تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۳۳۸۸۶

28 مرداد و دو روایت از ملى شدن صنعت نفت


فریبرز صمدی

قریب به صد سال است که از اکتشاف نفت در ایران و اعطاى امتیاز آن توسط مظفرالدین شاه به دارسى مى‌گذرد. قرارداد دارسی، قرارداد تمدیدى 1933، طرح قرارداد قوام ـ سادچیکف که البته تصویب نشد، قرارداد الحاقى گس ـ گلشائیان طرح ملى شدن صنعت نفت، کنسرسیوم نفتى و... همگى یادآور ادوار مختلف تاریخ نفت ایران است که همواره پر از پیچیدگی، ابهام و ‌تردیدهاى بسیار بوده است. گویى براى یافتن این طلاى سیاه همیشه باید مسیرى اسرارآمیز و هزارتو را طى کرد تا به آن رسید.

نفت اگرچه به ظن همگان تنها یک پدیده اقتصادى است اما در ایران از همان ابتدا بیشتر جنبه سیاسى داشت. دولت بریتانیا به عنوان اولین مکتشف نفت در ایران خود را صاحب سرقفلى براى همیشه و حتى مالکیت ممالک نفتى ایران مى‌دانست و سعى داشت که نفت را از اقتصاد ایران دور نگه دارد.

پیش از ملى شدن صنعت نفت رقابت انگلستان و شوروى تنها منجر به تبدیل قراردادى به قرارداد دیگر مى‌شد که سهم ایران در آن ممکن بود به ازاى هر تن نفت تنها 2 شلینگ افزایش یابد. اما در کل قریب به 70 درصد درآمد نفتى ایران به جیب دول استعمارى و بخصوص انگلستان مى‌رفت. انگلستان توسط ایادى داخلى خود جو را به گونه‌اى تنظیم کرده بود که سهم چندانى عاید شوروى نمى‌شد.  دست‌هاى داخلى که ادعاى استیفاى حقوق ملت ایران را داشتند. دکتر مصدق به عنوان یکى از چهره‌هاى شاخص جبهه‌ ملى که در چالش‌ها و درگیرى‌هاى نفتى آن دوره،  بخصوص در مجلس نقش بسزایى به‌ عهده داشت تمدید قرار داد دارسى در 1933 را معادل 136 میلیون لیره ضرر به ایران مى‌دانست اما برآورد این ضرر چشمگیر در حالى بود که وى با طرح غلامحسین رحیمیان نماینده چپگراى قوچان درباره لغو امتیاز دارسى که در زمان استبداد مظفرالدین شاه واگذار و در دوران دیکتاتورى رضا شاه تمدید شده بود مخالفت کرد. مصدق ادعا داشت که این قرارداد دو طرفه است و در مجامع بین‌المللى صلاح نیست که این گونه عمل کرد.

جالب‌تر اینجاست چندى پیش از مخالفت دکتر مصدق با این طرح وى با ارائه یک طرح دو فوریتى در 4 ماده در 11 آذر 1323 به جد خواستار تحریم مذاکرات نفت با شوروى شده بود و از نخست‌وزیر وقت و نمایندگان مجلس خواسته بود که دست رد به سینه هیئت شوروى که به ریاست کافتارادزه به ایران آمده بودند بزند.  این اقدام تبعات سنگین بعدى براى ایران داشت که البته اگر در قبال انگلیس نیز این همه دلسوزى دیده مى‌شد جایى براى تاسف خوردن نمى‌ماند.

به جز ابهامات نفتى و عدم عمل به تعهدات از طرف انگلیس در قرارداد دارسى و قرارداد تمدیدى آن از قرار ذیل بودند:

1ـ شرکت نفت انگلیس و ایران در محاسبه خود کلیه درآمدهاى شرکت‌هاى وابسته به شرکت نفت را محاسبه نمى‌کرد.

2ـ باتوجه به رقم قابل توجه فروش نفت،  شرکت نفت هیچ وقت در بیلان خود اعداد و ارقام واقعى را منعکس نمى‌نمود.

3ـ شرکت نفت،  مبالغ هنگفتى بابت پرداخت مالیات به دریادارى انگلستان به ایران تحمیل مى‌کرد.

4ـ البته در مورد سایر تعهدات هم آنچنان که بایسته بود حقوق ایران پرداخت نمى‌شد.

در میان همین کشاکش‌ها بود که آمریکا در پى جاى پایى براى خود بین دو رقیب دیرینه شوروى و انگلیس مى‌گشت آمریکا پس از جنگ جهانى اول در پى آن بود که بر منابع نفتى خلیج‌فارس و خاورمیانه دست پیدا کند البته در ایران رسیدن به این هدف را از سال 1301 آغاز کرده بود. در دهه 30 که اوج رقابت‌هاى نفتى بود نامه‌اى از حسین علاء وزیر مختار ایران در آمریکا به قوام نخست‌وزیر وقت رسید که نکته‌اى بسیار حائز اهمیت در آن به چشم مى‌خورد. در این نامه که در اول دى ‌ماه 1325 نوشته شده است به طرحى اشاره مى‌شود که توسط متخصصین نفتى آمریکا ("هوور" ـ مشاور امور نفتى رئیس‌جمهور آمریکا ـ "که تیس") که در 1323 بر ایران آمده بودند تهیه شده بود. شاید این پیشنهاد همان طرحى بود که در چند سال بعد توسط جبهه ملى به عنوان ملى شدن صنعت نفت مطرح گشت. با آغاز نخست‌وزیرى رزم‌آرا "هنرى گریدی" به عنوان سفیر آمریکا در ایران برگزیده شد وى مى‌گوید: "وقتى من به ایران رفتم، هنوز اندیشه ملى شدن صنعت نفت مطرح نبود" در واقع فکر ملى شدن صنعت نفت را "هنرى گریدی"، "تورنبرگ" رئیس هیئت مستشاران ماوراى بحار در سازمان برنامه و "دوهر" دبیر شرقى سفارت آمریکا (از کارکنان برجسته سازمان سیا) در ایران مطرح ساختند.

در تصدیق این مدعا همین بس که خود دکتر مصدق در 27 اسفند 1330 در مصاحبه با خبرنگاران آمریکایى به نقش آمریکا در ملى شدن صنعت نفت اذعان کرده و گفته است: "ما از ملت آمریکا و مساعدت‌هاى معنوى آمریکا که در پیشرفت ایرانیان به سوى این هدف مقدس و در این مبارزه ملى بسیار ذى‌قیمت و گرانبها بوده است بسیار متشکریم"

(ده گزارش از مصدق)

صرف‌نظر از تمامی ‌این تحلیل‌ها واقعیت آن است که ملى شدن صنعت نفت در دهه 20 و سال‌هاى ابتدایى دهه 30 به یک خواست عمومی‌ تبدیل شده بود که به اذعان همه مورخان و آگاهان سیاسى این بسیج مردمی‌ مرهون نیروهاى مذهبى به رهبرى آیت‌الله کاشانى بود. 

پس از ممنوعیت اعطاى امتیاز نفت شمال به شوروى و اصلاح قرارداد نفتى ایران و انگلیس در ضمن لایحه گس ـ گلشاییان نیروهاى مذهبى به طور جدى‌تر و موثرتر وارد کارزار سیاسى نفت شدند. آیت‌الله کاشانى با طرح شعار «نفت ایرانى براى ایرانی» سعى در اشاعه مباحث نفتى در بین توده‌هاى مردم داشت.  ایشان به خاطر اطلاعیه‌اى که در همین زمینه صادر کرد و به بهانه‌ترور شاه به لبنان تبعید شد. آیت‌الله کاشانى در لبنان با ارسال نامه‌هاى سرگشاده بر شعار «نفت ایرانى براى ایرانی» پافشارى مى‌کرد. وى در بازگشت پیروزمندانه خود در اولین سخنرانی، سخن از ملى کردن صنعت نفت به میان آورد و در اولین بیانیه رسمی‌که توسط مصدق در مجلس قرائت گردید روى ملى شدن صنعت نفت اصرار کرد و قرارداد الحاقى گس ـ گلشائیان را مردود شمرد. پس از انتخابات دور شانزدهم مجلس که دربار آراى جبهه ملى را مخدوش کرد، فدائیان اسلام با‌ترور هژیر رژیم را وادار به عقب‌نشینى کردند و نتیجه انتخابات باطل اعلام شد. با تجدید انتخابات اعضاى جبهه ملى به مجلس راه یافتند. فدائیان اسلام با‌ترور رزم‌آرا مانع اصلى و جدى مقابل ملى شدن صنعت نفت را نیز برطرف کردند که درست یک هفته بعد مجلس مجبور شد به ملى شدن صنعت نفت راى دهد. آیت‌الله کاشانى به دلیل مقبولیتى که بین عالمان بزرگ بلاد داشت توانست مراجع محلى را به صحنه بکشاند و امواج مردمی ‌را گسترش دهد. 

آیت‌الله خوانسارى یکى از مراجع بزرگ‌، آیت‌الله سیدمحمد روحانى و آیت‌الله شاهرودى از قم، آیت‌الله بهاءالدین محلاتى از شیراز، آیت‌الله چهار سوقى از اصفهان، آیت‌الله حاج شیخ باقر رسولى از رشت، آیت‌الله حاج شیخ محمدرضا کلباسى از مشهد، همچنین روحانیونى چون حاج سیدحسین خادمی ‌اصفهانی، حاج شیخ مرتضى مدرسى اردکانی، حاج سید مصطفى سیدالعراقین، حاج شیخ مهدى نجفى و فقیه سبزوارى توانستند با صدور بیانیه‌ها و فتواهاى خود یک نوع بسیج مردمی ‌در حمایت از نهضت ملى شدن صنعت نفت ایجاد کنند. 

اما بعد از روى کار آمدن رزم‌آرا و تلاش وى براى تصویب قرارداد الحاقی، آیت‌الله بیانیه‌اى صادر کرد که بازتاب وسیعى در رسانه‌هاى داخلى و خارجى داشت. آیت‌الله کاشانى با برشمردن مصیبت‌هاى مردم تصریح کرد که:‌ «ملى شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگى‌هاى ماست.» ‌ایشان در همین اطلاعیه با فتواى دینى خطاب به مردم گفتند:‌ «ناچارم این آرزوى عمومی ‌را یک بار دیگر بیان کنم تا با نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تامین صلح جهانى همه افراد مملکت بخواهند که صنعت نفت ایران در مناطق کشور بدون استثنا ملى اعلام شود.» بعد از اینکه کمیسیون نفت قرارداد الحاقى را رد کرد آیت‌الله کاشانى چندین تظاهرات بزرگ را در کشور‌ ترتیب داد. ایشان با صدور اطلاعیه‌اى از مردم خواست تا اول دى براى درخواست ملى کردن صنعت نفت در مسجد شاه اجتماع کنند و این در واقع اولین اجتماع عظیمی ‌بود که در آن سخنرانان و مردم خواستار ملى شدن صنعت نفت شدند. آیت‌الله کاشانى یک هفته بعد نیز اعلام تظاهرات کرد که جمعیت عظیمی‌ در میدان بهارستان تجمع کردند. حسین هیکل تظاهرات این روز را چند صد هزار نفرى تخمین زده است. 

برگزارى چند تظاهرات دیگر حمایت از تجمع فداییان اسلام، بیانیه‌ ایشان پس از ‌ترور رزم‌آرا و در نهایت رهبرى قیام 30 تیر 1331 که منجر به روى کار آمدن مصدق شد بیانگر نفش ممتاز و بى‌بدیل آیت‌الله کاشانى در هدایت و بسیج افکار عمومی‌ در نهضت ملى شدن صنعت نفت است. اما پس از آنکه مصدق روى کار آمد بناى اختلاف با آیت‌الله کاشانى را گذاشت. نصیحت‌هاى آیت‌الله کاشانى فایده‌اى نکرد تا اینکه کودتاى 28 مرداد اتفاق افتاد. پس از کودتاى 28 مرداد که قرارداد کنسرسیوم در دولت زاهدى منعقد شد آیت‌الله کاشانى طى اعلامیه‌اى شدید‌اللحن آن را محکوم کردند و از درجه اعتبار ساقط دانستند. در سال 1334 پس از دستگیرى سران فدائیان اسلام بار دیگر آیت‌الله کاشانى به عنوان دخالت در قتل رزم‌آرا دستگیر و در معرض محاکمه و اعدام قرار گرفت اما بر اثر پافشارى مقامات روحانى و هشدار جدى آنان آزاد گردید. در نهایت باید اذعان کرد که روحانیت نقش بى‌بدیلى در نهضت ملى شدن صنعت نفت داشته است که هیچ یک از جریانات حاضر در اندازه آن ظاهر نشدند.  در واقع باید گفت که اصلى‌ترین جریان در ملى شدن صنعت نفت ایران بدنه مذهبى کشور بود که تا وقتى در صحنه حضور داشت هیچ قدرت خارجى و داخلى یاراى مقابله با اهداف آن را نداشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات