تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۳۷۵۰
تاملی در پرونده برقراری روابط تهران ـ ‌قاهره

اصولگرایی را له نکنیم

علی موسوی‌خلخالی مقدمه: تحلیل‌ها و نگرش‌‌هاى متعددى بر سر دلایل از سرگیرى روابط ایران و مصر آن هم در دوران فعلى که نسبت به دوران‌هاى گذشته با بحران‌هاى متعددى دست و پنجه نرم مى‌کند، وجود دارد که قابل تامل است. بسیاری معتقدند که برقراری ارتباط مجد با مصر ـ رابطه ایران با این دو کشور به دنبال قرارداد کمپ دیوید و مصالحه با اسرائیل قطع شده بود ـ برخلاف آرمان‌های انقلاب و مشی اصولگرایانه دولت نهم است. اما به هر حال برخی معتقدند که تهران و قاهره به برقراری روابط دوجانیه نیاز داند که نظرات این گروه را در ادامه می‌خوانیم.

چندی پیش "محمود احمدى‌نژاد" رئیس‌جمهورى ایران با شرکت در یک مصاحبه مطبوعاتى نسبت به از سر گیرى روابط ایران و مصر ابراز تمایل کرد و گفت :"حاضر است در صورت دعوت رسمى رئیس‌جمهورى مصر به طور رسمى به قاهره سفر کند." احمدى‌نژاد همچنین گفت: "از سرگیرى روابط میان ایران و مصر به مصلحت هر دو ملت است." در همین حال "عباس عراقچی"، معاون حقوقی و بین‌المللی وزیر امور خارجه ایران، از سفر معاون وزیر امور خارجه مصر به تهران برای مذاکره درباره از سرگیری روابط سیاسی دو کشور خبر داد. عراقچی گفت: "حسین ضرار، معاون وزیر امور خارجه مصر وارد تهران می‌شود و در مدت حضورش در تهران با مقامات وزارت امور خارجه کشورمان در خصوص روابط دوجانبه، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بحث و گفت‌وگو می‌کند".

در همین رابطه، وزیر امور خارجه مصر روز دوشنبه اعلام کرده بود که قاهره در روزهای آینده هیئتی را به منظور مذاکره درباره روابط میان ایران و مصر که نزدیک به 27 سال است روابط دیپلماتیک نداشته‌اند به تهران اعزام می‌کند.اما منابع خبرى عربى اعلام کردند فرستاده وزارت امور خارجه مصر براى از سرگیرى و عادى‌سازى روابط میان ایران و مصر به تهران سفر مى‌کند. در ماه سپتامبر سال جاری میلادی، عراقچی به قاهره سفر کرده بود و در جریان سفر خود با معاونان وزارت امور خارجه و رئیس دفتر وزیر خارجه مصر دیدار و درباره از سرگیری روابط سیاسی دو کشور مذاکراتى کرده بود.

چشم‌انداز‌هاى روابط ایران و مصر

ایران و مصر از سال 1980 به طور رسمى روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده‌اند. از این رو کارشناسان اقدام طرفین براى از سرگیرى روابط را یک اقدام مثبت و در عین حال مهم و تاثیرگذار در موازنه منطقه‌اى مى‌دانند. در این باره تحلیل‌ها و نگرش‌‌هاى متعددى بر سر دلایل از سرگیرى روابط ایران و مصر، آن هم در دوران فعلى که نسبت به دوران‌هاى گذشته با بحران‌هاى متعددى دست و پنجه نرم مى‌کند، وجود دارد که قابل تامل است.

نخست به تحلیل برخى کارشناسان که معتقدند نباید روابط ایران و مصر را تحول ناگهانى و شوک‌آور دانست، مى‌پردازیم.

به اعتقاد آنها از سرگیرى روابط ایران و مصر را باید یک پدیده طبیعى دانست که نباید نسبت به آن ابراز شگفتى کرد. به اعتقاد این تحلیل‌گران پیشنهاد از سرگیرى مذاکرات ایران و مصر در راستاى سیاست‌هاى تازه تهران پس از روى کار آمدن محمود احمدى‌نژاد بر منصب ریاست‌جمهورى است که عادى‌سازى روابط منطقه‌اى را مقدم بر دیگر سیاست‌هاى خارجى خود مى‌داند. به اعتقاد آنها جمهورى اسلامى ایران بدین ترتیب تلاش دارد با گسترش روابط خود با کشورهاى اقلیمى و منطقه‌اى در مقابل فشارهاى آمریکا براى منزوى کردن ایران بایستد و ثابت کند که تلاش‌هاى واشنگتن براى منزوى نگه‌ داشتن ایران بهیوده و ناشدنى است. در این میان برخى از تحلیلگران منطقه ‌اى نیز معتقدند که گسترش روابط ایران و مصر در حقیقت به نفع منافع ایالات متحده نیز تمام مى‌شود.

واشنگتن پیش از این تلاش داشت، ایران را از لحاظ سیاسى و اقتصادى تحت فشار بگذارد تا شاید بتواند بدین ترتیب ازبسیارى از سیاست‌هاى جمهورى اسلامى ایران بویژه درمنطقه که با سیاست‌هاى ایالات متحده تضاد کامل دارد، جلوگیرى کند.

اما به نگاهى به چند سال گذشته بخوبى درمى‌یابیم که کاخ سفید در مهار این سیاست‌ها نتوانسته چندان موفق عمل کند. پس از آن ایالات متحده بر طبل جنگ علیه ایران کوفت که آن نیز با مخالفت شدید کشورهاى عرب منطقه و اروپا که جملگى متحدان آن محسوب مى‌شوند، رو به رو شد. حال در این جا به نظر مى‌آید ایالات متحده آمریکا به این توصیه " ربیگنیو برژینسکى " رسیده که معتقد است با ایران باید به گونه‌اى رفتار شود که سقف پایبندى‌هاى آن با گسترش روابطش با کشورهاى عربى به اندازه‌اى گسترش یابد که تهران به جاى آن که بر سر منافع خود با آن کشورها به رقابت بپردازد، احساس کند مصالح آنها درحقیقت مصالح خودش است. به اعتقاد این کارشناسان ایالات متحده ناگزیر است ایران را به عنوان یک کشور قدرتمند منطقه‌اى به رسمیت بشناسد.

از این رو از آن جا که خود با کشورهاى عربى منافع مشترک بسیارى دارد، نزدیکى روابط کشورهاى عربى با ایران چون به یکسان‌سازى منافع ایران و اعراب مى‌انجامد از این رو مى‌تواند در نهایت به سود ایالات متحده و حفظ منافع آن بیانجامد.

به عبارت دیگر برقرارى چنین روابطى مى‌تواند ایران را مقید و پایبند به اصولى کند که انجام رفتارهاى تندورانه در آن چارچوب دیگر ممکن نخواهد بود و این باعث خواهد شد ایالات متحده به حفظ منافعش در منطقه اطمینان یابد.

بر این اساس به اعتقاد آنها در چارچوب این سیاست‌گذارى مى‌توان به دلایل نزدیکى روابط شوراى همکارى خلیج فارس با ایران که به حضور رئیس‌جمهورى ایران در آن کنفرانس انجامید، بیشتر پى برد. موضوعى که دقیقا در برقرارى روابط ایران و مصر دلایل مشترکى دارد و اهداف یکسانى را دنبال مى‌کند. از سوى دیگر نگاه دیگرى وجود دارد که دلیل این نزدیکى را به درک تازه کشورهاى عربى از وقایع منطقه مرتبط مى‌داند. به اعتقاد آنها تحولات منطقه به شدت به سمت تشتت و تشنج متمایل شده است. از این رو کشورهاى عربى دریافته‌اند که یکى از مهم‌ترین ابزارهاى کاهش بحران‌ها ایجاد رابطه مستقیم با کشورهاى منطقه به‌ویژه کشورهایى است که به نوعى در کانون بحران به سر مى‌برند.

