موضع دولت غیرقانونی فواد سینیوره پرداخت و جناح 14 مارس را مورد حمایت بیشتر قرار داد. تامین نیازهای لجستیکی در این مقوله به شاهزاده «بندربن سلطان» مشاور امنیت ملی عربستان محول شده است.
اگر چه آل سعود در جریان جنگ داخلی لبنان و در دوران اشغال این کشور توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی همواره در مقابل نیروهای مقاومت اسلامی قرار داشته لکن عملکرد اخیر عربستان بمنظور فراهم کردن زمینه ای است که ریشههای مقاومت اسلامی در لبنان سوزانده شود و مزدوران طرفدار اسرائیل در لبنان به قدرت مطلق در این کشور تبدیل شوند.
اقدام آل سعود مرحله جدیدی از دخالت عربستان در امور داخلی لبنان است و عربستان سعی دارد از این طریق زمینههای سازش با صهیونیستها در منطقه را فراهم سازد. فراموش نکنیم که عربستان در طول جنگ 33 روزه هم طرف اسرائیل اشغالگر را گرفته بود و بیانیه علیه حزبالله صادر کرد ولی بعدا با مشاهده پیروزی حزبالله و نیروهای مقاومت اسلامی در موضع خود ظاهرا تجدیدنظر کرد و به تجلیل از حزبالله پرداخت!
عربستان از طریق اتحادیه عرب نیز درصدد حمایت از جناح خائن 14 مارس برآمد ولی از آنجا که این جناح فاقد پایگاه مردمی است و فقط از جانب امریکا و اسرائیل حمایت میشود تلاش کرد تا مانع نمایش اقتدار ناشی از پیروزی حزبالله در جنگ 33 روز شود، اما تاکنون نتوانسته است اهداف و ماموریتهای خود را به مرحله اجرا در آورد.
محور دوم فعالیتهای عربستان، در جهت ایجاد جنگ داخلی در لبنان است که با تجهیز و تقویت گروههای مزدور در حال شکلگیری است. این در حالی است که عربستان در عراق نیز سرگرم حمایت از گروههای تروریستی است و بیشترین نقش را در ایجاد کانونهای فعال توطئه و ترور برعهده دارد. در عین حال ریاض با سرمایهگذاری بر روی گروههای بدنام در لبنان سعی دارد آنها را علیه حزبالله و نیروهای مقاومت اسلامی تحریک و تجهیز کند.
در این ارتباط اخیرا مطبوعات عرب از نقش عربستان و اردن در تجهیز و آموزش شبه نظامیان جناح 14 مارس پرده برداشته و خاطرنشان ساختند که حتی پشتیبانی و تدارکات لازم برای انجام عملیات ترور «عماد مغنیه» فرمانده ارشد حزبالله لبنان هم توسط عربستان و با هماهنگی اسرائیل صورت گرفته است.
در چنین شرایطی ارتش لبنان سعی دارد با حفظ موازنه نیروها، به امنیت و آرامش لبنان تا سر حد امکان کمک نماید. نباید از نظر دور داشت که تحریک گروهک «انصارالاسلام» و انجام عملیات منجر به درگیری در ماههای گذشته نیز اقداماتی مبهم برای درگیر ساختن و بد نام کردن ارتش لبنان در خلال درگیریهای خیابانی و تحلیل بردن توان نظامی ارتش لبنان بوده تا فرماندهان آن به هر تصمیم برای پایان دادن به بحران و روی کار آوردن یک رئیسجمهور جدید رضایت بدهد. حتی عملیات تروریستی منجر به قتل ژنرال «فرانسوا الحاج» سرفرمانده عملیات ارتش لبنان نیز اقدامی حساب شده برای از بین بردن تمامی اطلاعات جمعآوری شده توسط وی درباره ترور «رفیق حریری» بود تا بهر طریق ممکن، مانع انتخاب رئیسجمهور جدید شوند.
«میشل سلیمان» فرمانده ارتش لبنان اگر چه برای ریاستجمهوری لبنان مورد توافق حزبالله و گروه 14 مارس است ولی گروه 14 مارس تعمدا با سنگاندازی در مذاکرات حل بحران لبنان تلاش وسیعی را بکار گرفت تا مردم لبنان طعم شیرین پیروزی مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه را احساس نکنند و اسرائیل هم فرصت مناسب برای فراهم ساختن عملیات جدید مقابله با حزبالله لبنان را بدست آورد. آنچه برای اشغالگران و آمریکا اهمیت دارد حل بحران لبنان نیست بلکه آنها همچنان مترصد فرصتهائی برای انتقامجوئی از نیروهای مقاومت اسلامی و حذف چهرههای شاخص مقاومت در فاز نظامی ـ امنیتی آن هستند. تدارک شهادت چهرههائی همچون «عماد مغنیه» فرمانده ارشد حزبالله لبنان صرفا در پرتو تداوم بحران لبنان برای اشغالگران میسر است و آنها از این فرصتهای طلائی برای تامین اهداف نامشروع خود بهره میبرند.
در چنین شرایطی ارتش لبنان با آگاهی از تمامی فعل و انفعالات ممکن و حادث در لبنان اصرار دارد که حل بحران لبنان در جهت حفظ امنیت ملی لبنان صورت گیرد و در همان مسیر به پیش برود. دقیقا به همین دلیل است که اخیرا ژنرال «میشل سلیمان» فرمانده ارتش لبنان با طرح جناح حاکم مبنی بر با «روش نصف بعلاوه یک» مخالفت کرد و آنرا رد نمود و تصریح کرد در صورت تحقق این روش استعفا میدهد. البته در شرایط شکننده بحرانی لبنان «تهدید به استعفا» آنهم در سطح فرمانده کل ارتش تهدید موثر و کارآمدی نیست بویژه آن که میدانیم جناح حاکم 14 مارس هم چندان ارادتی به میشل سلیمان ندارد و ممکن است هر لحظه برای حذف وی سرنوشت ژنرال «فرانسواالحاج» در موردی اجرا شود. اما بهر حال «میشل سلیمان» با این تهدید خود در واقع سمت گیری سیاسی خود را تا حدودی آشکار میکند و نشان میدهد که قلبا به نیروهای مقاومت اسلامی و جبهه دلسوزان استقلال لبنان گرایش دارد.
در این میان اصرار و شتاب سعودیها برای تدارک جنگ داخلی لبنان بیشتر علنی شده و طی روزهای اخیر چندین فروند هواپیمای حامل سلاح و مهمات بنا به تصریح رسانههای عرب از عربستان وارد لبنان شدهاند همراه با آن صدها نفر از گارد پادشاهی عربستان را نیز به بیروت منتقل کردهاند. به گفته منابع خبری عربی تجهیزات ارسال شده از عربستان به لبنان شامل تیربارهای سبک و سنگین مواد منفجره گاز اشکآور سلاحهای کمری مخصوص مقابله با تظاهرات خیابانی و همچنین تفنگهای اتوماتیک با دوربینهای دید در شب مخصوص تک تیراندازان بوده که طی پروازهای متعدد به فرودگاه بیروت منتقل شده است.
روزنامه الوطن ضمن تشریح ابعاد سرمایهگذاری آل سعود در بحرانسازیهای گروه 14 مارس در لبنان خاطر نشان میسازد که در یک مورد600 نفر از نیروهای امنیتی عربستان وابسته به سرویسهای امنیتی پادشاهی موسوم به «گارد پادشاهی» در لبنان مستقر شدهاند تا برای انجام ماموریتهای ویژه با دولت سینوره همکاری کنند. این گزارش میافزاید علاوه بر آن 25 تن گاز اشک آور و مقادیر قابل توجهی مواد منفجره سلاحهای نیمه اتوماتیک و تمام اتوماتیک و تجهیزات شناسایی و ردیابی نیز طی پروازهای مختلف به جناح 14 مارس تحویل گردیده است. این تجهیزات جدای از سلاحها و تجهیزاتی است که آمریکا و فرانسه در ماههای اخیر به لبنان ارسال ه و به گروه 14 مارس تحویل شده است.
ارسال و تدارک این تجهیزات نظامی با اقدامات تامینی عربستان و برخی کشورهای اروپائی در جهت صدور دستور خروج اتباعشان از لبنان صورت میگیرد. وزارت خارجه عربستان بحرین و کویت طی روزهای اخیر به اتباع خود هشدار داده اند افرادی که حضورشان در «شرایط خاص» در لبنان ضروری نیست سریعا از بیروت خارج شوند. در این راستا برخی کشورها از جمله کویت و اردن نیز به سفارتخانههای خود آماده باش دادهاند و فرانسه هم 2 مرکز فرهنگی خود را تعطیل کرده است. با این همه ارتباطات جناح 14 مارس فقط به فرانسه آمریکا و عربستان محدود نمیشود و حتی رژیم مفلوک اردن هم نقشی مستقیم در این مقوله ایفا میکند. البته وزیر مشاور در امور رسانهها و ارتباطات اردن هر گونه همکاری نظامی امنیتی در جهت آموزش شبه نظامیان وابسته به جناح حاکم لبنان را تکذیب کرده است ولی سئوال اینست که آیا واقعا انتظار میرفت که وی چنین گزارشاتی را تائید کند
رسانهها و سایتهای اینترنتی عرب اخیرا از نقش مستقیم اردن در آموزش وتجهیز گروههای تروریستی و شبهنظامیان جناح 14 مارس خبر داده بودند ولی دربار اردن ادعا کرده که به آرا و تصمیم مردم لبنان احترام میگذارد و در امور داخلی لبنان دخالت نمیکند! مطبوعات لبنان با ابراز تردید در صداقت دربار اردن یادآور شده اند که حتی قرار است در شرایط ویژه نیروهای امنیتی و گاردهای ویژه از عربستان و اردن هم به نیروهای مهاجم بپیوندند. طبعا پس از پایان عملیات و شکست خفت بار مهاجمین شرور مشخص خواهد شد؟
که صدها جنازه متعلق به کشورهای همپیمان جناح 14 مارس چگونه با برقراری پلهای هوائی به پایتختهای عرب ارسال خواهد شد قربانیانی که بنا به خواست آمریکا و اسرائیل وارد این بازی مرگبار و شرمآور شدهاند و به عنوان مزدوران اسرائیل در لبنان تلاش کردهاند و در واقع قربانی همدستی آل سعود و رژیم اردن با صهیونیستها شدهاند. این پدیده اگر چه رخ نداده است ولی وقوع آن با توجه به سرمایهگذاریهای آلسعود و رژیم اردن در بحران لبنان چندان هم دور از انتظار نیست.