محسن امینزاده
به رغم نشانههای امیدوارکنندهای مانند اولین مذاکرات رسمی دوجانبه میان ایران و آمریکا در عراق که یک تابوشکنی مهم در ایران محسوب میشد و همچنین موج جدید مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا در مورد مسائل هستهای، خبرهای امیدوارکنندهای پیرامون آن مطرح میشود و تعویق دو ماهه رسیدگی مجدد به پرونده ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد شواهد نگرانکننده حکایت از آن دارد که آمادهسازی شرایط برای اعمال فشار بیشتر توسط کشورهای موثر جهان با محوریت آمریکا روند خود را طی میکند و نهتنها چشمانداز حل همهجانبه مشکلات بینالمللی ایران چندان امیدبخش نیست، بلکه نگرانیها همچنان باقی است.
هنگامیکه آمریکا تمایل خود را برای مذاکره با ایران در مورد عراق ابراز داشت، استنباط افکار عمومی آن بود که با توجه به نیاز آمریکا به همکاری ایران در عراق و با توجه به انعطاف بیسابقه دولت ایران برای مذاکره با آمریکا، امکان شکلگیری یک معامله کلی با آمریکا، شامل مباحث هستهای ایران فراهم شده است و پذیرش هزینه شکستن تابوی مذاکره با آمریکا توسط دولت رادیکال، به منظور یافتن راهحلی برای بحران بینالمللی کشور صورت گرفته است. در آن زمان ضمن استقبال از وجه تابوشکن این اقدام هشدار داده شد که هرچند انجام این مذاکرات فضای تند علیه ایران را موقتا تلطیف خواهد کرد، اما باید به چند نکته بسیار مهم توجه شود.
1- موقعیت ایران پس از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، با اجماع آرای کشورهای موثر جهان، نسبت به پیش از آن تغییر کرده است.
2- آمریکا در حالی با ایران به مذاکره بر سر عراق مینشیند که پرونده هستهای ایران را به یک مرجع بینالمللی کشانده که به آسانی قادر به تاثیرگذاری بر تصمیمات آن مرجع است. در این حالت آمریکا نه نیازی دارد که در این زمینه امتیازی بدهد و نه حاضر است آن اجماع خودساخته را رها کرده و جداگانه معامله کند. ممکن است تندروهای واشنگتن با همین تحلیل و با درک اینکه در شرایط جدید موضع ایران ضعیفتر از قبل است، از مذاکره با ایران استقبال کرده باشند.
3- ممکن است تندروهای آمریکا بنا داشته باشند که از فضای مذاکره استفاده کرده و به افکار عمومی آمریکا و جهان نشان دهند که اهل مذاکره هم هستند، اما مذاکره با ایران به نتیجه مطلوب نمیرسد. تاکید شد که این مذاکرات مساله اصلی بحرانساز ایران؛ یعنی موضوع هستهای را حل نمیکند و تنها میتواند به تحول در عراق و کاهش مشکلات دوستان ایران در عراق منجر شود.
با همین ملاحظه توصیه شد که دولت ایران از این فرصت بهره گرفته و برای مهمترین مشکل خود؛ یعنی اجماع ایجاد شده علیه ایران بر سر مساله هستهای تدبیر کرده و به خصوص تلاش کند که از تداوم همراهی همه کشورهای موثر هان با آمریکا علیه ایران که برای اولین بار به این شکل پس از انقلاب اسلامی صورت میگیرد؛ جلوگیری کند. در هفتههای اخیر تحولات مهم دیگری در جریان است که نشان میدهد آمریکا رویه خود علیه ایران را با جدیت دنبال میکند و دائما راههای اعمال فشار و برخوردهای بیشتر با ایران را هموار میگرداند. تصمیمات اجلاس سران گروه هشت بر سر خلع سلاح کشورها، پیشنویس قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل و اتهامات جدید تروریستی علیه ایران از جمله این تحولات است که ضمن مرور آنها به اقدامات ضروری در این مقطع حساس اشاره میشود:
الف- تصمیمات اجلاس سران هشت کشور صنعتی در مورد سلاحهای کشتار جمعی
