عباس عبدی
به مناسبت سالروز سوم تیر سال 1384، در مطبوعات سخنان و مطالب متنوعی در له یا علیه یا توصیف دولت فعلی نوشته شد. اما به نظر میرسد که هیچ یک از این موارد (حداقل تا آنجا که این نویسنده مطالعه کرد) بجز یکی از آنها تصویر روشنی از دولت جدید به خواننده نشان نمیداد. هر کدام آنها از منظر شخصی و حتی با پیشزمینه (اعم از موافق و مخالف) دولت و عملکرد آن را به تصویر کشیده بودند. تنها مورد استثنا گزارش شورای اطلاعرسانی دولت از عملکرد دو ساله دولت است که تصویر تمام نمای دولت موجود است. شما میتوانید بجای گزارش ،دولت را در رفتار سیاسی و تصمیم گیری هایش قرار دهید.
این گزارش را نمیتوان در ذیل هیچیک از چارچوبهای گزارشنویسی رایج و علمی، دستهبندی کرد و قرار داد. گزارشهای مرسوم با مقدمهای شروع میشوند و به ذکر چند نکته مهم میپردازند، سپس به اصول کلی راهبردها و سیاستها و خطمشیهای اتخاذ شده اشاره میکنند، آنگاه آثار نظری مثبت و حتی منفی این سیاستها را بر میشمارند، سپس با تحلیلی از ساختار اقتصاد جهانی بویژه نفت و انرژی شروع و با شرح سیاستهای جمعیتی و اشتغال و توسعه انسانی و علم و فنآوری ادامه مییابند. و در مرحله بعد مولفههای اصلی اقتصاد کلان چون رشد اقتصادی، مصرف و سرمایهگذاری، بودجه و سیاستهای مالی و بازار پول و ارز و مباحث قیمتها و تجارت خارجی و سیاستهای توزیعی و رفاه اجتماعی و استانی و خصوصیسازی و... مورد بحث قرار میگیرند و در تمام این مراحل نیز به تنگناها و نقاط ضعف و نیز دستاوردها و برخی نتایج منفی که لازمه این سیاستها بوده اشاره می شود.
در بخش های بعدی گزارشهای علمی و مرسوم ،تمامی حوزه های بخشی چون صنعت، آب، برق، کشاورزی، خدمات، انرژی، آموزش، و بهداشت و.. با نظم و هماهنگی لازم گزارش می شوند و در تمام موارد فوق هم گزارش بر اساس اصول و انضباطی روشن ارایه میشود. و هر سرفصل معمولا با ذکر مقدمه و سپس ارایه تصویری از وضع موجود همراه با آمار و ارقام گذشته و حال، سپس اهداف دولت در آن بخش آغاز و ادامه می یابد و به دنبال آن سیاستها و برنامههای اجرا شده و حتی نشده و در نهایت دستاوردها یا ناکامیها ذکر میشوند. در همه حال تناسب میان اجزای گزارش رعایت میشود. و نکته مهم اینکه در ایران کنونی به دلیل آنکه هدف دولتها اجرای برنامههای پنج ساله است، لازم است مقایسهای هم با اهداف و شاخصهای تعیین شده در برنامههای مصوب صورت گیرد و دیگر نیازی به آن نیست که این مقایسه با 10 سال یا دهههای گذشته انجام شود. اما ویژگی های این گزارش:
1- گزارش دولت موجود هیچ تشابهی با این نوع گزارش که مرسوم و علمی و منضبط است ندارد و بیمقدمه وارد بخش کشاورزی و دام میشود و سپس بخش مسکن، نفت و انرژی، نظام بانکی، سهام عدالت، صادرات و واردات و سایر بخشهای عناوین دیگر این گزارش هستند که هیچ تناسبی با یک گزارش علمی ندارند.
2ـ در گزارش به نحو لازم و حتی در حداقل هم به اصول و سیاستهای کلان اقتصادی اجرائی اشاره نشده است که براساس کدام راهبرد و سیاستهای اقتصادی دستاوردی وجود داشته است و خواننده متحیر میماند که اتخاذ چه سیاستی منجر به چنین دستاوردهایی شده است؟ اگر گزارش ادعا میکند که سرمایهگذاری خارجی به نحو بیسابقهای در کشور اضافه شده، و نیز اذعان دارد که فشارهای جهانی و تحریمها هم همزمان بوده است، اما توضیح نمیدهد که چگونه و براساس چه سیاستی موفق به انجام چنین هدفی شدهاند.
3ـ فقدان اعتماد بهنفس در گزارش موج میزند. زیرا در همه جا سعی کرده با ارایه آمار و ارقامی (که واقعی بودن آنها بحث دیگری است) خود را بهتر از دولتهای 16 سال قبل معرفی کند، در حالی که چنین امری جز از فقدان اعتماد بهنفس، از چیز دیگری ناشی نمی شود. آیا نویسنده گزارش فکر نکرده که اگر تولیدات پتروشیمی در این دو سال زیاد شده، از آسمان که نیامده، طبعاً سرمایهگذاریهای دولتهای قبلی موجب آن شده است. و این را نمیتوان افتخار این دولت دانست.
