افغانستان
وضعیت بهداشت و سلامت در افغانستان مطلوب نیست. نه تنها مطلوب نیست بلکه در آن حد نگران کننده است که جامعه بهداشت جهانى یکى از اولویتهاى کمک رسانى خود را بر ارتقاى وضعیت بهداشت و سلامت مردم افغانستان استوار کرده است. کمبود مراکز بهداشت و درمان، ناکافى بودن تعداد پزشک و پرستار و تیم بهداشتى، شیوع بیمارىهاى واگیر و پایین بودن سهم بهداشت و درمان از بودجه سالانهاى که بیش از دو سوم آن باید از طریق کمکهاى جهانى تامین شود، دست به دست یکدیگر دادهاند تا جامعه افغانستان هر چه بیشتر در گرداب بیمارى و تنزل سطح سلامت فرو رود. آنچه که نگرانى جامعه بهداشت جهانى را افزون کرده، افزایش تعداد معتادان تزریقى و زنان روسپى است که از هرگونه آموزش و آگاهى مبنى بر مصونیت از بیمارىهاى مقاربتى و ایدز محروم هستند. بنابر آمار سال 2005 بانک مرکزى خون کابل تاکنون 47 بیمار آلوده به HIV در کشور افغانستان شناسایى شده که این رقم در سال 2004 ، 36 نفر بوده است. هم اکنون بیش از یک میلیون نفر از جمعیت این کشور معتاد بوده که 15 درصد آنان اعتیاد تزریقى دارند و در عین حال،80 درصد معتادان را مردان، 13درصد را زنان و 7 درصد را کودکان تشکیل مى دهند. بنا بر اعلام وزارت بهداشت افغانستان قرار است که 6مرکز درمان و بازپرورى معتادان در سراسر کشور احداث شود اما بازدهى مثبت این مراکز زمانى زیر سئوال مى رود که در نظر بگیریم، همچنان هکتارهاى فراوان از زمینهاى افغانستان زیر کشت خشخاش بوده و قیمت ارزان و دسترسى آسان به مواد مخدر دورنماى هرگونه فعالیت در جهت مقابله با مصرف مواد مخدر را به تاریکى هدایت مى کند. «دکتر میرعزیزالله عسگر» رئیس عمومى بهداشت ولایات افغانستان جنگهاى طولانى را از جمله دلایل تنزل سطح بهداشت و سلامت کشور افغانستان مى داند. در عین حال که امیدوار است برنامههاى کنترل بیمارىهاى واگیر، کاهش مرگ ومیر مادران و کودکان که طى دو سه سال گذشته آغاز شده بتواند در کاهش خساراتى که مدیون جنگ 30ساله است مؤثر باشد.
* وضعیت بهداشتى در افغانستان چگونه است؟ شیوع بیمارىهاى واگیر، مراقبتهاى بهداشتى، دارو، پزشک و...
**درافغانستان بیمارىهاى واگیر در حد قابل ملاحظهاى شیوع دارد. شیوع بیمارى مالاریا که به صورت یک بحران درآمده، شیوع سل و امراض تنفسى به خصوص در بین کودکان بالا است و در مجموع امراض مسرى به عنوان یک معضل براى کشور محسوب مى شود.
* سهم بهداشت و درمان از بودجه کشور در چه حد است و آیا این سهم براى تامین سلامتى مردم افغانستان کافى است؟
**افغانستان کشورى است که به تازگى از جنگ رها شده و متاسفانه ما در کشورى که سرتاسر خرابى و ویرانى است هنوز قادر نیستیم از نظر اقتصادى روى پاى خود بایستیم و رفع نیازهاى مردم از سوى دولت هنوز بر دریافت کمکهاى جهانى و بینالمللى متکى است. در عین حال متاسفانه وعدههایى که از سوى جامعه جهانى داده شده به طور صد درصد تحقق پیدا نکرده است.
*منظور شما این است که جامعه جهانى این کمکها را پرداخت نمى کند یا دولت افغانستان قادر به جذب این کمکها نیست؟
**در بسیارى موارد آنها به وعدههاى خود عمل نکرده اند. در بسیارى موارد هم ما قادر به جذب کمک نیستیم زیرا تن دادن به لوایح و قوانین آن کشورها براى ما دشوار است بنابراین بسیارى از کمکها عملاً ناکام مى ماند.
* آیا تعداد بیمارستانها یا پزشکان فعال در افغانستان کافى است؟
**هنوز نمى توانم چنین ادعایى بکنم که از بابت تعداد پزشک و دارو و مراکز درمانى به وضعیت مطلوبى دست پیدا کرده ایم. اما روى هم رفته طى یکى دو سال گذشته وضعیت نسبت به 5سال یا 4 سال قبل بهبود یافته.
* یعنى این بودجه را در اختیار داشتید که دارو بخرید، بیمارستانهاى تخریب شده را بازسازى کنید یا دستمزد پزشکان را پرداخت کنید؟
**دولت افغانستان دو نوع بودجه براى تامین سلامت و بهداشت و درمان مردم منظور کرده است. بودجه عادى که به طور مستقیم صرف امور بهداشتى و درمانى مى شود و به بودجه «عادى» معروف است و بودجه «انکشافى» که باید صرف تحقیقات در امور پزشکى شود. رقم بودجه عادى در سال گذشته (1384) 230 میلیون دلار و بودجه انکشافى حدود 600 میلیون دلار بود که البته بخش عمده این رقم باید توسط موسسات بینالمللى خیر تامین مى شد.
* با توجه به اینکه جنگ در کشور شما به تازگى پایان یافته وضعیت بیمارى ایدز در افغانستان چگونه است؟
**مى دانید که سه دهه جنگ در افغانستان مشکلات فراوانى را براى این کشور ایجاد کرد. شیوع بیمارى ایدز هم یکى از این مشکلات بود. در عین حال تاکنون47 مورد بیمارى ایدز در کشور ثبت شده که البته این رقم به معناى کم بودن تعداد بیمارى نیست. به هر حال هنوز مهاجرت و رفت و آمد افراد خارجى به کشور ادامه دارد که مى تواند دقت آمار بیمارى را خدشه دار کند. ما زمانى مى توانیم یک رقم دقیق از شیوع بیمارى ارائه بدهیم که سرویلانس واقعى از موارد بروز بیمارى در کشور انجام شود.
* وضعیت بیمارى سل و بیمارانى که همزمان به سل و ایدز مبتلا هستند چگونه است؟
**بیمارى سل یک سابقه طولانى حضور در افغانستان دارد، در عین حال برنامه کنترل سل هم از سالهاى گذشته در کشور اجرا مى شده است. البته این برنامه در گذشته به صورت منظم اجرا مى شد اما با وقوع جنگى که سه دهه به طول انجامید تمام ساختارهاى سلامت در کشور از بین رفت و نظام کنترل سل نیز از هم پاشید اما بعد از استقرار امنیت و پایان جنگ در سال ،2000 برنامه کنترل سل مجدداً پیگیرى شد که فعلاً در سراسر کشور مراکزى براى اجراى برنامه «Dots» (درمان دارویى سل) دایر شده و بیماران سل براساس ساختار این برنامه شناسایى شده و تحت درمان قرار مى گیرند. دارو و تمام مراحل درمان رایگان بوده و حتى WFP براى تشویق مردم افغانستان به پیگیرى مراجعات درمانى، مواد غذایى بین بیماران توزیع مى کند. به طور کلى هم اکنون 70 هزار بیمار سل در کشور افغانستان شناسایى شده است.
*کشور شما در سطح جهان به پایگاه کشت مواد مخدر شهرت دارد. فکر مى کنید موارد ایدز که به آن اشاره کردید بیشتر از طریق مصرف مواد مخدر به بیمارى مبتلا شدهاند یا رابطه جنسى نامشروع در ابتلا به بیمارى موثر بوده است؟
**دلایل هنوز مشخص نیست اما فکر مى کنم که بیشتر، از طریق مصرف تزریقى مواد مخدر مبتلا شده باشند. البته موارد اعتیاد در کشور افغانستان چندان زیاد نیست. آمار دقیقى وجود ندارد اما با وجود سه دهه جنگ که مى توانست تاثیرات نامطلوب روانى بر اذهان جامعه باقى بگذارد، خوشبختانه تعداد معتادان در کشور خیلى بالا نیست.
* فکر نمى کنید که تعداد بیماران ایدز باید بیش از رقم 47 نفر باشد؟
**خوشبختانه افغانستان یک کشور مسلمان است. مردم افغانستان به دلیل اعتقادات مذهبى و دینى، از رابطه جنسى نامشروع حذر مى کنند بنابراین آن تعداد موارد ایدز که در افغانستان به ثبت رسیده اکثراً افراد مهاجرى هستند که در کشورهاى دیگر مبتلا شدهاند و سپس به کشور بازگشته اند.
* اما شنیده مى شود که در کشور شما به واسطه حضور طولانى مدت طالبان و همین طور نیروهاى آمریکایى که براى آزادسازى کشور آمده بودند، زنان بسیارى مورد تجاوز قرار گرفتند.
**اینها شایعه است. آنطور که من به شما گفتم رقم دقیقى وجود ندارد چون تحقیق سراسرى انجام نشده است. در عین حال از سه چهار سال پیش برنامه شناسایى ایدز آغاز شده و ما از طریق همین برنامه موارد ابتلا را شناسایى کرده ایم اما شناسایى بیماران هم صرفاً متکى بر مراجعات افراد داوطلب براى اهداى خون یا آزمایش خون است و هنوز برنامه کشورى نداریم چون اجراى چنین برنامهاى نیازمند صرف هزینه بالا، نیروى ماهر، تجهیزات پیشرفته و زمان طولانى است که کشور افغانستان با شرایط فعلى امکان تکمیل این نیازها را فعلاً در اختیار ندارد.
*آیا وضعیت سلامت و بهداشت مادران و کودکان افغانى مطلوب است؟
**چهار سال قبل تعداد مرگ و میر اطفال کمتر از پنج سال 257 در 1000 و مرگ مادران باردار1600 در هر 100 هزار نفر بود. امروز این رقم کم شده و با برنامه پنج سالهاى که وزارت بهداشت افغانستان به مرحله اجرا گذاشته امیدواریم معضل مرگ اطفال و مادران باردار را در حد چشمگیرى کاهش دهیم.
پاکستان
دولت پاکستان در زمینه اعلام آمار موارد شناسایى شده بیمارى ایدز، از سوى مجامع جهانى متهم به پنهانکارى شده است. مقامات پاکستان تاکید مى کنند که با وجود جمعیتى بالغ بر140 میلیون نفر و در حالى که تعداد زیادى کلوبهاى شبانه و خانههاى فساد در پاکستان فعال است و این کشور به عنوان یکى از انبارهاى مواد مخدر به شمار مى رود تعداد بیماران مبتلا به ایدز فقط هزار نفر است! هرچند که اعلام وجود این تعداد بیمار از سوى دولت پاکستان هم از نظر مجامع جهانى یک موفقیت بزرگ به شمار مى آید چرا که حداقل تا 3 سال قبل دولت پاکستان حتى حاضر به پذیرفتن وجود چنین بیمارى در کشور خود نبود. در عین حال آنچه که هم اکنون به عنوان آمار رسمى اعلام مى شود یک هشتادم رقم تقریبى مبتلایان به ایدز در پاکستان است که در گذشته از سوى سازمانهاى بینالمللى اعلام شده است. پاکستان 5 سال فرصت دارد تا استراتژىهاى لازم در مقابله با گسترش بیمارى ایدز را اتخاذ کند و این فرصت براى کشورى که با فقر اقتصادى و محرومیتهاى فرهنگى دست و پنجه نرم مى کند به منزله هیچ است. «خورشید زمان» مشاور بیمارىهاى ریوى در دانشگاه پزشکى گلاب داوى لاهور پاکستان تائید مى کند که زیر ساختهاى بهداشتى کشور پاکستان در حد صفر است. وى اختلاف در آمار بیماران ایدز را مى پذیرد در عین حال که به علت محافظه کارى یا بنابر توصیههاى دولتى نمى تواند از آمار واقعى خبرى بدهد.
* از وضعیت بیمارىهاى ریوى و ایدز در پاکستان گزارش بدهید.
**در بحث بیمارىهاى ریوى باید گفت که کشور پاکستان هنوز با بیمارى سل به عنوان یک معضل جدى درگیر است در حدى که این بیمارى به صورت یک اپیدمى در کشور درآمده است و از جمعیت140میلیون نفرى پاکستان، 171نفر در هر 100 هزار نفر به سل مبتلا هستند علاوه بر آنکه آسم برونشیتى و سرطان ریه هم در زمره مشکلات جدى کشور پاکستان به شمار مى آید و 10 درصد جمعیت به آسم برونشیتى مبتلا هستند. از وضعیت سرطان ریه نمى توانم آمار دقیقى بدهم. فقط مى توانم ادعا کنم که در حال رشد است زیرا در کشور پاکستان هیچ کنترلى بر مصرف دخانیات وجود ندارد. اما خوشبختانه در بحث بیمارى ایدز، آمار قابل توجهى ثبت نشده و تاکنون فقط 1000 بیمار HIV مثبت شناسایى شدهاند که عمدتاً پاکستانىهایى هستند که به کشورهاى خاورمیانه یا آفریقایى مهاجرت و سفر کرده و در آن کشورها مبتلا شده و به پاکستان بازگشته اند. بنابراین جمعیت بومى هنوز از آلودگى وسیع مصون است.
* در مورد بیمارى سل آیا فکر مى کنید که وضعیت بهداشتى جامعه مى تواند در شیوع بیمارى نقش داشته باشد؟ آمارى که شما ارائه کردید بسیار وحشتناک است.
**کشور پاکستان هم از فقدان زیر ساختهاى درمانى کافى براى کنترل بیمارى سل رنج مى برد و هم باید پذیرفت که سل از آن دسته بیمارىها است که پیوند گستردهاى با وضعیت اقتصادى اجتماعى مردم دارد. این شرایط در پاکستان به هیچ وجه مطلوب نیست به همین دلیل شیوع بیمارى سل هیچ گاه در کشور پاکستان قابل کنترل نبوده و همواره در حال رشد است. برنامههاى کنترلى که هم اکنون در حال اجرا است هم چندان موثر نیست در عین حال تا چندى پیش هم هیچ برنامهاى براى کنترل سل در پاکستان اجرا نمى شده است. متاسفانه باید اعتراف کنم که در میان 22 کشورى که 75 درصد از مبتلایان به سل را در خود جاى دادهاند پاکستان در ردیف ششم قرار دارد.
*اطلاع دارید که UNAIDS آمار ایدز اعلام شده توسط دولت پاکستان را قبول نداشته و معتقد است که شرایط اجتماعى کشور پاکستان با در نظر گرفتن وضعیت اعتیاد و روسپى گرى، آمارى متفاوت از ارقام رسمى و دولتى را رقم مى زند؟
**من قبول دارم که ممکن است اختلافى میان رقمهاى رسمى و ارقام اعلام شده توسط نهادهاى بینالمللى یا حتى واقعیت موجود جامعه وجود داشته باشد اما این اختلاف چندان چشمگیر نیست. خرد متعارف حکم مى کند که در بررسى وضعیت شیوع ایدز، آمار جمعیت مبتلا به سل را هم در نظر داشته باشیم. من مسئول بررسى وضعیت ایدز در جمعیت مبتلایان به سل هستم که با استناد به نتایج آزمایشاتى که از این جمعیت انجام شده مى توانم بگویم آمار بیمارى ایدز غیر از آنچه که به طور رسمى اعلام شده نیست و بعید مى دانم که خارج از جامعه مبتلایان به سل، بیمارى ایدز وجود داشته باشد.
*قبول دارید که وضعیت مصرف مواد مخدر و روسپى گرى در پاکستان مى تواند در گسترش شیوع ایدز موثر باشد؟ آنگونه که شنیده مى شود روسپى گرى در پاکستان در وضعیت هشدار دهندهاى قرار دارد. پاکستان یکى از کشورهایى است که فعالیت کلوبهاى شبانه آن به شدت مورد توجه ساکنان کشور قرار دارد و به همین دلیل آمار قاچاق دختران ایرانى به پاکستان براى کار در این کلوبهاى شبانه، طى سالهاى گذشته بسیار افزایش یافته است.
**بعید مى دانم که فعالیت کلوبهاى شبانه بتواند در بالا رفتن آمار ایدز تاثیر گذار باشد. قاچاق انسان به پاکستان از سالهاى گذشته رایج بوده حتى پیش از آنکه حجم قاچاق انسان از ایران به پاکستان وسعت پیدا کند. پاکستان همواره یکى از مقاصد قاچاقچیان انسان از کشورهاى آسیاى میانه بوده که اگر این عامل بتواند تاثیرگذار باشد ما باید امروز با ارقامى بسیار بسیار متفاوت از آنچه که شناسایى شده مواجه باشیم در حالى که چنین نیست.
* اما UNAIDS شرایط کشور پاکستان را هشدارى براى ایران مى داند و وضعیت ترانزیت مواد مخدر و رواج قاچاق انسان به این کشور را در شیوع بیمارى در مرزهاى شرقى این کشور موثر اعلام کرده است.
**این هشدار به هیچ وجه منصفانه و منطقى نیست چرا که کشور پاکستان هم در محاصره کشورهایى قرار دارد که اتفاقاً بروز ایدز در آنها بسیار بالا است از جمله تایلند و هند. تاکید مى کنم که پدیده قاچاق انسان به پاکستان به هیچ وجه مسئله تازهاى نبوده و این هشدار از نظر من به هیچ وجه معقول نیست.
*آیا در کشور پاکستان هم سیاستهایى براى کاهش خسارات اعتیاد- مشابه آنچه که در ایران انجام مى شود مثل دادن سرنگ یک بار مصرف به معتادان تزریقى- اجرا مى شود؟
**نه به اندازه ایران. کشور ایران هم با شیوع بالاتر اعتیاد مواجه است و هم منابع مالى بیشترى براى مقابله با اعتیاد در اختیار دارد. شیوع مصرف مواد مخدر در پاکستان هم ریشه در جنگ طولانى افغانستان دارد که در طول سه دهه جنگ در افغانستان، عبور مواد مخدر از کشور افغانستان دشوار اما نفوذش به کشور پاکستان بسیار آسان و در عین حال خروج محمولهها از پاکستان بسیار دشوار بود. در برههاى از زمان ما با ریزش بالاى مواد مخدر در پاکستان مواجه شدیم که از همان زمان اعتیاد در پاکستان وسعت گرفت. اما پس از پایان جنگ افغانستان و برقرارى صلح، ورود مواد مخدر از افغانستان به پاکستان کاهش پیدا کرد که همزمان شاهد کاهش نرخ اعتیاد تزریقى در پاکستان بودیم. در حال حاضر رقم دقیقى از تعداد معتادان در پاکستان وجود ندارد اما من مى توانم بگویم با وجود آنکه اعتیاد در پاکستان «هست» اما مشکل «جدى» نیست.
عراق
تحریم10 ساله همه چیز را نابود کرد. عراق به یک سرزمین بى هویت تبدیل شد. سرزمینى که فقط نامى بر روى نقشه بود و بس. پس از10 سال این حصار شکسته شد و سربازان آمریکایى نخستین افرادى بودند که پس از 10 سال قدم به مرز عراق گذاشتند. از آن پس ساختار اجتماعى کشور دیگرگون شد. گاه به سوى مثبت و گاه به سوى منفى. در حالى که هم اکنون نگاه مردم عراق از نظاره اجناس خارجى اشباع شده اما نظام بهداشت کشور هیچ پیشرفت قابل توجهى نداشته است. کمبود پزشک و دارو بر مشکلات ناشى از سطح نازل بهداشت عمومى افزوده در عین حال که خدمات بهداشتى نمى تواند در سطح قابل توجهى ارائه شود. آمار پزشکانى که پس از حضور نیروهاى خارجى، کشور را ترک کرده یا کشته شدهاند نگرانى مقامات دولت عراق را در آن حد افزایش داده که تا چندى دیگر مسئولیت ارائه خدمات بهداشتى و درمان جمعیت زخم خورده را چه کسانى عهده دار خواهند شد؟ در عین حال ظرف سه سال گذشته فقدان امنیت، انگیزه فعالیت سازمانهاى بینالمللى خیریه را در آن حد کمرنگ کرده که هم اکنون نیاز به حضور آنان بیش از هر زمان احساس مى شود در حالى که جایشان خالى است. عراق هم اکنون بیش از هر زمان به کمک نیاز دارد. نه فقط نیاز دارویى و پزشکى، بلکه نیاز به آموزش عمومى در جهت ارتقاى سطح دانش جمعیتى که در باب رعایت نکات بهداشت هیچ اطلاعى ندارند. حضور مردان جوان کشورهایى چون آمریکا، انگلیس و ایتالیا در کشور بى نظم و نظام عراق راه بسیارى از آسیبها را هموار کرده است. هر چند که دکتر «لیاه الزبیدى» دبیرکل جامعه سل و بیمارىهاى ریوى عراق معتقد است که اعتقادات اسلامى مردم عراق محکم ترین سد براى نفوذ هرگونه رفتار ناهنجار است.
*با توجه به وضعیت فعلى کشور عراق که منجر به نابودى بسیارى از ساختارهاى بهداشتى شده، وضعیت بیمارىهاى ریوى و ایدز را در کشور چگونه ارزیابى مى کنید؟
**شیوع ایدز در عراق بسیار پایین است. از ابتدا هم ما با آمار بالایى مواجه نبودیم که البته یکى از علل مهم آن، محاصره عراق در تحریمهاى بینالمللى بود. عراق سالهاى طولانى در انزواى بینالمللى قرار داشت و بنابراین رفت و آمدهاى خارج از مرز هم وجود نداشت. اما از سال 1985 که اولین مورد بیمارى در کشور شناسایى شد متوجه شدیم که این مورد هم یک بیمار هموفیلى بوده که به دلیل دریافت فاکتور 8 انعقادى که از کشور فرانسه ارسال شده بود مبتلا شده است. البته محموله فاکتورهاى انعقادى به طور مستقیم به عراق ارسال نشده بود بلکه به الجزایر و دیگر کشورها ارسال شده بود اما عمدتاً بیماران هموفیلى دریافت کننده این فرآورده بودند که به بیمارى مبتلا شدند. از آن گذشته عراق یک کشور مسلمان است که اعتقادات مذهبى مردم مى تواند عامل بازدارنده ابتلا به ایدز از طریق رابطه جنسى نامشروع به شمار آید. همانطور که مى دانید اسلام رابطه جنسى بدون عقد نکاح را منع کرده است. در مقابل به تعدد زوجات توصیه کرده و بنابراین مردانى که مایل هستند روابط جنسى متعدد داشته باشند مى توانند با اختیار کردن 4 همسر این رابطه را برقرار کنند و همین مسئله مانع از رابطه جنسى نامشروع و پرخطر مى شود.
*البته اینکه اسلام چنین رابطهاى را ممنوع کرده یک اصل است اما افراد بسیارى خارج از این اصل رفتار مى کنند و یک مرد یا یک زن در هنگام رابطه جنسى نامشروع اصلاً به این اصل توجهى ندارند.
**حرف شما را قبول دارم اما به هر حال رابطه جنسى نامشروع در عراق بسیار محدود است. به همین دلیل شیوع ایدز هم آمار بالایى ندارد. کل موارد ابتلا به دلیل اعتیاد تزریقى یا رابطه جنسى نامشروع، 2 الى 3 درصد آمار مبتلایان را شامل مى شود در حالى که 97 درصد مبتلایان، افرادى هستند که به علت دریافت فرآورده خونى آلوده مبتلا شده اند. آن2 یا 3 درصد هم که معتادان یا افراد با رفتار جنسى پرخطر را دربر مى گیرند، در عراق مبتلا نشدهاند بلکه در کشورهاى آسیایى مثل فیلیپین یا تایلند آلوده شده و سپس به عراق بازگشته اند.
* فکر مى کنید که آمار رسمى موارد ابتلا به HIV در عراق را سازمان UNAIDS قبول دارد؟
**آمار بیمارى در عراق در کتاب سال سازمان بهداشت جهانى ثبت شده و مورد قبول آنها است. تاکنون 150 نفر بیمار آلوده به HIV در عراق شناسایى شدهاند که از این تعداد هم جمعیتى بر اثر ورود به مرحله ایدز یا اسهال لاینقطع و مزمن یا سینه پهلو به تدریج فوت کرده اند.
* وضعیت بیمارى سل در عراق چگونه است؟
**هر سال10هزار بیمار سل شناسایى مى شوند.
* یک حادثه مشترک که در تمام کشورهاى اشغال شده به وقوع مى پیوندد تجاوز به زنان آن کشور توسط نیروهاى اشغالگر است. عراق هم از این حادثه مستثنى نبوده و زنان و دختران عراقى از تجاوز توسط نیروهاى اشغالگرى که از چند سال گذشته در عراق حضور داشتهاند مصون نمانده اند. فکر نمى کنید که این حادثه مى تواند در بالارفتن آمار بیمارى ایدز در عراق موثر باشد؟
**جنگ در عراق فقط به حضور دو سه سال اخیر نیروهاى اشغالگر آمریکایى و انگلیسى محدود نمى شود. کشور عراق سالهاى بسیارى را در جنگ به سر برده است. من قبول دارم که در حال حاضر ورود مواد مخدر به عراق افزایش پیدا کرده و بنابراین ما در آستانه بحران اعتیاد و مصرف مواد مخدر قرار داریم چرا که مرزهاى کشور باز شده بنابراین مواد مخدر از ایران و پاکستان و انگلیس و... به عراق وارد مى شود. من اطلاعى در مورد تجاوز به زنان عراقى توسط نیروهاى خارجى مستقر در عراق ندارم اما مى توانم با اطمینان بگویم آنچه که در عراق اتفاق افتاد جنگ نبود. واقعاً رابطه عراق و آمریکا را نمى توان جنگ نامید. مثل یک بازى کامپیوترى مى ماند. یک بحران سیاسى که طى آن پاى نیروهاى خارجى براى کنترل عراق به کشور باز شده و مقاومت هم در بخشهاى خاصى از کشور و توسط گروه خاصى صورت مى گیرد. به همین دلیل مى توانم ادعا کنم که هیچ تجاوز جنسى هم صورت نگرفته چون جنگى انجام نشده است.
* یعنى رابطه خصم آمیز نیروهاى خارجى با زنان و دختران عراقى را انکار مى کنید؟
**زنان و دختران عراقى با نیروهاى خارجى داوطلبانه رابطه برقرار مى کنند بنابراین نیازى به تجاوز نیست.
* آیا در برقرارى همین رابطه داوطلبانه مى دانند که باید از وسایل پیشگیرى مثل کاندوم استفاده کنند؟ آیا این آموزشها به آنان داده شده است؟
**من اطلاعى ندارم.
* آیا در کشور شما وسایل پیشگیرى آزادانه در اختیار مردم قرار مى گیرد؟ آیا مردم براى استفاده از این وسایل آموزش دیده اند؟
**کاندوم در مراکز کنترل خانواده و داروخانهها وجود دارد که صرفاً براى پیشگیرى از باردارى است و در اختیار افراد متاهل قرار مى گیرد. این وسایل عمدتاً در شهرهاى بزرگ قابل دسترسى است چون مراکز کنترل خانواده هم در شهرهاى بزرگ مستقر هستند. اما آموزش جمعیت متاسفانه در سطح مطلوبى قرار ندارد. من معتقدم که رسانههاى جمعى موظف به اطلاع رسانى به جامعه هستند که متاسفانه تمام اخبار رسانهها بر اخبار جنگ متمرکز شده است.
* همین جنگى که گفتید وجود ندارد؟
**بله. متاسفانه اخبار رسانهها صرفاً اختلافات بین قومى و مناقشات داخلى کشور را پوشش مى دهد در عین حال براى مردم عراق هم همین اخبار در اولویت قرار دارد و نه آموزش و اطلاع رسانى درباره راههاى پیشگیرى از ایدز یا چگونگى استفاده از وسایل پیشگیرى. من تاکید مى کنم که تا پیش از حضور نیروهاى خارجى در عراق، ما در قفس به سر مى بردیم. هیچ کس وارد یا خارج نمى شد. ما در تحریم بودیم و همین مسئله خوشبختانه از جامعه در مقابل بیمارى ایدز محافظت مى کرد. من به عنوان یک پزشک حق خروج از کشور را نداشتم درحالى که با شکسته شدن تحریم آمد و رفتها افزایش پیدا کرده است. در سالى که گذشت من چهار بار از کشور خارج شدم. شکسته شدن تحریم مى تواند در بروز بیمارى و شیوع آن موثر باشد آن هم در شرایطى که آموزش بهداشت نداریم و آموزش بهداشت مورد توجه قرار ندارد. فرض ما این است که مردان و زنان عراقى درستکار هستند اما شنیده شده که دولتها به عنوان سلاح بیولوژیک، زنان روسپى را به کشور عراق اعزام مى کنند. فقط هوشیارى مى تواند به ما کمک کند. فقط هوشیارى. در شرایطى که زن و مرد و کودک و جوان عراقى هیچ آموزشى ندیدهاند چگونه باید از خودشان محافظت کنند؟