علی مزروعی
محرک انسانها برای تلاش و کار چیست؟ غریزه حب ذات یا بقا محرک اولیۀ آدمیان برای کسب معیشت و زندگی است و این همان دست نامرئی است که انسانها و جوامع انسانی را سامان میدهد، اما پس از گذر از این مرحله لایههای بالاتری از حیات انسانی دلیل محرکۀ آدمیان میشود وآن دستیابی به کیفیت بهتری از زندگی و اقناع روحی و معنوی است، و در این مسیر راهی تا بینهایت بهروی آدمیان برای تلاش و کار گشوده است. رمز و راز آفرینش و دوام و بقا و پویایی حیات انسانی در همین «نظام انگیزشی» فطری و نهادی نهفته است.
بدون شک تحولات جامعۀ بشری برای دستیابی به زندگی بهتر ریشه در «نظام انگیزشی» فطری آدمیان داشته و دارد و هر جامعهای که در ساماندهی و بهرهگیری از این «نظام انگیزشی» به درستی عمل کرده است توانسته گامهای بلندتر و مستحکمتری برای بهبود کمی و کیفی زندگیاش بردارد. رخداد «انقلاب صنعتی» تحولی بنیادین در این مسیر بوده و به دنبال آن تلاش برای قانونمند ساختن عوامل و متغیرهای «نظام انگیزشی» در قالب «علم اقتصاد» (و دیگر علوم انسانی) به منظور بهرهمندی حداکثری از عوامل محرکۀ انسانی برای رشد و توسعۀ اقتصادی اجتماعی- چهرۀ جدیدی از جوامع بشری را رقم زده است که حتی تصور آنها برای انسانهای دو قرن پیش غیرقابل تصور بوده است چه برسد به آدمیانی که قرنها زندگی خود را برپایۀ حداقل معیشت گذراندهاند! همۀ سخن عالمان اقتصاد بر پایۀ همین قاعده بنا شده و آن اینکه اگر «نظام انگیزشی» در مسیر هموار بهکار افتد نتیجهاش جز رشد و توسعۀ اقتصادی نخواهد بود.حال تصور کنید در جامعهای افرادش برای کسب معیشت و گذران زندگی نیازی به تلاش و کار نداشته باشند و از منبعی غیبی (منابع طبیعی و...) رزق و روزی آنها تامین شود آنگاه بر سر این جامعه چه خواهد آمد؟ البته این مثالی حداکثری و ناممکن بود، اما اگر این مثال را تقلیل داده و تعدیل کنیم و به جامعهای برسیم که بخشی از نیازمندیهای اقتصادی آن از منبعی به نام نفت تامین و بهنام یارانۀ همگانی در اختیار آن قرار گیرد آنگاه چه اتفاقی میافتد؟ به نظر میرسد که به همان میزان که کالای مجانی یا ارزان در جامعه توزیع میشود به همان میزان از کارآیی «نظام انگیزشی» افراد برای تلاش و کار کاسته میشود و در نهایت اقتصاد ملی رشد و پویایی خود را از دست میدهد و این از عجایب روزگار ماست که دولتهای ایران بلااستثنا در توزیع درآمدهای نفتی با گشادهدستی عمل کرده و به تضعیف «نظام انگیزشی» دامن میزنند به گونهای که افراد جامعه را به کار و تلاش بیشتر دعوت کند گویا پیام نادرستی داده است!
هر چند کالبد شکافی این بحث و اثبات همبستگی منفی «اقتصاد نفتی» و «نظام انگیزشی» در اقتصاد ایران فرصت بیشتری را میطلبد اما رمز و راز عقب ماندگی کشور ما از قافلۀ رشد و توسعۀ جهانی جز بر این پایه قابل فهم و تفسیر نیست که استفادۀ نابهجا و فراوان از منابع درآمدی نفت به ضعف و نابودی «نظام انگیزشی» در جامعۀ ما دامن زده و ما را به این روز انداخته است که همه از آن مینالیم و جالب اینکه هیچ کدام هم حاضر به اصلاح این وضعیت نیستیم.