تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۳۲۵۴
عملکرد دولت نهم در گفت‌وگو با ولی‌الله شجاع‌پوریان نماینده بهبهان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس

اصولگرایان محترمانه از احمدی‌نژاد عبور می‌کنند

احسان مهرابی اشاره‌: مصاحبه با ولی‌الله شجاع‌پوریان نماینده بهبهان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس در روزهایی انجام می‌شود که او از ترکش‌های نطق خود درباره سفرهای استانی هنوز رها نشده است. ترکش‌هایی که از سوی نزدیکان دولت نهم همچنان او را هدف می‌گیرد اما با این وجود در این مصاحبه شجاع‌پوریان همچنان بر نظرات خود استوار است گرچه که این بار به حسن‌های دولت نهم نیز اشاراتی داشت.

* شاید بهتر باشد با این پرسش آغاز کنیم که نقد دولت نهم چه تفاوت‌هایی با نقد دولت‌های دیگر دارد؟

** در یک نگاه کلی ‌می‌توان گفت که نقد دولت نهم به چند دلیل دشوارتر از دولت‌های گذشته است.

اول اینکه این دولت به طرق مختلف می‌خواهد حمایت‌های رهبری از خود را به حساب درستی مسیرش معرفی کند اما خب رهبری تا به امروز از همه دولت‌ها حمایت کرده و نباید برداشت‌ها نادرست از آن شود. از سوی دیگر به دلیل همراهی نهادهای حاکمیتی با این دولت که در ادبیات سیاسی به عنوان حاکمیت یکدست مطرح می‌شود، گاهی نقد چنین دولتی به نقد نظام تعبیر و با نقد نظام یکی قلمداد می‌شود. همانطور که همه به یاد داریم در گذشته خط فاصله‌ای بین نظام و دولت ایجاد می‌کردند. در دولت خاتمی هم که از نظر آقایان نقد آن واجب بود، گویا دولت را جدا از نظام می‌دانستند اما امروز این دولت خود را مساوی نظام تعریف کرده و به همین دلیل نقد دولت نهم از هزینه سیاسی بالاتری برخوردار است. به طور مثال وقتی یک نماینده به وظیفه نظارتی خود عمل و نسبت به کاستی‌های موجود نطق یا اظهارنظر می‌کند علاوه بر حامیان دولت، نهادهای حکومتی هم واکنش نشان می‌دهند.

مشکل دوم در نقد کارشناسی دولت، عدم ارائه آمارهای شفاف است. مستندات و منشا آمارهای دولت نهم شفاف نیست و ملاک و شاخص روشنی ندارند و گاهی ملاک‌های گذشته در هم ریخته می‌شود. برای نمونه معاون اول رئیس دولت نهم در معارفه سرپرست وزارت صنایع با صراحت اعلام می‌کند که اگر در آمارها تغییراتی صورت گیرد، رشد صنعت 8 درصد می‌شود که این بیانگر رویکرد کلی دولت نهم است و آنها با اصلاح آمار در پی نشان دادن عملکرد بهتری از خود هستند، نمونه‌های دیگری هم وجود دارد، مانند جابه‌جایی در سبد کالاهای مصرفی برای پایان نشان ‌دادن نرخ تورم.

از سوی دیگر در گذشته کارشناسانی با دیدگاه‌ها و سلایق مختلف در بخش‌های مختلف کشور مشغول به فعالیت بودند که در حال حاضر کنار گذاشته ‌شده‌اند و به همین دلیل در بخش‌های آماری این خلا و گسل احساس می‌شود که کارشناسان مستقل از دیدگاه دولت وجود ندارد و به تعبیری کارشناسان به شکلی جهت داده می‌شوند که آمار مورد پسند دولت را بیرون دهند.

یک مشکل دیگر هم نحوه مواجهه دولت با منتقدان است. دولت نهم در پاسخ به منتقدان به جای ارائه گزارش‌ها و پاسخ‌های دقیق، منتقدان را با فرافکنی و ایجاد یک سپر امنیتی از ارزش‌ها و سنگر گرفتن پشت این سپر به همسویی با دشمنان نظام متهم می‌کند. در حقیقت پاسخ دولت به منتقدان خود بیشتر پاسخ نقضی است و به جای پاسخگویی به سوال کردن می‌پردازند که چرا قبلا این حرف‌ها زده نمی‌شد، انگیزه این حرف‌ها چیست یا از کجا خط می‌گیرد.

در مجموع نقد دولت هم دشوارتر و پرهزینه‌تر شده و هم اینکه فضای شفافی برای نقد دولت وجود ندارد.

* یکی از ویژگی‌های دولت نهم این است که تلاش ‌می‌کند خود را در همه حوزه‌ها متفاوت از دیگر دولت‌ها نشان دهد. اصرار دولت برای اثبات تفاوت خود با دیگر دولت‌ها به چه دلیل است؟

** من این تفاوت را قبول دارم اما دقیقا با نگاهی متضاد با دولت نهم. این دولت، متفاوت است اما تفاوت دولت به ابتکارها، خلاقیت‌ها و اقدامات مثبت بر نمی‌گردد بلکه تفاوت دولت نهم با دیگر دولت‌ها در بی‌تجربه بودن و انجام امور براساس آزمون و خطا است. رئیس‌ دولت و تعداد زیادی از وزرا فاقد تجربه اجرایی کلان بودند و به همین دلیل در بخش‌های زیادی دولت احمدی‌نژاد کارها در یک پروسه آزمون و خطا انجام می‌دهد و نتیجه این می‌شود که بعد از پرداخت کلی هزینه و فرصت‌سوزی، تازه به نقطه اعتدال باز می‌گردد که پس از دو سال تازه نقطه شروع دولت از صفر است. یک نکته آموزنده از سفر به چین را بازگو می‌کنم که جای طرح دارد. دیوار چین در 700 سال ساخته شده در حالی که سه بار ساختار نظام حکومت به کلی تغییر کرده اما هیچ یک از حکومت‌ها، ساخت این دیوار را تعطیل نکردند. در ایران جالب است که حکومت تغییر نکرده و تنها دولت تغییر کرده، آن هم در شرایطی که کشور دارای برنامه و سند چشم‌انداز 20 ساله مشخص است اما به یک باره دولت اعلام می‌کند؛ برنامه دولت‌های گذشته‌ را قبول ندارد و خود باید همه‌ چیز را از نو تجربه و سیاستگذاری کند.

*‌ غیر از بی‌تجربگی تفاوت مشهود این دولت با دولت‌های قبل چیست؟

** یکی ویژگی مهم دولت نهم عدم اعتنا به سابقه و تجربه پیش از خود است. آنها نگاه بدبینانه‌ای به کارگزاران قبل از خود دارند، حتی برخی از آنها که از مدیران اصولگرای قبلی بوده‌اند، این دولت مرز بی‌اعتمادی به مدیران را تا 16 سال قبل و حتی در مواردی تا ابتدای انقلاب برد و به هر کسی که در گذشته مسئولیتی داشته، بدبین است.

* اصرار این دولت برای اثبات تفاوت خود با دیگر دولت‌ها چیست؟

 ** عوامل مختلفی دخیل است. شاید یکی از دلایل مربوط به سابقه اندک آقای احمدی‌نژاد باشد. او در مقایسه با روسای‌جمهور پیش از خود دارای تفاوت‌هایی است. روسای‌ جمهور پیشین به عنوان نسل اول انقلاب که جایگاه روحانی و معنوی، سوابق قبل و بعد از انقلاب و نزدیکی به امام را داشتند، تفاوت و شرایط متمایزی نسبت به احمدی‌نژاد داشتند. احمدی‌نژاد از این سابقه و شرایط برخوردار نیست و شاید به همین دلیل است که می‌خواهد خود را در اجرا متفاوت‌تر از دولت‌های گذشته نشان دهد تا این فاصله و کمبود پر شود. از سوی دیگر این دولت بین خود و دولت قبل یک تقابل احساس می‌کند و می‌خواهد با روش‌های متفاوت‌تری عمل کند، البته این از نظر ایشان خلاقیت و ابتکار تلقی می‌شود، اما در موارد بسیار زیادی، پیمودن دوباره یک مسیر و آزمون و خطای دوباره است. یک بخش دیگر کار هم به ویژگی شخصیتی احمدی‌نژاد باز می‌گردد که علاقه‌مند است به تعبیری همیشه روی آنتن باشد، البته این امر خالی از اشکال است اما باید دید در نهایت این مطرح بودن و متفاوت عمل کردن تا چد حد به منافع ملی سود می‌رساند. نکته دیگری هم که در حقیقت تداوم همان ویژگی‌هاست، این است که احمدی‌نژاد به دلیل عدم تجربه مدیریت‌های کلان پیش از ریاست جمهوری بین شخصیت حقیقی و حقوقی خود جدایی ایجاد نکرده او می‌خواهد همان‌گونه که دوست دارد، حرف بزند و عمل کند. رفتارش به همین دلیل بعضا بیشتر در کسوت یک شخصیت سیاسی و یا یک چهره دانشگاهی است نه یک رئیس‌جمهور که روی کلمه کلمه سخن و موضع‌گیری او حساب می‌شود.

 * آیا احتمال تغییری را برای رفتار دولت قائل هستید یا اینکه دولت راه رفته را بر ‌نمی‌گردد.

** دولت در اوایل کار نیست که گفته شود فرصت بیشتری برای داوری لازم است. نیمی از عمر دولت سپری شده و بعید به نظر می‌آید که این دولت تغییری در رویکرد‌های خود ایجاد کند، به ویژه که یکی از ویژگی‌های دولت نهم بی‌اعتنایی به نقدهاست که البته این را برای خود امتیاز می‌داند و می‌گویند دولت فرصت پاسخگویی را ندارد اما در حقیقت چون دولت نسبت به منتقدان بی‌اعتنا است و از سوی دیگر به دنبال تحلیل نظر منتقدان نیست، معمولا نقد با کلی‌گویی و بیشتر اتهام‌زنی پاسخ داده می‌شود نه با جواب‌های کارشناسی.

جالب است که انتقادات مطرح شده توسط اقتصاددانان برجسته ایران به یک نشست و مانور تبلیغاتی ختم شد، در حالی که راه مواجهه با منتقدان تنها تشکیل جلسه با منتقدانش برای نمایش تبلیغاتی خود نیست. البته اولین بار نیست که دولت از این روش بهره می‌گیرد و باید به مقتضای نقدهای انجام‌ شده توجه شود، چه اشکالی دارد که اگر درست نقد کرده‌اند، دولت در روش خود تجدید نظر کند.

 یکی از نکات دیگر که احتمال تغییر رویه دولت را کمرنگ می‌کند توهمی است که در فضای تصمیم‌گیری دولت آشکار و قابل مشاهده است. یک ویژگی دیگر دولت نهم را هم من در سفرهای استانی به عینه دیدم. خیلی از وزرا جرات اظهار نظر به ویژه در مواردی که می‌دانند نظر احمدی‌نژاد چیست را ندارند، یعنی یک جو خفقان و خودسانسوری که بر دولت حکمرانی می‌کند. زمانی که من پیگیر پروژه بیدبلند 2 در شورای اقتصاد بودم یکی از افراد شورا گفت اگر در پی تصویب این پروژه هستید تنها باید نظر رئیس دولت نهم را جلب کنید چون اعضا تابع نظر او هستند. در دیگر بخش‌های دولت نیز تا حدود زیادی این شیوه حاکم است، دیدگاه و نظر رئیس‌ دولت نهم حرف اول و آخر است و کمتر کسی هزینه مخالفت با نظر احمدی‌نژاد را می‌پردازد. با این تفاسیر تنها ممکن است دولت در مواردی به صورت مقطعی عقب‌نشینی کند اما تغییر رویه اصولی دولت بعید است. این را دولت نهم در موارد متعددی نشان داده است، مانند تغییر ساعت رسمی تغییر ساعت بانک‌ها، برداشت از حساب ذخیره ارزی که با وجود اظهار نظر غالب کارشناسان و مراکز رسمی مانند مرکز پژوهش‌های مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و نمایندگان دولت نظر خود را اعمال کرد.

*  آیا این اصرار دولت نمی‌تواند مثبت باشد چرا که دولت قبلی در میان هوادارانش متهم به عقب‌نشینی و عدم اقتدار بود.

** مرز اقتدار و لجاجت مرز باریکی است که باید با یکدیگر تفکیک شود. اگر دولتی راه درست را تشخیص دهد و قاطبه یا غالب بدنه کارشناسی کشور و دستگاه‌های نظام، مجلس و مراکز مشاوره‌ای بر آن تایید داشته باشند و در کنار این تاییدها منتقدان اندکی هم داشته باشد، اینجا باید دولت با اقتدار برنامه‌های خود را پیش ببرد. یکی از ایرادات به دولت اصلاحات این بود که این دولت اقتدار لازم برای پیشبرد برنامه‌های خود را نشان نداده است اما امروز بخش عمده بدنه کارشناسی و حتی بخش وسیعی از همفکران سیاسی دولت هم به برنامه‌های آن ایراد دارند و اینجا مشخص می‌شود که این سیاست‌ها ایراد دارد و قابل دفاع نیست و در عمل هم ناکامی خود را نشان داده است. به عنوان نمونه اقدامات اقتصادی دولت مورد انتقاد بسیاری از اقتصاد‌دانان و از جمله اقتصاد‌دانان اصولگرای مجلس است اما دولت همچنان بر اجرای آنها اصرار می‌ورزد. این نکته نشان می‌دهد که مرز اقتدار و لجاجت در دولت به هم ریخته است.

 * شما در سخنان خود اشاره داشتید که دولت نهم علاقه زیادی به کلمه اولین بار دارد، آیا ممکن است این دولت اولین دولت چهار ساله در کشور باشد؟

** من چند نمره اول بودن به این دولت می‌دهم. رئیس این دولت، نخستین رئیس‌جمهور ایران بود که در مرحله دوم انتخاب شد و پایگاهی که روسای‌جمهور گذشته در دور اول از آن خود می‌کردند برای احمدی‌نژاد به وجود نیامد. نکته دوم اینکه دولت احمدی‌‌نژاد اولین دولتی است که در نیمه راه و حتی در ابتدای راه بسیاری از مدافعان جدی خود را از دست داد و حتی برخی از این هواداران اکنون تبدیل به مخالفان جدی او شده‌اند. همه به یاد دارند که خوش‌ چهره مدافع ایده‌های اقتصادی رئیس دولت نهم در مناظره‌های انتخاباتی بود امروز یکی از شاخص‌ترین منتقدان احمدی‌نژاد شده است. نکته دیگر اینکه دولت نهم، اولین دولتی است که خود تعداد زیادی از مدیران خود در سطح وزرا، استانداران و مدیران ارشد را تعویض کرد. این امر نشان از بی‌تدبیری وسیع دولت دارد حتی اگر دولت بخواهد آن را با عنوان ابتکار آن را توجیه کند و بگوید این نشانی از پویایی و اقتدار احمدی‌نژاد است. به همه این موارد یک اولین دیگر هم می‌شود افزود. در دولت‌های گذشته یک حالت دوقطبی در میان صاحبنظران سیاسی و گروه‌ها نسبت به دولت وجود داشت؛ یک قطب حامی و قطب دیگر منتقد دولت بودند اما مخالفان اصولگرای دولت نهم بیشتر از مخالفان اصلاح‌طلب هستند و تلاش بیشتری هم دارند و به تعبیری مرز منتقدان دولت به دلیل پرخطا بودن دولت نهم به هم ریخته و نقدهای درون خانوادگی در دولت نهم بیش از انتقادهای مخالفان سیاسی است. این امر نشانگر غیرقابل دفاع بودن برنامه‌های دولت است.

علاوه بر اینها به دلیل سیاستهایی که به تورم منجر شده و عدم تدبیر در بخش سوخت که برای مشکلات زیادی ایجاد کرده، دولت پایگاه خود را در بین عامه مردم تا حد زیادی از دست داده است. ما می‌بینیم که به ویژه در بخش مسکن ‌گرانی و رکورد تورم در تمام تاریخ ایران بی‌سابقه بوده و همچنین واکنش‌های پرتنش در بخش سیاست خارجی، نگاه سو و بدی را نسبت به ایرانیان در جهان ایجاد کرده است. اینها همه مواردی است که وضعیت شکننده‌ای را برای دولت نهم ایجاد می‌کند. نظرسنجی‌های غیررسمی که برخی از مراکز منتفذ داشتند، نیز حکایت از این نکته دارد اما به دلیل هراس از انتشار نتایج این نظرسنجی‌ها، پرسش از مردم رسما متوقف شده است نمونه‌اش هم نظرسنجی‌ای بود که رادیو  جوان انجام داد و نتیجه آن اعلام نشد، حتی خشم حامیان و نزدیکان دولت را در پی داشت. به هر حال و به دلایلی که گفتم امروز این فرضیه وجود دارد که ممکن است احمدی‌نژاد برای دوره آینده کانایدای اصلی مجموعه اصولگرایان نباشد و اصولگرایان محترمانه از او عبور کرده و به دنبال آلترناتیو مقبول‌تری باشند.

دولت درباره تغییرات انجام شده منعقد است که اینها حق ‌رئیس‌ دولت است و برای خدمت‌رسانی بهتر این کار انجام می‌شود.

هیچ یک از منتقدان نگفته‌اند که احمدی‌نژاد کار غیرقانونی انجام داده است. در بحث‌های کلان و ملی و جایی که تصمیم‌گیری به منافع و مصالح یک ملت بزرگ ارتباط پیدا می‌کند، بحث استفاده حداکثری از حقوق و جایگاه‌ها ملاک نیست بلکه باید در نظر بگیریم که استفاده از این حق چه به نفع و سودی را متوجه ملت می‌کند. اکنون احمدی‌نژاد یک شخص معمولی نیست که بگوید من حق دارم و از حق شخصی خود استفاده می‌کنم. باید دید که استفاده از این حق چه سود و زیانی را متوجه نظام و کشور می‌کند و از منظر منافع ملی باید جوانب مختلف هر تصمیم و هزینه و فایده آن بررسی شود. تغییرهای مکرر چند اشکال تولید می‌کند؛ اول این پرسش به وجود می‌آید که آیا رئیس‌ دولت نهم قبلا با مطالعه و کار کارشناسی دقیق همکاران خود را انتخاب کرده است؟ ایرادی که در هنگام انتخاب کابینه مطرح بود به همین نکته باز می‌گشت اما احمدی‌نژاد بر عکس امروز از این وزرا دفاع می‌کرد و می‌گفت این افراد از رویش‌های انقلاب، خلاق و تحول‌آفرین هستند. نکته دیگر اینکه اگر آماری که دولت نهم از بخش صنعت و معدن و نفت کشور ارائه می‌کرد، درست باشد که این وزرا موفق بوده‌اند، پس چرا بر کنار شدند؟ به این ترتیب یا آمار دولت در این بخش‌ها مخدوش است یا برکناری این دو وزیر به بهانه عدم موفقیت یا پرسش رو‌به‌رو می‌شود و در غیر این صورت حتما مسائل پنهان دیگری در کار است. نکته دیگری که توجیه این تغییرات را دشوار می‌کند توان و تناسب افراد معرفی شده به جای آنان است. در موارد قبلی افراد جایگزین شده به مراتب از مدیران قبلی ضعیف‌تر بوده‌اند. یک نکته هم درباره تغییر‌هایی که احمدی‌نژاد اعمال می‌کند. درباره این تغییرها گفته می‌شود این وزرا از دستورهایی که از سوی احمدی‌نژاد درباره تغییر معاونان و مدیران زیر مجموعه‌شان، صادر کرده تکمین نکرده‌اند، احمد توکلی از همفکران دولت هم به همین موضوع اشاره می‌کند. به هر حال ماجرا هر چه باشد من هم به سان آیت... هاشمی شاهرودی معتقدم تغییر مکرر مدیران چیزی را عوض نمی‌کند. باید در سیاست‌ها و روش‌ها تجدیدنظر شود و به گذشته انقلاب و نظام و تجربه مدیران آن اعتماد کرد، دیگران را نیز دلسوز کشور دانست و خود را همراهان خود را تافته جدابافته با عقل کل نداست.

* آیا دولت نهم در احمدی‌نژاد خلاصه می‌شود؟

** این را با عبارات و نشانه‌ها و دلایل مختلف می‌توان تایید کرد و هم بدنه دولت و هم شخص احمدی‌نژاد گویا به طرح آن خیلی علاقه‌مند هستند. رویکرد غالب رئیس دولت نهم در انتخاب کابینه و در زمان معرفی آن به مجلس این بود که افراد معرفی شده یا هم وزن یا یک پله پایین‌تر از خودش باشند. این در حالی بود که در جریان اصولگرایی شخصیت‌های مقتدرتری از نظر مدیریت وجود داشت اما احمدی‌نژاد سراغی از این نگرفت. شاخصی که خود احمدی‌نژاد درباره کابینه مطرح کرد، جالب است که بازگو شود؛ این افراد گمنام و سرباز هستند و به دنبال ژنرال‌ها نیستند. نکته دوم اینکه تعامل رئیس دولت نهم با همکاران خود یک تعامل تحکم‌آمیز و در برخی موارد تحقیرآمیز است. در جلسه هیات دولت در خوزستان من چیزی را از نزدیک دیدم که برایم باور کردنی نبود. در آنجا یکی از اعضای کابینه نکته‌ای را در گوشی به وزیری که در کنارش نشسته بود گفت که این رفتار با تندی احمدی‌نژاد روبه‌رو شد، رفتاری که امروز با یک بچه انجام نمی‌شود این موارد نشان می‌دهد که هیات دولت قائم به فرد است و عقل جمعی در دولت حکمفرما نیست و جایش را خودرایی و خودمحوری گرفته است.

* با این مطالبی که بیان کردید، چه ویژگی‌های مثبتی برای دولت قائل هستید؟

** طبیعتا هر دولتی یکسری محاسن دارد. یکی از محاسن دولت احمدی‌نژاد که البته با تدبیر همراه نشد این بود که دایره را برای انتخاب همکاران خود وسیع‌تر گرفت، یعنی افرادی را انتخاب کرده که در دولت‌های گذشته نبوده‌اند اما این حسنی بود که با تدبیر همراه نشد، چون افراد قوی زیادی در کشور بودند که در دولت‌های گذشته هم مسوولیت نداشتند. حسن دوم دولت پرکاری شخص احمدی‌نژاد و مدیرانش است که وقت زیادی را برای پیگیری امور صرف می‌کنند و خیلی به وقت اداری مقید نیستند. اعتقاد دارم اگر این پرکاری با پردانی هماهنگ می‌شد می‌توانست در کشور تحول ایجاد کند.

حسن سوم هم اینکه دولتمردان دولت نهم خیلی به تشریفات و آداب و مرسوم توجه ندارند. در دولت‌های قبل هم افرادی بودند که اهل تشریفات نبودند اما به هر حال بخشی از مدیران هم اهل تشریفات و به تعبیر مرسوم اهل کلاس گذاشتن بودند. نکته دیگر اینکه سرعت نظام بانکی در ارائه تسهیلات به مردم بیشتر شده، هر چند که افزایش تسهیلات‌دهی برای بانک‌ها زیان‌آور و مضر است و امروز بدهی‌ها و معوقات بانک‌ها سرسام‌آور شده است.

 * پاشنه‌آشیل دولت نهم چیست؟

** اگرچه دولت سفرهای استانی را نقطه قوت خود می‌داند اما من پاشنه‌آشیل دولت را سفرهای استانی می‌دانم. دلیل روشنی هم دارد؛ در سفرهای استانی هیات دولت در مواجهه مستقیم با مردم قرار می‌گیرد و در حضور جمع عمومی مردم قول و قرارهایی را به صورت کمی و با تعیین سقف زمانی می‌گذارد. رهبر، رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی جمله ماندگاری گفت که شاید علت اصلی فاصله گرفتن او از دولت در همین نگاه باشد. ایشان در بحث سفرهای استانی گفتند درست است که ما هر جا می‌رویم، خوب بهار می‌کاریم اما برای این بهارها و گل‌ها یک پارچ آب بیشتر نداریم. فراموش نکنیم که دولت‌های گذشته هم تمایل زیادی به عمران و آبادانی کشور داشتند، در سندهای توسعه استان‌ها نیز پیش‌بینی تحول استان‌ها شده اما اگر تاکنون این اتفاقات رخ نداده به دلیل ضعف مدیریت یا سوء‌نیت و خیانت نبوده بلکه امکانات و توانایی‌های مالی کشور محدود است. احمدی‌نژاد ظرفیت اعتباری که ممکن است کشور در 50 سال آینده تامین کند را وعده داده و بنا بر آن هم قول فراوانی می‌دهد. هم‌اینک در مردم توقع زیادی ایجاد شده است. آنچه بنده در نطقم گفتم، به همین توقع‌ها باز می‌گشت و زیانی که داشت؛ عدم تحقق وعده‌ها باعث بی‌اعتمادی مردم می‌شود. در بخش دیگری هم از انتقادی که به سفرهای استانی وارد است، همین شش میلیون نامه‌ای است که مردم به هیات دولت داده‌اند. بخش اعظم این نامه‌ها هم عموما پیش از ارسال با بن‌بست مواجه شده بودند و بخشی از این نامه‌ها هم مربوط به موردی مانند اشتغال است که به زودی قابل حل نیست و برای آن مقدمات بسیاری لازم است. به این ترتیب ممکن است که در ابتدا سفرهای استانی با استقبال مردم مواجه شود اما پس از گذشت مدتی وقتی که مردم ببینند که خبری از وعده‌ها نشد اعتماد آنان فرو می‌ریزد.

سفرهای استانی یک شمشیر دولبه است که احمدی‌نژاد فکر می‌کرد، می‌تواند از آن بهره‌برداری و استفاده داشته باشد اما به دلیل این که غالب برنامه‌های گفته شده در این سفرها اصولا تحقق یافتنی نیستند، ذهنیت‌های منفی بسیاری را به وجود آورده که بیش از همه دامن دولت را می‌گیرد و البته دود آن به چشم نظام هم می‌رود. البته دولت در بخش‌های دیگری هم ناکام بوده و نمونه‌اش زیاد است. در موضوعاتی مانند افزایش تورم و خصوصا در بخش مسکن در دامن ‌زدن به نارضایتی مردم بسیار موثر بود.

 * موافقان سفرهای استانی دولت به حمایت رهبری از این سفرها اشاره و منتقدان دولت را به مخالفت با سخنان رهبری متهم می‌کنند.

** مزیتی که سفرهای استانی دارند و کسی این مزیت را انکار نمی‌کند حضور بلاواسطه مسوولان در میان مردم است که در دولت‌های گذشته هم کم‌وبیش وجود داشت اما این سفرها به شکل جامع‌تری از گذشته بود و همه مناطق مختلف کشور را پوشش داده است. درباره این سفرها نقدهای جدی نیز وجود دارد که کارشناسان متعددی و نمایندگان اصولگرایی هم به آنها اشاره کردند. خود رئیس مجلس هفتم این سفرها را موجب افزایش توقعات مردم بر شمرد و مرکز پژوهش‌های مجلس معایب سفرها را بررسی و در اختیار نمایندگان قرار داد. وقتی دولت آمار می‌دهد که 70 درصد از مصوبات اجرایی‌ شده اما من به عنوان نماینده می‌بینم که هنوز یک پروژه هم کلید نخورده، حق دارم که سوال اعتراضی کنم که این آمار درست نیست. دولت و نمایندگان موافق هم به جای این که در برابر این سوال، پاسخ و آمار و مستندهای خود را ارائه کنند، می‌آیند و می‌گویند؛ چون رهبری از اصل سفرها دفاع کرده، پس مخالفت شما، مخالفت با رهبری است. امیدواریم دوستان از این روش‌های تخریبی صرف‌نظر کنند و این همه از رهبری مایه نگذارند.

 در حقیقت حمایت رهبری از اصل سفرها بود که همه نیز از اصل سفرها دفاع می‌کنند علاوه بر این رهبری به دلیل جایگاهی که دارند از همه دولت‌ها به فراخور حال‌شان حمایت کرده‌اند و این یک خط کلی توسط رهبری است. آیا کسانی که با وجود حمایت رهبری از دولت خاتمی مانع کار او شدند، ضد رهبری هستند؟ بنابراین حمایت رهبری از اصل سفرهای استانی به این معنا نیست که درباره جزئیات این سفرها و اقدامات انجام شده بحث کارشناسی انجام نشود. قطعا نظر رهبری این نیست که اگر سفرهای استانی معایب و مشکلاتی دارند که ممکن است به اعتماد مردم آسیب زند، این سفرها نقد نشود و دولت دوباره این معایب و آفت‌ها را در دور دوم سفرهای استانی تکرار کند. این روش صحیح نیست که به جای پاسخ کارشناسی دادن به انتقادها، منتقدان پشت سر رهبری و ارزش‌ها سنگر بگیرند. این رویکرد متاسفانه در گذشته نیز بارها تکرار شده و مخالفان یک جریان سیاسی به ضدیت با نظام و رهبری متهم شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات