مریم میخانک بابایی
مقدمه:
براساس گزارش صندوق بین المللی پول، افزایش نرخ رشد نقدینگی در سالهای اخیر رشد نرخ تورم را در پی داشت، به گونهای که دولت در مواقع مقتضی برای کنترل تورم و کاهش قیمت برخی کالاهای مصرفی اقدام به واردات کرده است. با این حال، افزایش درآمدهای نفتی و درآمدهای دولت هم در افزایش واردات بیتاثیر نبوده است. البته به اعتقاد کارشناسان واردات کالاها در مواقع ضروری به صورت موقت به کنترل قیمت منجر خواهد شد؛ اما مشکل اقتصادی ایران مشکلی ریشهای است و تا زمانی که تورم ساماندهی شود، ما مجبوریم برای کنترل آن به واردات بیشتری متمایل شویم که این امر به تولید داخلی صدمه میزند. از سوی دیگر، افزایش واردات وابستگی را به همراه دارد. برای بررسی روند واردات کشور، این موضوع را با دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان در میان گذاشتیم که میخوانید.
">مریم میخانک بابایی
مقدمه:
براساس گزارش صندوق بین المللی پول، افزایش نرخ رشد نقدینگی در سالهای اخیر رشد نرخ تورم را در پی داشت، به گونهای که دولت در مواقع مقتضی برای کنترل تورم و کاهش قیمت برخی کالاهای مصرفی اقدام به واردات کرده است. با این حال، افزایش درآمدهای نفتی و درآمدهای دولت هم در افزایش واردات بیتاثیر نبوده است. البته به اعتقاد کارشناسان واردات کالاها در مواقع ضروری به صورت موقت به کنترل قیمت منجر خواهد شد؛ اما مشکل اقتصادی ایران مشکلی ریشهای است و تا زمانی که تورم ساماندهی شود، ما مجبوریم برای کنترل آن به واردات بیشتری متمایل شویم که این امر به تولید داخلی صدمه میزند. از سوی دیگر، افزایش واردات وابستگی را به همراه دارد. برای بررسی روند واردات کشور، این موضوع را با دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان در میان گذاشتیم که میخوانید.
*آنگونه که آمارها نشان میدهد در چند سال گذشته بازار تجاری ایران در مقایسه با سالهای قبل به سمت واردات جهتگیری شده است. البته شاید دلایل این افزایش واردات، کمبود کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در بازارها باشد. شما به عنوان کارشناس اقتصاد این روند را چگونه توجیه میکنید؟
**از سال 1379 - 1380 که نرخ ارز را تثبیت کردیم، در این فاصله 6 تا 7 سال به طور متوسط سالانه حدود 16 تا 18 درصد نرخ تورم داخلی داشتیم و در این سالها افزایش نرخ ارز فقط 10 تا 15 درصد بوده است. با ادامه این روند از یک سو افزایش نرخ تورم و از سوی دیگر تثبیت نرخ ارز راه برای واردات بیشتر مهیا شده است. صادرات برای صادرکنندگان به دلیل ثابت بودن نرخ ارز و افزایش تورم در داخل گران تمام میشود و همواره آنها با مشکلات عدیده ای برای صدور کالاهایشان مواجه هستند، ضمن این که واردات برای تجار واردکننده رسمی و غیررسمی (قاچاق) به صرفه و ارزان تمام میشود؛ وارداتی که در این سالها بشدت بازارهای ما را در برگرفته و مشکلاتی را برای تولیدات و صنایع داخلی، شکر، برنج، نساجی و کفش ایجاد کرده است. به اعتقاد من، این مشکل ناشی از ثابت ماندن نرخ ارز است. صادرات ما گران و واردات ارزان است. افزایش درآمدهای نفتی و ثابت بودن نرخ ارز به افزایش واردات منجر شده است. در واقع به طور بارز اقتصاد کشور را گرفتار بیماری هلندی کرده است.
*در خصوص پدیده بیماری هلندی توضیح بیشتری دهید.
**بیماری هلندی تجربهای است که هلند با کشف گاز در دهه 70 به آن دچار شد، به طوری که در این دهه با افزایش ذخایر گاز، هلندیها ترغیب به صادرات گاز شده و منابع ارزی بسیاری را به دست آوردند. در نتیجه، افزایش منابع ارزی آنها باعث قوی شدن پول ملی شد، پس از چند سال با ادامه آن مشکلی در اقتصاد ایجاد شد. دروازهها به سمت ورود کالاهای خارجی باز شدند و صادرات کاهش یافت؛ در نتیجه تولیدکنندگان داخلی متضرر شدند و در آخر هم اقتصاد داخلی آنها دچار رکود شد. این روند را در اقتصاد به بیماری هلندی تعبیر میکنند. صادرات یک کالای طبیعی و معدنی و افزایش ذخایر ارزی، افزایش واردات را موجب میشود. ما در 3 سال گذشته شاهد افزایش قیمت نفت در جهان بودیم که با بالا رفتن قیمتها، درآمدهای ارزی انباشته میشود. از سوی دیگر، نرخ ارز به صورت ثابت باقی مانده است. بنابراین بستر کاملا برای واردات کالا مهیاست.
*میتوانیم بگوییم برای کنترل واردات نرخ ارز را افزایش دهیم بهتر است یا این که به دلیل تبعات منفی تورم نرخ ارز را ثابت نگه داریم معقولانه تر است. در این باره توضیح دهید.
**شما برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی مصوب سال 1379 را نگاه کنید. پیشبینی بر این اساس بود که پس از زمان یکسان سازی نرخ ارز برحسب نرخ تورم داخلی و متناسب با تورم این نرخ تعدیل شود. اگر براساس برنامه ریزی سوم با تغییرات تورم در نرخ ارز تغییراتی صورت میگرفت، شاید الان هر دلار 2 هزار تومان بود و این برنامه عملی نشد. یعنی خارج از برنامه عمل شد. یکی از استدلالهای برنامهریزان ما برای تثبیت نرخ ارز و عدم افزایش آن این است که اگر نرخ ارز افزایش یابد واردات گران میشود و به دلیلی که بخشی از صنایع داخلی وابسته به واردات است تولید نهایی آنها گران تمام شده و در آخر تورم ایجاد میشود. در صورتی که این استدلال درستی نیست. چون متغیرهای کل نظام اقتصادی اگر متناسب با هم تغییر پیدا نکنند، در بخشهای مختلف دچار اختلال قیمتی میشوند. این که ما قیمت یک کالا را ثابت نگه داریم، نقش مثبتی را در اقتصاد ملی بازی نمیکند که همچنان هم نکرده است. الان اگر نگاه کنید، میبینید واردات کالاها در چه ابعاد گستردهای وجود دارد. نرخ ارز پایین است و هر چقدر هم تعرفه واردات را افزایش دهیم، مشکلی را حل نمیکند؛ چون بخشی از واردات ما به صورت قاچاق غیرقابل کنترل است. برای واردات قاچاق نمیتوانیم تعرفه بگذاریم و در آخر هم میبینیم بازارهای ما از کالاهای وارداتی اشباع شده است.
*پس شما معتقدید اگر میخواهیم صادرات غیرنفتی افزایش یابد و واردات بی رویه کاهش یابد باید نرخ ارز را افزایش داد؟
**صددرصد. راه منطقی تشویق تولید داخلی و توسعه صادرات افزایش نرخ ارز است. مثالی میزنم. چین مدتهاست که نرخ پول ملی خود را تقویت نمیکند، بلکه تضعیف میکند و اعتراض آمریکاییها و اروپاییها به چین بر این اساس است که قیمت ارز خارجی را کاهش دهد یا با وجود ذخایر ارزی قیمتها را متناسب کند، ولی چین این کار را نمیکند، چون درصدد است صادرات خود را بیش از پیش افزایش دهد. چین قصد واردات کالا را ندارد، خود تولیدکننده و مصرفکننده است یا آمریکاییها دلار خود را در مقابل یورو که پول خارجی آنهاست ضعیف کردهاند. دلار امریکا در مقابل یورو کاملا پایین آمده و این باعث شده اقتصاد آمریکا رونق بگیرد و صادرات آنها به اروپا افزایش یابد. الان تمامی کشورهای توسعه یافته و جوامعی که نیازمند توسعه اقتصادی هستند، دنبال این سیاستند. اگر در کشور ما هر دلار 2 هزار تومان شود، یعنی هر صادرکننده به جای دریافت هر دلار 930 تومان فعلی 2 هزار تومان دریافت خواهد کرد، چون دلار 930 تومان صرفه صادراتی ندارد و با وجود تورم که قیمتها 2 برابر شده نرخ ارز ثابت مانده است. مثلا بنزین را در نظر بگیریم؛ اگر قیمت بنزین را با تورم و بالاتر از تورم اصلاح میکردیم و افزایش میدادیم، به این مشکلی که داریم نمیرسیدیم. افزایش بعضی اقلام در برنامه سوم پیشبینی شده بود و باید اصلاح میشد.
*البته آمارها و آماری که مسوولان ارائه میکنند رقمهای خوبی را از صادرات غیرنفتی نشان میدهند. این ارقام نشاندهنده روند افزایشی خوبی بود. بنابراین چرا شما میگویید صادرات غیرنفتی کاهش یافته یا صادرکننده علاقهای به صادرات ندارد؟
**افزایش آمار صادرات غیرنفتی را نباید با صادرات کالاهای غیرنفتی واقعی اشتباه گرفت، زیرا افزایش صادرات غیرنفتی در واقع غیرنفتی نیستند. بخشی عمده صادرات آن کالاها وابسته به نفت، پتروشیمیو گاز است و ثانیا بخش خصوصی هم که صادر میکند در سایه جوایز صادراتی حرکت میکند. اگر ما میتوانستیم اصلاح سیستم ارزی را انجام دهیم الان صادرات غیرنفتی ما فوقالعاده بیشتر از مقدار حاضر بود. صادرات ما خیلی هم غیرنفتی نیست. بیش از 60 درصد صادرات غیرنفتی ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم صادرات وابسته به نفت و گاز است. به طور کلی، تجارت خارجی ما دچار اغتشاش قیمتی است و تا وقتی اصلاح نشود، این مشکل پا برجا خواهد بود.
*همانطور که میدانیم، در دولتهای قبلی بویژه در دهه 70 تغییرات نرخ ارز بسرعت صورت میگرفت یعنی تا پیش از یکسانسازی و تثبیت نرخ ارز قیمت آن حتی هر روز هم با روند افزایشی مواجه بود و قیمت بازار ما را مشوش و برنامه ریزان و مردم را با یک نگرانی و اضطرابی مواجه میکرد که اگر قیمت دلار افزایش یابد قیمتهای دیگر کالاها را تحت تاثیر قرار میدهد. شاید هم آن زمان تثبیت نرخ ارز این نگرانی را از میان برد. حال شما که این ادعا را دارید، فکر نمیکنید. اگر این سد شکسته شود و قیمت ارز افزایش یابد تا صادرات رونقی گیرد و واردات کاهش یابد، آیا باز آن نگرانیها دامنگیر اقتصاد ما نخواهد شد؟
**به نظر من برعکس خواهد شد. از سال 1379 به بعد سیاست تثبیت نرخ ارز شروع بسیار خوبی داشت یک ساز و کار کاملا موفقی بود، اما تبعات بعدی آن باید در نظر گرفته میشد. اگر ما توانستیم نرخ ارز را ثابت نگه داریم، به دلیل بالا رفتن قیمت دلار در بازار جهانی بود ما باید عملکرد اقتصاد داخلی را برای اصلاح نرخ ارز ملاک قرار دهیم که این کار را انجام ندادیم. اگر عملکرد اقتصاد داخلی را ملاک قرار میدادیم طبق برنامه سوم با توجه به نرخ تورم داخلی نرخ ارز را اصلاح میکردیم، با مشکلات حاضر مواجه نمیشدیم کلیه کشورها نرخ ارز را در مواقع مقتضی تعدیل کردند و نتایج مثبتی را به بار آوردند.
*آیا میتوانیم نتیجه گیری کنیم که افزایش واردات رشد اقتصادی را کاهش میدهد؟
**همینطور است، اگر به عملکرد اقتصادی در چند سال گذشته نگاه کنیم میبینید که کاملا قابل انتقاد است به این معنا که دولت از درآمد بالای نفتی ابزاری برای کنترل قیمت از طریق واردات استفاده میکند. دولت برای جلوگیری از افزایش قیمت کالای مصرفی مردم در مقاطعی تعرفههای وارداتی را بر میدارد مثلا عید پارسال دولت تعرفه صفر را برای میوه گذاشت و واردات آن افزایش یافت و تولیدکنندگان و باغدارهای محلی بشدت متضرر شدند؛ چون دولت میخواست که کنترل قیمت کند و قیمت میوه افزایش نیافت.
*اما ما همه دیدیم که پس از واردات میوه، بویژه در شروع سال جدید و تقاضای شدید مردم، باز قیمت میوه کاهش نیافت؟
**داستان همین است که قبلا گفتم. مساله تورم با این نسخهها قابل حل نیست. مساله تورم یک مساله پولی است. حجم پول در بازار زیاد است که تورم را موجب میشود. شما با واردات میتوانید به طور موقت قیمتها را کنترل کنید، ولی این کنترل نهایتا هم به تولید داخلی ضرر میزند و هم به طور واقعی چاره ساز تورم نیست. تورم خودش را به هر صورت نشان میدهد. تورم به معنای به هم خوردن بازار پول و بازار کالاست. با هزینههای جاری دولت و کسری بودجه بازار پولی بشدت متورم شده و تولید داخلی هم که رشد محدود 6 تا 5 درصد را دارد این عدم تعادل باعث تورم میشود و با واردات نمیتوان جلوی این پدیده را گرفت در صورتی که واردات به تولید داخلی ضرر میزند.
*اخیرا در خبرها آمده بود که افزایش واردات در سطح استانها به دلیل نیاز، بیشتر است مثلا استان مازندران تا خرداد امسال 103 فقره سفارش واردات دارد دلایل این امر را در چه میدانید؟
**تولیدکننده داخلی ما با تورم داخلی مجبور است تولید کند. قیمت دستمزدها و حمل و نقل... بالا رفته است. تا به حال فکر کردهاید که مردم ترجیح میدهند به جای مصرف برنج ایرانی از برنج ارزان خارجی استفاده کنند. علت آن محدودیت درآمدی است که وجود دارد از طرف دیگر، برنج کار ایرانی متضرر است.یا در مورد گندم میبینیم که دولت گندم را از گندم کاران میخرد، در صورتی که واردات گندم ارزان تر از آن است. این حرکتهای دولت یارانه دادن است اما تا چه زمان دولت میخواهد گندم و چای را از تولیدکننده بخرد. کار دولت این نیست. دولت به صورت مقطعی میتواند این کار را انجام دهد.
*پس با توجه به گفته حضرتعالی، دولت باید سیاستی اتخاذ کند که بخشی از درآمد نفتی را در جهت حمایت از تولید به کار ببرد این که به نوعی اقدام به واردات کند و یا اقتصاد را به سمت افزایش واردات پیش ببرد در حقیقت اقتصاد را وابسته به واردات میکند در صورتی که به جای افزایش واردات، میتواند سرمایهگذاری برای تولید آن کالای وارداتی را اعمال کند.
*واقعیت این است که دخالتهای مستقیم دولت چاره ساز نیست. تنها کار اساسی ای که دولت باید انجام دهد، این است که اجازه دهد بازارها به صورت واقعی عمل کند. قیمتها بتواند به صورت منسجم تغییر یابد. سیستم اقتصادی به صورت سازگار متحول شود. دولت باید نرخ ارز را مانند نرخ دیگر کالاها که در اختیار دولت است با کل قیمتهای نسبی اقتصاد ملی ساز و کار کند، یعنی نرخ ارز را در جهت افزایش قیمت ارز خارجی، در جهت کاهش ارزش پول ملی تعدیل کند تا متناسب با آن تحولات تورمیشود. اما مشکل ما این است که در داخل، قیمتها شدیدا بالا رفته در صورتی که در تجارت خارجی قیمتها ثابت مانده است اینها متناسب هم تغییر نکرده است.
*شما میگویید دولت اجازه دهد بازار خودش عمل کند آیا بازار اقتصاد، آنقدر قوی هست که خودش بتواند این تغییر و تحولات را بدون دخالت مستقیم او انجام دهد؟
**حتما اینطور است اگر غیر آن باشد، امکانپذیر نیست. اگر بازار ضعیف هم باشد برای قوی شدن آن میتواند از طریق یافتن قدرت رقابتی و تولید داخلی به قدرت برسد. تولید داخلی چگونه میتواند حمایت شود؟ با واردات ارزان که تولید حمایت نمیشود و تولید خارجی هم بهتر از تولید داخلی است تولیدکننده داخلی نمیتواند رقابت داشته باشد در نتیجه عقبنشینی میکند و یا ورشکست میشود و یا همانطور که گفتیم تولیدکننده داخلی و یا صادرکننده تبدیل به واردکننده میشوند.
*اکثر فناوریهای جدید در کشور ما وارداتی است یعنی تولیدکنندگان ما توان رقابت با فناوری جدید دنیا را ندارند. به عنوان مثال، سال گذشته 5/7 میلیون دستگاه گوشی تلفن همراه وارد کشور شد و ما نتوانستیم در زمینه رقابت با آن کالاها حداقل مشابه آن را تولید کنیم. در صورتی که بسیاری از کشورها علاوه بر واردات گوشیهای مارک دنیا، بخشی از نیاز داخل را تولید میکنند. به عبارتی، تولیدی را داشتند که قابل رقابت با گوشیهای برتر دنیا بود. شما ایراد کار را در چه میدانید؟
**ما هم میتوانستیم این کارها را انجام دهیم. اما یکی از دلایل آن به دولتی بودن اقتصاد ما برمیگردد. اگر تولیدکننده و بخش خصوصی را آزاد میگذاشتیم که در داخل با مشارکت سرمایهگذار خارجی تولید کنند و تولید داخل به حساب آید، ما هم میتوانستیم در کشور گوشی تولید داخل و قابل رقابت داشته باشیم.
*نظر شما درخصوص واردات بنزین چه بود؟ اخیرا دولت به دلیل افزایش واردات بنزین موضوع سهمیهبندی را اجرا کرد تا به نوعی مصرف را کنترل کند و اعلام میشود موفق بوده است. آیا این رویهها برای کنترل واردات توجیه اقتصادی دارد یا عملکرد دیگری قابل پیشبینی است؟
**در این 20 سال گذشته، مصرف سوخت با شتاب بیشتری در مقایسه با تولید داخلی افزایش یافت. در نتیجه، شکافی بین مصرف و تولید ایجاد شد که این شکاف دولت را مجبور به واردات بنزین کرد. البته واردات بنزین آسانترین راه بود، اما دولت میتوانست با مکانیسم افزایش قیمت از واردات بیرویه آن جلوگیری کند. نزدیک 2 سال است که قیمت بنزین را ثابت نگه داشتیم در صورتی که سالانه 10 تا 15 درصد افزایش تورم داشتیم. قیمت را ارزان کردیم و به طور نسبی وقتی قیمت کالایی ارزان شود تقاضا و مصرف افزایش مییابد. دولت نگران از افزایش تورم بود. در نتیجه قیمت را ثابت نگه داشت و مصرف زیاد شد. تا این که دولت دید سال گذشته 5 میلیارد دلار صرف واردات بنزین کرد و افزایش واردات بنزین ما را به بازارهای جهانی بیش از پیش وابسته میکرد، در نتیجه جلوی واردات را گرفت؛ اما اگر قیمت بنزین هر سال افزایش مییافت مصرف قابل کنترل میشد.