بیانیه سران هشت کشور صنعتی در مورد خلع سلاح تحول مهمی در مورد سلاحهای کشتار جمعی و همکاری کشورهای صنعتی در زمینه خلع سلاح است. در عین حال این قطعنامه تحول مهمی در مسائل مربوط ایران در صحنه بینالمللی محسوب میشود. وجوه اصلی این بیانیه به این شرح است:
1- شاه بیت کل بیانیه مرتبط کردن دو خطر اصلی صلح جهانی؛ یعنی تروریسم و سلاح هستهای است. نومحافظهکاران آمریکا از یک دهه قبل در تلاشند که تروریسم و سلاح هستهای را به عنوان دو خطر اصلی تهدیدکننده صلح جهانی پس از جنگ سرد مطرح کرده و به صورت عوامل انسجامبخش جدید پس از فروپاشی دشمن مشترکشان اتحاد شوروی، در میان متحدان خود جا بیندازند و از آن به صورت محملی برای توجیه نظامیگری آمریکا، گسترش حضور نظامی آمریکا در جهان و ضرورت همکاریهای نظامی سایر کشورها با آمریکا استفاده کنند. ین تلاش تا 11 سپتامبر سال 2001 میلادی چندان موثر نبود؛ اما به دنبال عملیات تروریستی القاعده در نیویورک آمریکا، تندروهای آمریکا موفق شدند با مرتبط کردن بحث خطر تروریسم جدیدی که خود را مسلمان مینامد و به کشتار انبوه و دستهجمعی غربیها میاندیشد از یکسو و تلاش کشورهای تندرو و بهخصوص اسلامی برای دستیابی به سلاح هستهای از سوی دیگر، یک ارتباط قوی میان این دو تهدید جهانی را برای متحدان خود باورکردنی کنند. محتوای بیانیه مفصل این اجلاس حکایت از نهادینهتر شدن این باور در میان کشورهای غربی دارد.
2- این بیانیه بیش از گذشته ارتباط میان توسعه صنایع هستهای و موشکی را در کشورهای متهم به نقض امنیت و صلح جهانی پررنگ کرده است. تاکید بر لع سلاح موشکی و توجیه استقرار سایتهای ضد موشک آمریکایی در جهان، وجوه دیگرموضوع است؛ این همان سیاستی است که آمریکا در محتوای قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران نیز دنبال کرده است.
3- محتوای این بیانیه، ایران را به عنوان جدیرین تهدید مطرح میکند. به جز ایران از دو کشور کره شمالی و هند نام برده شده، اما بند مربوط به کره شمالی تحتلشعاع مذاکرات ششجانبه شبهجزیره کره و تفاهمات اخیر با کره شمالی است و بند مربوط به هند بیشتر جهت همکاریهای هستهای آینده با هند را نشان میدهد.
4- این بیانیه به 5 قطعنامه مصوب شورای امنیت به عنوان قطعنامههای کلیدی خلع سلاح و مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی اشاره کرده است. دو قطعنامه مهم مربوط به خلع سلاح است که به صورت غیر مستقیم به ایران مربوط میشود، اما سه قطعنامه دیگر به شمارههای1718، 1737 و 1747 قطعنامههایی است که صرفا علیه برنامه هستهای ایران صادرشده است.
5- در بخشی که مشخصا به ایران پرداخته شده ضمن تاکید بر قطعنامههای شورای امنیت، روی تفاهم اعضا برای حمایت از اقدامات بیشتر تاکید شده است. این عبارت بهطور ضمنی دست آمریکا را در برخوردهای بیشتر با ایران و حتی فراتر از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل باز گذاشته است. آمریکا یکبار دیگر با استفاده از عبارت مشابهی در قطعنامههای علیه عراق در شورای امنیت، عملیات نظامی خود را بدون مجوز مجدد شورای امنیت توجیه کرد.
6- بهطور کلی به نظر میرسد که تنظیمکنندگان این بیانیه از ابتدا تا انتها بیش از هر مساله دیگری ایران را هدف قرار دادهاند و لذا میتوان آن را برنامه کاری این مجموعه در بحث خلع سلاح دانست، ولی برنامه کاری آنان در برخورد با برنامه هستهای ایران نیز تلقی کرد.
ب- پیشنویس قطعنامه آینده شورای امنیت
هر چند ظاهرا در به تعویق انداختن رسیدگی به قطعنامه جدید علیه ایران، انگلیسیها هم پیشقدم هستند، اما پیشنویس انگلیس برای قطعنامه آینده شورای امنیت سازمان ملل محتوای بسیار تندتری نسبت به قطعنامههای قبلی این شورا علیه ایران دارد. در این پیشنویس مسائل ذیل مطرح شده است.
