مقدمه:
گروه سیاسی، کیوان مهرگان: دکتر بندویک یکی از سیاستمداران ویژه قاره اروپاست. او در عین حال که یک کشیش است، نخست وزیر دولت سکولار نروژ بود. برای صلح و حقوق بشر تلاش و از ابراز مخالفتش با جرج بوش برای حمله به عراق اظهار رضایت میکند. ماه گذشته دکتر بندویک مهمان سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران بود. با توجه به اینکه سفر سه روزه او به تهران از قبل برنامهریزی شده بود، اما حاضر شد از وقت ناهارش بگذرد تا به پرسشهای روزنامه «اعتماد» پاسخ بگوید. در این گفتوگوی کوتاه دکتر بندویک که این روزها هدایت مرکز صلح و حقوق بشر اسلو را به عهده دارد به پرسشهای خبرنگار اعتماد درباره موضع اتحادیه اروپا در قبال تحولات هستهیی ایران، جنگ خاورمیانه و آینده صلح در جهان پاسخ گفت.
">مقدمه:
گروه سیاسی، کیوان مهرگان: دکتر بندویک یکی از سیاستمداران ویژه قاره اروپاست. او در عین حال که یک کشیش است، نخست وزیر دولت سکولار نروژ بود. برای صلح و حقوق بشر تلاش و از ابراز مخالفتش با جرج بوش برای حمله به عراق اظهار رضایت میکند. ماه گذشته دکتر بندویک مهمان سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران بود. با توجه به اینکه سفر سه روزه او به تهران از قبل برنامهریزی شده بود، اما حاضر شد از وقت ناهارش بگذرد تا به پرسشهای روزنامه «اعتماد» پاسخ بگوید. در این گفتوگوی کوتاه دکتر بندویک که این روزها هدایت مرکز صلح و حقوق بشر اسلو را به عهده دارد به پرسشهای خبرنگار اعتماد درباره موضع اتحادیه اروپا در قبال تحولات هستهیی ایران، جنگ خاورمیانه و آینده صلح در جهان پاسخ گفت.
*این تصور عمومی در بین ایرانیان وجود دارد که اتحادیه اروپا قادر نیست موضع مستقلی در برابر تحولات بینالمللی بگیرد و همواره دنباله رو آمریکا است. شما فکر میکنید چرا اتحادیه اروپا قادر نیست تصمیمات جداگانهیی از ایالات متحده بگیرد؟
**پیش از آنکه بخواهم به پرسش شما پاسخ بگویم، باید این توضیح را بدهم که نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست. مردم نروژ در رفراندومیکه برای پیوستن نروژ به اتحادیه اروپا برگزار شد، مخالفت خود را با این مساله اعلام کردند. بنابراین کشور من عضو اتحادیه اروپا نیست صرف نظر از این موضوع من با نظر شما مخالفم. اتحادیه اروپا همیشه هویت مستقلی داشته است و این مساله که اتحادیه اروپا دنباله رو صرف ایالات متحده باشد را قبول ندارم.
*میتوانید مثالی هم از سیاست مستقل اتحادیه درباره خاورمیانه بیان کنید؟
**بله، موارد زیادی است مثلاً سیاستی که اتحادیه در قبال مسائل فلسطین و اسرائیل اتخاذ میکند نشاندهنده همین هویت مستقل است.
*اما اگر چالش ایران و آمریکا بر سر فعالیتهای هستهیی ایران را یک چالش مهم بینالمللی بدانیم موضع اتحادیه اروپا یک موضع ابتکاری نیست. آیا از نظر شما اتحادیه نمیتواند ابتکاری به خرج بدهد تا منازعه فروکش کند و سپس در یک مسیر آرام حل و فصل شود؟
**شما اگر نظر مرا بخواهید من همواره به گفتوگو و مذاکره علاقه دارم تا روشهای نظامی و جنگ. فکر کنم اتحادیه اروپا هم همین موضع را دارد. واقعیت این است که برای حل و فصل مساله انرژی هستهیی ایران، چارهیی جز گفتوگو و مذاکره نداریم. من این هشدار را میدهم که استفاده از زور و جنگ برای برخورد با مساله هستهیی ایران نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلات کشورهای منطقه به خصوص دو کشور ایالات متحده و ایران را بیشتر و پیچیدهتر میکند. بنابراین دو کشور باید بیش از هر کاری گفتوگوهایشان را به سمت یک فضای آرام سوق بدهند.
*در حالی که تروئیکای اروپایی و آمریکا برای آغاز مذاکرات همواره پیششرط تعیین میکنند چگونه میتوان به یک گفتوگو و مذاکره آرام امیدوار بود؟
**من نماینده اتحادیه اروپا نیستم.
*این پرسش را از یک سیاستمدار و کارشناس مسائل خاورمیانه میپرسم.
**آژانس انرژی هستهیی هنوز نمیتواند درباره فعالیتهای هستهیی ایران یک گزارش صریح بدهد. ایران ناگزیر است با آژانس همکاری کند. اگر ایران ادعا میکند که فعالیتهای هستهییاش غیرنظامی است دلیلی برای نگرانی یا مثلاً مخفی کردن فعالیتهایش ندارد. من فکر میکنم روشی که درباره کره شمالی تجربه شد میتواند الگوی خوبی برای حل و فصل منازعه بر سر فعالیتهای هستهیی ایران باشد.
*به رغم اینکه ایران با آژانس همکاری کرده است آمریکا همچنان به تهدید ایران ادامه میدهد.
**فراموش نکنید خاورمیانه در روزهای سرنوشتسازی به سر میبرد. شرایط خاورمیانه یک شرایط حساس و در حال انفجار است. با توجه به جایگاه و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه این کشور میتواند نقش تعیینکنندهیی در این شرایط ایفا کند. ایران برای اینکه مسائل پیچیدهتر نشود، نقش مهمی دارد.
*شما وضع را در کدام یک از کشورهای منطقه حساس ارزیابی میکنید؟
**صرف نظر از چالش بین ایران و آمریکا وضع در لبنان و پاکستان هم بسیار حساس است.
*به نظر شما ایران چگونه میتواند نقش خود را ایفا کند؟
**راههای مختلفی وجود دارد که ایران نباید نسبت به آنها بیتوجهی کند. یکی از آنها این است که با زبان مشترک جهانی سخن بگوید یا بر همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی اضافه کند.
*از نظر شما سهم دیگر کشورها و اتحادیه اروپا و آمریکا در کاهش بحران در خاورمیانه چقدر است.
هر کدام از این کشورها براساس بینش و منافع خودشان تصمیم میگیرند.
*جنگ عراق و آمریکا در زمان نخستوزیری شما اتفاق افتاد. چرا با آمریکا و انگلیس در حمله به عراق همراهی نکردید؟
**آقای بوش یک هفته پیش از حمله به عراق با من تماس گرفت و از من خواست که در کنار او باشم اما من به او پاسخ دادم که نمیتوانم این کار را بکنم، زیرا اولاً آمریکا از شورای امنیت مجوز حمله به عراق را نداشت. دوم اینکه ارزشهای من در تضاد با این جنگ بود، زیرا آمریکا مدعی بود عراق سلاحهای کشتار جمعی دارد اما اکنون پس از سالها این سلاحها کشف نشده است. علاوه بر این من بر این باورم که آمریکاییها حق دخالت نظامیدر اوضاع را نداشتند. همین یک مورد مثال خوبی است برای اینکه نشان بدهیم ما میتوانیم دیدگاه متفاوتی نسبت به آمریکا داشته باشیم.
*وقتی دلایل مخالفتتان با بوش را بیان کردید، واکنش آنها چه بود؟
**بوش مکالمه تلفنی خود را با این جمله تمام کرد؛ «ممکن است در بین دوستان هم اختلاف نظر وجود داشته باشد» که به نظرم واکنش مثبتی بود.
*یعنی اگر دوباره آمریکا به این سمت برود باز هم مخالفت میکنید؟
**من هنوز هم معتقدم این جنگ اشتباه بوده است. اگرچه اکنون توجهات در واشنگتن معطوف به ایران است که اتفاقاً خیلی هم جدی است. اکنون کم و بیش جنگی کلامی بین دو طرف درگرفته است و من همواره بر آرام کردن اوضاع تاکید دارم، زیرا به طور جدی اعتقاد دارم راهحل کشمکش بین ایران و آمریکا مداخله نظامی نیست. وظیفه هر دو طرف این است که مشکل را با گفتوگو حل کنند.
*آیا بعد از حمله آمریکا به عراق با بوش دیدار داشتید؟
**بله من دو ماه پس از جنگ به کاخ سفید رفتم. موضوع بحث هم همان مخالفت من در همراهی نکردن با آمریکا بود.
*آنها درباره جنگ چه ارزیابییی داشتند؟
**ارزیابی آنها از اوضاع بسیار سخت و دشوار بود. آنها در آن موقع بر این باور بودند که در کوتاهمدت راهحل مساله را پیدا میکنند در حالی که تصور آنها کاملاً اشتباه بود.
*تمام مناقشات خاورمیانه حول تروریسم میگردد، طرفین درگیری همدیگر را به حمایت از تروریسم متهم میکنند. شما برای فروکش کردن این آتش هیچ وقت به ایدهیی رسیدید؟
**من در سخنرانی خودم در مقر سازمان ملل هم گفتم که تروریسم را باید در بستر خودش بررسی کرد. من بر این باورم که اگر میخواهیم در ریشهکن کردن تروریسم موفق شویم باید ریشههای به وجود آمدن آن را تجزیه و تحلیل کنیم نه اینکه با تجلیات آن مبارزه کنیم. من علت اصلی ترور را تحقیر میدانم. اگر کشور یا گروههایی احساس حقارت بکنند سرخورده شده و دست به ترور خواهند زد. تحقیر هم میتواند ناشی از سالها اشغال باشد، مثل فلسطین، همینطور اگر فرهنگ و مذهبی کم ارزش معرفی شود میتواند به منشاء ترور تبدیل شود. علاوه بر این سالها بیعدالتی میتواند منجر به تحقیر و به تبع آن ترور شود. بنابراین ما باید برای این ریشهها فکر کنیم و به بررسی آنها بپردازیم وگرنه هیچ وقت مبارزه با تروریسم موفق نخواهد شد. این تصور که حمله نظامی راهحل مبارزه با تروریسم است کاملاً اشتباه است.
*شما سالها است که برای صلح تلاش میکنید، اما آنچه بیش از همه به گوش میرسد صدای جنگطلبان است. چرا؟
**به خاطر اینکه در جهان کنونی ما فقط روی اختلافات مان متمرکز شدهایم، در صورتی که برای یک زندگی آرام و توام با صلح اشتراکات فراوانی داریم.