4ـ گزارش مخاطب خود را افراد فهمیده و فهیم تصور نکرده است. لذا آمارهایی را ارایه میدهد که مطمئن است کسی ،نویسنده را برای آنها مواخذه نمیکند. آخر چگونه میشود که سود بانکی کم شود و رغبت مردم برای سپردهگذاری بیشتر شود؟! یا اینکه بحران خارجی و تحریم زیادتر شود و روابط بانکی ما هم دچار اختلال شود، ولی در عین حال 38 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی صورت گیرد؟!
5ـ گزارش دنبال ارایه تصویری صحیح از اقتصاد و مملکت نبوده، و حتی به معیارهای درونی دولت هم توجهی نکرده است. مثلاً آمار خود را از مراجع غیرمعتبر ارایه کرده. در خصوص آمار اشتغال مرجع اصلی مرکز آمار است و نه وزارت کار، اما چون ارقام رسمی مرکز آمار به نفع نبوده به ارقام مخدوش و غیر معین مراکز دولتی دیگر مراجعه کرده است.
6ـ کیلویی بودن ارقام گزارش از ویژگیهای آن است.
کلمات سر راست 1000 تفاهمنامه، 1000 انجمن علمی، 600 مصوبه، 500 هزار واحد مسکونی و... از جمله ارقامی هستند که معرف این ویژگی است. یا اینکه 500 هزار نفر به ظرفیت 750 هزار نفری آموزش عالی در این دو سال اضافه شده است!!
7ـ فقدان اعتماد بهنفس در موارد دیگر گزارش هم مشهود است، به طوری که به مسایل اساسی که مورد توجه جامعه است ،مثل دو یا چند برابر شدن قیمت مسکن یا رشد نقدینگی یا حجم عظیم مصارف دلاری از درآمدهای نفتی و... مطلقا اشارهای نمیکند.
8ـ ادعاهایی در گزارش مطرح میشود که توهین به شعور خواننده است، مثل اینکه در طول تاریخ کشور برای اولین بار کوشش دولت برای کاهش وابستگی بودجه به نفت نتیجه داده است! و در سال 1386 به زیر 50 درصد خواهد رسید!!
10ـ در طول گزارش حتی به یک مورد ضعف و نارسایی اشاره نشده است، در صورتی که هر عاقلی میداند که بهترین سیاستها هم مآلا منجر به بروز مشکلاتی میشوند که باید آنها را ذکر کرد ولی همان فقدان اعتماد به نفس که زیر پوشش نمایش افراطی اعتماد به نفس پنهان میشود، مانع از آن میشود که دولت ضعفها را ببیند یا اگر دید جرات بیان و توضیح آنها را داشته باشد.
11ـ بخشی از آمارهای ارائه شده رسمی نیستند و از دل بدنه کارشناسی دولت برنیامدهاند. اگر دولت به هر دلیلی آمارهای رسمی را معتبر نمیداند، بناچار باید سازوکار دیگری را برای ارائه آمار ارائه دهد، پیش از آنکه در گزارش رسمی خود به آنها استناد کند.
12ـ بینظمی و ادبیات غیررسمی ویژگی دیگر گزارش است. برای نمونه یک خط درباره اعتبارات بانکی نوشته شده و 10 خط درباره خرید نقدی گندم. ادبیات گزارش نشان میدهد که یک نفر دمدستی در دفتر دولت مجموعهای از آمار و ارقامی که جلویش بوده را با همکاری دیگران نوشته و گزارش را به هم سنجاق کردهاند. این بینظمی در قالب ادعاهای عجیب خود را نشان داده است. مثل این گزاره: «برای اولین بار پس از جنگ، دولت در بودجه جلو افزایش هزینههای مصرفی(!) و جاری را گرفت و برای اولین بار نسبت بودجه عمرانی را گسترش داد.» فارغ از مضمون و ادبیات این گزاره، به نظر می رسد نویسنده هیچ آشنایی با بودجههای قبلی نداشته است.
در یک کلام میتوان گفت که دولت در سیاستهای خود در این دو سال هم مثل نوشتن همین گزارش عمل کرده است.
فارغ از همه اینها یک کار خوب و انسانی این دولت خرید نقدی گندم است که باید از آن تقدیر کرد، شاید هم بهتر است رفتار دولتهای قبلی را در این زمینه محکوم کنیم. ضمنا جمله پایانی گزارش را هم نباید از یاد برد که «رئیسجمهور و دولت نهم تنها رییسجمهور و دولتی هستند که تاکنون در تاریخ ایران، موفق به بازدید از همه شهرهای کشور و دیدار با مردم سراسر کشور شدهاند.»