آمریکا تا دیروز به گام بعدی در مورد ایران میاندیشید، بدون اینکه در انتظار گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره همکاریهای ایران و آژانس باشد. در همین حال کشورهای عضو گروه 1 +5 برای اتخاذ موضع در قبال تحریم بیشتر ایران به انتظار گزارش تازهای از آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشستهاند که قرار است اول آذر ماه نتیجه این گفتوگوها و همچنین پیشرفت در روند توافق طرفین بر سر طرح اقدامی که براى رفع ابهامات از سابقه فعالیتهاى هستهاى ایران که مورد توافق ایران و آژانس قرار گرفته است، در گزارش محمد البرادعى، مدیرکل دیده بان هستهاى سازمان ملل براى شوراى حکام و شوراى امنیت درج شود. توافق قبلی آژانس و ایران آن طور که انتظارش مى رفت با استقبال آمریکا و متحدانش روبه رو نشد و این بىتوجهى به دستاورد آژانس براى محمد البرادعى، مدیر کل این نهاد بینالمللى بسیار گران تمام شد. ایران در سمت دیگر به خاطر اظهارات مثبتی که مقامات آژانس طی هفتههای اخیر درباره همکاری خود با ایران بیان کرده بود خوشبین شده است، که نمونه آن مصاحبه پرروز مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی با شبکه «پیبیاس» آمریکا است که آمریکا را محکوم به استفاه از زور کرده است که گویی این کشور آزاد است قانون را هرطور که میخواهد، در دست گیرد. البرداعی معتقد است ایران به عنوان عضو انپیتی حق فعالیت صلح آمیز هستهای را دارد همانطور که آمریکا به عنوان عضو این آژانس چنین حقی را دارد، چرا که وی ایران را به عنوان عضو انپیتی میشناسد. اظهارات البرداعی در حالی صورت گرفته است که بارها ایران اجازه نظارت بازرسان آژانس را داده و همکاری بیشتری با آژانش داشته است و امروز نیز ایران در پایان مذاکراتش با آژانس درباره ابهام پیرامون سانتریفوژها، گامهای بعدی را در دستور کار خود قرار داده است. سانتریفیوژهایی که طبق گفته مدیرکل آژانس فقط 16 ماه است که این دستگاهها شروع به کار کردهاند و تنها بهانه برای فشار به ایران است. البرادعی با انتقاد شدید از سیاستهای آمریکا در خصوص تحریم ایران و موج اسلامستیزی در غرب بار دیگر هر نوع تهدید علیه ایران را رد کرده و گفت: حتی نهادهای امنیتی آمریکا هم اذعان دارند که ایران بین 3 تا 8 سال با ساخت بمب اتمیفاصله دارد بنابراین چنین تهدیدهایی هیچ فایده ای جز پیچیده تر کردن مسائل ندارد.
این در حالی است که رییس جمهور آمریکا چندی پیش در ادامه اظهارات مرتبط با پرونده فعالیتهای صلحآمیز هستهای، ایران را به لحاظ مخالفت با پیشنهادات آمریکا و به وِیژه غنیسازی به گام برداشتن در جهت آغاز جنگ جهانی سوم متهم کرده است. سوالی که مطرح میشود این است اگر ایران مذاکره مشروط را بپذیرد در مقابل آمریکا چه تعهدی را برعهده گیرد تا چنین مذاکرهای محقق شود و طبیعی است که آمریکا باید به ایران اطمینان دهد که آنها نمیخواهند حق ایران را از آنها بگیرند، ولی آنچه در طول تاریخ کشور آمریکا به اثبات رسیده است، نشاندهنده این است که این کشور چگونه میتواند از مذاکره صحبت کند در حالی که هیچ جایگاهی برای مذاکره به جز در اختیار گرفتن منافع خود ندارد. در حال حاضر بسیاری از کشورها مانند ژاپن، اسرائیل، پاکستان و هندوستان مدتهاست که دارای چنین انرژی هستند.
بویژه ژاپن که فقط با وجود چنین انرژی میتواند صنایع و اقتصاد خویش را پیش ببرد. علت مخالفت نکردن آمریکا و دیگر ملل اروپایی بستگی تام وتمام به منافع اقتصادی سیاسی آنان دارد زیرا تا زمانی که آنان منافع آمریکا و در درجه دوم کشورهای متحد اروپا را حفظ کنند از "حفاظ قانونی" نیز برخوردارند ولی همین که کوچکترین خدشهای به منافع کوتاه مدت ویا درازمدت آنان وارد آید "زیر پا گذاشتن پروتکلهای جهانی" را پیش کشیده و با انواع فشارها و تجاوزات مستقیم وغیر مستقیم دولتها را تحت فشار قرار میدهند. برابر ضوابط آژانس و قرارداد، ایران حق دارد که همچون دیگر اعضاء به فعالیتهای گسترده صلح آ میز دست یابد، اما واقعیتهای تلخ جهان امروز و معادلات جهانی و نقش قدرتهای برتر اجبارهایی را به کشورهای جهان دیکته میکند که به راحتی نمیتوان از زیر آن فشارها خود را بیرون کشید و همیشه سعی دارد از سازمانمهای بینالمللی همچون آژانس که در آنها نفوذ دارد سدی در راه این کشورها ایجاد کند. براساس حقوق بینالملل، تنها مرجع صلاحیت رسیدگى به فعالیتهاى هستهاى کشورها، آژانس بینالمللى انرژى اتمى است. این نهاد بینالمللى دو وظیفه عمده را برعهده دارد. یکى، حقوقى و دیگرى فنى. بنابراین اگر مسالهاى بعد سیاسى بیابد، آژانس موظف است از ورود به تنشهاى سیاسى خوددارى کرده و فقط به بررسى ابعاد فنى و حقوقى مساله بپردازد. آژانس اکنون در مورد ایران بارها تاکید کرده است مساله هستهاى ایران باید به مثابه موضوعى فنى و حقوقى بررسى شود، اما مداخله کشورهاى بانفوذ در شوراى حکام باعث شده است که قطعنامههایى سیاسى در شوراى حکام علیه تهران صادر شود. در شش ماه گذشته آژانس به این نتیجه رسیده است که باید وظیفه حقوقى و فنى خود را احیا کند. در واقع توافق ماه اوت ایران و آژانس به نوعى سند احیاى جایگاه فنى و حقوقى آژانس در موضوع هستهاى ایران بود. براساس همین موافقت با برنامه هستهای ایران بود که کاخ سفید از اهداف خصمانهاش علیه ایران به دفعات عقب نشست و امتیازهای سنگینی را به اعضای دائم شورای امنیت مانند روسیه و چین و کشورهای دیگر مانند هند تقدیم کرد تا تنها بتواند قطعنامههایی را با اجماع و یا اکثریت آرا از تصویب بگذراند و دقیقا همان کشورها حاضر نشدند حتی از یک دلار روابط اقتصادیشان با ایران صرفنظر کنند و قدمی با تحریمهای "کاغذی" همراهی کنند و آمریکایىها از این رخداد عصبانى هستند، چرا که روسیه و چین همکاریهای بیشتر ایران و آژانس را طلب میکنند تا مانع اعمال تحریمهای فزاینده شود و آمریکا در هر صورت در تلاش برای سنگینتر کردن وزنه تحریمهای ایران در ترازوی شورای امنیت است. این تحریمهاى جدید در دسته تحریمهاى یک جانبه خارج از چارچوب سازمان ملل قرار دارد که آمریکا با توجه به ناتوانى خود در همراه کردن دیگر کشورها براى اعمال تحریمهاى سختتر علیه ایران در شوراى امنیت بر آن تاکید دارد. به نظر میرسد واشنگتن با اظهارات البرداعی، تلاش مضاعفى را براى خروج از این وضعیت داشته باشد که با این حال باید امیدوار بود و همه تمهیدات را به کار برد تا فشارهاى آمریکا و برخى کشورهاى مخالف ایران بر ارکان آژانس نتواند وضع و جایگاه فعلى دیده بان هستهاى سازمان ملل را به سوى رفتارهاى سیاسى منحرف کند. در هر حال قطعنامههایى که در نیویورک "دو قطعنامه" با حضور ۱۵ عضو دایم و غیر دایم شوراى امنیت تصویب شد، آنقدر کارآمد نبوده و نخواهد بود که ایران را از پیگیرى برنامه هستهاى خود منصرف کند.جمهوری اسلامی ایران کشوری بسیار قدرتمند در صحنه جهانی است و اهرم اعمال نفوذ قدرتمندى این کشور در سراسر خاورمیانه مشهود است و ایرانىها با توجه با نقش این کشور در اقتصادی جهانی همچنین گرفتاریهای آمریکا در عراق و افغانستان منطقى است که خود راهکار مصالحه در پیش بگیرد. ایران خواستار تعامل با همه جهان به جز رژیم صهیونیستی است و برای مذاکره با آمریکاییها به شرط آنکه روابط دو جانبه رابطه گرگ و میش نبوده و براساس احترام متقابل باشد، آمادگی کامل دارد و بارها این مساله مهم را به طور رسمی اعلام کرده است.