تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۳۲۹۵۷

رنگ‌باختگی انقلابهای رنگی


صالح اسکندری

نیروهای گمنام امام زمان(عج) دست مریزاد! دستگاههای اطلاعاتی ـ امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی هیچ‌وقت تصور نمی‌کردند این‌گونه رو دست بخورند. پروژه‌ براندازی نرم در مرحله کلید، قفل کرد. پخش تلویزیونی اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و رامین جهانبگلو خواب آشفته انقلاب مخملی، نارنجی و یا هر رنگ دیگری در ایران را بی‌رنگ ساخت. رویای یک کشور معمول (Normal Country) در نظم نوین جهانی متکی بر لیبرال دموکراسی آمریکایی برای ایران غیرقابل تعبیر است. جمهوری اسلامی داعیه‌دار مردمسالاری حقیقی در نظم عادلانه جهانی است. فحوای اعترافات سه تن از متهمین پروژه براندازی نرم حاکی از واقعیات و نکات تلخی است که علی‌رغم تذکرات مکرر مقام معظم رهبری و دلسوزان کشور هنوز توسط بخشهایی از نخبگان جامعه مورد غفلت واقع می‌شود. با توجه به تجربه کشورهای اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و... طراحان آمریکایی انقلاب نارنجی، نقطه عزیمت برنامه‌های براندازانه خود را در درون دانشگاهها جستجو می‌کنند. آنها در قالب اعطای بورسها و فرصتهای تحقیقاتی، کنفرانسهای علمی، نشریات معتبر جهانی و... از دانشگاههای کشورهای "غیرمعمول" برای پیشبرد پروژه دموکراسی‌سازی غربی یارگیری می‌کنند و سپس در یک فرایند شبکه‌سازی مقدمات تاثیرگذاری بر فضای الیت جامعه را فراهم می‌نمایند. الیت در تعامل با بدنه اجتماعی طی یک پروسه چند ساله افکار عمومی را برای دموکراسی‌سازی متقاعد می‌کند و در نهایت به تعبیر خود آنها در یک فرصت مغتنم با استفاده از "حداقلهای دموکراتیک کشورها" بدون هیچ خشونتی یک سنگر جدید فتح می‌شود. این همان پدیده‌ای است که سالها پیش شهید مرتضی آوینی تحت عنوان "حلزونهای خانه به دوش" از آن یاد کرده و نسبت به تشدید آن در فضای روشنفکری و دانشگاهی کشور هشدار داده بود: "روشنفکران غربگرای این مرز و بوم برای توجیه وجود خویش ناگزیر هستند که چشم بر واقعیات ببندند و پیله وهم و خیال بر دوش، به حیاتی حلزون‌وار دل خوش کند" (1) "وای بر ما اگر اجازه دهیم که روشنفکران وارث انقلاب شوند" (2) اما با تمام این تفاسیر بخشی از دانشگاهیان ما هنوز برای کنفرانسهای بین‌المللی ناشناخته و بورسهای تحقیقاتی بو دار دست و پا می‌شکنند.

یکی از درس‌خوانده‌های فرنگ که امروز در ایران استاد دانشگاه است، می‌گفت: علی‌رغم آنکه در آنجا ما ایرانی‌ها و به طور اعم خاورمیانه‌ای‌ها از سطح مطلوب علمی در کلاس برخوردار نبودیم ولی اساتید همیشه بیشترین نمره‌ها را به ما می‌دادند! این یک واقعیت تلخ است که استاد، دانشجو و اساسا دانشگاه در کشورهای پیرامونی یک مفهوم وارداتی و متمایل به غرب است. تنها راه درمان این آسیب جدی به تعبیر مقام معظم رهبری "بومی‌سازی" است. جهانبگلو در بخشی از اعترافاتش ضمن اشاره به شرکت در کنفرانس به اصطلاح علمی "یو سی اله" به نکته در خور توجهی اشاره کرد. وی گفت: این کنفرانس اسمش یو سی اله بود برای اینکه توسط یک بخشی از دانشگاه یو سی اله برگزار می‌شد ولی در حقیقت خرج کنفرانس را وزارت خارجه آمریکا بیشتر تقبل می‌کرد... در آنجا با یک سری افراد آمریکایی آشنا شدم و یک سری افراد که از اسرائیل می‌آمدند و این افراد مثل آقای "یو سی آی فر" بیشتر ماموران اطلاعاتی بودند. در واقع شبکه‌سازی برای پروژه براندازی در قالب کنفرانسهای علمی و در درون لابی‌های غیررسمی جایی که سیاست‌سازان (Policy Makers) آمریکایی حضور دارند صورت می‌گیرد. اما نکته شایان توجه دیگر در اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو زمان طراحی برنامه ایران در مرکز ویلسون است. بنیادها و مراکز آمریکایی از نیمه دوم دهه 90 به طور جدی به موضوع برنامه ایران پرداختند و این دقیقا سالهایی است که دوم خردادی‌ها قدرت را در کشور به دست گرفتند.

در واقع شعارها و عملکرد دوم خردادی‌ها فضا را برای تحرک بیشتر این دست نهادهای آمریکایی مساعد کرد. در 1997 مسئول برنامه بین‌الملل مرکز ویلسون با هاله اسفندیاری تماس می‌گیرد و به او پیشنهاد می‌دهد که یک برنامه خاورمیانه طراحی کند. کیان تاجبخش به گفته خود تا سال 1997 هیچ توجهی به مسائل ایران نداشت اما پس از آن به سفارش بیژن خواجه‌پور به ایران سفر می‌کند و با مجله معلوم‌الحال "گفتگو" همکاری می‌نماید. بعد از غائله 18تیر رامین جهانبگلو به دعوت هاله اسفندیاری به مرکز ویلسون می‌رود و راجع به مسئله رفراندوم صحبت می‌کند. علی افشاری بعد از این حوادث از صندوق دموکراسی بورس مطالعاتی می‌گیرد. محسن سازگارا از دانشگاه هاروارد بورس می‌گیرد. عبدالکریم سروش، حسین بشیریه، عطاءالله مهاجرانی و... نیز تقریبا سرنوشتی کم و بیش مشابه با اسلاف خود پیدا می‌کنند. اما امروز با کنار زده شدن بسیاری از پرده‌ها برای جریانات سیاسی کشور موضوع پروژه براندازی نرم کاملا عینیت یافته است. در این جنگ آشکار هیچ خیانتی را بنا به تساهل و تجاهل نمی‌توان گذاشت. نخبگان سیاسی کشور بر حساسیت این توطئه خطرناک واقف هستند و برخی نباید اجازه دهند ذیل چتر حمایتی آنها عده‌ای داده‌های لو رفته ماموران اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را به اسم لیبرال دموکراسی نشخوار کنند.

والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات