بسماللهالرحمنالرحیم
دقت در گزارش 24 آبان مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای درباره پرونده هستهای ایران، این واقعیت را نشان میدهد که آقای البرادعی باز هم نخواسته یا نتوانسته به آنچه مقتضای وظیفه آژانس در قبال عملکرد ایران در عرصه فناوری هستهایست عمل کند.
گزارش آقای البرادعی درعین حال که موضوع ابهامات مربوط به سانتریفیوژهای پی1 و پی2 را خاتمه یافته میداند و در این زمینهها تصریح به عدم مشاهده انحراف به سوی نظامیگری در فعالیتهای هستهای ایران مینماید، در موارد دیگری مطالباتی را از ایران مطرح مینماید که برخلاف مقررات مصرح در معاهده ان.پی.تی میباشد.
این خواستهها قطعا غیرقانونی است و وجود این موارد در گزارش آقای البرادعی نشان میدهد وی بشدت تحت فشار بوده و یا به دلیل ملاحظاتی نخواسته آنگونه که حق ایران است گزارش خود را کامل و بینقص تنظیم نماید.
در اینجا، قبل از آنکه انتظار واقعی و جدی از مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی را مطرح نمائیم، دو نکته مهم مرتبط با این انتظار رایادآوری مینمائیم.
اول آنکه طبق تصریح خود مدیر کل آژانس، جمهوریاسلامی ایران بیش از حد مورد انتظار با بازرسان آژانس همکاری کرده و اطلاعات مورد تقاضای آنها را در اختیارشان قرار داده است. آقای البرادعی در گزارش 24 آبان خود بارها اعلام میکند ایران اطلاعات موردنظر آژانس را در اختیار قرار داده و اعتراف مینماید این اطلاعات با اطلاعات دردسترس آژانس مطابقت و همخوانی دارد.
همکاری ایران با آژانس بقدری گسترده بوده که در مواردی به نظر میرسد حتی اطلاعات غیرضروری که شاید دادن آنها به دیگران با منافع ملی ما منطبق نباشد به بازرسان آژانس داده شده است. این وضعیت بقدری برای آقای البرادعی و همکاران وی در آژانس بینالمللی انرژی هستهای غیرمنتظره بود که وی با صراحت در بند 18 گزارش خود نوشته است: «ایران اسامی محلها و فعالیتهای کارگاههای مربوط به تولید داخلی قطعات سانتریفیوژ که اکثر این کارگاهها متعلق به سازمانهای صنایع نظامی بوده است را ارائه کرد».
در اهمیت این نکته همین بس که این نکته بار دیگر در بند 22 همین گزارش البرادعی آمده است. در موارد دیگری نیز مدیر کل آژانس به رضایت کامل از همکاری ایران اشاره میکند و البته برای آنکه در عین حال خود را طلبکار تلقی نماید، این تعبیر را هم در بند 42 گزارش خود میگنجاند که: «در هرحال همکاری ایران بیشتر حالت واکنشی داشته است تا حالت فعال. همانگونه که قبلا عنوان گردید همکاری فعال و شفافیت کامل ایران برای اجرای کامل و سریع برنامه، اقدام ضروری است».
نکته دوم از همینجا شروع میشود. مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی علاوه بر اینکه همکاری ایران با آژانس را واکنشی و غیرفعال قلمداد کرده و خواستار شفافیت کامل آن شده، بلافاصله یک خواسته غیرقانونی را نیز مطرح ساخته است. وی با یک مقدمه چینی غیرواقعی خواستار اجرای کامل پروتکل الحاقی توسط ایران و بازگشت به وضعیتی شده که مسئولان ایرانی بارها تأکید کردهاند که به آن وضعیت برنخواهند گشت. البرادعی در بند 43 گزارش خود ضمن اینکه ایران را به ادامه اعتمادسازی توصیه میکند میافزاید: «اگرچه آژانس غیر از مواردی که در چارچوب برنامه بدانها پرداخته میشود درباره مواد و فعالیتهای هستهای اعلام نشده احتمالی در ایران اطلاعات قطعی ندارد، اما آژانس در موقعیتی نیست که بدون اجرای کامل پروتکل الحاقی درخصوص عدم وجود مواد و فعالیتهای هستهای اظهارنظر شده در ایران تصمیمات معتبری ارائه کند... مدیر کل بنابر این بار دیگر مصرانه از ایران میخواهد پروتکل الحاقی را در اولین فرصت ممکن اجرا کند».
همچنین بعد از این خواسته غیرقانونی، بلافاصله و در همان بند، از ایران خواسته میشود غنی سازی را متوقف نماید و به مصوبات شورای امنیت سازمان ملل عمل نماید: «مدیر کل همچنین بار دیگر مصرانه از ایران میخواهد تمامی اقدامات اعتمادسازی که توسط شورای امنیت الزامی شده از جمله غنی سازی و فعالیتهای مرتبط با غنیسازی، را به اجرا درآورد».
این خواسته مدیر کل آژانس، با توجه به محتوای همین گزارش که فعالیتهای هستهای ایران را از اتهام انحراف به سوی نظامیگری تبرئه میکند، نیز یک خواسته غیرقانونی است. زیرا اصولاً ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت خلاف قانون بوده و به همین دلیل قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران نیز غیرقانونی است و مفاد آن الزامآور نمیباشد. البته مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای آنکه زمینه این خواسته غیرقانونی را فراهم سازد قبل از این خواسته، یک اتهام به ایران وارد ساخت و نوشت: «آژانس در نظر دارد طی چند هفته آینده روی موضوع آلودگی و همچنین مطالعات ادعا شده و دیگر فعالیتهایی که میتواند ابعاد نظامی داشته باشند متمرکز کند».
وجود این مجموعه اتهامات و خواستهها در گزارش جدید مدیر کل آژانس نشان میدهد وی مجاز نبوده و یا نخواسته به وظیفه قانونی خود بطور کامل عمل نماید. در منازعات پرونده هستهای، همه حرف ایران اینست که غنیسازی را نباید متوقف کند و الزامی به اجرای پروتکل الحاقی ندارد. متأسفانه همین دو نکته همچنان در گزارش جدید البرادعی بصورت برجسته وجود دارد کما اینکه اتهام آلودگی که احتمال انحراف به سوی ابعاد نظامی را تکرار میکند نیز همچنان در این گزارش پابرجاست. بنابر این، آنچه البرادعی در این گزارش انجام داده ناتمام است و فقط در صورتی که این سه فقره کنار گذاشته شود میتوان به بیطرفی و حقگرائی آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطمینان حاصل کرد.
با توجه به این واقعیتها، ما نباید در تبلیغاتمان اهمیت نقاط قوت و مثبت گزارش البرادعی را بیش از اندازه بزرگ نمائیم و به نقاط ضعف و منفی آن بیتوجهی کنیم. این روش به نفع کشور نیست و حتی خود البرادعی و کشورهای غربی را که باید خود را بدهکار ایران بدانند و دست از بقیه اتهامات و مطالبات غیرقانونی خود بردارند نیز به طمع میاندازد. روش صحیح، میانهروی و بیان واقعیتها و تشریح نقاط مثبت و منفی و مردم را در جریان ضعفها و قوتها قرار دادن است. با چنین روشی است که میتوان زمینه را برای برخورد با مشکلات احتمالی فراهم ساخت.