مقدمه:

گروه بین‌الملل ـ بنفشه غلامی: بحران افغانستان در پی حادثه گروگانگیری بار دیگر در کانون توجه جهان قرار گرفت. ماجرای گروگانگیری ۲۳ تبعه کره جنوبی هم اکنون از سطح یک رویداد عادی فراتر رفته و به معضلی برای ناتو و جامعه بین‌المللی تبدیل شده است. با این حادثه طالبان بر آن است تا نفوذ خود را به رخ محافل جهانی بکشد و در همان حال بر ضعف دولت کرزای و ناکارآمدی ماشین جنگی ائتلاف تحت رهبری آمریکا صحه می‌گذارد. هم اکنون در دوازدهمین روز این بحران محافل جهانی در انتظار و اضطراب یک حادثه به سر می‌برد. در صورت قتل عام این گروگان‌ها اوضاع افغانستان چه سمت و سویی خواهد یافت. با رزاق مأمون، تحلیلگر مسائل سیاسی و روزنامه نگار افغان در این باب به گفت‌وگو نشستیم.

"> تناقض‌های مبارزه با طالبان
تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۳۲۳۲

تناقض‌های مبارزه با طالبان

مقدمه:

گروه بین‌الملل ـ بنفشه غلامی: بحران افغانستان در پی حادثه گروگانگیری بار دیگر در کانون توجه جهان قرار گرفت. ماجرای گروگانگیری ۲۳ تبعه کره جنوبی هم اکنون از سطح یک رویداد عادی فراتر رفته و به معضلی برای ناتو و جامعه بین‌المللی تبدیل شده است. با این حادثه طالبان بر آن است تا نفوذ خود را به رخ محافل جهانی بکشد و در همان حال بر ضعف دولت کرزای و ناکارآمدی ماشین جنگی ائتلاف تحت رهبری آمریکا صحه می‌گذارد. هم اکنون در دوازدهمین روز این بحران محافل جهانی در انتظار و اضطراب یک حادثه به سر می‌برد. در صورت قتل عام این گروگان‌ها اوضاع افغانستان چه سمت و سویی خواهد یافت. با رزاق مأمون، تحلیلگر مسائل سیاسی و روزنامه نگار افغان در این باب به گفت‌وگو نشستیم.


 *آقای مأمون مهم‌ترین سؤالی که درگیر و دار بحران گروگانگیری اخیر مطرح می‌شود این است که چرا دولت کرزای و یا ناتو تاکنون موفق به پیشبرد پروژه دفع شبه نظامیان طالبان نشده‌اند؟

**اساساً در دستور کار ناتو برنامه‌ای برای نابودی شبه‌نظامیان طالبان وجود ندارد و دولت افغانستان نیز فاقد توانایی لازم برای برخورد با طالبان است. نیروهای ناتو و خصوصاً نیروهای آمریکایی و انگلیسی در تمام این مدت تلاش کرده‌اند زیرساخت نیروهای طالبان را در جنوب افغانستان حفظ کنند. زیرا به این ترتیب می‌توانند اهداف فرامنطقه‌ای خود را در منطقه حفظ کنند. هم اکنون گزارش‌های زیادی از جنوب افغانستان می‌رسد که نیروهای طالبان و نیروهای آمریکا رویاروی هم قرار می‌گیرند اما هیچ کدام ولو یک تیر به سمت طرف مقابل شلیک نمی‌کنند. از اوضاع جاری منطقه اینگونه استنباط می‌شود که پاکستان، طالبان و آمریکا از لحاظ اهداف منطقه ای یکی هستند. با این اوصاف می‌توان گفت؛ نابودی طالبان اصلاً به نفع آمریکا و پاکستان نیست. بنابراین آنها در جهت حفظ این گروه، کاری خلاف آن انجام نمی‌دهند. البته یک موضوع دیگر هم وجود دارد که باید نسبت به آن توجه کافی را داشت؛ طالبان یک پدیده «فرد محور» نیست که فقط از سوی یک نفر یا جناح خاصی اداره شود. یک بخش آن تحت سیطره آمریکاست، بخشی دیگر را ملادادالله اداره می‌کرد و ملاعبیدالله نیز که در زمان حکومت طالبان وزیر دفاع بود، نقش خاص خود را ایفا می‌کند. او در حال حاضر در پاکستان ساکن است و پاکستان نیز به شدت برای رسیدن به اهداف خود از او حمایت می‌کند. پس به این ترتیب می‌بینیم که طالبان و پیروان ملادادالله که سه ماه پیش کشته شد، به نوعی تحت سه رهبری مجزا قرار دارند؛ پاکستان، آمریکا و انگلیس که در جنوب افغانستان خاصه در هلمند متمرکز هستند.

