الیاس خلج
جناب آقای احمدینژاد! ـ در چند روزی که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک آمریکا به سر میبردید حضور و سخنرانی شما در دانشگاه کلمبیا که به دعوت دانشکده روابط بینالملل این دانشگاه برگزار شد از سوی رسانههای داخلی به پیروزی ملت ایران تعبیر میشد و همچنان این تبلیغات پیرامون دستاوردهای سفر شما از تمامی شبکههای صدا و سیما ادامه دارد. سخنرانی در یکی از دانشگاههای کشوری که آن را شیطان بزرگ میخوانید، در کسوت رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران و بعد از آن حضور سه باره در مجمع عمومی سازمان ملل شاید حس خوشایندی برای شما باشد و آن را فرصتی مناسب برای رسیدن به اهدافتان و خارج کردن کشور از وضع نامطلوبی که در ان قرار گرفته است بدانید به خصوص که این سفر و سخنرانیها و حضور در یک دانشگاه آمریکایی با مخالفتهای شدید مقامات و محافل بسیاری در آمریکا و بویژه رئیسجمهور این کشور و بسیاری از مشاوران ایشان همراه بوده است. این حضور اما سوالات بیشماری در ذهن من ایجاد کرده که دوست دارم بدانم آیا تا به حال این مسایل برای شما که دعوی حل مشکلات جهان را دارید سوال شده است؟
ـ آقای احمدینژاد! در طول سفر هیچ این سوال برایتان پیش نیامد که چطور و چرا با وجود مخالفتها و اعتراضات بسیاری از مقامات بلندپایه آمریکایی سرانجام مراسم سخنرانی شما برگزار شد؟ مگر نه این است که در میان معترضان شما در بیرون دانشگاه چند سناتور و نماینده یهودی و وزیر امور خارجه اسرائیل که طبعا باید از اعضای اصلی لابی صهیونیستی باشند که به قول شما مسئول بسیاری از جنایات و تصمیمگیریهای دولت آمریکا هستند حضور داشتند اما آنها هم نتوانستند مانع سخنرانی شما شوند؟ در صورتی که در دانشگاههای ایران گاها تنها مخالفت مامورین امنیتی شهر، استاندار، فرماندار، امام جمعه شهر و یا حتی برخی نیروهای دانشگاهی بعضا تنها به دلایل سیاسی میتواند مانع از انجام مراسمها، همایشها، سخنرانیها و... شود.
ـ آقای احمدینژاد! از دلایل درسآموز برگزاری سخنرانی شما که استقلال دانشگاه کلمبیا را به رخ میکشید بگذریم اشاره به صحبتهایتان در این دانشگاه خالی از لطف نیست.
بعد از صحبتهای رئیس دانشگاه کلمبیا در مورد شما، در جواب از وجود احترام به مخاطبان در ایران سخن گفتید و اینکه این "تشخیص" مخاطبان در ایران است که درست و صحیح را تمیز میدهد و نیاز به هدایت افکار عمومی نیست.
این صحبت هر چند بینهایت شیرین و تحسینبرانگیز است اما متاسفانه برخلاف ادعای شما در ایران کمترین بهره را از واقعیت دارد. نگاهی به سیر دریافت مجوز برای چاپ و نشر کتاب و چرایی آن خود گویای این واقعیت تلخ هست. سایتهای سیاسی و منتقد فیلتر شوند و...؟! جواب هیچ کدامشان با صحبتهای شما در مورد احترام به شعور مخاطب در ایران سازگار نیست.
ـ آقای احمدینژاد! شما بارها در سخنرانیهایتان از وجود آزادی رسانهها و آزادی گردش اطلاعات در ایران صحبت کردید و گفتهاید مردم آمریکا در زندان بیخبریای که رسانههای تحت سانسور برایشان ایجاد کردهاند به سر میبرند. آقای دکتر اجازه دهید قبل از تحقیق در مورد واقعه هلوکاست تحقیق آسان دیگری را پیشنهاد کنم که علاوه بر اینکه وقت زیادی نمیگیرد میتواند نتایج مثبتی هم برای ملت ایران داشته باشد. آقای دکتر! قانون اساسی آمریکا در سال 1789 تدوین شد از آن سال تا امروز فقط چیری در حدود 218 سال میگذرد اما لطفا بفرمائید تحقیق شود چند روزنامه و رسانه توسط دولتها یا مراجع قضایی آمریکا در طول عمر این تمدن دون پایه توقیف شده است؟ آیا تا به حال توجه کردهاید داغترین خبرها از فسادهای مقامات امریکایی و تندترین نقدها بر دولت آمریکا از منبع روزنامهها و خبرگزاریها و احزاب منتقد آمریکاییست؟
ـ آقای رئیسجمهور! شما در سخنرانیتان در دانشگاه کلمبیا گفتید روزانه صدها سخنرانی در دانشگاههای ایران برگزار میشود و اساتید و دانشجویان به بحث و گفتگو با یکدیگر میپردازند. البته من نمیدانم منظور شما از صدها سخنرانی چه جور سخنرانیهاییست؟ و منظورتان از گفتگو چه نوع گفتگویی؟ اما میخواهم این سوال را به شکل صحیح و امروزی بپرسم. آقای دکتر کاش در دانشگاه کلمبیا اشاره میکردید روزانه چند سخنرانی در دانشگاههای ایران موفق به انجام نمیشوند؟ روزانه چند هزار ایده برای بحث و گفتگو در دانشگاههای ایران حتی مجال پرواز از ذهن دانشجو به روی میز هیاتهای نظارت برای اخذ مجوز بحث و سخنرانی را پیدا نمیکنند؟
ـ آقای احمدینژاد! سوالهای بسیار دیگری هم هست که به خوبی میدانم از تمام آنان آگاهید، به انجام آن یا تمایل دارید و یا خود مسئولش هستید. من به شما و تمام همفکرانتان که دغدغههای شما را دارند حق میدهم که تا جواب سوالهایتان را در مورد هلوکاست از جامعه جهانی نگرفتهاید ساکت نشوید. همچنین من هم به نقض حقوق بشر در هر کجای دنیا باشد معترضم و خواهان اتمام آن هستم. اما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.