1- ممنوعیت کامل فعالیت شرکتهای هوایی ایرانی برای حمل مسافر و کالا به/ از کشورهای دیگر یا عبور از آسمان کشورهای دیگر، ذیل اتهام ضمنی احتمالی حمل کالاهای ممنوعه هستهای و موشکی به ایران و ارسال احتمالی کمکهای تروریستی به کشورهای دیگر.
2- ممنوعیت سفر کشتیهای ایرانی ( ظاهرا بهجز نفتکشها) به آبهای سرزمینی کشورهای دیگر ذیل اتهامات مشابه فوق.
3- اجازه بازرسی موردی هواپیماها و کشتیهای خارجی که به / از ایران سفر میکنند.
4- تحریم فعالیت بانکهای ملی و صادرات و بلوکه کردن داراییهای آنان در خارج از کشور.
5- ممنوعیت سفر مقامات وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و شورای امنیت که میتواند بعدا به مقامات سیاسی بیشتر و خانوادههای آنان تعمیم یابد.
6- تعمیم مقررات منع فعالیت خارجی و بلوکه کردن اموال و داراییهای شرکتهای مرتبط با فعالیتهای نظامی و هستهای، به شرکتهای غیر نظامی مرتبط با نیروهای مسلح، از جمله قرارگاه خاتمالانبیا که پروژههای مهم عمرانی از جمله نفت و گاز را در اختیار دارد.
کندتر شدن مراحل اتخاذ تصمیمات شدیدتر علیه یک کشور در نهادهای بینالمللی امری طبیعی است؛ اما بههرحال شواهد حکایت از آن دارد که بر سر ضرورت اعمال فشار به ایران برای اجرای قطعنامههای شورای امنیت، اختلافنظری میان اعضای دائم شورا و همچنین جناحهای مختلف در آمریکا نیست و تنها بحث بر سر شیوههای آن است. گفته میشود که میانهروها، احتمال برخورد نظامی تندروهای آمریکایی با ایران را جدی میدانند و لذا تمایل دارند که با اعمال تحریمهای بیشتر مانع اقدامات نظامی آمریکا شوند و لذا آمادگی همراهی با تحریمهای شدیدتری را هم دارند؛ مثلا تحریم فروش بنزین به ایران در آمریکا نهتنها مورد توجه جمهوریخواهان است بلکه بیش از آن مورد توجه دموکراتهای کنگره قرار گرفته است. میانهروها همچنین مدعی هستند که آمریکا درصدد به تعطیلی کشاندن سازمان ملل متحد و شورای امنیت و رهایی از پاسخگویی به دیگران در این شوراست. آنان برای حفظ سازمان ملل در برابر ترفندهای آمریکا، موفقیت شورای امنیت در اجرای تصمیماتش را ضروری میدانند و لذا پافشاری روی اجرای قطعنامههای شورای امنیت را ضروری و اجتنابناپذیر میدانند.
پ ـ توسعه دادن اتهامات علیه ایران
آمریکا در چند ماه اخیر علاوه بر ادعاهای همیشگی، دو دسته اتهامات جدید تروریستی را به ایران نسبت داده است.
ـ دسته اول این اتهامات، ادعاهای این کشور در مورد ارسال بمبهای جهنده ضد زره پیشرفته ساخت ایران به کشور عراق و کشته شدن چند صد نفر از چند هزار نفر سرباز کشته شده آمریکایی در عراق به وسیله این سلاحهاست. وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالیانه خود برای اولین بار از این سلاح به عنوان سلاح تروریستی ساخت ایران نام برده است. با توجه به حساسیت جامعه آمریکا نسبت به کشتهشدگان این کشور در عراق، سروصدا بر سر این مساله علاوه بر کاربردهای دیگر، برای نومحافظهکاران امکان راهاندازی تبلیغات موثرتر در داخل آمریکا علیه ایران را فراهم کرده است؛ تبلیغاتی که برخورد نظامی با ایران را در میان مردم آمریکا توجیهپذیرتر کند و دست مخالفان آمریکایی برخورد نظامی با ایران را در تبلیغ علیه اقدامات دولت نومحافظهکار بوش ببندد.
ـ تبلیغات جدید دیگری که توجه زیادی را به خود جلب کرده، اتهام ارسال سلاح توسط ایران برای طالبان در افغانستان است. صرفنظر از اینکه با چه بهانه و محملی چنین اتهامی علیه ایران شکل گرفته است؛ کاربرد مهم این اتهام، آلوده کردن ایران به همکاری با بدترین و منفورترین نوع تروریسم از نظر افکار عمومی جهان است. زیرا هر چند اکثر مردم جهان گروههایی چون حماس و حزبالله را تروریست نمیدانند، بر سر جنایتکار بودن و منفوربودن گروه طالبان اختلافنظری نیست.
هرچند آمریکا با هیچ محمل دیگری جز اتهام ادعای ساخت سلاح هستهای توسط ایران، نمیتوانست اجماع علیه ایران را شکل داده و پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد بکشاند، اما پیشبینی میشد که اگر آمریکا موفق به چنین کاری شود پس از آن هر روز برگ اتهامی دیگری علیه ایران به پرونده ایران در آن شورا خواهد افزود. متاسفانه این اتهامات تروریستی که به طور ضمنی بهخصوص بر آخرین قطعنامه شورای امنیت علیه برنامه هستهای ایران هم سایه افکنده، کار ایران را در سطح بینالمللی مشکلتر میکند.
چه باید کرد؟
مجموعه این شرایط نگرانیها نسبت اعمال فشارهای بینالمللی بیشتر به ایران را افزایش میدهد. در مقابل این اتهامات و تدابیر بینالمللی علیه ایران، تنها محکوم کردن آمریکا کفایت نمیکند. اتخاذ تدابیر و ترفندهای دشمنانه طبیعت کار دشمن است لذا باید حداقل در کنار محکوم کردن مکرر آمریکا مشخص کرد که چه تدابیر و رفتاری از سوی ایران میتواند مانع موفقیت آمریکا و سایر مخالفان ایران در اقدام علیه ایران شود. سپس در یک برنامهریزی مسئولانه از عوامل و تدابیر کمککننده به ترفندهای آمریکا جلوگیری و اقدامات خنثیکننده ترفندهای آمریکا را پیگیری و تقویت کرد.
حداقل اتخاذ تدابیری که در ذیل خلاصه شده حتما ضروری به نظر میرسند و ضرورت دارد که از فرصت دو ماهه جدید فراهمشده برای دیپلماسی کشور حداکثر بهرهبرداری و با اتخاذ این تدابیر بحران خطرناک پیشرو کشور کنترل شود.
1- خطر اجماع جهانی به رهبری آمریکا علیه ایران به مراتب از خطر تهدیدات آمریکا علیه ایران بیشتر است. ایران باید تمامی تدابیر خود را بهکار گیرد تا قبل از هرچیز این اجماع را شکسته و روند تشدیدشونده بحران بینالمللی ایران را متوقف کند. این اقدام تنها با اتخاذ تدابیر درست در زمینه هستهای عملی بوده و خواهد بود. هر چند ایران حتما قادر نیست امتیازاتی در حد سه سال قبل را کسب کند، اما بههرحال به هم زدن اجماع بینالمللی علیه ایران در آن حد از اهمیت است که این جنبه را تحتالشعاع خود قرار میدهد.
2- آمریکا سالهاست که بر موج ادعای ساخت سلاح هستهای توسط ایران سوار شده است. هرچند ایران این ادعای دروغ را دائما تکذیب کرده، اما روش عمل ایران به شکلی بوده که ترفندهای سیاسی و تبلیغاتی آمریکا در این زمینه آن را خنثی کرده است. خنثیسازی این ترفند باید به عنوان یک ضرورت اساسی برای خروج از بحران در همه ابعاد تدابیر سیاست خارجی کشور از جمله در اتخاذ مواضع سیاسی و تبلیغاتی تند علیه دیگران مورد توجه جدی قرار گیرد.
3- آمریکا برای تکمیل سناریوی خود به طور دائم در کنار ادعای قصد ایران برای تولید سلاح هستهای روی کمکهای ایران به تروریسم نیز تبلیغ میکند. بهخصوص ادعاهای اخیر تروریستی علیه ایران تاثیر جدیتری دارد و اهتمام برای خنثیسازی آن وظیفه مسوولان تمامی نهادهای مرتبط با سیاست خارجی کشور است. تجربه نشان داده که بدون اتخاذ تدابیر درست و برنامهریزی درست، صرف تکذیب مکرر اینگونه ادعاها علیه ایران مشکلی را حل نکرده و گاه آن را تشدید هم میکند. بررسی کامل و دائم اینگونه ادعاهای آمریکا بهخصوص در رابطه با اتهامات جدید و شناخت درست ابعاد آن، میتواند به اتخاذ تدابیر درست در خنثی کردن ترفندهای آمریکا کمک بیشتری کند.