ایران کشورى است که به هر حال به‌ واسطه پرونده هسته‌اى آن و حمایتش از حزب‌الله و حماس با بحران‌ها و تهدیدهاى بین‌المللى مواجه است و فشار فزاینده بر آن سبب مى‌شود که این بحران‌ها به کشورهاى دیگر منطقه نیز تسرى یابد.

از این رو کشورهاى منطقه تلاش مى‌کنند با ایجاد رابطه مستقیم با ایران به نوعى از گسترش و شدت بحران‌هاى منطقه‌اى بکاهند. قاعده‌اى که طبیعتا مصر نیز از آن تبعیت مى‌کند. مصر نیز تلاش مى‌کند همان سیاستى را پیش ببرد که عربستان سعودى مدتى است به آن پایبند است. اگر مرورى به روابط عربستان سعودى و ایران بیندازیم به‌ وضوح به فراز و نشیب‌هاى این روابط پى مى‌بریم. روابط ایران و عربستان در برهه‌اى از زمان به جایى رسید که کاملا سرد و منفعلانه بود. اما عربستانى‌ها در نهایت تلاش کردند از شدت تنش‌هاى موجود میان ریاض و تهران بکاهند و از ثمرات این عادى‌سازى روابط بهره ببرند که تا کنون نیز ادامه دارد. قاهره نیز تلاش دارد مشابه همین سیاست را اتخاذ کند. مصرى‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اوضاع کنونى منطقه به هیچ‌وجه به نفع مصالح آنها نیست و اگر قرار است از بحران‌هاى منطقه‌اى خود را دور نگه دارند، باید با یکى از وزنه‌هاى تاثیرگذار منطقه یعنى ایران رابطه برقرار کنند. یعنى همان کارى که پیش از این عربستان سعودى کرد.

الگوبرداری از عربستان

این موضوع را از زاویه دیگرى نیز مى‌توان دید. برقراری روابط حسنه میان تهران و ریاض تا اندازه بسیارى توانست از تنش‌هاى مذهبى میان دو کشور بکاهد. به گواه شاهدان، فشارهاى دولت عربستان تا قبل از عادى‌سازى روابط تهران و ریاض بر شیعیان بسیار زیاد بود. دولت ریاض شیعیان را گروهى مى‌دانست که با الهام از ایران درصدد توطئه علیه دولت ریاض هستند. اما هنگامى که روابط ایران و عربستان عادى شد، این فشارها به طرز قابل توجهى کاسته شد و به اصطلاح شیعیان عربستانى که 20 درصد جمعیت این کشور را تشکیل مى‌دهند و دست بر قضا در مناطق حساس عربستان همچون احصا، قطیف و دمام متمرکزند، توانستند نفسى تازه کنند. دولت مصر نیز با استفاده از همین نگاه تلاش دارد، به طرز قابل توجهى از تنش‌هاى طائفه‌اى و مذهبى در کشورش بکاهد. مصرى‌ها همچون دیگر کشورهاى عربى از گسترش شیعیان و تفکر شیعى در کشورشان بسیار نگران هستند.

به ویژه پس از پیروزى حزب‌الله بر اسرائیل در سال 2006 گرایش به مذهب شیعه به شدت افزایش یافت. - در این جا نکته‌اى قابل یادآورى است و آن این که منظور این نیست که ایران رابطه مستقیم با شیعیان مصر دارد. بلکه به هر صورت موقعیت ایران و وضعیت کنونیش به گونه‌اى است که باعث ایجاد انگیزه در گسترش تفکر شیعى مى‌شود. انگیزه‌اى که پس از جنگ‌ 33 روزه حزب‌الله علیه اسرائیل صد چندان شد. ـ  مصرى‌ها تلاش دارند با ایجاد رابطه با تهران به همان دستاوردهاى عربستان سعودى در ایجاد رابطه با ایران برسند. علاوه بر آن دولت مصر اکنون با تشتت آراى شدید به ویژه در مورد اخوان المسلمین رو به رو است. قاهره در گذشته همواره اخوان‌المسلمین را به داشتن روابط مخفى با ایران متهم مى‌کرد. اتهامى که همواره از سوى هم ایران و هم جنبش اخوان‌المسلمین رد مى‌شد. مصرى‌ها هیچ گاه نتوانستند بر این جنبش فائق آیند زیرا اخوان‌المسلمین جایگاه مردمى بسیار بالایى دارد و این موضوع ضربه‌پذیرى این جنبش را از سوى دولت مصر به شدت کاهش مى‌دهد.

 قاهره تلاش دارد در ایجاد رابطه با ایران بیمى که از وجود اخوان‌المسلمین دارد را برطرف کند. یک نگاه دیگر درباره این موضوع این است که روابط ایران و مصر صرفا منحصر به رفتار ساده دیپلماتیک نیست. دیپلمات‌هاى عرب ضرب‌المثلى دارند که مى‌گوید، مصرى‌ها همواره با نیروهاى نفوذى و تاثیرگذار حتى اگر تندرو هم باشند نسبت به نیروهاى معتدل و نه چندان تاثیرگذار روابط بهترى برقرار مى‌کنند.

مثلا در میان کشورهاى عربى مصر پس از سوریه بهترین رابطه را با حماس دارد.

موضوعى که سبب شده بتازگى به تهدید اسرائیل علیه قاهره نیز بیانجامد. روابط مصر با رژیم بعثى با وجود این که با آن اختلاف‌هاى عمیق داشت بسیار بهتر از عراق بدون صدام است. از نگاه مصرى‌ها ایران جدید نقش بسیار موثرى در تحولات عراق، لبنان و فلسطین دارد. تهران با پیوند دادن روابط خود با مناقع دمشق توانسته حرکت رو به جلویى براى کسب منافع بیشتر در خاورمیانه داشته باشد. دقیقا کشورهایى که مصر حساسیت ویژه‌اى نسبت به آنها دارد و در بسیارى موارد منافع خود را با آن کشورها گره خورده مى‌بیند. از این رو مصر تلاش دارد با ایجاد روابط حسنه و مستقیم با ایران تضمینى براى منافع خود در منطقه نیز بیابد در این میان ایجاد رابطه با مصر براى ایران نیز بسیار حائز اهمیت است. مصر دومین کشور مهم عربى است و ایجاد رابطه نزدیک با آن مى‌تواند در برابر فشارهاى ایالات متحده بر تهران امتیاز بزرگى محسوب شود. اما مصر از ایجاد رابطه با ایران منافع بسیارى نیز نصیب مى‌برد.

نخست این که مصر اکنون تحت فشار شدید ایالات متحده و اسرائیل بر سر روند جریان صلح خاورمیانه قرار دارد.

واشنگتن و تل‌آویو هر دو قاهره را متهم مى‌کنند که بر سر قاچاق اسلحه از صحراى سینا به غزه اهمال‌کارى و کوتاهى مى‌کند. مصر تلاش دارد با استفاده از روابط خود با ایران برگ برنده‌اى در برابر فشارهاى آمریکا و اسرائیل داشته باشد. دیگر این که مصر به نبال دست‌یابى به تکنولوژى هسته‌اى است. تاکنون مصرى‌ها تلاش‌هاى بسیارى کرده‌اند که به این تکنولوژى دست یابند اما هر بار با مخالفت شدید اسرائیل و دنیاى غرب مواجه شده‌اند. در زمان انور سادات پافشارى مصر به دستیابى انرژى هسته‌اى این کشور را تا مرز یک جنگ تازه با اسرائیل نیز پیش برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات