فاطمه جوانشیر
کری به عنوان یک جنگجوی جنگ ویتنام وارد رقابت با بوش شد. ادواردز نیز قبلا حمایت خود را از جنگ عراق اعلام کرده بود.
عدم حمایت کافی افراد سرشناس حزب دموکرات مانند "مادلین آلبرایت"، "جیمی کارتر"، و "برژینسکی" از جان کری نیز در شکست قبلی دموکراتها بیتاثیر نبود. هر چند که محبوبیت بوش و همراهانش به شدت کاهش یافته است، اما این مسئله به معنای پیروزی بدون چون و چرای دموکراتها نیست. نباید فراموش کرد که در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، دموکراتها توانستند با اختلاف ناچیزی به پیروزی برسند. همین مسئله زنگ خطر را برای هیلاری کلینتون و باراک اوباما به صدا درآورده است.
"اشغال عراق" در حال حاضر به پاشنه آشیل حزب جمهوریخواه در رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است. دموکراتها نیز باید از این نقطه بیشترین ضربه را به بازها بزنند. البته افرادی مانند جولیانی و گلیمور که هر دو جمهوریخواهانی افراطی محسوب میشوند، سعی دارند با مطرح نمودن اشتباهات بوش در مدیریت جنگ عراق این نقطه آسیب حزب خود را پر کنند. اما هیلاری کلینتون سعی دارد با مسئله عراق به گونهای دیگر برخورد نماید.
هیلاری کلینتونی بر این عقیده است که بوش باید هر چه سریعتر به جنگ عراق پایان دهد.
کلینتون اخیرا اظهار داشته است که اگر رئیسجمهور آمریکا شود متعهد به همکاری با تمام دنیا برای کمک به عراق میباشد و میلیاردها دلار برای کمک به آوارگان عراقی را پیشنهاد خواهد داد. نامزد احتمالی دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 در این باره که آیا جرج بوش رئیسجمهور آمریکا خواهد توانست در یک سال و نیم باقی مانده از دوره ریاست جمهوری خود معضل جنگ عراق را حل کند یا خیر، ابراز تردید کرده است:
"پیام روشن من به رئیسجمهور این است که به جنگ عراق آن هم نه سال آینده و نه ماه آینده، بلکه همین امروز پایان دهد. ما میتوانیم با درایت بیشتری نسبت به زمانی که وارد جنگ شدیم از آن خارج شویم."
واقعیت امر این است که در صورت پیروزی کلینتون در انتخابات درون حزبی دموکراتها، اوباما و ادواردز نباید در مقابل او سنگاندازی نمایند. هم اکنون 8 سال است که جمهوریخواهان افراطی، کاخ سفید را در دست گرفتهاند. بوش و همراهانش به هیچ عنوان نسبت به شنیدن نظرات مخالفان خود اعتقادی ندارند. حتی جمهوریخواهان سنتی نیز از آفات این نوع رفتار مصون نماندهاند. کالین پاول و اسکات مک کلان، قربانی تصفیههای درون حزبی نومحافظهکاران و جمهوریخواهان سنتی شدند. در این جا تکلیف دموکراتها کاملا مشخص است!
شکست دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 ایالات متحده آمریکا مترادف با تکرار دوران دوری آنها از قدرت خواهد بود. این تصور اشتباهی است که دموکراتها خود را گردانندگان کنگره میدانند. اگر چنین مسئلهای صحت داشت، نباید شاهد تصویب لایحه بوش در خصوص تامین بودجه جنگ عراق بودیم. اکثریت مردم آمریکا پس از این اقدام کنگره اعتماد خود را به دموکراتها از دست دادهاند. مطابق آنچه در ایالات متحده میگذرد، اغلب مردم این کشور خواهان بازگشت کامل نیروهای آمریکایی از عراق و پایان این جنگ میباشند. اما بوش حاضر به تبعیت از خواست ملت خود نیست و دموکراتها نیز در تحقق این امر کاهلی مفرطی از خود نشان دادهاند. هماکنون انتظار آمریکاییها از نمایندگان مجلس نمایندگان و سناتورهای سنا بالاست. اما دموکراتها تاکنون نتوانستهاند این انتظار را برآورده نمایند. در نهایت اینکه شکست یا پیروزی دموکراتها در انتخابات آتی را از اکنون نمیتوان پیشبینی نمود، اما تکرار اشتباهات سال 2004 از سوی افراد اصلی این حزب، دموکراتها را با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد نمود.