"تمامی تحلیلگران سیاسی و نظامی چه آنان که متمایل به احزاب نومحافظهکار آمریکایی هستند و چه آنان که متمایل به احزاب دموکرات این کشور میباشند، همه چه دوست و چه دشمن بر این اعتقاد و نظر اجماع دارند که طرح آمریکا در عراق با شکست سخت و سنگینی مواجه شده است و امکان محقق ساختن پیروزی برای کاخ سفید در عراق غیرممکن است. این مطلب تنها در لابهلای ارزیابیهای انجام شده تحلیلگران سیاسی و نظامی عنوان نشده است بلکه رسماً از سوی بسیاری از مقامات مسئول و برجسته آمریکایی نیز گفته شده است."
روزنامه الوطن ـ چاپ اردن ـ با ارایه تحلیلی تحت عنوان "آمریکا، اسطوره جوک و ابتذال سیاسی" مینویسد: «ریکاردو سانچز، فرمانده سابق آمریکا در عراق از جمله این افراد است که رسماً اعلام کرده است محقق ساختن هرگونه پیروزی برای آمریکا در عراق امکانپذیر نیست. سانچز با تاکید بر گسترش هرچه بیشتر دامنه بحران در عراق افزوده است: "آمریکا پیش از آن به فکر کسب پیروزی در عراق باشد باید به فکر راهکارهای مناسب جهت جلوگیری از وقوع شکست باشد." برای این که ثابت کنیم تمام طرحهای امنیتی آمریکا تا بدین لحظه در عراق شکست خورده است نیازی به انجام ارزیابیها و تحقیقات گسترده و نیز ارایه مدرک مستند و موثق نیست زیرا آنچه که در عراق جاری است خود بهترین دلیل اثباتکننده برای این موضوع است.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «گسترش درگیریهای نظامی و مسلحانه تن به تن در خیابانهای بغداد و دیگر شهرهای عراق و افزایش اختلافات طوایفی و حزبی که به سمت و سوی یک جنگ داخلی واقعی میرود همه گویای این واقعیت یعنی شکست طرحهای امنیتی آمریکا در عراق است. در واقع سیاستهای اشتباه آمریکا در عراق منجر به گسترش دامنه بحران در این کشور شده است، از آنسو تمامی طرحهای دولت عراق برای برقراری امنیت در این کشور نیز با شکست سخت و سنگینی مواجه شده است. طرح امنیتی بغداد که به واسطه دولت عراق و با حمایتهای گسترده آمریکا برای برقراری امنیت در این کشور چندی پیش به اجرا درآمد نیز با شکست سخت و سنگینی مواجه شده است. گرچه تا به امروز رسماً شکست طرح امنیتی بغداد اعلام نشده اما تمام نشانهها و آثار بجای مانده از آغاز به اجرا در آمدن این طرح تا به امروز گویای این حقیقت است که طرح امنیتی بغداد شکست خورده است. هدف اصلی این طرح ریشهکنی گروههای مسلح و برخورد جدی با گروههای خارج از قانون بود اما نه تنها گروههای مسلح در عراق ریشهکن نشدند بلکه فعالیت این گروهها بیش از پیش افزایش یافت و عملیات مسلحانه، انتحاری و انفجاری در عراق حتی بیش از زمان آغاز این طرح به صورت سرسامآوری افزایش یافت.»
روزنامه الوطن در ادامه این تحلیل خود میآورد: «شکست طرحهای امنیتی آمریکا در عراق نه تنها منجر به ایجاد هرج و مرج در این کشور میشود بلکه این هرج و مرج به کل منطقه تعمیم داده خواهد شد. قضیه بحران آمریکا در عراق و ضرورت حل و فصل شدن این بحران به دلیل اصرار دولت بوش بر استراتژیهای اشتباه و سیاستگذاریهای غلط خود از حالت جدی به حالت طنز در تمامی رسانههای خبری جهان تبدیل شده است. نه تنها رسانههای خبری جهان بلکه حتی مسئولان و رهبران سیاسی جهان نیز دیگر تمایلی به انجام گفتوگوهای جدی درباره قضیه عراق ندارند و در هر کوی و برزنی که حرف از عراق به میان میآید این گفتوگوها خالی از نکتههای طنزآمیز نمیباشد. چندی پیش که به صورت جدی پادر میانی ایران برای حل بحران عراق مطرح شده بود و همه چشمها به دیدار سفیران واشنگتن و تهران دوخته شده بود، همه گمان میکردند که کاخ سفید استراتژیهای خود را در قبال عراق تغییر داده است اما دیری نگذشت که موضعگیری مقامات مسئول کاخ سفید برای همگان تبیین کرد که سیاستگذاری دولت بوش همچنان همان سیاستگذاری سابق در قبال عراق و منطقه است و این هیاهوهای سیاسی چیزی جز سرپوش گذاشتن بر بحرانهای داخلی آمریکا نیست.»
در این تحلیل همچنین آمده است: «در واقع این اقدام کاخ سفید برای از سرگیری گفتوگوها با ایران درست در زمانی انجام گرفت که دولت بوش تحت فشارهای گسترده نمایندگان مجلس آمریکا و نمایندگان کنگره این کشور بسر میبرد. امروز نیز آمریکا همان سیاست را دنبال میکند و در حالی که عراق در آتش هرج و مرج و بحران میسوزد و بر لبه پرتگاه جنگهای داخلی قرار گرفته است به این سیاست به دور از اخلاق خود همچنان ادامه میدهد و در این میان این سربازان آمریکایی و ملت عراق هستند که قربانی این خودخواهیهای سیاسی کاخ سفید شدهاند.»
الوطن در پایان این تحلیل نوشته است: «سفرهای دورهای مقامات آمریکایی به عراق اوج بحران کاخ سفید در این کشور را نشان میدهد و ثابت میکند که این بحران نیازمند راهکارهای جدی به دور از موضعگیریهای سیاسی است. دولت بوش گرچه تا به امروز اعلام کرده که اهمیتی برای افکار عمومی و آن چه که تاریخ درباره آن مینویسد قائل نیست اما مجاب کردن این دولت برای پذیرش بسیاری از واقعیتها ضروری است زیرا ضرر و زیانی که این سیاستها به عراق و منطقه وارد میسازد بسیار بزرگتر از ضرر و زیانی است که به حیثیت و جایگاه بوش و حتی آمریکا وارد میشود. بوش چه بخواهد یا نخواهد تبدیل به یک جوک رسانهی شده است و در زمینه ابتذال سیاسی و حتی اخلاقی رکوردشکن هر سیاستمدار دیگری در سطح جهان شده است. اگر این دولت به دنبال کسب نام و شهرت است باید به سردمداران آن و در راس آنها بوش تبریک گفت زیرا آوازه شکست خفتبار آمریکا در عراق شهره هر کوی و برزن شده است اما اگر این دولت به دنبال کسب پیروزی شرافتمندانه در عراق است، این امر هرگز میسر نخواهند شد زیرا کسب پیروزی در قضایای غیراخلاقی و غیرانسانی در هیچ کجای این جهان تعریف نشده است و اگر تاکنون چنین امری در یک نقطهای از جهان رخ داده باشد مطمئنا این پیروزی پیروزی شرافتمندانهای نبوده است و به عنوان یک خفت و ننگ در تاریخ آن کشور یا آن دولت به ثبت رسیده است.»