کیوان مهرگان
* نیروهای ملی - مذهبی برای شرکت در انتخابات چه تصمیمی گرفتهاند؟
** بحث و بررسی در بین نیروها وجود دارد و هنوز تصمیم خاصی که خروجی این جریان باشد گرفته نشده است.
* برای شرکت در انتخابات پیششرط مطرح کردهاند؟
** البته پیش شرطهایی وجود خواهد داشت اما آنچه را که من در این مصاحبه مطرح میکنم نظر شخصی خود من است و در بین دوستان ما هنوز تصمیمگیری که با رایگیری انجام شده باشد، صورت نگرفته است.
* رویکرد شما به انتخابات چیست؟
** ببینید من شرکت در انتخابات را یک فرصت برای نیروهای سیاسی و حق قانونی خودمان میدانم. برخی از دوستان با این نظر من مخالف هستند، اما ما نمیتوانیم تئوریزه شده انتخابات را تحریم کنیم. به چند دلیل، نخست آنکه تجربه این بیست و هشت سال پس از پیروزی انقلاب نشان داده است که هر وقت مردم زیاد شرکت کردهاند از یک طرف امکان پیروزی نیروهای اصلاحطلب زیاد شده و از طرف دیگر مانور نیروهای اقتدارگرا به شدت کاهش پیدا کرده است، اما هر وقت مردم کم شرکت کردهاند (به هر دلیلی) جناح انحصارطلب پیروز رقابت بوده است. به دلیل اینکه این جریان یک پایگاه حداقلی دارد و وقتی رهبران آنها امر بر شرکت در انتخابات کردهاند، بیدرنگ در انتخابات شرکت کردهاند. شما نگاه کنید به انتخابات چند سال اخیر، در انتخابات دوم خرداد، مجلس ششم و شوراها مردم انبوهی شرکت کردند، اصلاحگران پیروز شدند، اما در انتخابات بعدی حضور کم مردم باعث پیروزی جناح انحصارطلب شکست اصلاحطلبان شد. بنابراین شرکت در انتخابات این فایده را دارد که نیروهای اصلاحطلب امکان پیروزی بیشتری را دارند. البته هدف ما از شرکت در انتخابات راهیابی چند نماینده به مجلس نیست بلکه مهم این است که طی این چند ماه انتخابات میتوانیم حرفهایمان را به سطح جامعه ببریم.
* با این حال این پرسش پیش میآید که آیا شما جمعبندی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دارید؟
** بله طبیعی است، شرکت در آن انتخابات و حمایت از آقای هاشمی آثار و تبعاتی برای ما داشت.
* چه تبعاتی؟
** قبل از اینکه به این پرسش پاسخ بدهیم، ضروری است این را بگویم که من یکی از منتقدان جدی برنامههای آقای هاشمی رفسنجانی بودم. زمانی که برنامه اول را به مجلس آوردند، اولین کسی بودم که در یک جزوه تمام برنامههای ایشان را نقد کردم و با آن مخالفت کردم یا وقتی قصد داشت در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شود در یک گفتوگوی مفصل با روزنامه خرداد مجدداً برنامههای اقتصادی وی را به چالش کشیدم. بنابراین نظرات من درباره برنامههای اقتصادی آقای رفسنجانی معلوم است.
* پس چرا از آقای هاشمی حمایت کردید؟
** آقای رفسنجانی هم در حاکمیت و هم در بین روحانیون نفوذ زیادی دارد، با همین نفوذ اگر هاشمی میخواست با جناح اقتدارگرا درگیر بشود بهتر از سایرین میتوانست این کار را بکند. این تنها حرف من نبود، نیروهای کانون نویسندگان هم میگفتند. پس حمایت ما از آقای هاشمی به این دلیل هم بود. علاوه بر این در صورتی که هاشمی به قدرت میرسید این فضایی که امروز وجود دارد، تحمیل نمیشد، شما نگاه کنید همه نیروهای اجتماعی اعم از دانشجویان، زنان، کارگران و روزنامهنگاران را به حاشیه راندهاند و همه درباره محدودیت رسانهها انتقاد میکنند.
* هنوز هم به آن سوال جواب ندادید که تبعات حمایت از هاشمی برای جریان ملی- مذهبی چه بود؟
** باعث شد بخشی از نیروهای هوادار ما ریزش کند.
* در بدنه اصلی جریان چه آثاری به همراه داشت؟
** طبیعی است که اختلاف باشد، اما تاثیر آنچنانی در بدنه اصلی نداشت.
* آقای مهندس! شما پیش نیازهای شرکت در انتخابات را چه میدانید؟
** من همواره اقتصاد را استخوانبندی یک نظام سیاسی دانستهام. این حرفی نیست که الان بگویم. در دوم خرداد 76 که آقای خاتمی پیروز انتخابات بودند، در نامهیی 15 صفحهیی و سربسته برایشان نوشتم که توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی مانند زدن مهر بر آب است. از همین اصطلاح برای توصیف هدفم از آن نامه استفاده کردم. همانجا هم نخستین بار بود که از اصطلاح «بورژوازی ملی» استفاده کردم. چون با هر مسلک و اعتقادی باید این واقعیت محتوم را بپذیریم که در ایران فعلاً همه کاره دولت است. این دولت است که در همه جا نقش دارد، پس اگر شما میخواهید حرکت قطار توسعه در ایران از مسیر اصلی خودش خارج نشود، ناگزیرید که به اصلاح دولت روی بیاورید. حالا مقدمه اصلاح دولت را اگر توسعه سیاسی بدانیم، پیش نیاز توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و پیش نیاز توسعه اقتصادی اصلاح نظام اداری و مالی است. تاکید میکنم اگر میخواهیم اصلاحاتی در ایران به ثمر بنشیند باید نظام اداری و مالی را با هم اصلاح کنیم، چون اصلاحطلبان در مجلس ششم به این مساله اصلاً توجه نکردند مجلس هفتم هم که وضع را بدتر کرد و با روی کار آمدن دولت احمدینژاد این وضع به شدت بدتر شده است.
* چرا؟
** آنچه در دولت احمدینژاد اتفاق افتاده نمودش در انحلال سازمان برنامه است. در همه ادارات و نهادها کارشناسان کار کشته و با تجربه را بازنشسته کردهاند و جوانان تازه فارغالتحصیل شده از برخی مراکز خاص را آوردهاند. البته ایرادی بر این جوانان نیست چون اینها تجربه ندارند.
* این روندی که آغاز شده را قابل اصلاح میدانید؟
** قابل اصلاح است اما بسیار مشکل است، چون هدایت این کارها در دست نیروهایی است که علاقه زیادی به ارائه آمار و ارقام مطابق واقعیات موجود ندارند.
* حالا پیشنهاد شما به اصلاحطلبان چیست؟
** به اصلاحطلبان هشدار میدهم که طرح دموکراسی و مردمسالاری کافی نیست، لازم است ما هم از آنها حمایت کنیم اما کافی نیست. آنها باید در مجلس آینده بتوانند برنامههایی را تدوین کنند که نقطه آغازی برای کاهش وابستگی دولت به نفت باشد. من هم میدانم که در یک دوره و چهار سال امکان قطع وابستگی دولت به نفت وجود ندارد، اما همین که بتوانیم به میزان 20 درصد وابستگی دولت به نفت را کاهش بدهیم، کار زیادی شده است. اصلاحطلبان باید بدانند که اگر به این سمت بروند، مردم بیشتر به سمت آنها خواهند رفت.
* در بین برخی نیروهای اصلاحطلب این تحلیل وجود دارد که اصلاحطلبی جنبشی نخبهگر است و نمیتواند به سمت شعارهای اقتصادی برود چون ممکن است در دام پوپولیست بیفتد.
** غلط است، اشتباه است. این باور غلطی است. پوپولیسم که اصلاح نظام اداری و مالی را نمیخواهد، پوپولیسم که دنبال قطع وابستگی از نفت نیست. اتفاقاً در عدم اصلاح نظام اداری و مالی و در وابستگی دولت به نفت است که پوپولیسم رشد میکند. البته خوشبختانه مردم فهمیدهاند که این شعارهای پوپولیستی برای آنها آب و نان نمیشود و مجریان این شعارها نمیتوانند کاری کنند. اینجا است که اصلاحطلبان باید با برنامه وارد کار شوند.
* شما هم به برنامه رای میدهید؟
** دقیقاً اگر بنای دوستان ما به شرکت در انتخابات باشد ما به برنامه رای میدهیم. دیگر به افراد کاری نداریم، برنامه است که مسیر رای ما را مشخص میکند.
* برنامه فقط اقتصادی و آن هم اصلاح نظام اداری و مالی باشد؟
** یکی از مهمترین اهداف و برنامهها باید این باشد. علاوه بر این به نظرم باید کسانی که نامزد میشوند در حوزه مسائل هستهیی هم حرف برای گرفتن داشته باشند. باید بتوانند در حوزه سیاست خارجی حرف برای گفتن داشته باشند. این چه سیاستی است که همه کشورهای عربی را از ما دور کرده است. دشمنان ما حالا فقط آمریکا و اسرائیل نیست ظاهراً این روزها عربها هم برای ما خط و نشان میکشند. روسیه هم معلوم نیست سر این نیروگاه بوشهر، چه بازییی مانده سر ایران در بیاورد.
* منظور شما از حرف برای گفتن داشته باشد، برنامه مشخصی است؟
** همان برنامههای آقای خاتمی در حوزه سیاست خارجی خوب بود. اگر کشورهایی دوست ما نبودند، با دشمن ما هم همکاری نمیکردند. این چه تدبیری است که کشورهایی اگر زمانی با ما دوست نبودند، با دشمن ما هم همکاری نمیکردند، الان همه علیه ما فعالیت میکنند.
* آقای سحابی! با توجه به تغییر شرایط سیاسی در کشور و برگزاری انتخابات در آخرین روزهای سال چه مشکلاتی را فراروی اصلاحطلبان میبینید؟
** به نظر من دو مشکل برای اصلاحطلبان وجود دارد؛ نخست مساله تایید صلاحیتها است که فکر میکنم اگر رایزنی کنند بتوانند از آنچه در مجلس هفتم اتفاق افتاد، جلوگیری کنند. دوم، مسدله سلامت، انتخابات است. این هم از مشکلات اصلاحطلبان است که باید در دو وجهه بجنگند. یک جبهه، جبهه مردم است که آنها را متقاعد کنند در انتخابات شرکت کنند. جبهه دیگر، تلاش برای گرفتن تایید صلاحیتها است. اصلاحطلبان باید در این دو جبهه خوب مبارزه کنند تا بتوانند نتیجه بگیرند.