دولتمردان آمریکایی از دیرباز سیاستهای مختلفی را در خصوص ایران اتخاذ کردهاند که هر یک از آنها در تب و تاب تحولات گوناگون با بازخوردها و پیامدهایی همراه بوده است. در شرایطی که جناح تندروی حاکم بر کاخ سفید موسوم به نومحافظهکاران بر رویکرد نظامی بر ضد ایران به خاطر اجرای برنامههای هستهای تهران تأکید دارند بسیاری از مقامات و مردم آمریکا و جهان این گزینه را زیر سؤال بردهاند و ضمن هشدار دربارۀ پیامدهای جدی آن خواستار اتخاذ تدابیر دیگری از سوی واشنگتن در این خصوص شدهاند.
رویکرد دو وجهی
رویکرد تعامل با ایران و مهار آن نیز در تلاش است تا با تأکید بر اقداماتی از قبیل تعامل اقتصادی با ایران که هدفمند باشد و همچنین اجرای طرحهایی برای جلوگیری از تکثیر هستهای به دولتمردان آمریکا راهکاری عرضه کنند که ضمن خروج از بنبست موجود در عرصه هستهای ایران هدفهای جامعتری محقق شود. نکتههای گنجانده شده در این رویکرد حاوی توصیههای عملی به مقامات آمریکایی است که بیتردید مورد توجه آنها واقع خواهد شد و از این رو بسیار حائز اهمیت است.
رویکرد تعامل و راهبرد با تبیین نقشهای جامع در خصوص این دو اقدام در تلاش است با رویکردی دو وجهی که حاوی زیرشاخههای متعددی است چشمانداز بلندمدتی را از آینده مناسبات ایران و آمریکا و همچنین آینده جمهوری اسلامی ایران تبیین کند و در ضمن به واشنگتن نشان بدهد که چگونه میتواند به اهداف اساسی خود در تغییر رفتار ایران یا تغییر حکومت آن نایل شود. در ابتدا معرفی نویسندگان این گزارش مهم به نظر میرسد.
جوزف سیرین سیونی: وی از کارشناسان برجسته و مدیر امور سیاستهای هستهای در مرکز آمریکن پروگرس است که در واشنگتن واقع است. وی اخیراً کتابی با عنوان "هراس بمب: تاریخچه و آینده جنگ افزارهای هستهای" به رشته تحریر در آورده که انتشارات دانشگاه کلمبیای آمریکا به چاپ رسانده است. وی که از صاحبنظران در مسائل هستهای است در دانشگاه جورج تاون آمریکا تدریس میکند. سیرین سیونی از کارشناسان شورای روابط خارجی آمریکا است که از کانونهای اندیشه مهم در آمریکا به شمار میرود. وی هشت سال مدیر بخش جلوگیری از تکثیر هستهای در مؤسسه تحقیقاتی کارنگی آمریکا بوده است. این کارشناس آمریکایی بیش از نه سال به عنوان کارشناس در کمیته نیروهای مسلح و کمیته اقدامات دولتی مجلس نمایندگان آمریکا فعالیت داشته است. وی بیش از دویست مقاله در خصوص مسائل بینالمللی و هستهای به رشته تجریر در آورده است. سیرین سیونی با عنوان کارشناس با رسانههای مکتوب و رادیو و تلویزیون جهان به دفعات مصاحبه میکند.
وی از فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاه بوستون است. سیرین سیونی سمتهایی را در مرکز ال استیمسون، سازمان اطلاع رسانی آمریکا و مرکز مطالعات راهبردی بینالمللی نیز داشته است.
آندرو جی گروتو: وی از تحلیلگران برجسته مسائل امنیت ملی در مؤسسه آمریکن پروگرس است که زمینه تخصصی کارش بررسی راهبردهای سیاستگذاری آمریکا و تکثیر جنگافزارهای هستهای و میکروبی است. وی در دانشگاه جورج تاون تدریس داشته است. وی که از فارغالتحصیلان دانشگاه هاروارد است مقالات و کتابهای متعددی را به رشته تحریر در آورده است. کتاب "احیای قدرت نظامی آمریکا" که در آن به ارزیابی جامع راهبردهای نظامی آمریکا پرداخته شده است از جدیدترین کتابهای این کارشناس آمریکایی است. وی علاوه بر شرکت در مصاحبههای رادیو و تلویزیون متعدد با رسانههای مختلف بینالمللی مقالات فراوانی نیز در واشنگتن پست، فایننشال تایمز، لسآنجلس تایمز، گاردین، بالتیمورسان و چندین ژورنال پژوهشی و علمی به چاپ رسانده است. وی هم اکنون سرگرم نگارش کتابی دربارۀ رژیم منع تکثیر هستهای است که قرار است دانشگاه آکسفورد آن را به چاپ برساند.
کوششهای منجر به شکست
در شش سال گذشته آمریکا به دلیل برنامه هستهای ایران به صورت ناکارآمدی رودروی این کشور قرار گرفته است. مقامات دولت بوش فرصتهای متعددی برای مهار کردن و شاید حتی پایان دادن به برنامههایی داشتند که میتواند در نهایت ایران را به قابلیت ساخت جنگافزارهای هستهای برساند اما آنها مذاکره با ایران را رد کردند و به جای آن تلاشهایی برای تغییر رژیم روحانی حاکم بر ایران صورت دادند که این تلاشها به شکست منجر شد.
هماکنون ایران بر این باور است که قویتر میشود در حالی که آمریکا ضعیفتر میشود. گرفتار شدن آمریکا در عراق، اعتیاد جهانی به نفت و دشواریهای موجود در مسیر به وجود آوردن و حفظ کردن ائتلاف دیپلماتیک پایا بر ضد برنامه هستهای نوپای ایران تهران را جسورتر کرده و سبب شده است عزم این کشور در مسیر ادامه تلاشهای خود برای غنیسازی اورانیوم استوارتر شود که این روند میتواند به تنها برای رآکتورها بلکه برای ساخت بمبهای اتمی سوخت تولید کند.
حکومت ایران از جنگ عراق و مناقشه بینالمللی در خصوص تلاشهای هستهای تهران بهرهبرداری کرده است تا میان آمریکا و شرکای امنیتی اصلی آن شکاف ایجاد کند.
ایران در این روند، نفوذ منطقهایاش را گسترش داده و به انحای مختلف قدرتش را در داخل کشور تقویت کرده است. دولت بوش عمدتآً با تشدید فشارهای مالی و نظامی به این وضعیت پاسخ داده اما نتوانسته است خط مشی ایران را تغییر بدهد.
بلندپروازی ابلهانه
لفاظیها و اقدامات اخیر دولت آمریکا ترسیم کنندۀ تصویر نگرانکنندهای از آماده شدن رئیسجمهور آمریکا برای جنگ با ایران است.
آمریکا میخواهد از نیروهای خود در عراق و منطقه محافظت کند. اما اقدامات نظامی آمریکا که از این اهداف محدود فراتر رود میتواند به سختتر شدن بلندپروازیهای هستهای ایران بینجامد و مواضع افرادی را در درون ایران تشدید کند که میگویند داشتن توانایی جنگافزارهای هستهای تنها راه پاسداری از ایران است.
دلیل چندانی برای آمریکاییها وجود ندارد که به راهبرد شکست خورده دولت بوش در تعامل با ایران اعتماد داشته باشد. استراتژیهای دولت بوش در مقابله با تکثیر هستهای و ترویج دموکراسی که طلیعه تغییر بنیادی از سیاستهای دهههای گذشته است فاجعهبار بوده است. برنامۀ هستهای ایران در شش سال گذشته تسریع شده است حال آن که مشکلات مربوط به تکثیر هستهای وخیمتر شده است.
به شدت به رویکرد کارآمدتری نیاز است
این گزارش مسیر تازهای در حرکت به سمت جلو عرضه میکند. به نظر ما پنج گزینه در مسیر سیاستگذاری آمریکا برای تعامل با برنامه هستهای ایران وجود دارد. البته هیچ یک از این گزینهها راههای مطمئنی برای موفقیت نیستند.
این گزینهها عبارتند از:
1- حفظ وضع موجود
2- تلاشهای غیرنظامی برای تغییر رژیم کنونی ایران
3- حملات نظامی به مراکز هستهای شناخته شده ایران
4- یک معامله بزرگ
5- دیپلماسی قاطع برای به عقب بازگرداند برنامههای هستهای ایران
هیچ راهحل سادهای برای حل و فصل مشکل ایران وجود ندارد. با به کنار گذاشتن گزینههایی که بیتردید شکست خوردهاند و ارزیابی هوشمندانه گزینههای موجود بهترین گزینهای که باقی میماند عبارت است از: دیپلماسی قاطع برای مهار و تعامل با ایران.
این گزینه به خود میبالد که چند پیشنهاد غیرمرتبط در عرصۀ سیاستگذاری دارد که به نظر ما میتواند به هدف اصلیمان یعنی پایان دادن به برنامه غنیسازی هستهای ایران از طریق مذاکره در 12 تا 18 ماه آینده نائل شود.
راهبرد مهار و تعامل بهترین فرصت را برای آزمودن علاقه ایران به معاملۀ توان ساختن جنگافزارهای هستهای آتی در مقابل امتیازهای اقتصادی و امنیتی کنونی را نشان میدهند که برای اکثریت چشمگیر مردم ایران مفید است.
این راهبرد در عین حال زمینه را برای مهار ایران در صورتی که نخبگان حاکم متفرق این کشور باز هم بر برنامه غنیسازی هستهای تأکید داشته باشند فراهم میکند. علاوه بر این، این راهبرد کمک میکند تا به مردم ایران و جهانیان نشان داده شود که آمریکا تلاش خود را برای حل مناقشه با ایران صورت داد.