بسماللهالرحمنالرحیم
اجلاس شرمالشیخ قرار است در روزهای آینده با حضور همسایگان عراق، 5 عضو دائم شورای امنیت، بهمراه مصر و برخی کشورهای اروپائی در مصر برپا شود. پس از این قرار بود این اجلاس در ترکیه برگزار شود لکن بنابر ملاحظاتی دولت مالکی، مصر را ترجیح داد. اکنون گرچه رژیم قاهره مجری این اجلاس است ولی مدیر اجلاس، آمریکا است.
در واقع واشنگتن سعی دارد با تشکیل اجلاسهائی در صحنه سیاسی جهان بعنوان طراح اصلی پشت صحنه عراق، خود را «فعال مایشأ» معرفی کند و «ابتکار عمل» را در دست داشته باشد. این بزرگترین انگیزه واشنگتن از اجرای نمایش شرمالشیخ است که بر شکستها و ناکامیهای مطلق ارتشهای اشغالگران عراق سرپوش بگذارد و نظرها را به سمت و سوی دیگری منحرف سازد و حتیالامکان، عقدههای سیاسی نومحافظهکاران و تیم دستیاران بوش کوچک را برطرف سازد. واشنگتن برای تامین چنین هدفی 3 راهکار متفاوت را به صورت موازی دنبال کرده است.
الف ـ اعمال فشار بر ایران در عراق و عدم آزادی 5 دیپلمات ایرانی بمنظور تحتالشعاع قرار دادن نقش ایران در عراق و همچنین کاهش نقش ایران در اجلاسهائی از این دست. بدین ترتیب اگر چه اصرار ایران برای آزادی 5 دیپلمات ایرانی از اهمیت و اولویت برخوردار است لکن اولویتهای دیگری هم در ساختار سیاست خارجی ایران در پرتو تحولات پرشتاب منطقه و جهان وجود دارند که نمیتوان از آنها غافل شد.
ب ـ راهکار دوم واشنگتن از طریق افزایش تعداد مدعوین اجلاس شرمالشیخ دنبال میشود. اشغالگران با افزدون کشورهای همفکر و همراه خود سعی دارند «اکثریت عددی» در اجلاس شرمالشیخ پیدا کنند. حال آنکه این دیگر «اجلاس همسایگان عراق» نیست بلکه مجموعهای ناهمگون است که عمدتاً با انگیزه تحمیل شرایط دلخواه اشغالگران بر منطقه، تدارک و شکلبندی شده است و یا دستکم، این جدیترین انگیزه اشغالگران عراق است.
ج ـ راهکار سوم و مهمترین موضوع، تلاش برای «بازگشت به نقطه صفر» در عراق و احیای شبکه جهنمی حزب بعث عراق و واگذاری پستهای کلیدی به کسانی غیر از شیعیان است. در واقع این یک «اقدام چند منظوره» است که اشغالگران در آن واحد سعی دارند نقش و جایگاه اکثریت 65 درصدی شیعه را تعمداً کمرنگ جلوه دهند و با القای شبهه در مورد عدم عدم کارآئی دولت مالکی و ناکارآمد جلوه دادن «طرح امنیتی بغداد»، بازگشت بعثیها به قدرت را یک ضرورت عینی معرفی کنند و چنین القا نمایند که چارهای جز پذیرش آن وجود ندارد.
با اینهمه، نکات حیاتی و مهمی وجود دارد که توجه خاص به آنها در مقطع زمانی کنونی، اجتنابناپذیر است و هرگونه حرکت بدون در نظر گرفتن این موارد، میتواند کاملاً به نتایج معکوسی منجر شود.
1- آمریکا در عراق بصورت اشغالگر عمل میکند و اگر چه مطابق کنوانسیونهای بینالمللی، اشغالگران مسئولیتهای تعطیلناپذیری دارند ولی آمریکا از پذیرش مسئولیت تأمین امنیت عراق اشغالی هم طفره میرود و حتی با دامن زدن به ناامنیها سعی دارد به توجیه ضرورت تداوم حضور نظامی در عراق بپردازد.
«صادق الموسوی» رئیس موسسه اطلاعرسانی و روابط بینالملل عراق این هفته آمریکا را عامل اختلاف و تفرقه میان ملت عراق و افزایش اقدامات تروریستی در این کشور معرفی کرد. وی با اشاره به ارتباطات محرز آمریکا با گروههای تروریستی و بطور همزمان، ایجاد دیوار حائل بین مناطق سنینشین و شیعهنشین بغداد، سعی در اخلال و برهم زدن تعادل سیاسی ـ اجتماعی در عراق دارند.
مسئله اینست که این نخستین اتهام اشغالگران نیست و آنها توسط مقامات رسمی عراق متهم شدهاند که به زیان امنیت ملی عراق حرکت میکنند و تصمیم میگیرند.
این هفته حسنین هیکل نظریهپرداز مشهور عرب، پا را فراتر گذاشته و خاطرنشان ساخت که «امنیت عراق در سیاست خاورمیانهای آمریکا جائی ندارد.» وی افزود: «مقامات کاخ سفید کتمان نمیکنند و به صراحت گفتهاند که تنها مصلحت آمریکا و منافع اسرائیل را مقدم و محترم میشمارند و اعراب در این مقوله جایگاهی ندارند.»
تشکیل اجلاس شرمالشیخ از این دیدگاه، برای حل مسائل منطقه و مشکلات عراق نیست بلکه اشغالگران مایلند در این اجلاس و در هر فرصت دیگری، «شریک جرم» تازهای برای خود بیابند و مسئولیت فجایع عراق را با آن شریک شوند که انگشت اتهام، فقط بسوی آنها نشانهگیری نشود.
2ـ طی هفتههای اخیر کاندولیزا رایس و سایر مقامات واشنگتن سعی کردهاند زمینههای حضور تعداد بیشتری از کشورها در اجلاس شرمالشیخ را فراهم سازند. این رفتار بوش و دستیارانش با عملکرد آنها در نخستین ماههای پس از اشغال عراق کاملاً متفاوت است که حاضر نبودند هیچ کشور دیگری و حتی سازمان ملل در ماجرای عراق وارد عمل شود و با انهدام مقر سازمان ملل در عراق باعث پایان گرفتن نقش نیمبند سازمان ملل در این کشور شدند.
در واقع اشغالگران عراق، هر جا احساس نیاز کردهاند، سعی نمودهاند اقدامات یکجانبه در عراق را با تکیه بر مصوبات شورای امنیت به عنوان یک موضع مورد قبول جهانی معرفی کنند ولی هر جا که وجود سازمان ملل و حتی دوربین رسانهها را مغایر منافع خود احساس کردهاند، با وحشیانهترین شیوههای ممکن به کشتار مأمورین سازمان ملل و خبرنگاران رسانهها پرداختهاند.
توجه به این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اصرار کنونی اشغالگران برای دعوت از دیگران را ناشی از صداقت و حسننیت احتمالی آنان ارزیابی نکنیم بلکه مطمئن باشیم که آنها در تأمین اهداف خود عاجز ماندهاند و فقط برای عبور از همین عقبهها، احساس نیاز میکنند و سعی دارند دیگران را هم به کار بگیرند.
بدین ترتیب، روشن است که حتی اجلاس شرمالشیخ هم گشایشی در اوضاع عراق به وجود نخواهد آورد و اشغالگران بمحض عبور از تنگناهای کنونی، باز هم به سیاستهای یکجانبهگرایانه خود ادامه خواهند داد.
3- کمرنگ ساختن نقش و جایگاه همسایگان عراق، یکی از اهداف اصلی اشغالگران در اجلاس شرمالشیخ است. نباید از نظر دور داشت که بحران عراق اگر چه تاکنون 500 میلیارد دلار برای آمریکا هزینه در برداشته و 3500 کشته و هزاران مجروح را در پی داشت، ولی کانون بحران با هزاران کیلومتر فاصله، تأثیر مستقیم محدودی بر جامعه آمریکا داشته است. ولی این همسایگان عراق هستند که بطور مستقیم از آثار و تبعات پرخسارت بحران عراق آسیب میبینند و این قابل انکار نیست که همسایگان عراق، حقوق قانونی بیشتری برای جلوگیری از سرایت و ادامه بحران عراق دارند.
اینست که بیتردید امروزه اصرار برای پایان یافتن اشغال عراق و تعیین جدول زمانی خروج اشغالگران از این کشور، جزو حقوق قانونی همسایگان عراق محسوب میشود و آمریکا حق ندارد با دفعالوقت، حتی برای افزایش شمارگان نیروهایش در عراق، باعث تشدید، تعمیق و تسری بحران به سایر نقاط منطقه شود.
طی روزهای اخیر شاهد دستگیری و سرکوب یک شبکه عظیم تروریستی در عربستان بودهایم. این پدیده جزو صادرات اخیر اشغالگران از عراق به سایر نقاط منطقه شده و این قابل تحمل نیست.
نباید به اشغالگران فرصت داد که مشکل خودشان در عراق را به «مشکل منطقه» مبدل سازند و «بذر تروریسم» را در منطقه بارور سازند. در این زمینه به سعودیها، رژیم قاهره و برخی دیگر از کشورهای عرب که تحت تأثیر القائات اشغالگران قرار گرفته خواسته یا ناخواسته به «اهرم فشار اشغالگران عراق» تبدیل شدهاند، نیز باید هشدار داده شود از دامن زدن به تفرقه میان شیعه و سنی، هرگز سود نخواهند برد. آنها امروز آب به آسیاب دشمن میریزند و یقیناً دامن زدن به دشمنی علیه شیعیان، مشکلات حال و آینده را برای آنها حل نخواهد کرد.
آمریکا و اسرائیل در فلسطین اشغالی به تحریم و تحت فشار قرار دادن دولت حماس پرداختهاند و حال آنکه حماس یک گروه سنی است و شرمآور است که برخی کشورهای عرب هم در این اعمال فشار علیه مردم فلسطین و حماس، با صهیونیستها همراه شدهاند.
4ـ امروزه دولت و مردم عراق نیز با تحریم تقریباً مشابهی از جانب اعراب مواجهند. کشورهای عرب تصور نکنند که القای ناکارآمدی دولت مالکی و تلاش برای بیثبات کردن عراق, به سود آنها تمام خواهد شد.
تجربه نشان داده که تمامی همسایگان عراق، جزو بازندگان خشونتهای لجام گسیخته در عراق محسوب میشوند. بیتفاوتی واشنگتن در قبال فجایع عراق هم دقیقاً از همن زاویه است که مفهوم واقعی خود را پیدا میکند.
آمریکا ارتباطات خود با گروههای تروریستی در عراق را هرگز پنهان نکرده است. بویژه آنکه «القاعده» از اساس، یک گروه دستپرورده آمریکا محسوب میشود. تلاش برای به ناکامی کشاندن طرح امنیتی بغداد که این روزها از اولویتهای اشغالگران است، دقیقاً یک زیان استراتژیک را بر منطقه تخمیل میکند و بیم آن میرود که اوضاع به مرحله برگشتناپذیری کشانده شود. زیرا اشغالگران سعی دارند اوضاع را به قدری بحرانی جلوه دهند که ملت مظلوم عراق و همسایگان این کشور به هر چیزی بجز ناامنی کنونی، رضایت دهند. این، همان فرصتی است که اشغالگران به دنبال آنند تا بعثیهای شرور را با استفاده از آن، مجدداً به قدرت باز گردانند. این شاید عمدهترین هدفی است که القای آنرا اشغالگران در صدر برنامههای خود برای شرمالشیخ قرار دادهاند. و عجیب آنکه از شرمالشیخ، هنوز هم بوی تند توطئههای صهیونیستی به مشام میرسد!