سیدیاسر جبرائیلی
در طول چند ماه اخیر و به ویژه پس از اعلام رسمی طرح آمریکا برای استقرار سامانه موشکی خود در خاک اروپا، کمتر هفتهای بود که شاهدیک اقدام ابتکاری جنجالبرانگیز از طرف کرملین در عرصه بینالملل نباشیم.
پردهبرداری از برنامهها و نوآوریهای گوناگون نظامی، خروج از پیمان نیروهای متعارف اروپا، تسلیم نشدن در برابر خواستهها و فشارهای لندن در جریان پرونده «لتونینکو»، نصب پرچم روسیه در اعماق 4000 متری قطب شمال و ادعای مالکیت آن، و بالاخره رزمایش شانگهای، بخشی از واکنشهای مسکو به تهدیدات آمریکا علیه خود بوده است. این «حرکت در چند جبهه» که از ویژگیهای دوران جنگ سرد است، مسکو را از حالت «دفاع» خارج ساخته و در وضعیت «حمله پیشگیرانه برای گسترش منافع» قرار داده است. در میان تحرکات مسکو، نصب پرچم در «معدن ذخایر انرژی دست نخورده دنیا» در قطب شمال، شاید به معنی خیزش بزرگ اقتصادی روسیه در کنار دیگر برنامههای «تجدید قدرت» باشد.
پس از فرو نشستن آتش جنگ سرد و طی یک دوره رکود، سیاستمداران مسکو درصدد احیای قدرت جهانی خود برآمدند. اما همزمان با ظهور روسیه جدید، مسکو با چالشهای جدیدی مواجه شده است. تضعیف قدرت، جایگاه و نفوذ بینالمللی روسیه همواره در دستور کار آمریکا بوده است. مسکو مدتی سرگرم دست و پنجه نرم کردن با «انقلابهای برانداز» در کشورهای متحد خود در آسیای مرکزی بود. اما پس از لشکرکشی آمریکا به عراق و فرو رفتن آن در باتلاق این جنگ، روسیه توانست نفسی تازه کند و بایک دکترین جدید نظامی درصدد مانعتراشی در برابر تشکیل جهان تکقطبی به سرکردگی واشنگتن برآید. دکترین جدید نظامی روسیه که در 10 مهر 82 منتشر شد، تاکید زیادی بر توانایی مسکو برای گسترش منافع روسیه در جهان از طرق نظامی دارد.
مسکو تاکنون «چراغ خاموش» حرکت کرده و به موفقیتهای جالبتوجهی در زمینههای نظامی و اقتصادی دست یافته است، اما طرح سپر موشکی آمریکا کرملین را مجبور کرد که پرده از قدرت فزاینده خود بردارد و «حمله پیشگیرانه» را در دستور کار خود قرار دهد.
حرکت اخیر مسکو در ادعای مالکیت قطب شمال، منحنی قدرت روسیه را به اندازه قابلتوجهی در برابر آمریکا بالا برد. هم اکنون برآورد شده که قطب شمال حدود 10میلیارد بشکه ذخایر نفتی دارد. کرملین مدتهاست که ادعای مالکیت منطقه 745 کیلومتری قطب شمال را دارد. اگرچه در سال 1376، روسیه کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل را که تلاشهای پنج کشور روسیه، نروژ، کانادا، آمریکا و دانمارک را برای دستیابی به قطب شمال محدود میکرد تصویب کرد، اما براساس همین معاهده، پنج کشور یاد شده میتوانند با درخواست از سازمان ملل و اثبات اینکه این مناطق به طور جغرافیایی روی فلات قاره آنهاست، مالکیت برخی نقاط را به دست آورند. سیاستمداران مسکو میگویند ما در جهت اثبات مالکیت خود، مقداری از خاک منطقه «لومونوسوف» را برداشته و در حال آزمایش آن هستیم که آیا مربوط به فلات قاره ما استیا نه! اما از سوی دیگر مقامات شرکت «مورمانسک» روسیه میگویند که قصد دارند یخشکن هستهای «سوموربوت» خود را تا یک سال و نیم آینده برای حفاری نفت آماده کنند.
در صورت تحقق این امر روسیه به «ابرقدرت انرژی جهان» تبدیل خواهد شد. قدرتی که مسکو میتواند به واسطه آن بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار داده و امتیازهای سیاسی ـ اقتصادی فراوانی از رقبای خود بگیرد. اما وضعیت اقتصادی روسیه مستلزم ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی و منطقهای است. در سند امنیت روسیه بر بحران اقتصادی که یکی از تهدیدات امنیت روسیه است، تاکید زیادی شده است. کرملین با درک این مطلب ازیک سو، و برای مقابله با برنامههای کشورهای اروپایی برای کوتاه کردن دست موسسات اقتصادی روسیه از بازار اروپا از سوی دیگر، به تحکیم پیمانهای منطقهای روی آورده و به نحوی به دنبال احیای پیمان سابق ورشو است. مسکو میداند که به تنهایی نمیتواند در مقابل ائتلافی از اتحادیه اروپا و آمریکا، به «موازنه قدرت» بپردازد مسکو برای بازسازی اقتصادی خود نیازمند مبادلاتی با چین، کشورهای مشترکالمنافع و برخی کشورهای قدرتمند منطقه از جمله ایران است. پذیرش ایران به عنوان عضو ناظر سازمان شانگهای و دعوت از محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران برای حضور و سخنرانی در اجلاس اخیر آن که دستور کاری «ضد آمریکایی» داشت، مبین این نیاز است.