گروه سیاسی، محمد جواد روح: دیروز اعلام شد که «عزت الله سحابى» و «بهزاد نبوى» دو چهره شاخص جریانهاى ملى- مذهبى و چپ اسلامى پس از24سال با یکدیگر دیدار کرده اند. این خبر را مهندس سحابى در گفت وگویى که دیروز از سوى خبرگزارى ایلنا منتشر شد، اعلام کرده است. خبرى که گرچه تازه نیست و مدتها نقل محافل سیاسى اصلاح طلب بود، اما تاکنون از سوى دو طرف مسکوت گذاشته شده بود. دیدار عزت الله سحابى و بهزاد نبوى اوایل بهمن ماه گذشته انجام شد. زمینه این دیدار آن طور که سحابى گفته، به نامه هایى برمى گردد که وى و «محسن آرمین» سخنگوى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى در سال گذشته با یکدیگر مبادله کردند. آن نامه نگارىها در پى انتقادى صورت گرفت که سحابى از سازمان مجاهدین انقلاب مطرح کرده بود. او که ریاست شوراى فعالان ملى- مذهبى را برعهده دارد، سال گذشته و در پى خوددارى سازمان مجاهدین انقلاب از پیوستن به جبهه دموکراسى خواهى و حقوق بشر، در مصاحبهاى از این رویکرد مجاهدین انقلاب انتقاد کرد و گفت که این سازمان سیاسى بود که نخستین بار بحث «خودى- غیرخودى» را در میان نیروهاى فعال در جریان انقلاب اسلامى باز کرد. این گفته سحابى با واکنش سازمان مجاهدین انقلاب مواجه شد. به گونهاى که «محسن آرمین» سخنگوى سازمان در نامهاى خطاب به مهندس سحابى از مواضع مجاهدین انقلاب دفاع کرد و حتى بحث خودى- غیر خودى را نوعى زمینه سازى تئوریک از سوى سازمان معرفى کرد که در چارچوب آن، نیروهاى اپوزیسیون (مخالف) قانونى و در صدر آنها، طیف ملى- مذهبى امکان فعالیت و طرح دیدگاهها و انتقادهاى خود در چارچوب قانون اساسى را پیدا مى کردند. پس از آن نامه، مهندس سحابى در نامهاى خطاب به آرمین مباحث دیگرى را از اختلافات دو دهه گذشته خویش با اعضاى سازمان مجاهدین انقلاب گشود. نامهاى که البته منتشر نشد و به اسناد گفت وگوى داخلى این دو جریان سیاسى پیوست. اسنادى که به تدریج و از اوایل دهه70 بر هم انباشته شده اند و نقطه آغاز آن، همان تحلیل معروف مجاهدین انقلاب درباره «خودى- غیر خودى» در نشریه «عصر ما» ارگان پیشین این سازمان سیاسى بوده است.
ماجراى خودى- غیر خودى
در این تحلیل که در اوایل سال70 منتشر شد، نیروهاى سیاسى به دو دسته خودى و غیر خودى تقسیم مى شدند. نیروهاى خودى شامل کل نیروهاى معتقد به ولایت فقیه و قانون اساسى معرفى مى شدند که در چارچوب آن، چهار جریان تعریف شده بود: «راست سنتى» (موتلفه و گروههاى پیرامونى)، «چپ جدید» (انصار حزب الله)، «راست مدرن» (کارگزاران سازندگى) و «چپ سنتى» (جریان خط امام که سازمان مجاهدین انقلاب را نیز دربر مى گرفت). در مقابل، سایر نیروهاى سیاسى به دلایل ایدئولوژیک «غیر خودى» معرفى مى شدند. با این حال، نشریه «عصر ما» نیروهاى مخالف (غیر خودى) را به دو دسته «قانونى» و «غیر قانونى» تقسیم بندى مى کرد و تدبیر نظام سیاسى را آن مى دانست که به نیروهاى مخالف قانون امکان فعالیت سیاسى و داشتن تریبون و نشریه را بدهد، چرا که این جریان، برخلاف مخالفان غیر قانونى به «عمل سیاسى مسالمت آمیز» اعتقاد دارند و در صورت نداشتن ابزارهاى فعالیت قانونى و تحمل نشدن از سوى نظام سیاسى، احتمال دارد به صف اپوزیسیون غیر قانونى بپیوندند. اتخاذ این رویکرد در قبال مخالفان، از سوى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى در حالى صورت گرفت که تا پیش از این، دسته بندىهاى سیاسى ارائه شده از سوى سایر نیروهاى حاضر در حاکمیت، به شکلى ساده تر و به نوعى «سیاه- سفید» بود. در آن الگوهاى ساده، جریانات سیاسى به دو شکل «ولایى- ضد ولایت فقیه» یا «دیندار- بى دین» تقسیم مى شدند. الگویى که عملاً «ایدئولوژى حاکم» تنها مبناى تقسیم بندى آن بود و حتى در این سطح هم از دقت و ظرافت حداقلى در تحلیل سیاسى بى بهره بود. این در حالى بود که سازمان مجاهدین انقلاب در الگوى خویش، گرچه مبناى «خودى- غیر خودى» را اصل «اعتقاد به ولایت فقیه و قانون اساسى» مى نهاد، اما هم در میان مخالفان و هم موافقان سیستم سیاسى تفاوت هایى را قائل مى شد. با این حال، طیف ملى- مذهبى این تقسیم بندى را هیچ گاه به آن معنا که اعضاى سازمان مجاهدین انقلاب از آن دفاع مى کردند، نپذیرفت و بالعکس، آن را نوعى «چراغ سبز» نشان دادن به جریان راست تحلیل مى کرد که حاصل آن حضور در حاکمیت به قیمت کنار گذاشته شدن نیروهاى ملى- مذهبى و نهضت آزادى از ارکان تصمیم گیرى و اداره کشور باشد. وضعیتى که براى چهره هایى چون مهندس سحابى و یا دکتر ابراهیم یزدى که از نیروهاى باسابقه و موثر در پیروزى انقلاب اسلامى محسوب مى شدند، پذیرفتنى نبود.
از جبهه مشارکت تا جبهه دموکراسى خواهى
روابط میان این دو جریان سیاسى با وجود همه تحولاتى که طى حدود 15 سال گذشته در عرصه سیاسى ایران رخ داده، چندان بهبود نیافته است. گرچه در این سالها (و در واقع پس از پیروزى چپ اسلامى در انتخابات دوم خرداد 76) با شکل گیرى جبهه مشارکت ایران اسلامى، عملاً جریانى در عرصه سیاسى ایران شکل گرفت که نیروهاى آن کمتر از هر دو جریان ملى- مذهبى و سازمان مجاهدین انقلاب، رویکرد و نگاه ایدئولوژیک داشتند و به همین دلیل، به تدریج زمینه گفت وگو و همکارى میان دو طیف سیاسى فراهم شد. دعوت از چهرههاى شناخته شده و شاخص ملى- مذهبى و اعضاى نهضت آزادى به کنگرههاى سالانه جبهه مشارکت و همکارى برخى چهرههاى مطبوعاتى ملى- مذهبى در روزنامههاى اصلاح طلب نزدیک به این حزب از گامهاى اولیه حرکتى بود که در نهایت، سمت و سوى یک همکارى تمام عیار سیاسى را پیدا کرد. نقطه اوج این اقدامات، در انتخابات سال گذشته ریاست جمهورى بود که در پى مذاکرات «سیدمحمدرضا خاتمى» دبیرکل و چند تن از اعضاى شوراى مرکزى جبهه مشارکت (نظیر «سیدمصطفى تاج زاده» و «حمیدرضا جلایى پور») با مهندس سحابى و دکتر یزدى، این دو چهره شاخص اپوزیسیون قانونى- مذهبى جمهورى اسلامى حمایت خود از کاندیداتورى «مصطفى معین» را اعلام کردند. این دو فعال سیاسى البته حمایت خود را مشروط به پیگیرى تشکیل «جبهه دموکراسى خواهى و حقوق بشر» کردند؛ امرى که معین در بیانیه هفتم خرداد ماه سال گذشته خود بر آن صحه نهاد و اعلام کرد که چه در صورت پیروزى و چه در حالت ناکامى در انتخابات، تشکیل این جبهه را پیگیرى خواهد کرد. اعلام این خبر هر چند با واکنش مثبت فعالان سیاسى، دانشجویان و نیروهاى نزدیک به دو جریان مواجه شد، اما در میان هر دو طیف منتقدانى هم داشت. در میان ملى- مذهبىها چهره هایى چون دکتر «حبیب الله پیمان» و حتى برخى از فعالان سیاسى نزدیک به مهندس سحابى به این اقدام انتقاد داشتند و نسبت به استفاده تبلیغاتى اصلاح طلبان حامى دکتر معین از این مسئله هشدار مى دادند. از آن سو هم مجاهدین انقلاب با اعلام اینکه در جریان دیدار سران جبهه مشارکت با سران جریان ملى- مذهبى نبودهاند، مرزبندى خود را با این ائتلاف سیاسى در عمل حفظ کردند هرچند در نظر از اینکه جبهه دموکراسى خواهى ایجاد شود استقبال کردند.
کاهش گلایهها
با این حال پس از انتخابات ریاست جمهورى، به تدریج این گلایهها رو به کاهش نهاده است. از یک سو طیفهاى مختلف جریان ملى- مذهبى (و از جمله دکتر پیمان و حامیانش در جنبش مسلمانان مبارز) با توجه به پیگیرى دکتر معین و همراهى جبهه مشارکت با وى براى تشکیل جبهه دموکراسى خواهى به این اقدام روى خوش نشان داده اند و حتى نمایندهاى هم به جلسات مقدماتى این جبهه اعزام داشته اند. از سوى دیگر مجاهدین انقلاب هم گرچه در کنگره سال گذشته خود بار دیگر اعلام کردند که به این جبهه نمى پیوندند، اما بارها استقبال خود از تشکیل آن را اعلام داشته اند و نگاهى مثبت تر از قبل را به این تحول سیاسى بروز داده اند.
محورهاى دیدار عزت الله سحابى و بهزاد نبوى
در این شرایط انتشار خبر دیدار مهندس سحابى و بهزاد نبوى مى تواند نقطه عطف تلاشها براى همراه ساختن دو جریان با سابقه سیاسى کشور تلقى شود. دو جریانى که مواردى چون سابقه مبارزات سیاسى قبل از انقلاب، محوریت داشتن چهرههاى غیرروحانى در آنها، حضور در مجالس و دولتهاى پس از استقرار جمهورى اسلامى، گرایش داشتن به نوعى از جریان روشنفکرى دینى، فعالیت ویژه در حوزههاى مطبوعات و دانشگاه و در نهایت «حذف از ساختار قدرت» اشتراک دارند. ضمن آنکه، از نظر رفتار سیاسى هم، هر دو جریان بر فعالیت در چارچوب قانون اساسى (گرچه با قرائتى متفاوت از گفتمان رسمى) و نیز اصلاحات درون زا (با مرزبندى روشن با هرگونه مداخله خارجى) تاکید دارند. با این حال، نقاط افتراق و ابهام میان دو جریان هم اندک نیست. گرچه اغلب این اختلافات مبنایى «تاریخى» دارد تا ایدئولوژیک- راهبردى. در دیدار بهمن ماه گذشته مهندس سحابى با بهزاد نبوى هم اغلب این گلایههاى تاریخى بود که به بحث گذاشته شد. این دیدار، همان طور که سحابى در مصاحبه دیروز خود با ایلنا مطرح کرده، به پیشنهاد جمعى از اعضاى جوان جبهه مشارکت انجام شده است. پیشنهادى که پس از سلسله جلساتى با بهزاد نبوى درباره مسائل تاریخى- ایدئولوژیک و نیز مرزبندىهاى مجاهدین انقلاب با نیروهاى سیاسى، به وى پیشنهاد شد که او هم آن را پذیرفت. بدین ترتیب، زمینه ملاقات دو چهره باسابقه سیاسى فراهم شد که 24 سال بود با هم در یک جلسه به گفت وگو ننشسته بودند. آخرین گفت وگوى رو درروى آنان، میزگردى تلویزیونى در سال 60 بود که سحابى و نبوى به عنوان دو کارشناس برنامه و بودجه به ارزیابى بودجهاى پرداختند که دولت «ابوالحسن بنى صدر» براى آخرین بار ارائه کرده بود. پیش از این هم، در سال ،58 آنها با واسطه «محسن سازگارا» (که آن زمان از اعضاى نهضت آزادى بود) در دفتر نخست وزیرى درباره مسائل کردستان به گفت وگو نشسته بودند. نبوى و سحابى آن زمان هر یک به شکلى در حل مسائل کردستان که به خشونت و ناآرامى کشیده بود، دستى داشتند و ظاهراً سحابى و دیگر منصوبان مرحوم مهندس «مهدى بازرگان» نخست وزیر وقت در هیات پیگیرى مسائل کردستان معتقدبودند جریان خط امام با محوریت بهزاد نبوى، تلاشهاى آنها در حل مسائل کردستان و آرام کردن فضاى منطقه را ناکام گذاشته اند. این موضوعى بود که ظاهراً با گذشت 27سال هنوز حل ناشده باقى مانده است. چنانکه گفته مى شود در جلسه اخیر سحابى و نبوى، حوادث رخ داده در کردستان در اوایل انقلاب یکى از بحثهاى اصلى بوده است. اما در کنار این بحث قدیمى، موضوعات تازه ترى هم مطرح بوده است. ماجراى تحصن نمایندگان مجلس ششم و نوع تعامل بهزاد نبوى و سایر سران تحصن با حضور سحابى، دکتر یزدى، دکتر پیمان و دیگر فعالان ملى- مذهبى در جمع متحصنین، یکى از این مباحث بوده که ظاهراً با توضیحات نبوى، در مورد دلایل سیاسى این رویکرد، گلایههاى طرف مقابل کمتر شده است. درباره جبهه دموکراسى خواهى و حقوق بشر و موضع سازمان مجاهدین انقلاب هم در این جلسه، بحثهاى مقدماتى مطرح شده و نبوى توضیحاتى را در این زمینه ارائه کرده است. سحابى درباره مباحث مطرح شده در این جلسه گفته است: «حرف ما این بود که چرا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى به نیروهاى ملى- مذهبى به چشم بیگانه و ضدانقلاب نگاه مى کند و همه جا انگشت مخالف نسبت به ما بلند مى کند.» گفتیم: «اگر دلسوزید، با ما بى غرضانه رفتار کنید.» این را سحابى مى گوید و ادامه مى دهد: «هر کدام از ما سالها سابقه فعالیت سیاسى دارد و احتیاج به حمایت کسى نداریم، اما به نفع کشور است که گروههاى منتقد و اصلاح طلب به هم نزدیک شوند.» رئیس شوراى فعالان ملى- مذهبى گرچه این گلایهها را به صراحت نقل مى کند، اما اضافه کرده که «مذاکرات با بهزاد نبوى نتیجه بخش بود.» این چهره باسابقه سیاسى با بیان اینکه «فعلاً درد دلها را مى گوییم و معتقدیم که همین امر موجب نزدیکى مان مى شود.» خبر داده که قرار است این دیدارها در سال جدید هم ادامه یابد. نبوى هم، آن طور که خبرنگار «شرق» کسب اطلاع کرده، هدف خود از حضور در این جلسه را «شکستن فضاى موجود بین دو جریان» اعلام کرده و گفته بود: «ما با هم اختلاف نظر و تفاوت دیدگاه هایى داریم اما این امر، نباید مانع ارتباط و گفت وگویمان شود.» نبوى اعلام کرده که درهاى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى به روى فعالان ملى- مذهبى براى دیدار و گفت وگو باز است؛ همچنان که به گفته وى، پیش از این چهره هایى چون «علیرضا رجایى»، «هدى صابر» و «مسعود پدرام» از فعالان ملى- مذهبى دیدارهایى را در دفتر سازمان با «محسن آرمین» داشتهاند.
تاکید سحابى بر وحدت اصلاح طلبان
اما مهندس سحابى در گفت وگوى خود با خبرنگار ایلنا، غیر از اعلام خبر ملاقات با بهزاد نبوى مطالب دیگرى را هم مطرح کرده که ائتلاف اصلاح طلبان مذاکره ایران و آمریکا، برنامههاى اقتصادى دولت، انتخابات مجلس خبرگان رهبرى و شوراهاى اسلامى شهر و روستا از آن جمله است. او معتقد است که اصلاح طلبان که در حال حاضر تنها مى توانند به نقد دولت بپردازند، باید ائتلاف کنند، ائتلافى که به اعتقاد او تنها در درازمدت امکان پذیر و نتیجه بخش است. عزت الله سحابى در گفت وگو با خبرنگار «ایلنا»، همبستگى و وحدت گروههاى اصلاح طلب را در شرایط فعلى امرى ضرورى خواند و اظهار داشت: نقطه ضعف اصلاح طلبان این است که به ائتلاف نرسیده اند، متاسفانه رسیدن به توافق و اتحاد در ایران خیلى کند صورت مى گیرد اما امیدوارم در درازمدت وحدت نیروهاى اصلاح طلبى که قصد نقد حکومت را دارند و نه براندازى و تخریب، حاصل شود. وى معتقد است که در کوتاه مدت امکان ایجاد وحدت بین گروههاى اصلاح طلب وجود ندارد. سحابى گفت وگوهاى نیروهاى ملى- مذهبى و جبهه مشارکت ایران اسلامى در جلسات جبهه دموکراسى و حقوق بشر را در راستاى هماهنگى و وحدت این گروهها گامى مثبت ارزیابى کرد. سحابى در ادامه با اشاره به دو انتخابات پیش رو مجلس خبرگان رهبرى و شوراهاى اسلامى شهر و روستا گفت: معتقدم در انتخابات مجلس خبرگان رهبرى امکان رقابت گروههاى اصلاح طلب به وجود نخواهد آمد. مجمع روحانیون مبارز نیز که مى خواهد در این انتخابات حضور فعالى داشته باشد، حذف خواهد شد و سعى مى شود شاگردان مصباح یزدى به مجلس خبرگان رهبرى راه یابند. این فعال ملى- مذهبى گفت: «در حالى که امکانات وسیع در اختیار جناح مقابل است، حضور اصلاح طلبان موثر نخواهد بود.» وى در عین حال تصمیم در مورد شرکت کردن یا نکردن در انتخابات مجلس خبرگان رهبرى را «زودهنگام» خواند. سحابى همچنین تصریح کرد: «در انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا از آنجا که نظارت شوراى نگهبان وجود ندارد، اصلاح طلبان مى توانند حضور موثرترى داشته باشند.» وى همچنین، دیدار جبهه مشارکت با حزب موتلفه اسلامى را به فال نیک گرفت و گفت: «حزب موتلفه اسلامى زمانى در راس جناح راست قرارداشت اما امروز گروه هایى در این جناح حضور دارند که موتلفه نسبت به آنها معتدل تر به نظر مى رسد.» سحابى تصریح کرد: «متاسفانه حزب موتلفه اسلامى و دیگر گروههاى جناح راست از اول انقلاب به ما به عنوان برانداز و دشمن نگریستند و به پیشنهادات دوستانه ما توجه نکردند لذا همین را که امروز با جبهه مشارکت ایران اسلامى وارد گفت وگو شده اند، باید مثبت دانست.» رئیس شوراى فعالان ملى- مذهبى در ادامه با بیان اینکه «به دلیل فشارهاى به وجود آمده، فعالیت سیاسى براى نیروهاى منتقد جناح حاکم از جمله ملى- مذهبىها بسیار دشوار شده است»، افزود: «نیروهاى ملى- مذهبى نمى خواهند مبارزه سلبى با جناح حاکم داشته باشند اما نقد را رها نمى کنند. ما نقد حاکمان را وظیفه خود مى دانیم و بر این اساس نقد رفتارهاى سیاسى، اجتماعى و اقتصادى مجلس و دولت را در دستور کار خود قرار داده ایم.» سحابى تصریح کرد: «شرایط کشور به گونهاى است که منتقدان نمى توانند انتقادشان را صریح بگویند. به نفع کشور هم نیست که به سمت درگیرى درونى حرکت کنند، اگر روابط سیاسى بر محور تنازع تعریف شود، دعواى قدرت به وجود مى آید که به نفع مردم نیست.» به گفته این فعال ملى- مذهبى، «تمامى گروههاى اصلاح طلب به این نتیجه رسیده اند که فعالیت سیاسى شان را به نقد حکومت محدود کنند.» وى در عین حال با بیان اینکه هم اکنون «منتقدان رفتارهاى جناح حاکم در بسته ترین فضا به سر مى برند». ضمن آنکه منابر، تریبونها و دانشگاهها نیز در اختیار جناح حاکم است، لذا منتقدان و اصلاح طلبان از کوچکترین امکانات براى بیان نقدهایشان برخوردار نیستند.» سحابى فعالیت علنى و متشکل شدن نیروهاى ملى- مذهبى را در این شرایط امکان پذیر ندانست و گفت: «ملى- مذهبىها در این شرایط بیشتر به تعلیم و تربیت نیروهاى خود اهتمام مى ورزند.»
مذاکره ایران و آمریکا شفاف باشد
رئیس شوراى فعالان ملى- مذهبى در ادامه این گفت وگو در مورد مذاکره ایران و آمریکا در مورد مسئله عراق گفت: «چون ایران سالها است که مذاکره با آمریکا را تحریم کرده و اگر در شرایط فعلى بخواهد مذاکره کند و ممکن است از موضع اقتدار نباشد، مذاکرات را به طور مخفى انجام خواهد داد. چرا که به هیچ وجه به مصلحت منافع ملى ما نیست که مذاکرات به طور مخفى و غیرعلنى انجام شود، لذا اصرار داریم که مذاکرات علنى صورت گیرد.» سحابى افزود: «آمریکا مذاکره در مورد مسائل عراق را مقدمه مذاکره در مورد پرونده هستهاى ایران مى داند و مى خواهد در مورد عراق به صورت علنى و در مورد ایران مخفى مذاکره کند که ایران نباید این امر را بپذیرد.» وى مذاکره با آمریکا و برقرارى روابط ایران با این کشور را ضرورى دانسته و در راستاى منافع ملى ارزیابى کرد و اظهار داشت: «از سال 59که این رابطه قطع شده است، خسارات اقتصادى زیادى به ایران وارد شده و ایران از این بابت هزینه زیادى پرداخته است. پیش از این هم گفته ام که خروج آمریکا از عرصه اقتصادى ایران سبب شد اروپا و ژاپن ایران را غارت کنند.» مدیرمسئول ماهنامه توقیف شده «ایران فردا» بر انجام مذاکره مستقیم ایران با آمریکا بدون حضور کشور سومى به عنوان واسطه تاکید کرد و گفت: «تجربه نشان داده است که واسطهها به نفع آمریکا کار خواهند کرد، مانند دولت الجزایر که در اول انقلاب سر ما را کلاه گذاشت.» وى تصریح کرد: «وقتى از موضع ضعف وارد عرصه خارجى مى شویم حتى کشورهاى ضعیفى مثل سوریه، کوبا و ونزوئلا از ما باج مى گیرند، بنابراین قطع رابطه با آمریکا چنین هزینه هایى را به کشور وارد مى کند.» سحابى با یادآورى «اینکه از همان سالهاى اولیه انقلاب و پس از گروگانگیرى، موافق مذاکره مستقیم ایران و آمریکا بوده است»، خاطرنشان کرد: «آمریکا قدرت بزرگى است که ما را تحریم کرده است، متاسفانه مردم در جریان لطماتى که این تحریم به ما وارد کرد، نیستند. تنها کارشناسان مى دانند که غیر از تبعات جنگ، تحریم اقتصادى چه بر سر اقتصاد این مملکت آورده است.» وى تصریح کرد: «قطع رابطه آمریکا با ایران فضا را براى لابى اسرائیل فراهم کرد.»
تحلیل شرایط اقتصادى
سحابى در ادامه این گفت وگو به شعارهاى اقتصادى دولت جدید ازجمله آوردن نفت سرسفره مردم اشاره کرد و گفت: «اینها شعارهایى است که داده شده است اما برنامه اقتصادى دولت در بودجه سال 85و متمم بودجه سال 84 منعکس است. براساس این برنامهها دولت مى خواهد درآمدى از فروش نفت را به مردم بدهد.» وى افزود: این روش با اصول علم اقتصاد مغایرت دارد، چون هر پولى که به جامعه تزریق شود، تبدیل به تورم مى شود.» سحابى با بیان اینکه «احمدى نژاد مى خواهد به فقرا امتیازاتى بدهد که ما هم با آن موافقیم»، افزود: «اما روشى که وى به کار مى گیرد، به هیچ وجه علمى نیست و براساس آن، همان طبقات فقیر در اثر بالا رفتن قیمتها تحت فشار قرار مى گیرند.» وى افزود: «عدالت و فقیر نوازى باید بر طبق اصول و قواعد اقتصادى صورت گیرد، هرگونه کمکهاى بى برنامه به ضرر طبقه فقیر خواهد بود.» این فعال ملى- مذهبى پایبند نبودن بودجه سال 85 به برنامه چهارم توسعه را مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت: «برنامه چهارم توسعه ازجمله برنامه هایى بود که با حضور کارشناسان دیدگاههاى مختلف تدوین گردید. براساس این برنامه باید سهم نفت در بودجه جارى کشور به تدریج کاهش مى یافت که با افزایش 44 درصدى بودجه جارى، عملاً خلاف آن عمل شد.» وى افزود: «جاى تعجب است که بودجه سال 85 برخلاف برنامه چهارم توسعه به راحتى در مجلس به تصویب رسید و شوراى نگهبان هم برخلاف همیشه خیلى زود آن را تصویب کرد.» به اعتقاد سحابى «براساس بودجه سال 85 صندوق ذخیره ارزى که یکى از دستاوردهاى مهم دوران خاتمى است، باید تبدیل به ریال شود، این امر به معناى افزایش واردات برخلاف برنامه چهارم توسعه است و تمامى این اقدامات تورم زا است.» وى در پایان اظهار داشت: «جاى تعجب است بودجهاى تصویب شده است که به آنچه همواره آبادگران مجلس و احمدى نژاد نسبت به آن ابراز نگرانى مى کنند- یعنى تورم- تبدیل مى شود.»