*یعنی با این اوصاف شما معتقدید می‌توان ارتباط مستقیمی‌بین وقایع اخیر پاکستان و فعالیت‌های جدید طالبان در افغانستان قائل شد؟

**صددرصد. ارتباط کاملاً مستقیم و محرزی بین شبکه‌های تروریستی پاکستان و افغانستان وجود داشته و دارد. اما در وضعیت جدید تفاوتی در این ارتباط به وجود آمده است. در گذشته آشوب‌های افغانستان چندان دامن پاکستان را نمی‌گرفت و ذره‌ای از این آشوب‌ها در آنجا دیده نمی‌شد اما حالا این آتش دامن هر دو کشور را گرفته است. الان همان آتشی که سال‌ها بود افغانستان را می‌سوزاند، به جان پاکستان افتاده و پاکستان برای برون رفت از این کابوس هر چه از دستش برآید، انجام می‌دهد و تلاش دارد این آشوب را مهار کند و از حرکت روزافزون آن جلوگیری کند و هسته‌های آشوب طالبانی را در مسجد لال و خود پاکستان منکوب کند. البته در این بین بسیاری از تحلیلگران نیز معتقدند حوادث مسجد لال ساختگی بود و طرح و برنامه‌ای جدید بود که دولت پرویز مشرف سعی در اجرای آن کرد. ما افغان‌ها که سال‌ها است با پاکستانی‌ها رویاروی هستیم به خوبی از این استعداد آنها باخبریم. پاکستانی‌ها استعداد شگرف و بی‌نظیری در پنهان کردن پروژه‌ها و اهداف واقعی خود دارند. آنان همواره با راه‌اندازی حوادثی از این دست، در پی رسیدن به اهداف خود بوده‌اند. مثلاً در همین حادثه مسجد لال در کنار اهداف دیگری که مشرف توانست به آنها برسد، دیدیم که چگونه وزیر خارجه انگلستان پوندهای کشورش را حواله پاکستان کرد. آمریکا نیز به شیوه خود به حمایت از او برخاست. مشرف با این گونه تلاش‌ها موفق شد امتیازات بزرگی از این دو کشور بگیرد. اما در هر صورت این بازی جدید دو سر دارد که یکی از آن در افغانستان است و دیگری در پاکستان.

*چرا ائتلاف ناتو و دولت افغانستان تاکنون نتوانسته کاری از پیش ببرد و در عملیات هوایی علیه طالبان ناکام مانده است؟

**دولت افغانستان به دو دلیل در مقابله با طالبان متحمل شکست شد. نخست آن بود که ادعا می‌شد طالبان پشتون و فرزند افغان هستند. بنابراین در مواجهه با آنان باید راه مسالمت‌آمیز را پی گرفت و با آنها مذاکره کرد. مطابق این ادعا و تفکرات پی آیند آن، هرگونه برخورد نظامی ‌با طالبان نهی شد، به این ترتیب در واقع تحت لوای پشتون قلمداد کردن طالبان، از این گروه محافظت شد و از آنجا که یکی از سکانداران اصلی طالبان، پاکستان است، کرزای نتوانست کاری از پیش ببرد. ضمن آن که کرزای خواسته‌های مردم را فراموش کرد. قرار بود با آمدن کرزای افغانستان شاهد بازسازی باشد و رفاه مردم تأمین شود، آموزش و پرورش رونق بگیرد و بیکاری ریشه‌کن شود. اما مسائلی که با وجود طالبان برای افغانستان پیش آمد، موجب بی‌توجهی به این امور شد.

*در حال حاضر طالبان بیشتر در کدام نقاط مستقر هستند و کدام حوزه‌ها از کنترل ناتو خارج است؟

**حضور طالبان بیشتر در جنوب افغانستان یعنی در هلمند، زابل وارزگان دیده می‌شود. هر روز در این مناطق نبردهایی هم صورت می‌گیرد و رسانه‌ها مرتب از مرگ 50، 60 نفر از طالبان خبر می‌دهند. اما خواسته اصلی که تغییرات اراضی، شکستن سنگرها و بیرون راندن طالبان است، حاصل نشده است. درگیری وجود دارد اما طالبان عقب‌نشینی می‌کند. زیرا اینها را باید یک جور شو تبلیغاتی به حساب آورد. شویی که گردانندگان آن طالبان، انگلیس و آمریکا هستند. آمریکا و انگلیس آشکارا خواهان حفظ طالبان هستند.

*همان طور که اشاره کردید، هر روز تعداد زیادی از طالبان کشته می‌شوند. تعدادی از فرماندهان آنان نیز کشته شده‌اند اما سؤال این است که پس این گروه چگونه تجدید قوا می‌کنند؟

**طالبان، طالبان دیروز نیست. منبع درآمد اصلی و واقعی طالبان قاچاق مواد مخدر است. در حال حاضر ۹۲ درصد کل تریاک و هروئین دنیا در افغانستان و زیر نظر طالبان تولید می‌شود. جریان تولید و عرضه مواد مخدر آمریکا و اروپا با نظارت طالبان صورت می‌گیرد و سالانه ۶۰ هزار تن از این مواد اینجا به دست می‌آید. اگر این مقدار وسیع از مواد مخدر می‌تواند راهی بازارهای اروپاو آمریکا شود، به خاطر قدرت مافیایی طالبان است. علاوه بر آن طالبان از طرف برخی از کشورها همانند شیوخ عرب حمایت می‌شوند.

*مگر این کشورهای عربی حامی ‌طالبان متحدان آمریکا و دوستان کرزای نیستند؟ چرا آمریکا، غرب و دولت کرزای کاری برای کنترل اینگونه ارتباطات انجام نداده است؟

**اصلاً چیزی به اسم کنترل وجود ندارد. در جایی که ما می‌بینیم برخی از اعضای دولت حتی در روند تولید مواد دست دارند؛ دیگر چیزی به اسم کنترل باقی نمی‌ماند. فقط یک نظارت رسمی‌ دیده می‌شود و بخشی از کمک‌ها نیز خرج پرسنل دولتی می‌شود.

*گروگانگیری و عملیات انتحاری، سلاح‌های اصلی طالبان هستند، چه عواملی باعث شده ناتو نتوانسته این سلاح‌ها را از دست طالبان خارج کند؟

**ناتو نیرویی نیست که به قصد مهار طالبان در افغانستان مستقر شده باشد. اصلاً طالبان در دستور کار ناتو نیست. در حال حاضر ما حتی می‌بینیم که طالبان شبیه آنچه که در عراق انجام می‌شود را عملی و پیاده می‌کنند. چیزهایی نظیر بمب‌های کنار جاده‌ای و اتومبیل‌های انفجاری الان معضل جدید عملیات انتحاری در افغانستان نیز رواج پیدا کرده، این چیزی است که خاص پاکستانی‌ها و اعراب بود اما الان در افغانستان نیز دیده می‌شود و اگر هر چه زودتر آن را مهار نکنند، کل منطقه را دچار خواهد کرد. خوشبختانه شمال و غرب افغانستان از این امر مبرا هستند و فقط جنوب و شرق افغانستان درگیر این مسأله است. اینها با ساکنان محلی این مناطق نیز درهم آمیخته‌اند و بنابراین می‌توانند عملیات انتحاری را در هر کجا که اراده کردند، به راحتی انجام دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات