ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
سیل فراریان از بغداد و عراق فروکش کرده و برخی از این پناهجویان جرات بازگشت به وطن را به خود میدهند. البته این بازگشتی است که چندان ارتباطی به بهبود وضعیت امنیتی عراق ندارد بلکه علت اصلی آن مضیقههای مالی این پناه جویان است.
راننده اتوبوس به ما یادآوری کرد؛ «سعی کنید دیر نکنید چون اتوبوس سر ساعت هفت راه میافتد»، با این حال ساعت 6 صبح روز بعد در ایستگاه مرکزی اتوبوس و مینی بوس اربیل جز چند راننده تاکسی، کسی در آن اطراف دیده نمیشود. آنها هم با شانههای بالا داده و سرهایی که به درون یقه پالتوها فرو رفته در گوشهیی ایستادهاند و از فرط سرمای صبحگاهی دستهایشان را به هم میسایند. بالاخره ساعت تقریباً هفت صبح اتوبوس به سوی پایتخت به حرکت در میآید. «عماد خالد» از 24 سال پیش در مسیر 450 کیلومتری میان اربیل و بغداد اتوبوس میراند و آنقدر تجربهها در این بیست و چهار سال داشته است که حتی در دوران اوج جنگ و بخصوص در این دو سال اخیر هم دست از کار رانندگی نکشد. به عقیده عماد دشوارترین کار تحمل کردن است و البته اضافه میکند؛ «اوضاع رو به بهبودی است.» این تنها قیده عماد نیست و دیگر رانندهها هم از اقدامات امنیتی صورت گرفته توسط پلیس و ارتش و نیروهای ائتلاف در امتداد جاده کرکوک ـ بغداد راضی هستند، یعنی همان جادهیی که تا دو ماه پیش آماج ترکشها و گلولهها بود. البته رانندههای این مسیر این را هم میگویند که وضعیت بغداد هم تغییر یافته است. «محمد حسین» که کار هر روزهاش انتقال کالا به بغداد است میگوید؛ «هر روز یک مغازه و رستوران جدید افتتاح میشود و ما باز هم میتوانیم شبها به خیابان برویم.»
محمدحسین به عنوان یک کرد این امکان را هم دارد که بدون به خطر افتادن زندگیاش به محلههای سنینشین مانند «آمریا» هم برود.
آمریا یکی از محلههایی است که نیروهای آمریکا نام صدها جنگجوی به اصطلاح زیرزمینی اهل سنت ساکن در آن را در لیستهای حقوقی به عنوان جنگجویان بومیثبت کردهاند، همان جنگجویانی که القاعده عراق به آنها اعلام جنگ داده است. مقاومت مردم عراق در برابر گروههای تروریست از جمله یکی از مهمترین عوامل کاهش خشونت در این کشور به شمار میآید و البته نباید فراموش کرد که شبه نظامیان «مقتدا صدر» هم با اجرای دستور رهبرشان مبنی بر نوعی آتش بس، به روند کاهش خشونتها کمک بزرگی کردهاند. به گزارش ارتش آمریکا در فاصله ماههای ژوئن تا اکتبر 2007 حدود 55 درصد از خشونتها در عراق کاهش پیدا کرده و این در حالی است که این رقم در بغداد حتی به 75 درصد هم میرسد. و بدین ترتیب از چند ماه پیش برای اولین بار مجدداً نسیم خوش بینیها در عراق وزیدن گرفته است.
از جمله خبرهای خوشی که از بغداد میرسد، بازگشت پناهجویان و فراریان به این شهر است. راننده اتوبوسی که ما را به اربیل میآورد خبر داد عربهایی که به صورت گروهی به اربیل پناه آورده بودند، در حال خروج از این شهر شمالی عراق هستند. امروز از این گروههای عرب در اتوبوس خالد و در مینیبوسها خبری نیست اما نیم ساعت پس از حرکت از اربیل، چهار مسافر دیگر به اتوبوس خالد سوار میشوند و میتوان امید داشت که این نشانهیی از بازگشت آوارگان عراقی به وطن است.
بر پایه گزارشهای وزارت مهاجران و پناه جویان عراق، از آغاز اکتبر پنجاه هزار پناه جوی عراقی به بغداد بازگشته اند که آمار روزانه آنان بالغ بر 1600 نفر میشود. البته از آنجایی که این آمار در هیچ یک از نهادهای دولتی ثبت نمیشوند، چندان قابل اعتماد نیستند. این ارقام در مقایسه با 5/1 میلیون نفری که از بغداد فرار کردند و آن دو میلیون نفری که به کشورهای همسایه پناه بردند، همچون قطرهیی در برابر دریاست. علاوه بر آن منتقدین دولت عراق هم این دولت را به اغراق در ارائه این آمار متهم میکنند و به عقیده آنها دولت این کشور با این کار میخواهد چهره خدشه دار شده خود را نزد افکار عمومیترمیم کند.
دولت عراق جهت ترغیب پناهندگان برای بازگشت به کشور پرداخت رقمیدر حدود 800 دلار به هر خانواده را به عنوان جبران خسارات و غرامت در نظر گرفته است. علاوه بر آن اخیراً هزینه بلیت اتوبوس از سوریه به بغداد هم از سوی دولت عراق تامین میشود. اولین کاروان 800 نفری عراقیهای پناهنده به سوریه نیز همین چند روز پیش از دمشق به سوی بغداد حرکت کرد. بر پایه گزارشهای کمیسیون پناهندگان سازمان ملل روزانه در حدود 1500 عراقی کشور را ترک میکنند و فقط حدود پانصد نفر از آنها به سوریه میروند و تنها این رقم اخیر ظاهراً کاهش پیدا کرده است. اما بازگشت به عراق برای همه این پناهجویان داوطلبانه نیست. در حال حاضر سوریه یعنی کشوری که با پذیرش بیش از یک میلیون پناهنده عراقی، بیشترین پیامدهای جنگ عراق را در میان همسایگان این کشور متحمل شده، دست به تغییر قوانین اقامت و مهاجرت خود (به مانند اردن) و سختگیری در این مورد زده است. براساس قوانین جدید عراقیهایی که پس از تصویب این قوانین قصد ورود به سوریه را داشته باشند باید قبل از سفر درخواست روادید کنند و روادید تنها برای بازرگانان یا کسانی که به درمانهای پزشکی نیاز داشته باشند، صادر میشود. برخلاف گزارشهای کمیسیون پناهندگان سازمان ملل، از سوی دیگر از نهادهایی از این دست خبر میرسد که علت بازگشت بسیاری از این پناهندگان به عراق، غیر قابل تحمل شدن ادامه زندگی آنها در سوریه بوده است.
«نوزاد قادرخدر» مدیر هلال احمر اربیل هم در این مورد تصویر مشابهی ارائه میدهد و میگوید؛ «این مردم فقیر هستند که اربیل را ترک میکنند. معمولاً در پایان هر ماه این نیازمندان برای دریافت کمکهای ضروری هلال احمر صف میبندند اما این کمکها در حال حاضر به صورت قطرهیی ارائه میشود.» در این میان قیمتها نیز در این شهر مرکزی کردستان عراق به مانند امان پایتخت اردن به شدت افزایش پیدا کرده است. به عنوان مثال اجاره بهای ماهانه یک اتاق فقیرانه بالغ بر یکصد و پنجاه دلار میشود که برابر است با حقوق ماهانه یک معلم. علاوه بر آن هر فرد یا خانواده پناهنده برای اقامت در اربیل نیاز به تایید یک شهروند کرد دارد و مجوز اقامت هم تنها برای چند هفته یا چند ماه صادر میشود که البته این مجوز علاوه بر تایید یک شهروند کرد باید با تعهدات امنیتی از سوی پناه جو نیز همراه شود. گذشته از همه اینها آنچه بیش از همه عربها و مسیحیان پناهنده را میرنجاند، احساس شدید بیگانگی در مناطق کردنشین است، مناطقی که در واقع بخشی از کشور خودشان محسوب میشود.
با این حال خدر به پناه جویان توصیه میکند که از بازگشت عجولانه به بغداد خودداری کنند زیرا در آنجا هم موانع و مشکلات جدیدی در انتظار آنها است. بهبود وضعیت امنیتی عراق تا اندازهیی پیامد مستقیم جنگی است که سال پیش میان شیعیان و اهل سنت در گرفت. به دلیل این جنگ بود که درون بومهایی به وجود آمدند که ساکنان آنها یا شیعه یا فقط سنی بودند. امروز خانههای فراریان و پناهجویان غالباً توسط همان کسانی اشغال شده که زمانی آنها را مجبور به ترک آن خانهها کرده بودند. حال چطور میتوان بار دیگر به همسایههایی اعتماد کرد که یا در مقابل اشغال این خانهها هیچ مقاومتی نکردند یا خود در این کار مشارکت داشتهاند؟ به همین دلایل است که بسیاری از کسانی که جرات بازگشت به بغداد را به خود دادهاند، دیگر در محلههای سابق خود ساکن نمیشوند بلکه در مناطقی سکنی میگزینند که تحت تسلط اقوام و خویشاوندان آنها باشد.
«آمال سمیر» هنوز هم به این صلح و آرامش اعتقاد و اطمینانی ندارد. این دختر مسیحی پس از آنکه یک سال و نیم پیش پدرش ربوده شد، همراه با خانواده به اربیل رفت و حال برای دیداری کوتاه به بغداد بازگشته است. البته آمال هم اعتراف میکند که وضعیت بغداد بسیار بهتر از قبل شده است اما با تشویشی خاص میگوید؛ «خیلی خوب است و حوصلهمان سر نمیرود. بالاخره توانستم یک بار دیگر برای خرید بیرون بروم و با دوستانم گردش کنم.» تا همین سه ماه پیش هم هنوز تصور چنین وضعیتی غیرممکن مینمود. هنگامیکه از آمال در مورد امکان بازگشت دائم به بغداد میپرسیم به شدت به علامت منفی سر تکان میدهد و میگوید: «نه، برای این کار هنوز زود است.»
کمی از ساعت 9 صبح گذشته و بالاخره اتوبوس خالد پر از مسافر شده است. البته اکثر مسافران این اتوبوس بازرگانان خرده پای کرد یا کارمندان دولت هستند که به دلیل عدم توانایی برای خرید بلیت هواپیما به بغداد، سوار بر این اتوبوس شدهاند. «ام فلاح» در حالی که انگشتانش را در رویه چرمی صندلی اتوبوس فرو برده میگوید: «انشاءالله همه چیز رو به راه میشود.» این پیرزن پس از آنکه پسرش چندین بار تهدید شد، فرار را بر قرار ترجیح داد و همراه با پسرش به اربیل رفت. حال میخواهد به بغداد بازگردد و پس از اطمینان از وضع امنیتی شهر، چادرش در اربیل را جمع کند. با حالتی عصبی به دیگر مسافران نگاه میکند و دستهایش را روی صندلی فشار میدهد. «خدا خودش ما را حفظ کند» این را میگوید و به پشتی صندلیاش تکیه میدهد و با نگاهی نگران به بیرون پنجره خیره میشود.