گروه ترجمه روز - سیدمحسن ساری: اعلام حالت فوقالعاده و تشدید اقدامات امنیتی در فرودگاههای انگلستان و مختل شدن نقل و انتقادات و ارتباطات، همه بر این امر تاکید دارند که تروریستهای فرضی که مسوول عملیات انفجار اخیر در لندن هستند توانستند اهداف خود را محقق سازند، بدون این که حتی یک گلوله شلیک کنند و یا حتی یک شخص را بکشند.
علامتها و پرسشهای بزرگ همچنان در این موج انفجارها دیده میشود، اولین آنها منفجر نشدن دو اتومبیلی که در مرکز لندن کشف شدند و اتومبیل سوم که در مدخل فرودگاه شهر گلاسکو اسکاتلند تصادف کرد، گرچه بیانیههای اولیه از وجود سیلندرهای گاز و میخ در آن اتومبیل خبر داده بودند.
نکته جالب اینجاست، اتومبیل سومی که به طور کلی در آتش سوخت هرگز منفجر نشد، کما این که کمربند انفجاری که راننده به خود بسته بود و پس از رسیدن عامل آن به بیمارستان که بدنش سوخته شده بود نیز هنوز منفجر نشده بود. پرسش اینجاست: چگونه اتومبیل بمبگذاری شده به طور کامل در آتش میسوزد، ولی منفجر نمیشود و چگونه کمربند انفجاری وجود داشته باشد ولی هرگز منفجر نشود؟
در این ماجرا هنوز مسایل مبهم زیادی وجود دارد و اطلاعاتی که سخنگویان پلیس انگلستان ارایه دادند کاملاً مبهم و نارسا بوده است و ما را در برابر این واقعیت قرار میدهد که کسانی که خود را متخصص مبارزه با تروریسم و سازمان القاعده به طور اخص عنوان میکنند، نظریاتی سادهلوحانه و تکراری ارایه میدهند و همان گفتههای سابق که در عملیات گذشته ایراد شد را دوباره با شکلی دیگر عنوان میکنند.
در این ماجرا نمیتوان برای روشن شدن قضایا و این که چطور اتومبیل بمبگذاری شده، منفجر نمیشود، در حالی که اتومبیل به تکههایی از آهن تبدیل میشود به نکات زیر توجه کرد:
1- مرتبط کردن مجریان این تهاجم به سازمان القاعده امروز ناشیانه است، زیرا اجرای این عملیات از نظر آمادهسازی و اجرا بسیار ابتدایی بوده است.
زیرا عملیات گذشته منتسب به القاعده چه در انگلستان (هفتم ژوئیه 2005) و چه در اسپانیا (انفجارهای مادرید در 11 مارس 2005) و پیشتر در بالی (اندونزی) و استانبول (ترکیه) از نظر آمادهسازی و اجرا در نهایت ظرافت و دقت بوده و تلفات جانی بسیاری بر جای گذاشت.
2- به نظر میرسد کسانی که اتومبیل را بمبگذاری کرده بودند، از جوانان انگلیسی بوده که هیچگونه آموزشی در خارج از انگلستان ندیدهاند و هر چه آموختهاند از طریق اینترنت بوده است.
3- این که کسانی از خارج از انگلستان آمده باشند و بر کار این گروه نظارت کرده باشند و آنها به طور اخص از اعضای القاعده باشند، بسیار دور از ذهن است، زیرا اگر چنین میبود وضعیت کاملاً متفاوت میشد و نتایج حاصله بسیار فاجعهبار میشد. زیرا کارشناسان القاعده همه روزه اتومبیلهای زیادی را در عراق و افغانستان بمبگذاری میکنند و فقط در حالتهای استثنایی کارشان با شکست مواجه میشود.
4- هر سه اتومبیل توسط پلیس و یا دستگاههای اطلاعاتی کشف نشدند، بلکه به طور تصادفی دیده شدند و این نشان از آن دارد که عملیات گستردای که طی شش سال گذشته یعنی از زمان رخدادهای یازدهم سپتامبر، اقلیت مسلمان انگلستان را هدف قرار داده و پس از انفجارهای لندن افزایش یافت، هنوز نتوانسته اهداف خود را برای جلوگیری از تکرار تهاجم تروریستی محقق سازد.
5- متوجه کردن انگشت اتهام از همان لحظات اول به سوی فرزندان اقلیت مسلمانان انگلستان نشان از آن دارد که این اقلیت با تنگناها و فشارهای جدیدی از سوی دولت انگلستان مواجه خواهند شد. نکته جالب اینجاست که طبق بیانیههای پلیس دو تن از پنج تن دستگیر شده، آسیایی هستند.
از آنچه که پیشتر روی داده میتوان این طور نتیجه گرفت سازمانی که این عملیات را به انجام رسانده میخواهد این پیام روشن را به گوردون براون برساند که برای ایجاد امنیت، تغییر دادن اشخاص کافی نیست، بلکه باید سیاستها را تغییر داد و اگر نخستوزیری جدید میخواهد خیابانها، فرودگاهها و بنادر عمومی و خصوصی را امن کند، باید همان کاری را که ماباتروپس از انفجارهای لندن انجام داد، یعنی بیرون کشیدن نیروهای اسپانیایی از عراق و دور شدن از جنگها و سیاستهای فاجعهآمیز آمریکا در خاورمیانه و جهان اسلام، تکرار کند.
ما هنوز نمیدانیم که آقای براون مفهوم این پیام را درک کرده و یا نه؟ ما هنوز نمیدانیم که براون همانند سلفش، تونی بلر همان سیاستها که انگلستان را هدف عملیات تروریستی قرار داده بود را پی خواهد گرفت یا نه؟
ما عقیده داریم که فراروی براون فرصتی استثنایی پدید آمده است و او که وزیر امور خارجه جوانی برگزیده که به داشتن مواضع مخالف با حضور نیروهای بیگانه در عراق معروف است میتواند از این فرصت استثنایی کاملاً بهرهمند شود و خود و کشورش و نیروهای نظامیش از این جنگ غیراخلاقی و نامشروع که به کشته شدن یک میلیون عراقی و آواره شدن پنج میلیون عراقی دیگر منجر شده برهاند و نگذارد که نیروهای انگلیسی بیشتر از این کشته شوند.
امیدوار هستیم که کشف اتومبیلهای بمبگذاری شده انعکاسی منفی بر اقلیت مسلمان انگلیسی نداشته باشد، زیرا عملیات تحریک و هدف قرار گرفتن مسلمانان از سوی برخی مسوولان و فرماندهان و دستگاههای امنیتی بیشتر در جهت اهداف تندروها و تندروی قرار گرفت و موجب گردید که اقلیت مسلمان در انزوا قرار گیرند.
اقلیت مسلمان، انگلستان را مسوول انفجارها دانستند و واداشتن آنها به خبرچینی، شیوه اشتباهی بود و در بیشتر موارد نتایج عکس در پی داشته است. جاسوسی و خبرچینی در درجه اول کار مسوولان امنیتی است و اگر این دستگاهها با وجود بودجه دهها میلیارد دلاری و وجود هشت هزار دوربین فقط در لندن نتوانستهاند از کشف اتومبیلهای بمبگذاری شده برآیند، آیا باید اقلیت مسلمان انگلیسی که بیشتر آنها صلحطلب بوده و دنبال لقمه نانی هستند را مورد سرزنش قرار داد و به دیده شک به آنها نگریست و نژادپرستی را علیه آنها اعمال کرد؟
مسلمانان در انگلستان، شهروند هستند و باید به طور صحیح مورد تعامل قرار گیرند و همانند دیگران از فرصتهای شغلی بهرهمند شوند و در برابر قانون همچنین دیگر شهروندان به طور عدالتجویانه با آنها برخورد شود.
ما اکنون این سخن را با صدای بلند اعلام میکنیم که هرگز نباید به مسلمانان انگلیسی شک داشت و هرگز نباید آنها را تروریست دانست، زیرا زمانی که طبق آمارهای رسمی متوجه میشویم که مسلمانان انگلیسی هندو بارها بیشتر از دیگر شهروندان در معرض اتهام پلیس قرار میگیرند، واقعاً باید ناقوسهای خطر را به صدا درآورد، زیرا نتایج خطرناکی در پی خواهد داشت نه فقط مسلمانان انگلیسی که خود شهروندان انگلیسی را نیز در کام خود فرو خواهد برد.