حسین شریعتمداری
آقای هاشمیرفسنجانی در جلد هفتم از سلسله کتابهای خاطرات خود که اخیراً در 688 صفحه و با عنوان «به سوی سرنوشت» منتشر شده است آوردهاند که حضرت امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی موافقت کرده و منتظر فرصت مناسب برای انجام آن بودهاند! آقای رفسنجانی در صفحه 173این کتاب و در نقل خاطرات خود از روز پنجشنبه 14تیر ماه 1363مینویسند؛
«... نماینده شوشتر هم آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را میداد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفتهایم، امام هم موافقت کردهاند ولی منتظر فرصت هستیم.»
با عرض پوزش از جناب آقای هاشمیرفسنجانی که سوابق درخشان و فداکاریهای فراوان ایشان در راه اسلام و انقلاب بر کسی پوشیده نیست، باید گفت آنچه آقای رفسنجانی به حضرت امام(ره) نسبت دادهاند با آنچه از مجموعه مواضع اعلام شده و خط شناخته شده امام راحل(ره) برمیآید و در دسترس همگان است همخوانی ندارد. بدیهی است در این نوشته قصد آن نداریم ـ خدای نخواسته ـ جناب رفسنجانی را به «خلافگویی» از قول امام(ره) متهم کنیم بلکه پاسخ ابهامی را میجوئیم که ایشان پدید آوردهاند. ابهامی که شاید پاسخ آن، خطای آقای هاشمی در نقل خاطرات خویش باشد که به اعتقاد نگارنده، چنین است.
و اما در اینباره اشاره به چند نکته ضروری است. نکاتی که آنچه آقای هاشمیرفسنجانی در خاطرات خود نقل کردهاند را نفی میکند.
1ـ حضرت امام(ره) در تمامی طول حیات طیبه خویش از آمریکا با عنوان «شیطان بزرگ» یاد میفرمودند و اصرار داشتند که «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» و بر این باور بودند که «همه گرفتاریهای مسلمین زیر سر آمریکاست» و...
مروری هرچند گذرا بر مواضع، سخنرانیها، پیامها، نامهها و دستورات و رهنمودهای امام راحل(ره) که تماماً موجود و در دسترس همگان است کمترین تردیدی باقی نمیگذارد که آن بزرگوار، دشمنی و مخالفت با آمریکا رایکی از اصلیترین محورهای استراتژیک نظام اسلامی دانسته و بر آن اصرار میورزیدند و از سوی دیگر شاهد بودند که شعار مرگ بر آمریکا، اصلیترین شعار مردم در تمامی تظاهرات، اجتماعات، نمازهای جمعه و مخصوصاً در تمامی دیدارهای مردمی با ایشان بوده است. بنابراین، چگونه میتوان تصور کرد که حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمریکا را به مصلحت نمیدانستهاند ولی از اعلام صریح نظر مبارک خویش خودداری ورزیدهاند؟ مگر نه این که همواره از حضرت امام(ره) به «یک اشاره» بوده است و از مردم به «سردویدن»؟
2ـ در مقطعی از زمان این احتمال مطرح شد که شعار مرگ بر آمریکا میتواند باعث آزردگی خاطر مردم آمریکا شود و بدبینی آنان نسبت به انقلاب اسلامی را در پی داشته باشد. در همان ایام حضرت امام(ره) به این شبهه پاسخ داده و طی سخنانی در جمع پاسداران مسجد حضرت ابوالفضل(ع)ـ صحیفه امام جلد11 صفحه 254ـ فرمودند:
«این ملتی که الان دارند فریاد میزنند مرگ بر آمریکا مقصودشان کارتر ـ رئیسجمهور وقت آمریکا ـ است. ملت آمریکا که به ما کاری نکرده است. ملت آمریکا اگر بفهمد مطلب را، به حسب وجدان انسانیاش با ما موافق است.»
3ـ تعجب نکنید! حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمریکا رایکی از دستورات رسولخدا(ص) میدانستند... به این نکته توجه کنید؛
برخی از آخوندهای دربار سعودی اعلام کرده بودند که سردادن «شعار مرگ بر آمریکا» در مراسم برائت از مشرکین غیراسلامی است و با مناسک حج سازگاری ندارد! حضرت امام(ره) با اشاره به آیه 28 سوره توبه خطاب به آنان فرمودند؛
«فریاد برائت از مشرکان در مراسم حجی ک فریاد سیاسی ـ عبادی است که رسولالله صلیالله علیه وآله وسلم به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام میداند گفت؛ آیا تأسی به رسول خدا(ص) و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟ آیا تو و امثال تو آخوند آمریکایی فعل رسولالله(ص) و امر خداوند را تخطئه میکنید... و برائت و نفرین نسبت به دشمنان اسلام و محاربان با مسلمانان و ستمگران بر مسلمین را کفر میدانید؟».
همانگونه که به وضوح دیده میشود، حضرت امام(ره) «شعار مرگ بر آمریکا» را به مفهوم اعلام بیزاری از مشرکان و ستمگران تلقی کرده و آن را ضروری میدانند، بنابراین چگونه میتوان پذیرفت که آن بزرگوار با حذف این شعار موافقت فرموده و منتظر فرصت مناسب برای انجام آن بودهاند؟!
4ـ امام راحل ما (ره) نه فقط بر ضرورت شعار مرگ بر آمریکا تأکید میورزیدند، بلکه نسبت به حرکتها و اقداماتی که هدف آن حذف این شعار باشد نیز به شدت نگران بوده و هشدار میدادند. ایشان طی سخنانی در دیدار با خانواده شهدای فاجعه 7 تیر به یکی از اجتماعات هواداران سازمان منافقین در روز عاشورا که در آن با کف و سوت از سخنران مراسم استقبال شده بود اشاره کرده و هدف از این حرکت را به فراموشی سپردن شعار مرگ بر آمریکا دانسته بودند؛
«خط این بود که اصلاً آمریکا منسی ـ فراموش ـ بشود،یک دسته شوروی را طرح میکردند تا آمریکا منسی بشود،یک دسته اللهاکبر را کنار میگذاشتند، سوت میزدند و کف میزدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود» ـ صحیفه امام(ره)، جلد15صفحه 29ـ
و دهها و صدها نمونه دیگر از این دست که در تمامی آنها حضرت امام (ره) به صراحت از ضرورت شعار مرگ بر آمریکا سخن گفتهاند و...
5ـ حضرت امام(ره) در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خویش هم از تأکید بر ضرورت شعار مرگ بر آمریکا غفلت نفرمودهاند و در بخشی از این وصیت نامه ضمن سفارش به برپایی مراسم سوگواری حضرت سیدالشهداء علیهالسلام، خطاب به سخنرانان، نوحه خوانان و مرثیهسرایان تأکید میفرمایند که؛
«لازم است در نوحهها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای ائمه حق علیهمالسلام به طور کوبنده، فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصریادآوری شود و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان است جنایات آنان به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود.»
آنچه به اختصار مورد اشاره قرار گرفت و فقط اندکی از بسیارهاست کمترین تردیدی باقی نمیگذارد که امام راحل(ره)، بر ضرورت شعار مرگ بر آمریکا تأکید داشتهاند، تا آنجا که در آخرین اثر باقیمانده از خویش،یعنی وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود نیز بر اهمیت و لزوم آن اصرار ورزیدهاند.
6ـ و اما، ضمن احترام به جناب آقای هاشمیرفسنجانی که بیتردید از استوانههای انقلاب هستند،یادآوری نکتهای از وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام(ره) درباره آنچه به ایشان نسبت میدهند، ضروری است. امام راحل(ره) میفرمایند؛
«... آنچه به من نسبت داده ویا میشود مورد تصدیق نیست، مگر آن که صدای منیا خط من و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان،یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»
با توجه به این توصیه اکید حضرت امام(ره) بدیهی است آنچه آقای هاشمیرفسنجانی در خاطرات خودیاد کردهاند قابل پذیرش نیست، چرا که اولاً؛ با بیانات صریح حضرت امام و مواضع شناخته شده و مستند آن بزرگوار در تناقض آشکار است و ثانیاً؛ آقای هاشمی برای اثبات نظر خود، هیچیک از معیارهای مورد اشاره در وصیتنامه سیاسیـالهی حضرت امام(ره) را ارائه نکردهاند و...
7ـ و بالاخره باید به این نتیجه منطقی رسید که جناب هاشمیرفسنجانی در برداشت خود از نظر حضرت امام(ره) دچار خطا شدهاند و بیآن که خود بخواهند یک نظر غیرواقعی را به امام راحل(ره) نسبت دادهاند که این خطا، با توجه به شرایط این روزها و نیز با توجه به دریافت روشن و مستند و تعریف شدهای که مردم از دیدگاههای حضرت امام(ره) دارند، قبل از آن که برای ملت زیانآور باشد به شخصیت جناب هاشمی آسیب میرساند و صد البته تصحیح آن ضروری است.