سیدمحسن ساری
در گفتوگوی اخیرش با کانال الجزیره سیدحسن نصرالله از برخی از اموری که لبنانیها و عربها ماهها منتظر روشن شدن آن بودند و بر سر آن بحث و جدلهای زیادی در گرفته بود، پرده برداشت. نصرالله گفت: کسانی که در جنگ تابستان گذشته جنگیدند از اهالی روستاهای نزدیک جبهه نبودند بلکه از کلیه مناطق لبنان آمده بودند، اینها ثروت واقعی هستند زیرا برای دفاع از وطن و کرامت و خاک خود جنگیدند و اراده خود را بر همه سرکشان عالم تحمیل میکنند. نصرالله بارها از مقوله پیروزی الهی سخن راند. او از صمیم قلب به این ایمان رسیده است که باید از امت و کرامت و تلاش در برابر سرکشان آمریکایی دفاع کند. نصرالله کاملا میداند که بر چه خاکی ایستاده است لذا او «وادی الحجیر» را یادآور میشود و روح «شرفالدین» که فرانسویها هشتاد سال پیش او را به اعدام محکوم کردند و او به مصر گریخت و میان مردم ایستاد و این بیت شعر را خواند، به کمک طلبید: اگر توقف نکنم، ارتش مرگ افزونتر میشود و در آن صورت دیگر در سرزمین خودمان قدمی برداشته نخواهد شد.
نصرالله گفت: رزمندگان مقاومت هرگز از پایگاههای خود نگریختند و بلکه تا آخرین گلوله به مبارزه ادامه دادند یا شهید شدند و یا اسیر. آنها هرگز پایگاههای خود را برای دشمن خالی نگذاشته و لباسهای نظامی خود را برای مطمئن شدن دشمن نسبت به تسلیم شدن با لباسهای بلند عربی عوض نکردند، آنها سلاح خود را زیر خاک مدفون نکرده و خود سوار بر الاغها به روستاها وارد نشدند. گرچه برخی از رهبران عرب چنین کردند. این مقاومت 34 روز جنگید و سه یگان از نیروهای نخبه اسراییلی که از همان روزهای اول جنگ کمک میطلبیدند را نابود کرد. افراد آن یگانها برای تعویض شدن فریاد میزدند و این در حالی بود که آنها با قویترین سلاح و قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه حمایت میشدند. نصرالله کاملا جدی و روشن صحبت میکرد. او منتظر کسی نبود که با او در جنگ همراهی کند و از هیچ کشوری در خواست نکرد که برای دفاع از کشورش به کمک او بیاید. از سال 1948 تاکنون اسراییل ما را به قتل میرساند و دنیا فقط نظارهگر است. او به دنبال «مشروعیت بینالمللی» با شورای امنیت نبود که با مقاومتش همراهی کند زیرا او میگوید: «طرح ما مقاومت است و ما از خود و وطن و سرزمین و کرامتمان دفاع میکنیم.» این منطق انقلابی که در جهان عرب در اسلام از نظر مردمی کاملا پذیرفته شده است در خود لبنان مورد اجماع نیست. برخی در لبنان بر این باور هستند که کشور لبنان یک استراحتگاه تابستانی است و باید در آن برای سرمایهگذاری و تهیه برنامههای تلویزیونی برای دختران و پسران جوان و خوانندگان زن به دنبال فرصت بود.
حسن نصرالله گفت: در همه جنبشهای آزادیخواهانه از میزان خسارتها صحبت نمیشود بلکه از فداکاریها سخن گفته میشود. او گفت: در جنبشهای آزادیبخش برای از دست رفتن تپهها گریه نمیکنند بلکه به پیروزیها و فداکاریها و دردها و اشکها و خونها افتخار میکنند و برای رزمندگان و سربازان گمنام با ابوها برپا میشود. حسن نصرالله در برداشت خود از رخداد جنگ فراتر میرود و ملت و رزمندگان را چنین مورد خطاب قرار میدهد: شما این نوزاد غیرمشروع که به نام خاورمیانه جدید نامیده شده و خانم کاندولیزا رایس به آن بشارت داده بود را ساقط کردید. این شما بودید که این زایمان را آنقدر با مشکل مواجه ساختید که بچه در آن ساقط شد. خانم رایس آن قدر از این تولد نامشروع سخن گفت که زبانش را حتی با آن گفتهها بلعید. این همبستگی بزرگ عربی و اسلامی هیچگاه در جایگاه واقعیاش قرار نگرفت و انتظار میرفت که هر چه زودتر نابود گردد، زیرا رسانههای عربی همراه با رسانههای غربی به نشر اکاذیب و ارهام میپرداختند و با پول حرامی که دریافت میکردند تلاش جدی به کار میبردند که میان مسلمانان کینه و دشمنی ایجاد کنند و طوائف را علیه یکدیگر تحریک کنند تا این که آنها علیه یکدیگر بجنگند و اشغالگری را فراموش کنند. آنها این قدر این کینه و دشمنی را ادامه دادند تا این که خانم رایس بار دیگر بر منطقه آمد و از تقدیم کمکهای نظامی به کشورهای خلیج فارس و اسراییل و مصر سخن گفت تا این که آنها بتوانند به راحتی علیه القاعده و حزبالله و سوریه و ایران بجنگند. ای سید... آن امت و کرامتی که از آن سخن میگویی در این دوره و زمان در کجا باید آن را یافت؟