1- آنچه مسلم است گرچه آقای احمدی نژاد به لحاظ سن و سال جزو انقلابیون اولیه سالهای 43 و قبل از آن نباشند و در کوران انقلاب از دانشجویان فعال در خط امام بود اما انتخاب ایشان، آن هم با توجه به تقید شان به شعارها و برنامههایی که در صدر انقلاب، امام راحل بر آنها پای می فشرد، برای نظام یک پشتوانه امیدوارکننده است و قطعاً نویددهنده استمرار نظام و شعارهای اولیه بانیان نظام به دست نسلهای بعدی است؛ که تحلیلگران مسائل سیاسی باید روزها و ماهها بر روی آن کار کنند تا به عمق درک بالای مردم و طرفداری ایشان از ارزشهای انقلاب بدون توجه به شخص یا اشخاص واقف شوند و به عمق و ریشه دار بودن انقلاب بیشتر پی ببرند؛ با این وصف پیام مهمی که انتخاب احمدی نژاد برای جهانیان دارد آن است که انقلاب اسلامی و مردمی ایران هرگز به بن بست نمی رسد و با گذشت زمان، با نبود یا کمبود انقلابیون اصیل و پایبند به ارزشها، مواجه نخواهد شد؛ چیزی که شاید منافقین کوردل در اول انقلاب به آن دل بسته بودند.
2- نکته دوم که در انتخاب آقای احمدی نژاد قابل تعمق است، روحانی نبودن ایشان است؛ گرچه خیلیها سادهدلانه و یا مغرضانه خواستند با سطحی نگری و عوام فریبی، ملبس نبودن ایشان به لباس روحانیت را به معنای دلسردی مردم از روحانیت و نهایتاً از انقلاب و ارزشهای انقلاب تفسیر کنند، اما با توجه به شعارهای انتخاباتی ایشان که برگرفته از اسلام و انقلاب بود و روحانیت اصیل نیز سخت به آن معتقدند، به این نکته بیشتر واقف می شویم که اتفاقا انتخاب وی در راستای حمایت از منش روحانیت اصیل صورت گرفت؛ فراموش نکنیم که امام راحل تاکید داشتند که انقلاب متکی به شخص نیست یعنی نباید باشد (و حال که بعد از گذشت ربع قرن از ظهور انقلاب، فردی در لباس غیرروحانی، منش و روشی را در پیش گرفته که سالهای سال روحانیت اصیل بر آن پافشاری می کردند و مردم نیز به آن شعارها اقبال کردند، نشان از دلدادگی مردم به نظام و ارزشهای انقلابی است که اینک با رای دادن به احمدی نژاد، فارغ از اینکه روحانی بوده یا نه، در صدد گسترش و پیاده کردن آنند؛ شعارهای همچون «عدالت، دین مداری و آزادی به معنای حقیقی و واقعی و ...»
3- عدم تعلق ایشان به قشر مرفه جامعه و مرفهین بی درد، هم در شیوه زندگی و هم در نحوه تبلیغات، نکته مهم دیگر است؛ چیزی که هم امام راحل و هم مقام معظم رهبری بارها و بارها مسئولین را از آن نهی کرده و می کنند و اقبال مردم به ایشان، یعنی بازگشت مردم به انتخاب درست و عاقلانه بدون توجه به تبلیغات مرسوم در دنیا و خصوصا تبلیغات فریبنده شبیه غرب چهره آقای احمدی نژاد بعد از انتخاب ایشان به شهرداری تهران به عنوان یک بسیجی خستگی ناپذیر و به دور از تشریفات و ریخت و پاشهای مرسوم در بین برخی مسئولین و بدون تمسک به سمبلهای رایج در کشورهای غربی در میان مردم معرفی شد) همان فرهنگی که رسانههای غربی به شدت می کوشند آن را بر جامعه و مسئولین تحمیل کنند و شاید قبل از آنکه مردم وی را به عنوان یک مدیر موفق بشناسند، به عنوان یک بسیجی ساده زیست و بی ریا و بدور از تجملات شناختند.
نوع تبلیغاتی که ایشان در زمان انتخابات به کار برد چیزی جز سفرهای ساده استانی و پوسترهای تک رنگ و بعضا رنگی ساده یا سیلکها و پارچه نوشتههای معمولی نبود که بااندک تامل و نظر با دید جامعه شناسی و روانی، همه می دانند گرایش به یک چنین شخصیتی، یعنی تنفر از فرهنگ غرب و بیگانه ستیزی و اقبال آورندگان به چنین فرهنگی هرگز ترس و واهمهای از دشمن ندارند چرا که دنبال دنیا و رفاه زدگی و آسایش نیستند.
