تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۳۳۳۳۴
نگاهی به سفر اخیر رایس ـ گیتس به خاورمیانه

چرخش صفر درجه در کاخ سفید

سعید سبحانی اشاره‌: پایان یافتن سفر خاورمیانه "کاندولیزا رایس" و "رابرت گیتس"، فرصت تازه‌ای را در راستای نقد نگاه نومحافظه‌کاران فراهم ساخته است. آیا وزرای امور خارجه و دفاع آمریکا در این سفر حامل پیامی خاص برای منطقه بوده‌اند یا دغدغه فرار از "باتلاقهای خودساخته" آنها را به سوی صحرای سینا و دربار سعودیها کشاند؟

دو وزیر در یک منطقه

سفری "بیهوده" و البته "دشوار"! این تنها تعبیری است که می‌توان در خصوص سفر اخیر رایس و گیتس به کار برد. "ملکه جنگ" در این سفر سمبلی از اردوگاه آشفته نومحافظه‌کاران بود. رایس درصدد بود تا گره‌های در‌ هم تنیده‌ای که بوش و چنی عاملان اصلی ایجاد آن تا سال 2004 بودند را با دستان ناتوان خود بگشاید و فضای جدیدی جهت تنفس واشنگتن و تل‌آویو فراهم نماید. اما این گره‌ها از آنچه وزیر امور خارجه آمریکا می‌پنداشت پیچیده‌تر بود!

از سوی "رابرت گیتس" به منطقه آمده بود تا مشاهدات خود از خاورمیانه را کامل نماید. پس از برکناری دونالد رامسفلد، گیتس سعی دارد تا از زاویه‌ای دیگر به مسائل جاری در منطقه بنگرد. در جریان اولین سفر گیتس به بغداد، وی با دشواریها و حقایقی روبه‌رو شد که پذیرش آنها مترادف با پذیرش شکست سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه بود. گیتس در کنار رایس به منطقه آمد تا دست به یک سنت‌شکنی در تفکرات خود بزند و ساختار سیاسی خاورمیانه را در راستای منافع و استراتژیهای بوش تفسیر کند، اما او نیز همانند ملکه جنگ با شکستی سخت ولی نامحسوس روبه‌رو شد.

 تیم دو نفره رایس ـ گیتس در حالی خاورمیانه را ترک کرده‌اند که دغدغه‌های کاخ سفید و تل‌آویو در قبال عراق و فلسطین ذره‌ای کاهش نیافته است. از ابتدای سال 2000 تاکنون، نومحفاظه‌کاران آمریکا در تلفیق "یونیورسالیسم" و "میلیتاریسم" به عنوان راهبردی‌ترین رکن سیاست خارجی خود عاجز مانده‌اند. در فاصله کوتاه باقیمانده تا پایان دوران دوم ریاست جمهوری بوش، تئوریسینهای افراطی حزب جمهوریخواه و دیگر حامیان صهیونیسم بین‌الملل در مجلس نمایندگان و سنا، فرمول جدیدی را در قبال خاورمیانه طرح‌ریزی نموده‌اند. فرمولی که می‌توان نام آن را "بازتعریف میلیتاریسم در قالبی پراگماتیستی" نام نهاد. از زمان حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، میلیتاریسم در قالبی نظری توجیه می‌شد. اما با افول نظریات نومحافظه‌کارانه در واشنگتن و فقدان دکترینی که بتواند رفتارهای نظامی کاخ سفید را تفسیر نماید، بوش و همراهانش تصمیم به عیان‌سازی حمایت نظامی خود از عربستان، مصر و اردن گرفته‌اند. این تجهیز نظامی با هدف بر هم ریختن پازلهای تسلیحاتی منطقه به سود مانور واشنگتن و تل‌آویو صورت گرفته است.

مناسبات سه‌جانبه آمریکا، اعراب منطقه و تروریستهای القاعده که پس از 11 سپتامبر 2001 تعریف شده بود، در معرض بازتعریفی تازه قرار گرفته است. اما عدم وجود بستری جهت مانوری فکری نومحافظه‌کاران، روند این بازتعریف را متوقف نموده است. از این رو شاهد تزریق رگه‌های آنارشیستی در سیاستهای میلیتاریستی کاخ سفید هستیم. باید اذعان نمود که جمهوریخواهان افراطی نقش خود به عنوان یک "بازیگر اصلی" و "تئوریسین نظامی" را از دست داده‌اند.

حضور همزمان رایس و رابرت گیتس در شرم‌الشیخ و عربستان، نشان‌دهنده اوج بحرانی است که بازها و حتی کبوترهای آمریکا با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. "دغدغه باز تعریف رفتار میلیاریستی آمریکا در منطقه" با "فقدان تئوری توجیه‌کننده حضور نظامی واشنگتن در خاورمیانه" گره‌خورده و خود را در قالب سفرهایی عجولانه، نافرجام و البته به ظاهر برنامه‌ریزی شده هویدا ساخته است. هرگونه بازتعریف نظامی آمریکا در منطقه معلول در هم شکستن مناسبات امنیتی کاخ سفید پس از 11 سپتامبر 2001 است. در هم شکستن این مناسبات هزینه‌هایی سنگین و کمرشکن را به بافت سیاسی و حزبی آمریکا تحمیل خواهد کرد که هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه را به دردسر خواهد انداخت.

اهداف و نتایج سفر رایس ـ گیتس

وزرای دفاع و امور خارجه ایالات متحده آمریکا در این سفر نتوانسته‌اند به اهداف خود برسند. تجهیز 60 میلیارد دلاری اعراب و اسرائیل نیز تاثیری در بر هم ریختن پازلهای خاورمیانه به سود جمهوریخواهان نداشته است. "حماس" همچنان به عنوان یک جنبش فعال و مردمی در نوار غزه حضور دارد و قدرت حزب‌الله لبنان نیز روز‌به‌روز در بیروت افزایش می‌یابد. رژیم صهیونیستی پس از انتشار گزارش "وینوگراد" به شدت دگرگون شده و ارتش اسرائیل نیز رو به زوال و فرسودگی گذاشته است. ایران قدرت اصلی منطقه محسوب می‌شود و تحریمهای غرب بر ضدتهران کوچکترین خللی در حرکت روبه رشد آن بوجود نیاورده است.

روزنامه تایمز در خصوص نتایج سفر رایس ـ گیتس تحلیل جالبی دارد:

"فرستادگان کاخ سفید به خاورمیانه در اولین گام در ماموریت خود که اختصاص به جلب حمایت اعراب در قبال ارسال سلاح به این کشورها دارد با استقبال نه چندان گرم سران عرب روبرو شدند و همین ‌امر طرح جدید آمریکا در خاورمیانه را در آستانه شکست قرار داد. کاندولیزا رایس و رابرت گیتس در اولین قدم از ماموریت خود نتوانستند به آنچه کاخ سفید انتظار آن را داشت دست یابند، زیرا سران عرب استقبال چندان گرمی را از طرح آنها نکردند."

آمریکا چگونه می‌خواهد تنش‌های میان فلسطینی‌ها و اسرائیل را از بین برده و آنها را در رسیدن به صلح همراهی کند. در حالی که حجم کمک‌های نظامی خود به تل‌آویو را به رقم 30 میلیارد دلار رسانده، این امر مطمئنا تحریک‌هایی را نزد مخالفان اسرائیل ایجاد می‌کند، به عبارت دیگر باید گفت: تصمیم برای برقراری ثبات در خاورمیانه و در کنار آن اقدام به ارسال حجم انبوه سلاح به این منطقه با یکدیگر همخوانی ندارند. پیتر فیلیپ تحلیلگر شبکه دویچه وله آلمان نیز با اشاره به تصمیم اخیر آمریکا مبنی بر فروش تسلیحات میلیاردی به برخی کشورهای عربی از جمله عربستان ابراز داشت که آمریکا به این ترتیب می‌خواهد نفوذ در خاورمیانه را افزایش دهد در حالی که این تصمیم آمریکا خاطرات همپیمان‌شدن این کشور با صدام حسین و طالبان را بار دیگر زنده می‌کند و تکرار یک تاکتیک قدیمی و شکست‌خورده است.

رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا و همراهانش در میان منگنه‌ای سخت قرار گرفته‌اند. تجهیز نظامی اعراب برای واشنگتن بسیار خطرساز خواهد بود. تجربه تاریخی نشان داده است که این مسئله در روالی مطابق میل مقامات آمریکایی پیش نخواهد رفت و گروههای افراطی با دستیابی به این تجهیزات بسیاری از اهداف کلان آمریکا و همراهانش را در معرض تهدید قرار می‌دهند. بوش از یک سو با تهدید القاعده خودرو روبه‌روست و از سوی دیگر اصرار دارد که تا پایان دوران قدرت خود، استراتژیهای نومحافظه‌کاران را در منطقه پیاده نماید. به نظر می‌رسد که تناقض نظریات جمهوریخواهان افراطی با واقعیات خاورمیانه به بالاترین حد خود رسیده است.

نتیجه‌گیری

مقابله با جمهوری اسلامی ایران و سوریه، با توجه به بافت کنونی خاورمیانه و چشم‌انداز ژئواستراتژیکی که پس از پیروزی سال گذشته حزب‌الله لبنان ترسیم شده است، در قالب واگذاری تسلیحات نظامی به کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی امکان‌پذیر نخواهد بود. این حقیقتی است که زبده‌ترین استراتژیستهای آمریکا نیز نسبت به آن واقف هستند. رایس و رابرت گیتس مجبور هستند تا جهت جلوگیری از اعلام صریح شکست استراتژیهای میلیتاریستی آمریکا پس از 11 سپتامبر، مناسبات نظامی خود با کشورهای عربی را با جملاتی مانند لزوم مقابله با تهران و دمشق توجیه نمایند.

"علنی‌سازی سیاستهای میلیتاریستی آمریکا در خاورمیانه"، محصول سه عامل فقدان استراتژی، کمبود زمان و شکست عملی طرحهای نظامی نومحافظه‌کاران در آمریکاست. مطابق این حقیقت، ایران اسلامی همچنان به حیات پویای خود در منطقه ادامه خواهد داد و ضمن نگاه واقع‌‌بینانه نسبت به رفتارها و سیگنالهای کاخ سفید، خود را جهت مقابله با هرگونه تهدید آماده خواهد ساخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات