مشارکت سیاسی و اجتماعی
مشارکت و همبستگی مردم در امور، به ویژه امور سیاسی و اجتماعی، یکی از مباحث مهم در حوزه علوم سیاسی محسوب می شود و این در طبع اجتماعی انسان ریشه دارد.
میل به اجتماعی بودن انسان، امر مشارکت را برای هر یک از افراد جامعه اجتناب ناپذیر می سازد. مشارکت در امور اجتماعی، نوعی تعهد و قبول مسؤولیت فردی و اجتماعی است که تمام افراد انسان ناگزیر به پذیرش آن هستند. این تعهد و مسؤولیت ممکن است در قالب فعالیت مشخص و نامحدود صورت گیرد، مثل بسیاری از رفتارهای اخلاقی و اجتماعی و یا آن که ساختار حقوقی و اقتصادی به خود گیرد.
دین مقدس اسلام به دلیل ضرورت و اهمیت مشارکت و همبستگی مردم آن را مورد توجه قرار داده و در متون اسلامی می توان توصیههای فراوانی را در این باره یافت.
امام علی(ع) می فرماید:«ای مردم مصر، نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی(ع) داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می خورید، ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستیم، جامعهای که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی کند.» (1)
مشارکت و همبستگی ملی میان یک ملت، ضامن موفقیت و عبور آنها از گذرگاههای دشوار توسعه و برنده ترین و کارآمدترین سلاح در مقابل توطئهها و تهدیدهای دشمنان آن ملت به شمار می رود.
در هر نظام اجتماعی، ممکن است موانع و عواملی باعث و مانع مشارکت و همبستگی میان نظام و مردم شود. در این نوشتار به برخی از عوامل مؤثر عدم مشارکت و همبستگی عمومی در عرصههای مختلف جامعه از دیدگاه قرآن کریم و سخنان ارزشمند پیشوایان معصوم(ع) اشاره خواهد شد.
آنچه لازم به یادآوری است این که موانع مشارکت و همبستگی عمومی از ابعاد مختلف اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی قابل بحث و تحلیل است به همین دلیل به برخی از موانع یاد شده از منظر قرآن کریم و روایات اسلامی می پردازیم.
الف- موانع اخلاقی و فرهنگی:
1- طغیانگری و گناه: طغیانگری و گناه نقش تخریب کنندهای در سعادت انسانها دارد و تأثیر برخی از گناهان در ایجاد کینه، سوء ظن، حسد، تفرقه و دشمنی میان مردم یک جامعه به خوبی نمایان است. غیبت، تهمت، سوء ظن، خیانت به امانت، عهدشکنی و... همگی از گناهانی هستند که مانع مشارکت و همبستگی عمومی میان مردم می شود. خداوند مهربان انجام چنین گناهانی را حرام دانسته است؛ چنان که درباره غیبت می فرماید:«... و بعضی از شما غیبت بعضی نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید (پس) از خدا بترسید که خدا توبه پذیر مهربان است.»(2)
به تعبیری، زبان انسانهای جامعه با پرهیز از گناهان می تواند اسباب همدلی، مشارکت و همبستگی عمومی را فراهم کند و سوء ظنها، کینهها و دشمنیها را از میان بردارد. از طرفی می تواند موانع فراوانی را بر سر راه مشارکت و همبستگی عمومی ایجاد نماید. پس ترک گناه در این راستا می تواند به مشارکت و همبستگی عمومی کمک کند.
2- جهل و نادانی: سرچشمه بدبختیها، هلاکت، تفرقه و چند دستگیهای قومی و نزاعهای اجتماعی و... عدم آگاهی و عدم ارتقای سطح بینش سیاسی مردم و افراد یک جامعه می باشد. اگر مردم به فواید و کارکردهای مشارکت و همبستگی یک جامعه علم و آگاهی داشته باشند، مسائلی مانند: تفرقه، بدبینی، سوء ظن و... از جامعه رخت برمی بندد، بنابراین یکی از سرچشمههای بدبختی و هلاکت برخی از اقوام جهل و نادانی آنها همراه با خودپسندی لجاجت و غرور بوده است.
از طرفی، علم و آگاهی سرچشمه ایمان، اتحاد و همبستگی است و مردم با نور علم و آگاهی به حقایق و هدف از خلقت خویش و نیز با شناخت راه صحیح زندگی به سوی کمال حرکت می کنند و با آگاهی و علمی که دارند موانع را از سر راه برمی دارند، و انسان عالم و آگاه می داند که یکی از راههای پیشرفت او در زندگی، اجتماعی و معنوی مشورت و همبستگی در امور دنیا و آخرت می باشد، مشارکت و همبستگی عمومی را پیدا می کنند، و از آن بهره مند می شوند.
3- دین گریزی: فاصله گرفتن از معارف حقیقی دین و رو آوردن به موضوعات بی اساس و رشد خرافات و زنده شدن آداب و رسوم جاهلی در بین مردم یک جامعه می تواند به فاصله گرفتن مردم از یکدیگر کمک کند و مانع اساسی برای مشارکت و همدلی آنان در عرصههای مختلف باشد، اگر جامعه دیندار به معیارهای اساسی دین توجه کند و شناخت صحیح نسبت به آن داشته باشد، و دستورها و راهکارهای آن را به کار گیرد، آثار و برکات فراوانی به دنبال خواهد داشت که مهم ترین آن همبستگی و مشارکت در جامعه است.
اگر متولیان امور دینی و مذهبی و مبلغان رسالت پیامبر گرامی و پیشوایان معصوم(ع) با زبان نرم، مهربان و گویا همراه با حکمت و موعظه و گفتگوی جذاب و دل پسند با مردم به ویژه جوانان سخن بگویند، و فضایل و ارزشهای دینی را به گونه شایستهای بیان کنند، همگی جذب آن شده و از دین گریزی پرهیز می نمایند.
«ابن خلدون» درباره نقش دین در مشارکت و همبستگی عمومی می گوید:«دین در بین نیروها وحدت می آفریند، رقابتها را از بین می برد و به افراد روحیه ایثار می بخشد، این روحیه به افزایش مشارکت و ایجاد دولتهای وسیع می انجامد.» (3)
باید به این نکته توجه داشت که سکولاریزه کردن جوامع مسلمان و تلاش در راستای جدایی دین از سیاست و دوری مردم از حقایق و معارف دین و رشد و ترویج خرافات در میان جوامع از اهداف استعمارگران است. از این رهگذر مانع دستیابی جوامع به اتحاد و همبستگی شده تا به راحتی ثروتها و منابع فرهنگی و اقتصادی آنان را به یغما ببرند.
ب- موانع سیاسی و اجتماعی:
مشارکت، در عرصه سیاست و مسایل اجتماعی به آن دسته فعالیتهای ارادی و اختیاری می گویند که اعضای یک جامعه در آن مشارکت می کنند تا به وسیله آن در انتخاب حاکمان، سیاست مداران و مسؤولان یک جامعه نقش داشته و به طور مستقیم یا غیرمستقیم در سیاست گذاریها و امور اجتماعی مشارکت نمایند.
امروزه مشارکت سیاسی و اجتماعی از مؤلفههای اصلی توسعه محسوب می شود. با نگاهی به کشورها و جوامع پیشرفته و توسعه یافته در می یابیم که مردم در برابر سرنوشت اجتماعی و سیاسی خود بی تفاوت و منفعل نیستند و همواره در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت و همبستگی دارند و این مهم افزون بر آثار و برکات در عرصه وفاق ملی، در بعد سیاست خارجی هم اثرات قابل توجهی دارد و اساساً جایگاه و نقش مردم در تصمیم گیریهای سیاست خارجی، از ابعاد مهم مدیریت جامعه به شمار می رود.
مشارکت عمومی و همبستگی ملی میان جامعه همواره در عرصه سیاست و اجتماع با موانعی روبروست که به برخی از موانع سیاسی و اجتماعی مشارکت عمومی و همبستگی عمومی اشاره می شود:
1- تفرقه و اختلاف: یکی از اصول اساسی مشارکت عمومی و همبستگی ملی به ویژه در جامعه اسلامی اتحاد و پرهیز از تفرقه در سایه اطاعت از خداوند مهربان و پیامبر گرامی است.
قرآن کریم در این باره می فرماید:«و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام) چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید...» (4)
تفرقه و تشتت و اختلاف در جامعه باعث انحطاط و سقوط و اختلافهای سیاسی و اجتماعی است و مانع مشارکت و همبستگی ملی می شود. به همین خاطر، برای تحقق مشارکت و همبستگی باید از نزاع و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی پرهیز نمود و به ریسمان خداوند متعال تمسک جست و با تعامل و تمسک به مشترکات در برابر دشمنان بیگانه اتحاد و همبستگی خود را حفظ و نیرو و توان خویش را در راه حذف اختلاف و تفرقه به کار بست و در راستای تحقق وحدت از روشها و شیوههای وحدت و همبستگی آگاه و آنها را دستمایه کار قرار داد.
2- عدم اطاعت از رهبری: یکی از راههای تحقق مشارکت عمومی و همبستگی ملی در جوامع اسلامی برخورداری آن جامعه از رهبر و حاکمی اسلام شناس، عادل، مدیر و مدبر می باشد و اطاعت نکردن از چنین رهبری دست یافتن به مشارکت و همبستگی را دشوار می کند و سرپیچی از رهبر هرج و مرج سیاسی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
قرآن کریم ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و برپا داشتن نظام الهی و برقراری عدالت اجتماعی را گوشزد کرده و پیروی از رهبر عادل، اسلام شناس، مدیر و مدبر را از اسباب اتحاد و مشارکت عمومی می داند و مردم را به خاطر اطاعت از طاغوت سرزنش و نهی می کند.
به عنوان نمونه، قرآن کریم یکی از عوامل انحراف و تفرقه میان قوم حضرت موسی(ع) را سرپیچی از رهبر و پیامبرشان دانسته و آنها را به خاطر سرپیچی از فرمان خداوند متعال و حضرت موسی(ع) سرزنش کرده و در آیات 88 تا 100 سوره طه ماجرای فریب خوردن مردم توسط سامری و تفرقه میان آنها و در نتیجه سرپیچی از فرمان رهبر الهی و عواقب آن سخن گفته که از این آیات می توان برداشت کرد که سرپیچی از رهبری الهی در مشارکت و همبستگی مردم اختلال به وجود می آورد.
بنابراین، عدم پیروی از رهبر جامع الشرایط در جوامع، بویژه در جامعه اسلامی مانع مشارکت عمومی می شود، زیرا بر اثر عدم اطاعت، میان مردم جامعه اختلاف و چند دستگی پیش خواهد آمد و هر کس در راستای جلب منافع و به کرسی نشاندن اندیشههای خویش حرکت می کند و محور حرکت و همبستگی واحدی وجود نخواهد داشت.
بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)، موضوع رهبری و ولایت مسلمانان از سوی عدهای به انحراف کشیده شد و در نتیجه آن، تفرقه در میان مسلمانان حاکم شد و مسلمانان به گروهها و فرقههای متعدد و مختلف تبدیل شدند و به تدریج قدرت سیاسی و اجتماعی مسلمانان رو به ضعف و ناتوانی نهاد، و مشارکت و همبستگی که مردم و مؤمنان در زمان حیات پیامبر گرامی(ص) در سایه اطاعت از پیامبری و رهبری آن حضرت داشتند، در هم ریخت و اتحاد آنها کم کم از هم پاشید.
تجربه انقلاب اسلامی ایران در اطاعت یکپارچه مردم از رهبری در مقاطع مختلف و کسب پیروزی در صحنههای متعدد، اهمیت، جایگاه و نقش ویژه رهبری و اطاعت مردم از او را بیشتر نمایان می سازد.
قرآن کریم در این باره می فرماید:«ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبر و صاحبان امر (جانشینان پیامبر) اطاعت کنید، و هر گاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید...» (5)
3- بی اعتمادی به مسؤولان: مسؤولان و مدیران یک جامعه اگر به دنبال تحقق عدالت اجتماعی و از بین بردن ظلم در جامعه نباشند، بتدریج اعتماد مردم نسبت به آنان از بین خواهد رفت.
بنابراین مسؤولان هر جامعهای باید اعتماد مردم را از راههای مختلف به خود جلب کنند و از آن به عنوان سرمایهای عظیم در راستای توسعه و خدمتگزاری به جامعه بهره برند.
در اندیشه دینی، حکومت عدل، وسیله و ابزاری برای برپایی عدالت اجتماعی است. از نگاه امام علی(ع) حکومت هیچ ارزشی ندارد، مگر آنکه به وسیله آن، حق و عدل برپا گردد. بر همین اساس، تلاش و مبارزه پیامبران الهی و امامان معصوم(ع) و همچنین عالمان راستین در طول تاریخ برای تشکیل حکومت، برای رسیدن به قدرت و امکانات دنیوی نبوده است، آنان حکومت را برای آن می خواستند که دست چپاولگران به جان و مال و حیثیت مردم را قطع کنند و عدالت اجتماعی را در همه زوایای آن برپا دارند.
قرآن کریم به موضوع عدالت توجه ویژهای دارد، چنان که می فرماید:«ای کسانی که ایمان آورده اید به عدالت قیام کنید...»(6)
انسان افزون بر رعایت عدل، باید دیگران را نیز به این مهم وا دارد. تحقق عدالت اجتماعی ممکن است با موانعی روبرو شود، که وجود آنها مشارکت و همبستگی مردم جامعه را ضعیف کرده و نسبت به مسؤولان آن جامعه بی اعتماد می کند. قرآن کریم برای دستیابی به عدالت اجتماعی به برخی راهکارهای مهم و برخی موانع اشاره فرموده است که در حقیقت چارچوبهای کلی تحقق عدالت اجتماعی به شمار می آیند:
1- توزیع عادلانه ثروت و قدرت در جامعه
2- پیروی از حاکم عادل
3- توجه به نیازمندیهای مستمندان و مستضعفان جامعه
4- مشارکت در امور اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر
5- پرهیز از ثروت اندوزی و مال پرستی به ویژه از ناحیه مسؤولان و مدیران جامعه
6- پرهیز از سیاستهای اقتصادی استثمارگر و مفاسد اقتصادی و اجتماعی
7- اجرای قوانین و احکام اسلامی
و...
بنابراین، عدم توجه مدیران و هستههای اجرایی و نظارتی یک حکومت به عدالت اجتماعی و گفتار بی عمل حاکمان، بی اعتمادی مردم را نسبت به مجریان و ناظران حکومت تقویت می کند و مانع از مشارکت عمومی و همبستگی ملی آنان در عرصههای مختلف خواهد شد.
4- بداخلاقی سیاسی: تندروی و افراط گری در عرصه مشارکت سیاسی و اجتماعی مانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی می شود. وقتی مردم منازعات بی ثمر جناحی را در راستای اهداف و منافع گروهی خود می بینند و در این میان، تندخویی و بداخلاقی سیاسی فضای فکری جامعه را تخریب و اذهان عمومی مردم را مشوش می کند و به خاطر کسب منافع گروهی بر حقایق و بایستهها چشم می بندند و در جامعه مردم به دست فراموشی سپرده می شوند. بی تردید مشارکت عمومی و همبستگی ملی معنای خود را از دست می دهد.
قرآن کریم با سفارش پیامبر(ص) به خوش اخلاقی، مهربانی و مهرورزی می فرماید: «به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم و (مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو، پراکنده می شدند، پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب...» (7)
حاکمان و سیاستمداران یک جامعه باید نسبت به همدیگر و اعضای جامعه، مهربان و نرم خو باشند و فضای جامعه را از مهرورزی و صمیمیت لبریز نمایند.
ج- موانع اقتصادی
در عرصه اقتصاد نیز موانعی برای مشارکت عمومی و همبستگی ملی وجود دارد که از آن جمله کسب ثروتهای ناگهانی از طریق فعالیتهای غیرسالم و نامشروع می باشد که از آن به ثروتهای باد آورده تعبیر می شود و در اصطلاح قرآن، رباخواری، تجاوز به حقوق دیگران، خوردن مال حرام، کسب درآمد از راه باطل، خوردن و چپاول مال یتیمان و مستضعفان جامعه، رشوه خواری، دزدی، اسراف، بی عدالتی و رانت خواری و برخورداری از رانتهای اطلاعاتی در عرصه اقتصاد و... در سطوح مختلف، اعم از یکسان نبودن پرداخت حقوق کارکنان، عدم تأمین رفاه و آسایش مردم، عدم پرداخت تسهیلات، تبعیض در گزینش کارکنان، عدم امنیت شغلی و فقدان بیمه همگانی و... همگی از موانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی در عرصه اقتصادی محسوب می شود.
رباخواری و ارتزاق از مال حرام را از گناهان کبیره می داند و می فرماید:«ای کسانی که ایمان آورده اید ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید، از خدا بترسید، تا رستگار شوید.» (8)
رباخواری، مناسبات اجتماعی و اقتصادی را از مسیر صحیح خود خارج می کند و موجب افزایش فاصله طبقاتی و تراکم و تکثر ثروتهای نامشروع در دست عده معدودی و محرومیت تعداد زیادی از مردم می گردد و نتیجه آن عدم مشارکت اجتماعی و اقتصادی مردم در عرصههای اقتصادی و عدم پشتیبانی آنها از برنامههای اقتصادی حکومت و جامعه می گردد. دولت اسلامی و حاکمان جامعه نیز باید برنامه ریزیهای اقتصادی خود را در راستای پرهیز از رباخواری و برچیدن زمینههای این معضل اقتصادی و اجتماعی به کار گیرند و سنت نیکوی قرض الحسنه را نهادینه کنند.
یکی دیگر از مفاسد اقتصادی و اجتماعی رشوه دادن و رشوه خواری است. این پدیده زشت پیکر جامعه را آلوده کرده و انجام مشارکت در عرصههای اقتصادی و اجتماعی را به چالش می کشاند و از مسیر صحیح خود منحرف می سازد.
رشوه خواری گاهی با عناوین دیگری صورت می گیرد و این ناهنجاری به ویژه در جریانات سیاسی و مدیران و کارکنان نالایق با عنوان هدیه، تعارف، حق حساب، حق الزحمه و... رخ می نمایاند که مرزهای ظریف و حساسی با همدیگر دارند و البته عوض شدن عنوان، حقیقت رشوه و رشوه خواری را عوض نمی کند.
عواملی همچون ضعف ایمان و اعتقاد، سیاستهای نامناسب اقتصادی، نارسایی و ضعف قوانین، نفوذ ویژه خواران در لایههای اقتصاد، حقوق ناکافی کارگزاران و... باعث به وجود آمدن مفاسد اقتصادی و اجتماعی می شود.
حضرت امام علی(ع) در نامهای که به مالک اشتر نوشتند، راههای مبارزه با مفاسد اجتماعی را تبیین کرده و دقت در انتخاب کارگزاران را به مالک اشتر گوشزد می کند و می فرماید: «آنان (کارمندان) را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خانوادههای پاکیزه و با تقوا که در مسلمانی، سابقه درخشانی دارند، انتخاب کن، زیرا اخلاق آنها گرامی تر و آبرویشان محفوظ تر و طمع ورزی شان کمتر و آینده نگری آنان بیشتر است. پس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار، که با گرفتن حقوق کافی، در اصلاح خود بیشتر می کوشند و با بی نیازی، دست به اموال بیت المال نمی زنند...» (9)
از جمله مفاسد اقتصادی که ممکن است در پیکره جوامع اختلال و چالش ایجاد کند، نفوذ صاحبان قدرت و یا افراد و نزدیکان آنان در امور اقتصادی می باشد.
نفوذ ویژه خواران و تصاحب بخش عمدهای از ثروتهای جامعه و پایمال کردن حقوق اقتصادی مردم، توسط آنان، مانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی میان مردم خواهد شد و شکاف طبقاتی و بدبینی و بی اعتمادی مردم نسبت به مسؤولان را به دنبال دارد.