تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۳۳۶۸۵
اجلاسی که رمز تغییر در فضای آسیای مرکزی است

طنین اتحاد در تالار بیشکک


این بار دیپلماسی تهران می‌تواند با خاطری آسوده امضای خود را پای همه قراردادها و پیمان‌ها نهد که دست‌هایی که برای دوستی در بیشکک و کابل و عشق‌آباد دراز شده‌اند از تصمیم واقع‌گرانه و اراده‌ای بی‌شائبه فرمان گرفته‌اند. آنها به معنای واقعی در همنشینی بیشکک نیاز خود را به یاری همسایگان ابراز می‌کنند.

به این صورت جمهوری اسلامی نیز با فرصتی دگرباره در این سرزمین بکر روبه‌روست. فرصتی که شاید بتوان گفت پس از دو دهه تهران را به خیزی تازه در این خطه فراموش شده فرامی‌خواند. ارزش‌های عرصه آسیای مرکزی و نقش حیاتی که این منطقه در اقتصاد و امنیت حال و آینده کشورمان دارد از نگاه هیچ دیپلمات ایرانی پنهان نیست و در این دو دهه کم نبودند کسانی که از فوت فرصت‌های طلایی و تاریخی ایرانیان در این خطه نقدها و نکوهش‌ها سر دادند و همه افکار عمومی و نخبگان ایران را به انتظار گشودن چنین فرصتی نشاندند.

فهرست انتظارات

با اجلاس شانگهای می‌توان امیدوار بود که رسالت بر زمین مانده احیای موقعیت آسیای مرکزی در دیپلماسی ایران برآورده شود و مجموعه کارگزاران و سرمایه‌گذاران ایرانی که ذهنی رنجور از تجربه همکاری با همسایگان جنوبی و عربی دارند این بار عزم خویش را برای رونق بازار تعامل با کشورهایی که دنباله‌های تمدن و تاریخ ایران شناخته می‌شوند جزم کنند.

درست است که حوزه آسیای مرکزی با رشته‌ای از مشکلات مشابه و در هم تنیده از مسأله دولت‌سازی و انسجام اجتماعی تا توسعه اقتصادی و تثبیت اوضاع امنیتی دست به گریبان هستند اما دیپلماسی ایران در 3 پایتختی که احمدی‌نژاد رویکرد نوین ایران را از آنها آغاز کرده با تقاضا‌ها و طرح‌های مختلف روبه‌روست و این اختلاف در سطح و موضوع همکاری از اوضاع سیاسی و ویژگی‌های امنیتی این کشورها ناشی می‌شود. به اجمال می‌توان گفت که در کابل و بیشکک و یا عشق‌آباد میزبانان هیأت ایرانی چه مجموعه‌ای از طرح‌ها و پروژه‌ها را روی میز گذاشته‌اند:

بدون تردید دیدار از کابل و مجموعه آنچه در مذاکرات کرزای و احمدی‌نژاد گذشت برای جهان خارج، از اهمیتی افزون برخوردار است. به عبارتی تهران در حساس‌ترین روزهای افغان‌ها و دشوارترین ایام و زمامداری کرزای به دیدار این همسایه جنگزده خویش شتافته است. برهه‌ای که مردان کابل نیاز عمیق‌شان به حضور تهران را با همه وجود ابراز می‌کنند.

نکته‌ای که پس زمینه اصلی مذاکرات کرزای و احمدی‌نژاد قرار گرفت تجربه جنگ شش ساله است تجربه‌ای بس پر از اندرز که مردان کابل را با واقعیات تازه‌ای از قاعده دوستی‌شان با غرب و ایران آشنا کرد.

با همه فراز و نشیبی که در روابط ایران و آمریکا و بی‌مهری‌های کاخ سفید پس از پروژه مشترک همکاری ما در براندازی طالبان گذشت اما تهران با نگاهی راهبردی، رویکرد دوستی و همکاری با دولت جدید افغانستان را پی می‌گیرد. راهبردی که در آن افغانستان عمق امنیت ملی ایران است و دولت میانه‌رو این کشور در جرگه دوستان و شرکای دیپلماسی تهران نشسته است.

با شرایطی که اکنون افغانستان دارد مسأله اصلی دولت کابل مهار شورش‌های ویرانگر طالبان است، گروهی که دشمن مشترک دو کشور و حلقه اتصال سیاست ایران با سیاست جامعه جهانی در برابر این نیروی افراطی است. شاید کرزای و مردان کابل به زبان نیاورند اما بی‌گمان خواست قلبی آنان در این برهه این است که تهران ضلع سوم از محور امنیتی را تشکیل دهد که روز یکشنبه دو ضلع آن را کرزای با مشرف شکل داده است.

نکته حائز اهمیت دیگر این است که دعوت این چنین از ایران برای نقش‌آفرینی در صحنه افغانستان گواه دیگری بر ناکامی خط مشی لجبازانه کاخ سفید است. کمتر کسی امروز در این واقعیت تردید می‌کند که پروژه شش ساله ائتلاف بین‌المللی برای بازگرداندن امنیت و بازسازی افغانستان به بن‌بست انجامیده است و فراخوانی امروز کابل از قدرت‌های حریف آمریکا مفهومی جز یک دعوت نانوشته از سوی جامعه بین‌المللی ندارد، یعنی همان‌هایی که امروز با حادثه گروگانگیری و عملیات‌های انتحاری با دلهره اوضاع این کشور را دنبال می‌کنند.

به هر حال تجدید دوستی تهران و کابل در سفر احمدی‌نژاد علاوه بر این که حاوی نویدهایی برای محافلی است که نمی‌خواهند افغانستان در برهه شورش دوباره طالبان گام در مسیر عراقیزه شدن گذارد، تصویری تازه از روابط استراتژیک دو دولت همسایه ارائه کرد. تصویری که گویای آن است که بینشی واقع‌گرایانه بر تار و پود دیپلماسی تهران و کابل رسوخ کرده است که تند باد رقابت‌ها یا موج فشار لابی‌های سیاسی- نظامی آمریکا و ناتو چندان راهی در آن ندارد.

اما در خطه ترکمنستان، موضوع مذاکره و همکاری از نوع امنیتی نیست. برخلاف جمهوری‌های دیگر شوروی سابق، این کشور کاملاً از درگیری‌های قومی فارغ بوده است و به تعبیری عشق‌آباد جزیره ثبات این منطقه است زیر از حیث نژادی ترکمنستان یکی از متناجس‌ترین جمهوری‌های آسیای مرکزی است.

در این جا مسأله اصلی دیپلماسی احمدی‌نژاد در عشق‌آباد توسعه خط تازه همکاری پرسودی است که با روی کار آمدن دولت جدید و پس از مرگ نیازاف کلید آن زده شده است. تهران نشانه‌های تغییر را در دیپلماسی جانشین نیازاف دریافته و در پی پاسخ در خور به این تغییر است. شاید سفر احمدی‌نژاد را بتوان یکی از این گام‌ها در پیوند دیپلماسی دو کشور به حساب آورد.

محمداف 50 ساله در عرصه سیاست خارجی در نقش فردی فعال ظاهر شده است و سفر پیشین او به تهران و گفت‌وگوهایش نیز بیش از هر چیز از علایق این سیاستمدار آسیای مرکزی به حوزه دیپلماسی حکایت دارد.

به اعتقاد ناظران سیاسی منطقه دیپلماسی ترکمنستان پس از درگذشت نیازاف (رئیس جمهوری سابق ترکمنستان در سی‌ام آذر 1385) با وجود چند سال رکود، به طرز چشمگیری فعال شده و از آنچه که در زمان نیازاف به عنوان دیپلماسی انزوا یاد می‌شد در حال فاصله گرفتن است. رهبری جدید ترکمنستان مانند همتایان خود در آسیای مرکزی تلاش می‌کند این گونه سفرهایش را در قالب سیاستی به نام نگاه به خاورمیانه تبیین کند که در کانون این نگاه به خاورمیانه، همکاری با تهران قرار دارد.

به عبارت دیگر او نیز به تقویت پیوندهای سیاسی کشور خود با کانون‌های قدرت خاورمیانه و جهان اسلام تمایل آشکار دارد. محمداف که سال‌ها در کابینه نیازاف آثار انزوای ترکمنستان در معادلات سیاسی منطقه را چشیده بود، اکنون با شتاب برای بازسازی بنیادهای دوستی بویژه با همسایگان و دوستان دیرین عشق‌آباد خیز برداشته است. با این تفکر بود که محمداف در نخستین روزهای قدرت‌گیری‌اش راهی عربستان و ایران شد و به سفری سیاسی و نمادین دست زد. او در این سفر کوشید تصویری متفاوت از خود نزد مردم ترکمنستان که حدد 89 درصد آن را مسلمانان حنفی تشکیل می‌دهند ارائه کند و جالب است که او تلاش می‌کند محافل جهانی این آهنگ تغییر در دیپلماسی عشق‌آباد و علاقه مردان جدیدی ترکمن به مراودات سیاسی را باور کنند. او گفت ترکمنستان تاکنون با 122 کشور جهان روابط دیپلماتیک برقرار کرده است و هم‌اکنون عضو بیش از 40 سازمان معتبر بین‌المللی است.

اما تهران در نگاه راهبردی خویش بر آن است که دو رشته از همکاری‌ها را نیز با این همسایه‌اش تقویت کند. عرصه نخست همکاری برای حل مشکلات تجاری فیمابین است بویژه این که تجار دو کشور سال‌ها است از موانعی دست و پاگیر در رونق همکاری‌های بازرگانی رنج می‌برند و دوم توسعه همکاری در سطح انرژی است که در این بخش نیز ایران به ورود عشق‌آباد در بلوک‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای انرژی توجه دارد و این که می‌خواهد دولت جدید این کشور همگام با همسایگانش به طراحی و تدوین سیاست مشترک در حوزه انرژی همت گمارد. اهمیت این راهبرد ایران آنجا روشن می‌شود که ترکمنستان علاوه بر داشتن منابع نفتی قابل ملاحظه، از لحاظ ذخایر گاز طبیعی نیز در جهان مقام پنجم را دارد. با این حال کشوری فقیر باقی مانده است که از زمان استقلال از اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 با سیاست نیازاف خود را از سایر جهان کنار کشیده است.

و محور دوم سیاست ایران در قبال این همسایه معطوف به گسترش همکاری در حوزه خزر است و این که اتحاد محور تهران و عشق‌آباد در این مناقشه همچنان حفظ شود. البته افزون بر این‌ها تهران مایل است به حل پاره‌ای از مشکلات این کشور یاری رساند. مشکلاتی که در آن ترکمنستان، به خاطر فقدان خطوط لوله صادراتی و اختلاف میان کشورهای حاشیه دریای خزر پیرامون وضعیت قانونی این دریاچه نفتخیز، در بهره‌گیری از ذخایر نفت و گاز خود موفق نبوده است. این امر موجب شده است که شرکتهای خارجی در امر سرمایه‌گذاری از خود تردید نشان دهند و در نتیجه اقتصاد کشور در حالت رکود باقی بماند.

اما در بیشکک و در رابطه با جمهوری فقیر آسیای مرکزی دیپلماسی ایران با وضعیتی کاملاً متفاوت روبه‌روست. احمدی‌نژاد در شرایطی باب گفت‌وگو با سران این کشور را گشوده که آنها از بحرانی سخت خارج شده‌اند. بحرانی که این عضو شکننده آسیای مرکزی را تا مرحله یک فروپاشی پیش برد.

در زنجیره جمهوری‌های منطقه، جامعه مسلمان‌نشین قرقیز سهم بالایی از فقر و بحران را به ارث برده‌اند. فقر این کشور از کمبود منابع و ثروت انرژی و ذخایر طبیعی ناشی می‌شود و این خود عاملی بوده که بازیگران خارجی بیشترین بهره را از آن برای اعمال نفوذ در ساختار سیاسی این کشور برده‌اند تا حدی که آمریکایی‌ها در ایام جنگ افغانستان در ازای مبلغی ناچیز پایگاه‌های این کشور را به خدمت گرفتند.

اما بحران اجتماعی و سیاسی این کشور که ریشه‌ای عمیق در منافع متعارض بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارد به بروز انقلابی رنگی منجر شد. انقلابی که به درهم ریختن ساختار ثبات و تعطیلی امور سیاسی و اجتماعی این کشور انجامید. قرقیزها پس از سرنگونی حکومت «عسکر آقایف» در 24 مارس 2005 میلادی برابر با چهارم فروردین 1384 همه روزشان را در بحران سپری کردند.

قربان بیک باقی‌اف زمام امور این کشور را از چهارم فروردین ماه سال 1384 با انقلاب لاله‌ای بدست گرفت. اما گروه‌ها و احزاب باز دوره‌ای جدید از ناسازگاری را شروع کردند. ادعای آنها این بوده که «قربان بیک باقی‌اف» رئیس‌جمهوری قرقیزستان به وعده خود مبنی بر اصلاح قانون اساسی و تجدیدنظر در شیوه حکومت و در یک کلام کاهش شدید قدرت رئیس‌جمهوری عمل نکرده است. احزاب مخالف دولت قرقیزستان که در ستادی تحت عنوان «به خاطر اصلاحات» جمع شده‌اند از ابراز و هر فرصتی برای فشار آوردن به دولت بهره جستند. همت باقی‌اف در این مدت صرف کنترل اوضاع شده و این که خطر فروپاشی و هرج و مرج را از این کشور فقیر آسیای مرکزی دور سازد. باقی‌اف خواسته مخالفان برای اصلاح‌ قانون اساسی را بر حق می‌دانست ولی زمان را برای اجرای اصلاح قانون اساسی این کشور مناسب نمی‌دید.

در این مدت معترضان بسیاری از امور سیاسی این کشور از جمله فعالیت مرکز قانونگذاری را مختل کردند و میدان مرکزی بیشکک در این مدت به طور مدام صحنه تجمع اعتراض‌آمیزی بوده است.

بنابراین امروز رهبران این کشور که هنوز با 2 بحران عمیق دولت‌سازی و ملت‌سازی دست و پنجه نرم می‌کنند نیازمند یاری ایران در عبور از این چالش‌ها هستند.

درست است که خواسته معترضان مبنی بر تصویب «لایحه اصلاح قانون اساسی قرقیزستان» از سوی این مجلس به تصویب رسید و غائله فروکش کرد اما هنوز مسئولان این کشور نگران بازگشت ناامنی هستند.

نکته مهم این است که عرصه سیاسی این کشور بعد از این غائله داخلی با غاطئه کشمکش جناح‌های مدعی غرب روبه‌رو شده است. شاید از این نظر اجلاس شانگهای مهمترین سازوکار برای بازگرداندن ثبات به این سرزمین خسته باشد و در این راستا ایران و روسیه با مسئولیتی مشابه برای تأمین نیازهای امنیتی و اقتصادی قرقیزها مواجه هستند.

 بازیگری تازه به نام سازمان شانگهای

یک تصمیم و یک اجماع نانوشته میان 3 قدرت محوری منطقه؛ روسیه، چین و ایران سبب شد اجلاس شانگهای از نهادی گمنام و غیر مؤثر در روابط بین‌الملل به یکی از بازیگران جدید در تحولات منطقه تبدیل شود.

سازمانی که شاید تا دیروز برای حتی اصحاب رسانه یک نهاد کم‌اهمیت بود.

لذا هفتمین اجلاس که با حضور همه بلندپایگان و سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای برگزار می‌شود آغاز حیات تازه هم برای این سازمان هم برای کشورهایی است که در زیر سقف این نهاد در پی آغاز روابطی نو هستند. اغراق نیست اگر گفته شود که با مقدماتی که این دور از اجلاس پیموده 25 مرداد ماه شالوده یک ترتیبات سیاسی- اقتصادی جدید در بیشکک پایتخت قرقزیستان ریخته خواهد شد.

احمدی‌نژاد پیش از عزیمت به این اجلاس تفکر ایران را در دیدار با سفرایش در این باره بیان کرده بود. او گفته بود: جهان و منطقه در آستانه یک تحول عظیم قرار دارد. اصلاح و تغییر ساختار مناسبات و روابط بین‌المللی در جهت منافع ملت‌ها و ترسیم شرایط مطلوب را مأموریت بزرگ امروز جمهوری اسلامی ایران دانست.

رئیس‌جمهوری همچنین در این دیدار تلاش سفیران و نمایندگان جمهوری اسلامی در کشورهای خارجی برای هماهنگ کردن روابط اقتصادی و سیاسی و افزایش مناسبات اقتصادی، تجاری و بازرگانی ایران با کشورهای منطقه را مورد تأکید قرار داد.

زیر سقف شانگهای جمعی از دوستان تازه و دیرین ایران جمع هستند.

در این اجلاس سران کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان به عنوان عضو و سران کشورهای ایران و مغولستان به عنوان ناظر سازمان همکاری شانگهای شرکت دارند. این اجلاس خواسته و ناخواسته به یک بلوک رقیب برای سازمان‌های غرب تبدیل شد. چنانچه بسیاری از تحلیلگران پس از شکست نسخه‌های سیاسی اقتصادی آمریکا و اروپا سازمان همکاری شانگهای را معبری برای خروج از دخالت‌های بی‌سود آمریکا در آسیای میانه می‌دانند. خبرگزاری فرانسه در این باره با صراحت اعلام کرد، رهبران چین، روسیه و ایران چهار کشور آسیای میانه تا چند روز آینده در قرقیزستان گردهم می‌آیند تا آنچه را که یک برنامه کاری ضد آمریکایی تلقی می‌شود، دنبال کنند.

این سازمان همه ابزارهای یک قدرت مؤثر را در خود جمع کرده است. سازمان همکاری شانگهای که 6 سال پیش تأسیس شد، افزون بر آن که سرزمینی پهناور از میادین سرشار و حائز اهمیت نفت و گاز در روسیه و ایران و آسیای میانه است، چین را نیز به عنوان یک غول اقتصادی در حال ظهور، در بردارد.

نکته مهم این است که این سازمان آنجا نگرانی غرب را برانگیخته که به دنبال پاسخگویی به نیاز امنیتی اعضای منطقه است و در این راستا به حل بحران افغانستان علاقه نشان داده است. بحرانی که پاشنه آشیل امروز آمریکا است. علاوه بر این شانگهای بر محور تفکر جمعی از نخبگان ضدناتو روسیه مانند ایوانف «تئوری ترتیبات امنیتی مشترک» برای دفع نفوذ نیروهای فرامنطقه‌ای را طراحی کرده است. در امتداد این اندیشه رزمایش نظامی سازمان هفته گذشته که در چین آغاز شد و هفته جاری نیز در کوه‌های اورال روسیه با حضور سران سازمان همکاری شانگهای و مجموع ارتش‌های طرفین ادامه یافت.

چنان که اعلام شده حدود شش هزار و 500 سرباز با حمایت هواپیماها، تسلیحات سنگین و چتربازان در رزمایش موسوم به «مأموریت صلح سال 2007» یک پایگاه فرضی را تصرف می‌کنند. بیشتر نیروهای حاضر در رزمایش چینی و یا روسی هستند. برای نخستین بار تمامی کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای نیز نیروهایی را برای شرکت در این عملیات اعزام می‌کنند.

همه این حرکت‌ها پیامی روشن برای ناتو و آمریکا دارد که سیاست گسترش به شرق را تا امتداد مرزهای ایران و روسیه پیش بردند یا آنکه جمهور‌های آسیای مرکزی را در انواع طر‌ح‌های اروپایی و غربی وارد کرده و به بهانه مبارزه با تروریسم فرودگاه‌ها و حریم زمینی و هوایی آنان را به خدمت گرفتند. در این مدت غربی‌ها انواع پیمان‌های امنیتی را با بدترین شرایط در منطقه انعقاد کردند. سازمان همکاری شانگهای، کمربندی از همگرایی در برابر خط نفوذ آمریکا در سراسر آسیای میانه است که به دنبال حملات 11 سپتامبر در امتداد خزر و بالتیک ترسیم شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات