رضا جنیدی
در سال 1990، برای نخستین بار، یک امپراطوری بدون درگیر شدن در جنگی، از درون متلاشی شد و به دنبال آن، الگوی ارتباط ابرقدرتها با ایران و استراتژیهای بری و بحری آنها در ایران تغییر کرد؛ زیرا خطر تهدید نظامی و ایدئولوژیک شوروی در ضلع شمالی از بین رفت و در مقابل، قدرت رقیب؛ یعنی آمریکا کوشید تا خلأ قدرت را در منطقه پر کند.
این تحول، پیامدهای مثبت را برای ایران به همراه داشت: خروج ایران از موقعیت حایل پس از دو قرن و رفع تهدید مستمر تاریخی از سمت شمال، افزایش ظرفیت ارتباطی ایران در حوزههای حمل و نقل دریایی و هوایی، ارتباطات الکترونیکی و خطوط لوله نفت و گاز، ایجاد فرصتهای جدید در راستای ارتباط دادن اروپا به قفقاز و آسیای مرکزی و افغانستان، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی ایران به دلیل همجواری با دو حوزه بزرگ نفتی و هیدروکربنی جهان؛ یعنی دریای خزر و خلیجفارس و پیدایش فضاهای ژئوپلیتیکی جدید در مسیر قفقاز و آسیای مرکزی. اما آنچه مسلم است، ایران تاکنون نتوانسته از ظرفیتها و موقعیت منحصر به فرد خود در این منطقه به طور شایسته استفاده کند. با توجه به این مهم، به نظر میرسد، دولت احمدینژاد به این منطقه بخصوص افغانستان و ترکمنستان توجه ویژهای دارد و برای ایفای نقشی فعالتر در سازمان همکاری شانگهای در راستای بهرهبرداری هر چه افزونتر از فضاهای ژئوپلیتیکی جدید ایجاد شده در شمال و شرق کشور تلاش میکند.
ظرفیتهای ایران در منطقه آسیای مرکزی ـ افغانستان
افغانستان، ایران، آسیای مرکزی و قفقاز در طول تاریخ علایق فرهنگی، مذهبی و زبانی داشته و در بسیاری از مقاطع تاریخی به مانند یک قلمرو واحد اداره میشدند. این پیشینه تاریخی به همراه ظرفیتهای جغرافیایی فراوان، میتواند زمینهساز بسط حوزه ژئوپلیتیکی ایران در این منطقه حساس شود. برخی از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل ایران برای نقشآفرینی فعال در این منطقه عبارتند از:
1ـ ترانزیت کالا
افغانستان و تمامی کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی پیشین در منطقه خزر ـ آسیای مرکزی محاصره شده در خشکی هستند و از دسترسی مستقیم آسان به بازرگانی دریایی بیبهره هستند. تنها راهحل عملی و آسان برای رفع این مشکل را میتوان در ارتباط این جمهوریها و افغانستان به خلیجفارس و دریای عمان از راه ایجاد شبکههای گوناگون راه شوسه، راهآهن و لولههای نفتی و گازی از مسیر ایران جستجو کرد. اتصال راهآهن سراسری ایران (بندرعباس ـ بافق ـ مشهد ـ سرخس) به شبکه راهآهن آسیای مرکزی و سرمایهگذاریهای گسترده ایران در زیربناهای حمل و نقل، مانند پایانهها، بنادر، راهآهن، شبکه راههای زمینی ارتباطی، انبارها، سردخانهها، گذرگاههای مرزی و توسعه گمرک امکانات ارتباطی گستردهای را برای این کشورها در ارتباط با جهان خارج فراهم آورده است، امکاناتی که سالهای متمادی است که کشورهای آسیای مرکزی در آرزوی دستیابی به آن هستند. جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن 50 میلیون تن ظرفیت بندری، به حدود 15 میلیون تن ظرفیت مازاد نیاز دارد که میتواند در راستای مبادلات منطقهای بین شمال و جنوب در اختیار همسایگان قرار دهد. ثبات و امنیت پایداری که در ایران حاکم است، این کشور را به امنترین کریدور ترانزیت کالا تبدیل کرده است. ایران توانایی آن را دارد که در بنادر جنوبی خود به هر میزان ظرفیت موردنیاز، ظرفیت بندری در اختیار کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان قرار دهد و حتی اسکلههایی را با مشارکت آنها، ایجاد و تحت حاکمیت ایران به آنها واگذار کند. در مجموع، موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان کشوری که در کانون کشورهای محصور در خشکی قرار دارد، به همراه زیرساختهای ارتباطی نسبتاً مناسب برای آزادسازی این کشورها از انزوای ژئوپلیتیکی، میتواند سبب احیای جاده ابریشم و نقش تاریخی کشورمان در اتصال شرق و غرب به یکدیگر شود و زمینه تبدیل ایران به مهمترین کانون همگرایی منطقهای را فراهم کند.
2ـ تزانزیت انرژی
بیگمان، مهمترین مسیر ترانزیتی که از همان ابتدا نظر کشورهای آسیای مرکزی را برای انتقال انرژی خود به اروپا و یا آبهای گرم جنوب جلب کرد، مسیر ایران بود.
مسافت کم، عبور از یک کشور به جای چند کشور، هزینه کم، وجود تضمینی امنیتی و همچنین امکانات گسترده ایران در زمینه نیروی انسانی کارآمد در صنایع نفتی، حمل و نقل خشکی و دریایی، پالایشگاهها و امکانات بندری برای صدور نفت و گاز و شبکه لولههای نفت و گاز موجود، امتیازات امکانات بندری مناسب در صدور گاز، امتیازات چشمگیری را در اختیار میگذارد که هیچ گزینه دیگری را برای صدور نفت و گاز خزر ـ آسیای مرکزی، یارای هماوردی با آن نیست. با وجود این، این مسیر به دلیل مخالفتهای شدید آمریکا با نقشآفرینی ایران در حوزه ترانزیت انرژی، مورد بهرهبرداری چندانی قرار نگرفته است.
3ـ همجواری جغرافیایی
واقعیت جغرافیا را نمیتوان انکار کرد، زیرا کسی نمیتواند واقعیتهای جغرافیایی را عوض کند. واقعیات جغرافیایی و ملاحظات ژئوپلیتیکی در روابط منطقهای اقتضا میکند که کشورهای منطقه بویژه ترکمنستان و افغانستان در روابط خود با ایران راه مسالمتآمیز و همکاری را به جای تنش و تعارض در پیش بگیرند. علاوه بر این، در شرایط کنونی که کنترل مرزهای طولانی ایران ـ افغانستان و ایران ـ ترکمنستان در معرض عبور غیرقانونی بویژه قاچاق مواد مخدر و اشرار قرار دارد، نقش نظامی امنیتی ایران میتواند تأثیر بسزایی بر توسعه روابط منطقهای برجای گذارد. قدردانی «حامد کرزی» از نقش سازنده ایران دلیلی بر این ادعاست. وی در این خصوص میگوید: «ایران تاکنون حامی و مشکلگشای افغانستان بوده است. این کشور در روند صلح افغانستان و کمک به ما برای مبارزه با تروریسم و همچنین قاچاق مواد مخدر نقش مثبت داشته است.»
4ـ منابع آب
کمبود منابع آب نیز از چالشهای دیگر فراروی کشورهای آسیای مرکزی بویژه ترکمنستان است.
افزون بر رودخانههای اترک، محلات نادری، درونگر، هریرود (تجن) و سومبار که از خاک ایران به سوی ترکمنستان جاری هستند، چندین رودخانه با حجم آب متغیر و فصلی، مانند شورلق، چهلکمان، چهچهه، قرهتکان و لاین نیز از ارتفاعات مرزی هزار مسجد به سوی دشتهای پست ترکمنستان در جریان هستند با توجه به اینکه بسیاری از تحلیلگران، دهه آینده را دهه درگیری بر سر آب در آسیای مرکزی میدانند، نقش هیدروپلیتیکی ایران از ارزش خاصی برخوردار است. افتتاح سد دوستی، تنها گوشهای از ظرفیتهای ایران برای نقشآفرینی فعال در این عرصه است.
5ـ روابط اجتماعی و فرهنگی ملتها
همجواری و نزدیکی جغرافیایی دو کشور ایران و افغانستان به علاوه زبان شیرین فارسی که مردمان هر دو کشور با آن تکلم میکنند و در کنار همه اینها فرهنگ و دین مشترک سبب ایجاد دوستی در بین دو ملت بزرگ افغانستان و ایران شده است که میتواند بسترساز گسترش همکاریهای دوجانبه شود.
کشورهای آسیای مرکزی نیز مشترکات تاریخی و فرهنگی دیرینهای با کشور ما دارند. بقایای شهرهایی مانند نساء (پایتخت اشکانیان) و مرو و ابیورد، بخارا و سمرقند که زمانی پایگاههای سیاسی و فرهنگی حکومتهای اسلامی و ایرانی بودهاند و از نظر جغرافیایی در قلمرو خراسان بزرگ قرار داشتهاند، یادآور چنین مشترکاتی میباشند.
سفر اخیر رئیسجمهوری ایران به افغانستان و آسیای مرکزی
سفر اخیر دکتر احمدینژاد به همراه اعضای بلندپایه دولت به افغانستان و آسیای مرکزی و شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان، بیتردید میتواند آثار و پیامدهای مثبت زیادی را به دنبال داشته باشد. اما تأثیرگذاری آن در سه حوزه؛ یعنی ارتقای منزلت ژئوپلیتیکی ایران در افغانستان با وجود فشارهای آمریکا، ارتقای جایگاه منطقهای و حتی بینالمللی ایران از مسیر شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، و افزایش مبادلات اقتصادی ایران با کشورهای منطقه بیشتر از سایر حوزهها ارزیابی میشود.
1) تقویت نقش سازنده ایران در افغانستان
نگاه مثبت و قدردانی «حامد کرزی» رئیسجمهور افغانستان از نقش سازنده و ثباتبخش ایران در شرایطی که آمریکا با عملیات روانی گسترده تلاش دارد، ایران را متهم به ایجاد ناامنی در افغانستان و عراق نماید، حاکی از شکست استراتژی انزوای منطقهای ایران توسط آمریکاست.
کرزی در مصاحبه با خبرگزاری سیانان در واکنش به اظهارات جدید مقامهای آمریکایی مبنی بر نقش ایران در بیثباتی جهان با رد ادعاهای آمریکا مبنی بر کمک تسلیحاتی ایران به طالبان به منظور بر هم زدن شرایط امنیتی افغانستان گفت: «ما با ایرانیان روابط بسیار خوبی داریم و میخواهیم این روابط را ادامه دهیم. مسایل احتمالی را نیز با گفتگو حل و فصل میکنیم، البته اگر مسألهای وجود داشته باشد.»
اظهارات کرزی به طور معناداری با ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر تأمین مالی شورشیان و تروریستها از سوی ایران و تلاش برای دستیابی این کشور به سلاح اتمی تفاوت داشت. این در حالی است که «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا پیشتر در سخنانی مدعی شده بود: «من تردید ندارم که ایران از چالش با ما و همپیمانان ما در منطقه دست برنمیدارد و منافع ما را در این منطقه تهدید میکند.»
«رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا نیز با بیان ادعایی جدید گفت: «من گمان میکنم ایران در افغانستان دو نقش بازی میکند، هم به دولت افغانستان و هم به طالبان کمک میکند.» با وجود این، رئیسجمهور افغانستان که هفته گذشته به منظور دیدار و مذاکره با همتای آمریکایی خود به آمریکا سفر کرده بود، در خصوص اظهارات بوش درباره ایران ابروهای خود را بالا برد و ایرانیان را دوست خود قلمداد کرد. افزایش روابط دیپلماتیک ایران و افغانستان بویژه در سطح رؤسای جمهوری میتواند در رفع ابهامها و تعمیق و نهادینه شدن روابط دوجانبه و خنثیسازی سیاستهای تفرقهافکنانه قدرتهای غربی بسیار مؤثر افتد.
2) حضور ایران در نشست سازمان همکاری شانگهای
ظرفیتهای سازمان همکاری شانگهای و همچنین توانمندیهای آن با توجه به عضویت دو عضو از پنج عضو دایم شورای امنیت در این سازمان، دارا بودن بیش از یک سوم جمعیت جهان، وسعت قابل توجه و توانمندیهای اقتصادی نوید یک ائتلاف بالقوه توانمند را میدهد و اگر چهار کشور عضو ناظر مغولستان، ایران، پاکستان و هند نیز به جمع اعضا اضافه شوند، سازمان شانگهای با جمعیتی حدود 7/2 میلیارد نفر و وسعت حدود نیمی از کره زمین به موقعیتی مهمتر دست خواهد یافت. در همین حال، نباید فراموش کرد که سازمان شانگهای خواسته یا ناخواسته بتدریج در حال تبدیل شدن از یک سازمان منطقهای به یک سازمان فرامنطقهای است. بیانیه هشت صفحهای رهبران چین و روسیه پیش از برگزاری اجلاس سازمان در آستانه پایتخت قزاقستان در سال 2005 (که در آن کوششهای یکجانبهگرایانه برای مدیریت بحرانهای بینالمللی بشدت مورد انتقاد قرار گرفته بود) و همچنین پذیرش عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان و تقاضای خروج نیروهای آمریکایی از آسیای مرکزی، از آغاز احتمالی نقشآفرینی بینالمللی سازمان شانگهای در آینده خبر میدهد. حتی بسیاری معتقدند که سازمان همکاری شانگهای سازمانی سیاسی نظامی است و به آن لقب «ناتوی آسیا» دادهاند. حضور دکتر احمدینژاد در نشست این دوره پیمان شانگهای با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شده است. دکتر «مهدی سنایی»، رئیس گروه مطالعات روسیه و شرق اروپا در دانشگاه تهران در خصوص اجلاس شانگهای میگوید: «حضور ایران در اجلاس سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد.»
این مدیر مؤسسه فرهنگی مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس) همچنین اعتقاد دارد که «حضور ایران در شانگهای میتواند ظرفیت رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند.» وی تأکید میکند: به طور قطع، حضور ایران در سازمان همکاری اقتصادی شانگهای در هر سطحی مقید است. به این دلیل که سازمان شانگهای یک سازمان منطقهای بسیار مهم است که میتواند به یک سازمان بینالمللی تأثیرگذار تبدیل شود.
3) تقویت روابط اقتصادی
براساس آمار منابع رسمی، حجم مبادلات ایران با افغانستان و ترکمنستان در سال 1385 به ترتیب 500 میلیون دلار و یک میلیارد و 200 میلیون دلار است. به گفته منوچهر متکی وزیر خارجه ایران در حاشیه سومین نشست کمیسیون همکاریهای اقتصادی، پیشبینی میشود حجم مبادلات اقتصادی و تجاری ایران و افغانستان به یک میلیارد دلار در سال کنونی بالغ شود. امضای چندین موافقتنامه تجاری با افغانستان و ترکمنستان در سفر اخیر دولت احمدینژاد به این کشورها میتواند نقش بسزایی در توسعه مناسبات اقتصادی ایران با این کشورها ایفا کند.