4- راهپیمائیهای 22 بهمن که از اول انقلاب تاکنون، دشمان انقلاب، آن را به عنوان یک رفراندوم عمومی رصد می کنند و بر روی آن حساب باز کردهاند، در سال گذشته، به اعتراف دوست و دشمن یکی از کم نظیرترین راهپیماییها بود؛ فراموش نکنیم دو روز قبل از آن تاسوعا و عاشورا بود و مردم ده روز متوالی در کوچه و خیابان و محافل و معابر حاضر شدند و به عزاداری پرداختند و خصوصا در روز تاسوعا و عاشورا همه به خیابانها آمده بودند و هم خستگی آن دو روز بر تنشان بود و هم خیلیها خیال می کردند تکلیف را در اعلام حضور در همان دو روز به انجام رساندهاند؛ از طرفی از نادر ایامی بود که چهار روز تعطیلی متوالی داشت که روز چهارم آن هم به 22 بهمن یعنی روز اعلام حضور ختم می شد و در فرهنگ ایرانی 4 روز تعطیلی یعنی بیرون زدن از خانه و رفتن به دل طبیعت حتی در بدترین شرایط جوی و یا دیدار با دوستان و آشنایان؛ لیکن به رغم اینها مردم در راهپیمائی شرکت کردند و آن حماسه میلیونی را آفریدند و حمایت خود را از مواضع رئیس جمهورشان که کمترین کرنش و سستی در مقاومت و ایستادگی در آن احساس نشد به نمایش گذاشتند حضوری که قبل از آن که حضور باشد، لبیک به ندای رهبر معظم انقلاب و حمایت از موضع گیریهای صریح ریاست جمهوری بود؛ مواضعی که قاطعانه در سخنرانی ایشان در جمع راهپیمایان 22بهمن نیز تکرار شد و مقام معظم رهبری، آن را حرف دل مردم نامیدند.
5- نکته مهم دیگر این بود که هیچ گاه تبلیغات رسانهای دشمن اعم از ماهواره و اینترنت و سایر رسانهها و ابزارهای مشابه تا این حد (قبل از انتخابات و حین آن) زیاد نشده بود؛ هم از نظر امکان دسترسی طبیعی و استفاده عموم به رسانههای استکباری غرب و هم از نظر کیفی و کمی در تنوع تبلیغات، که در هیچ زمانی تمرکز تبلیغات علیه ارزشهای دینی و تسلط فرهنگ غرب بر جامعه به آن حد نرسیده بود؛ با این اوضاع رای دادن مردم به کسی که اولین شعارش دفاع قاطع از ارزشهاست، نکتهای بسیار در خور تعمق و تامل است (شاید بتوان نتیجه گرفت که همان گونه که هرگاه غرب ایران را تهدید کرده و قصد زورآزمائی و ارعاب داشته، بین آحاد جامعه وحدت و انسجام بیشتری ایجاد شده است، در مسائل فرهنگی نیز هرچه غرب سیطره مادی خودش را به وسیله غولهای رسانهای بر دنیا و بالطبع ایران می گستراند، نتیجه عکس می گیرد؛ گرچه شاید در ظاهر برخی به علت جهالت و یا فراموشی، مدتی را علی الظاهر با فرهنگ خودی قهر کنند و به فرهنگ غرب خود را بیارایند! اما به هنگام لزوم، سرشت پاک و بی آلایش خود را بروز می دهند و در اقبال به احمدی نژاد چنین کردند)
6- ایشان از معدود کسانی بودند که در تبلیغات خود بر دو موضوع مهم به صراحت پافشاری کردند اول «مسئله مهدویت و انتظار، که همواره با دعا برای فرج امام عصر سخن خود را آغاز می کردند و این توجه همیشگی به انتظار یقینا در اقبال باطنی و معنوی مردم به ایشان نیز موثر بود. و انتظار در فرهنگ شیعه یعنی امید به آیندهای روشن؛ یعنی انرژی مضاعف؛ یعنی ایستادگی و مقاومت تا سرحد شهادت و دومین مورد، صراحت اذعان به اعتقاد به ولایت فقیه و به تعبیری حمایت از خط فکری و سیاسی مقام معظم رهبری بود که با جمله «واحفظ و وانصر قائدنا» در سخنان ایشان همیشه نمود پیدا می کرد؛ و امام راحل همیشه تصریح می کردند که تا مادامی که ملت حول محور ولایت فقیه بچرخد آسیبی به آن نخواهد رسید.
7- دیگر پیامی که انتخاب آقای احمدی نژاد برای غرب داشت، انتخاب راه ایستادگی و مقاومت در برابر غرب و خواستههای نامشروع قدرتهای استکباری به سرکردگی آمریکا بود. باید توجه داشت اکثر نامزدهای محترم رقیب ایشان حداقل در ظاهر خیلی از مبارزه و جهاد با دشمن و شهادت و شهادت طلبی دم نزدند و گرچه همه ایشان اهل دین و انقلاب بودند و بعضا زجر کشیدهها و پشتوانههای نظاماند که تا سرحد شهادت هم رفتند و از شهادت در راه خدا هم ابائی ندارند، اما شاید تشخیص دادند که بدون توجه به این واژه و یا حداقل بدون تاکید بر آن به تبلیغ بپردازند؛ اما کسی که به صراحت از ایستادن در مقابل امریکا و شهادت طلبی دم زد احمدی نژاد بود و لذا کسانی که به وی رای دادند را می توان به نوعی مردان و زنان بی باک و شجاعی دانست که نه تنها از شهادت ترسی ندارند بلکه شاید به نوعی تمایل به زورآزمائی با دشمن و امید به دستیابی به شهادت- که آرزوی دیرینه هر مسلمان آزاده است- دارند. واژهای که همواره غرب از درک آن عاجز بوده و خواهد بود.
همانگونه که رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولین جنبش حماس، رأی مردم فلسطین به حماس را نشانه مقاومت و ایستادگی و عدم سازش با اسرائیل ذکر کردند، در ایران نیز همین پیام برای مقابله با خواستههای نامشروع غرب، با انتخاب احمدی نژاد به وضوح قابل لمس است؛ البته با اذعان به این نکته به هیچوجه درصدد ادعای تمایل سایر نامزدهای ریاست جمهوری برای سازش یا کرنش در برابر غرب نیستیم؛ لیکن اگر به شیوه تبلیغات نامزدهای محترم ریاست جمهوری در دوران انتخابات نگاه کنیم، در می یابیم که مواضع ایشان در خصوص عدم سازش با غرب از بقیه تندتر و صریح تر بود؛ و یا دست کم تلقی مردم چنین بود؛ پیامی که آمریکا و دول غربی اگر آن را به خوبی درک کنند، هرگز فکر در افتادن با این ملت را در سرنخواهند پروراند.
8- اگرچه برخی غربیها کوشیدند از احمدی نژاد تصویری ناپخته و تازه کار ارائه دهند اما یک نکته را هرگز نباید فراموش کنند و آن نقش حساس احمدی نژاد در آرامش بخشی به حساس ترین نقطه پایتخت یعنی شهرداری تهران آن هم در اوج کشمکشها و نزاعهای سیاسی و جناحی در کشور بود که با انتخابش به عنوان شهردار تهران با درایت و تیزهوشی توانست جوی آرام را بر شهرداری بلکه پایتخت برقرارکند؛ آن هم در زمانی که هم مجلس و هم دولت از جناحهای فکری طرفدار وی نبودند؛ اما درایت ایشان باعث شد هم در کار خود موفق شود و هم بر جریانات سیاسی کشور تأثیرگذار باشد؛ به حدی که شاید بتوان گفت برخی از مجلسیان دوره هفتم نیز انتخابشان را از طرف مردم مدیون عملکرد مثبت ایشان بودند؛ درایت و موقعیت شناسی وی، چیزی است که مردم در شرائط حساس کنونی به خوبی آن را درک کردند و وی را برگزیدند و یقیناً غرب نیز در مقابله و تعارض با ایران، علاوه بر توان و ایستادگی مردم فهیم و جان برکف ایران، هرگز نمی تواند از این سیاستمدار ظاهراً تازه کار غافل باشد. و ذکر این نکته برای برخی ناآگاهان و یا احیاناً مغرضین داخلی ضروری است که باید به ایشان برای به ثمر رسیدن شعارهایش کمک کرد و فرصت داد و با گذشت کمتر از یک سال نقد منفی عملکرد وی یقیناً کمی بی انصافی است.
9- نکته دیگر آنکه این ایستادگی و مقاومت، امری دوسویه است: یعنی هم مردم هستند که به مسئولینشان برای ایستادگی و تسلیم نشدن و مقاومت، انرژی و توان می دهند و هم مسئولین هستند که مردم را برای پیمودن راه استقلال و آزادگی رهبری و هدایت می کنند.
در گفتاری زیبا و عمیق از حضرت علی علیه السلام وارد شده است که :الناس با مرائهم اشبه من ابائهم (مردم به والیان و حاکمان شبیه ترند تا به پدران خود) و حال که هم مردم و هم مسئولان متفقاً استقلال طلبی و کوتاه نیامدن از خواستههای مشروع خود را یک صدا فریاد می زنند، کار برای آمریکا و هم پیمانانش دشوار و برای ملت و دولت ایران بسیار مبارک و سهل است؛ اما آمریکا و هم پیالههای ظاهری اش، هر کدام به خاطر منافع خاص مادی و دنیوی خود ادعای همراهی و همدلی دارند و آنجا که منافع شکننده و پوشالیشان متزلزل شود، هر کدام به سوئی خواهند گریخت؛ همانگونه که در اعزام و خارج کردن نیرو از عراق بسیاری از کشورهای متحد آمریکا چنین کردند. اما وحدت و همدلی میان مردم و مسئولان در کشور عزیز ما، با جان و دل و اعتقادات عمیق دینی و الهی به هم گره و پیوند خورده، و هرگز گسستنی نیست.
و در پایان سخنی با رئیس جمهور منتخب داریم سخنی که یقیناً حرف دل تمامی کسانی است که با امید و آرزو در انتخابات شرکت کردند و به وی رأی دادند، و آن سخن این است که: آقای رئیس جمهور! مردم شما را با نگرش به شعارهایتان برگزیدند، شما با عملتان کاری کنید که امید ایشان به یأس مبدل نشود. آن زمان وقت شعار بود و مجال عمل نبود و اینک نوبت عمل است، حتی اگر شعاری هم ندهید. ان تنصروا الله و ینصرکم و یثبت اقدامکم.