این روزها به موازات تشدید جنایت و خشونت علیه مردم فلسطین و عراق، اهانت به مقدسات اسلامی در چند کشور اروپائی نیز افزایشیافته و شواهد نشان میدهد که این جریان در چارچوب یک برنامهریزی درازمدت، تداوم خواهد یافت. در این ارتباط نکات زیر میتواند مورد توجه باشد.
1ـ چند ماه قبل مقام معظم رهبری، موضوع ایجاد ناتوی فرهنگی از سوی غرب برای مقابله با بیداری اسلامی را متذکر شده و نسبت به عواقب این ترفند غرب هشدار دادند. بنظر میرسد ترفند جدید غرب در اهانت به مقدسات مسلمانان، حلقهی از زنجیره ناتوی فرهنگی برای مقابله با اسلام باشد. سازمان ناتو که بایک رویکرد نظامی در دوران جنگ سرد جهت مقابله با نفوذ شوروی و مارکسیسم تشکیل شده بود پس از فروپاشی شوروی، فلسفه وجودی خود را از دست داد و با تغییر رویکرد نظامی به سیاسیـفرهنگی، به اشاعه و دفاع از گرایش لیبرالیسم پرداخت. بر این اساس مجموعهای از کشورهای قدرتمند با استفاده از امکانات گسترده رسانهای، دامنه تهدیدات خود برای تضعیف اسلام و ترویج بیدینی و اباحیگری را شدت بخشیده و شکل دهییک هویت فرهنگی واحد در جهان را دنبال کردهاند. هتک حرمت مقدسات اسلامی که در ماههای اخیر در دانمارک، سوئد، هلند و چند کشور دیگر اروپائی رخ داده است در همین راستا قابل ارزیابی است.
2ـ ناگفته پیداست که ناتوی فرهنگی یک تهدید جدی و استراتژیک برای اسلام بوده و ضرورت دارد جامعه مسلمانان با شناخت این پدیده با آثار و تبعات آن به مقابله برخیزند. اگرچه ناتوی فرهنگی برنامههای مهمی را برای تحقق اهداف خود دنبال میکند اما مهمترین تهدید این نهاد ایجاد اختلاف و شکاف در میان مسلمانان و مقابله با وحدت و انسجام اسلامی است. در واقع غرب احساس میکند که برای پیشبرد برنامههای فرهنگی خود در جهت «تکهویتی کردن فرهنگ جهانی» با مانعی به نام اسلام مواجه است و برای دستیابی به اهداف خود باید این مانع را از میان بردارد.
3ـ در این عرصه مدیریت کلان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور محوری و تاثیرگذار در جهان اسلام باید با اتخاذ تدابیری، تهدید ناتوی فرهنگی مبنی بر تلاش برای مشوه جلوه دادن مقدسات اسلامی را به یک فرصت برای ایجاد اتحاد و یکپارچگی اسلامی برای مقابله با این تهدید مبدل سازد. پرواضح است که مسلمانان جهان نسبت به هتک حرمت به ساحت پاک نبیاکرم(ص) و اسائه ادب به قرآن مجید حساس بوده و این حساسیت را در هفتههای اخیر با عکسالعملهای خود در کشورهای اسلامی از قبیل پاکستان، بحرین، قطر، امارات، مصر، اردن، مراکش و... نشان دادهاند. تاریخ نشان داده است که در مقاطع مختلف نظیر موضوع سلمان رشدی، واکنشهای مسلمانان تبدیل به همبستگی اسلامی برای دفاع از اسلام شده است.
4ـ امروز که غرب برای تحقق اهداف «ناتوی فرهنگی» به صورت سازماندهی شده درصدد ایجادیک جبهه واحد علیه اسلام است، نهادهای فرهنگی جهان اسلام و متولیان فرهنگ در ایران نیز باید با هدایت حساسیت جهان اسلام، یک جبهه واحد اسلامی را برای مقابله با برنامههای موهن غرب سامان دهند. به عبارت دیگر، تشکیل جبهه واحد دفاع از اسلام متشکل از علما، اندیشمندان، روزنامه نگاران، هنرمندان، روشنفکران و... با هدف انجام فعالیتهای متنوع برای معرفی اسلام ناب و سیره منور نبوی(ص) و همچنین افشای ترفندهای عوامل ناتوی فرهنگی از یک سو و اعتراض فراگیر و هدفمند به کشورها و نهادهای حملهکننده به اسلام، بایدیکی از برنامههای ضروری و فوری جهان اسلام باشد.
5ـ در این روند نقش سازمان کنفرانس اسلامی در عرصه خارجی و نقش نهادهای فرهنگی داخلی از قبیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صداوسیما، مجمع جهانی اهلبیت(س)، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، رسانههای گروهی، و پایگاههای خبری از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مجموعهها باید تمام ظرفیتهای خود را برای تبدیل تهدید ناتوی فرهنگی به فرصتی برای تقویت انسجام و همبستگی اسلامی بسیج کرده و با تشکیلیک شورای برنامهریزی و هماهنگی و تقسیم کار شایسته و همچنین ارائه راهکارهای عملی، حضور امت اسلامی در عرصه دفاع از اعتقادات و مقدسات خود را تقویت نمایند. در این صورت طراحیهای غرب برای ایجاد اختلاف در میان مسلمانان در قالب ساختن فیلمهای موهن وترسیم کاریکاتور خنثی شده و به دفاع منسجم مسلمانان از اعتقادات خود، رسول اکرم(ص) و قرآن مجید خواهد انجامید.