تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۵  ، 
کد خبر : ۳۳۳۶۰

خوداتکایی روسی کلید پیروزی‌های پوتین


صالح سرخیل

‌انتخـابات مجلس دومای روسیه پس از یک سری کشمکش‌ها در میان احزاب مختلف این کشور برگزار شد. پنجمین انتخابات پارلمانی این کشور پس از فروپاشی اتحاد شوروی علاوه بر ویژگیهایی که روسیه به عنوان یک بازیگر بزرگ بین‌المللی داشته از چشم‌اندازهای گوناگونی قابل تامل است.‌ ‌

بدون تردید نتایج انتخابات پارلمانی تاثیر بسزایی در انتخابات آتی ریاست جمهوری این کشور خواهد داشت. بطوریکه این انتخابات همانند سال 1999 و 2003 مقدماتی برای انتخابات مهمتر ریاست‌جمهوری روسیه در ماه مارس 2008 محسوب می‌شود.‌ ‌

در همین راستا پوتین اعلام کرده پیروزی در مجلس میتواند ادامه نقش‌آفرینی او در سیاست را پس از پایان دوران ریاست جمهوری‌اش در سال آینده تضمین کند. رئیس‌جمهور و متحدان او در کرملین به این انتخابات به عنوان رفراندومی ‌جهت مقبولیت خود نگاه می‌کنند و بر این باورند که رای دادن به حزب «روسیه متحد»، باعث تضمین رونق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور تلقی می‌شود.

در حقیقت پوتین از زمانی که در سال 2000 به قدرت رسید، به تدریج با تکیه بر حس ملی گرایی روسی در میان گروههای مختلف مردم روسیه توانسته است حاکمیت خود بر همه بخشهای روسیه را گسترش دهد و انتقال قدرت را به گونهای انجام دهد که رهبری او بر روسیه را تضمین کند.‌ ‌البته او در این مسیر موفقیتهای زیادی کسب کرده و هم اکنون از محبوبیت بالایی برخوردار است .چرا که با توجه به پیشینه‌اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فاجعه‌بار دهه‌ نود در روسیه، مردم این کشور پوتین را عامل تضمینی برای ثبات روسیه میدانند. ‌ ‌

یکی از بازتابهای مهم این انتخابات می‌تواند مربوط به روند جابجایی پوتین از سمت ریاست‌جمهوری به نخست وزیری باشد. زیرا با توجه به اینکه پوتین نامزد برجسته حزب "روسیه متحد" در انتخابات دوماست، امکان انتخاب او به سمت نخست وزیری روسیه وجود دارد. بر این اساس ممکن است پوتین مدتی پس از انتخابات دوما به مقام نخست وزیری دولت روسیه برسد. ‌ ‌

در توضیح بیشتر باید گفت طبق قانون اساسی روسیه هر فرد تنها دو بار می‌تواند به ریاست جمهوری برگزیده شود. بنابراین حضور پوتین برای دوره‌سوم ریاست‌جمهوری بطور متوالی در این سمت ناممکن به نظر می‌رسد . ‌ ‌

در همین چارچوب باید به انتخاب ویکتور سابکوف به سمت نخست وزیری از سوی پوتین توجه نمود که حیرت بسیاری از کارشناسان امور روسیه را به همراه داشت و احتمالات مختلفی را پیش پای تحلیل گران قرار داد. زیرا در ابتدا بسیاری بر این نظر بودند که پوتین سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه و معاون نخست وزیر روسیه را به جای چنین فرد گمنامی‌به رهبری دولت بر می‌گزیند. ‌ ‌

‌همین مساله موجب بروز نگرانی‌هایی در میان منتقدین دولت شده است که ناشی از برخی ابهامهای موجود در قانون اساسی می‌باشد. زیرا عده‌ای معتقدند ممکن است پوتین پس از انتخابات دوما از سمت ریاست‌جمهوری کناره‌گیری کند و به عنوان نماینده وارد صحنه شود تا در صورت انتخاب ویکتور سابکوف بعنوان سومین رئیس‌جمهور تاریخ معاصر روسیه پس از بوریس یلتسین و ولادیمیر پوتین ،مجددا با پشتیبانی این فرد قدرت را در اختیار داشته باشد و پس از مدتی پوتین دوباره در انتخابات ریاست جمهوری نامزدی خود را اعلام کند. در این حالت احتمال کناره‌گیری سابکوف به دلیل پیری و ورود مجدد پوتین به صحنه در مقام رئیس جمهور وجود دارد.‌ ‌

به هر تقدیر نباید فراموش کرد که در هر صورت، پوتین به عنوان یکی از نخبگان تاثیرگذار و سیاستمداران اصلی برای سالهای آتی در پس پرده قدرت روسیه باقی خواهد ماند.‌ ‌

این در حالی است که گروههای اپوزیسیون که در راس آنها افرادی مانند«گری کاسپاروف» قهرمان سابق شطرنج جهان حضور دارند رهبران کرملین را به کشاندن روسیه به سمت دیکتاتوری و انتخابات ناعادلانه متهم می‌کنند. در همین چارچوب بسیاری از مطبوعات و سیاستمداران غربی و سازمانهای حقوق‌بشری با اعلام اخبار گوناگون از بازداشت فعالان اپوزیسیون و انواع محدودیتها و سانسورها در عرصه‌های مختلف روسیه سخن می‌گویند.‌ ‌

اما طرفداران دولت معتقدند که منتقدین با اقدامات مختلف دست به تحریک دولت می‌زنند تا به نوعی خود را در غرب مطرح سازند ‌تا بتوانند ازحمایت‌های غرب برخوردار شوند.‌ ‌

در این زمینه باید گفت که آمریکا همواره مسائل و جریانات روسیه را بعنوان رقیب دیرینه خود به شدت زیر نظر دارد و تلاش می‌کند تا برنامه‌های خود در این کشور را پیگیری کند. این موضوع پس از تحولات در سالهای اخیر از حساسیت بیشتری برخوردار شده است که برای نمونه می‌توان به بحث سپر دفاع ضدموشکی ،اختلاف‌نظر بر سر پرونده هسته‌ای ایران، تلاش برای تشکیل حکومتهای طرفدار غرب در کشورهای همسایه مسکو و... را توصیف کرد که به تشدید تشنج‌ها افزوده است.‌ ‌

از این منظر دولت روسیه آمریکا را بعنوان مخالفی تلقی می‌کند که بارها از حدود خود تجاوز کرده است. لذا با هدایت جریان ملی‌گرایی در روسیه بر ضد غرب، سرمایه‌گذاری سیاسی اروپا و آمریکا در منطقه را زیر ذره‌بین قرار داده است. تا جایی که می‌توان گفت محوریت اقدامات پوتین در روسیه بر موضوع ناسیونالیسم روسی استوار می‌باشد.

بطوریکه پوتین در این سالها توانسته با اتخاذ سیاست‌های مستقل از آمریکا در قبال موضوعات و رخدادهای بین‌المللی در جهت بازیابی قدرت گذشته روسیه در عرصه بین‌المللی حرکت کند. موضوعی که بیش از هر چیز دیگر افکار عمومی‌ روسیه آنرا قبول داشته و خواهان احیا و تقویت مجدد آن در ابعاد گوناگون هستند. ‌ ‌

بعلاوه پوتین در ابعاد داخلی نیز موفقیتهای قابل توجهی بدست آورده است. روسیه که در دوران زمامداری بوریس یلتسین، کشوری بدهکار و به لحاظ اقتصادی کاملا‌ "‌ورشکسته به شمار می‌آمد، در طول این 8 سال با بازیابی اقتصاد خود و تحول آن، هم اکنون دارای حدود 500 میلیارد دلار ذخایر ارزی نیز می‌باشد. همچنین در طی این دوره دامنه ناآرامی‌های داخلی در روسیه کاسته شده است.

در هر حال پارامترهای موفقیت‌آمیز فوق که در سایه تاکید بر خودباوری ملی در مقابل پیروی از غرب بوجود آمده موجب شده تا هواداران پوتین در روسیه خاستگاه محبوبیت وی را بازی سیاسی و تبلیغات روانی ندانند و گام به گام در جهت احیای جایگاه از دست رفته حرکت کنند . موضوعی که هیچگاه خوشایند آمریکا و اردوگاه غرب نبوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات