دکتر علیرضا اکبری - کارشناس مسایل بینالملل
معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) اگرچه بر این نکته تأکید دارد که در کنار ایجاد ضمانتهای لازم برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای، آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید دسترسی کشورها به فناوری صلح آمیز هستهای را تسهیل کند، اما کشورهای دارای سلاح هستهای و کشورهای هستهای که در آستانه دسترسی به سلاح هستهای قرار دارند و شمار آنها بسیار محدود است، مایل به اشاعه افقی دانش هستهای صلح آمیز نیستند و برای حفظ انحصار این عرصه، سعی در محدودسازی کشورها در حرکت و دسترسی به این فناوری دارند.
بنابراین، در جهان معاصر میان ضریب تأمین امنیت کلی کشورها با میزان پیشرفت و دسترسی آنها به فناوری هستهای بویژه به نحوه مستقلانه و بومی، رابطهای مستقیم برقرار است.
بدین ترتیب، نقشه مجموعه کشورهای دارای فناوری هستهای، رابطهای معنادار با نقشه گسترده منافع کشورهای عبور کرده از آستانه این توانمندی برقرار می کند؛ بدین معنا که کشورهای دست یافته به فناوری هستهای جهان نوعاً نه از طریق امکانات و تسهیلاتی که عضویت در آژانس و معاهده NPT برای آنها فراهم آورده، بلکه از طریق ارتباطهای خاص با کشورهای دارای فناوری هستهای و پنج قدرت اتمی جهان، به این صنعت مسلط شده اند.
لذا، دسترسی به توانمندی هستهای خارج از چارچوب این نوع روابط و با اتکا به توانمندیهای داخلی، پدیدهای انحصاری، و بدیع و بسیار حایز اهمیت است که ایران آن را رقم زده است.
باید توجه داشت، در مسیر دسترسی به این جایگاه به طور معمول ضریب تهدیدهای امنیت ملی افزایش می یابد و هر چه کشوری به سمت توانمندی هستهای حرکت کند، ضریب خطرهای متوجه آن کشور سیر صعودی خواهد داشت و این ضریب در نقطهای که یک کشور به مرز دسترسی مستقل برسد، به اوج خود خواهد رسید اما به محض عبور از این مرز، ضریب تهدیدها به نحو قابل ملاحظهای کاهش می یابد.
جمهوری اسلامی ایران اینک در ایجاد چرخه سوخت به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده و تجربه پایلوت غنی سازی صنعتی را به دست آورده است و عبور از این مرز حساس و مهم نقشی تعیین کننده دارد و معادله مناسبات بینالمللی، چه در عرصه آژانس و چه در حوزه کشورهای مؤثر در شورای امنیت و شورای حکام، از این پس به نفع ایران رو به دگرگونی خواهد نهاد.
مدیریت این شرایط بسیار حایز اهمیت است و توان دیپلماسی، حفظ انسجام ملی، تشخیص مسیر آینده و ملاحظاتی از این قبیل، در توفیق ایران برای عبور از این مرحله حساس، بسیار اثرگذار خواهد بود.
نکته حایز اهمیت این است که ما در وضع کنونی در نقطهای قرار داریم که شورای امنیت در آستانه تصمیم گیری درباره ایران است و شورای حکام آژانس نیز همچنان صلاحیت رسیدگی و تصمیم گیری درباره پرونده ایران را برای خود محفوظ داشته است.
هم شورای حکام در قطعنامه ششم فوریه خود و هم شورای امنیت در بیانیه هشتم مارس از ایران خواسته اند مجموعه فعالیتهای هستهای خود را به حالت تعلیق درآورد در حالی که ایران بارها اعلام کرده در حوزه "تحقیق و توسعه" حاضر به مذاکره نیست و پس از چالشهای اخیر، مناسبات خود را با آژانس صرفاً بر مبنای قرارداد جامع پادمان هستهای و نه بیش از آن تنظیم خواهد کرد. بدین ترتیب، خواسته های مندرج در قطعنامه شورای حکام و بیانیه شورای امنیت از آنجا که فراتر از پادمان و مقررات بینالمللی است، از سوی ایران قابل پذیرش نیست.
باید توجه داشت، جمهوری اسلامی ایران همواره بر این نکته تأکید کرده است که به منظور قطعیت دسترسی به فناوریهای نو و پیشرفته هسته ای، حداقل در سطوح فروصنعتی قادر به تعلیق فعالیتهای خود نیست و اینک به طور رسمی اعلام کرده است که به سطح قابل ملاحظهای از فناوری هستهای در محدوده پایلوت دست یافته و از مرز بحران گذشته است.
مدیریت این وضعیت بسیار حساس و نیازمند ظرافت است و تشخیص شرایط در محیط داخلی و بینالمللی، توجیه محیط منطقهای و بینالمللی، آمادگی توانمندیهای پشتوانه (دیپلماسی کشور) به کارگیری بهترین روشهای دیپلماتیک، بازسازی صحنه دیپلماتیک و تقویت عناصر دیپلماسی در نهادها و سازمانهای بینالمللی و محیطهای دو جانبه، تمرکز در فرایند تصمیم سازی و افزایش دقت در اجرای تصمیمات، ملاحظاتی است که در صورت مدیریت صحیح می تواند شرایط حساس کنونی را به نفع ایران جهت دهد.
جمهوری اسلامی ایران، مقتضیات، شرایط و ابزار هدایت وضعیت موجود را با توجه به توفیق عظیم حاصل شده در اختیار دارد، مگر اینکه این مقتضیات به هر دلیل از چرخه قابلیتهای ملی خارج شود.
اینک انتظار این است که مجموعه دستگاههای تصمیم گیرنده و مجری در حوزه تصمیم سازی و دیپلماسی، با تشخیص درست از تمامی امکانات ملی در این عرصه بهره برداری کنند تا شرایط به سود ایران هدایت شود.