وفیق السامرائی
مقدمه:
شواهد موجود نشان میدهد لبنان از ویروس جنگ داخلی به طور کامل پاکسازی نشده. در نتیجه تمام راهکارهای بینالمللی و عربی برای حل مشکل ریاستجمهوری این کشور تاکنون با شکست مواجه شده و سنگر بندهای فرقه ای به شدت رو به رشد و اظهارات تند بالا گرفته است. تا کنون دو طیف درگیر در بحران لبنان، بارها تلاش کردهاند که از طریق مختلف و بسیج هواداران، در مقابل هم صف آرایی کنند. ادامه این صفآراییها میتواند هزینه سنگینی برای کشور داشته باشد.
">وفیق السامرائی
مقدمه:
شواهد موجود نشان میدهد لبنان از ویروس جنگ داخلی به طور کامل پاکسازی نشده. در نتیجه تمام راهکارهای بینالمللی و عربی برای حل مشکل ریاستجمهوری این کشور تاکنون با شکست مواجه شده و سنگر بندهای فرقه ای به شدت رو به رشد و اظهارات تند بالا گرفته است. تا کنون دو طیف درگیر در بحران لبنان، بارها تلاش کردهاند که از طریق مختلف و بسیج هواداران، در مقابل هم صف آرایی کنند. ادامه این صفآراییها میتواند هزینه سنگینی برای کشور داشته باشد.
حتی با فرض اینکه ارتش لبنان بیطرفی خود را در منازعات داخلی رعایت کند بدون شک برتری نظامی در میان طرفهای درگیر کنونی به نفع «حزبالله» بوده و طرفداران حکومت دارای قدرتی نظامی در برابری با شاخه نظامی حزبالله نیستند. این امر نتیجه دو دهه مقاومت بر ضد قویترین نیروی نظامی منطقه است.
در هرحال توانایی نظامی به تنهایی نمیتواند در اختلافنظرها تعیین کننده باشد.
مقایسه منابع مالی طرفهای درگیر در لبنان
در بدترین احتمال طرفداران حکومت کنونی لبنان در منابع مالی بر اپوزیسیون برتری داشته و حتی بر منابع مالی حکومت نیز تسلط دارند. بعلاوه از پشتیبانی مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز برخوردار و ایالات متحده نیز به طور کامل از آنها پشتیبانی میکند. همچنین کمکهای تسلیحاتی نیز دریافت میکنند. همچنانکه در درگیریهای «نهرالبارد» نیز ارتش توانست ذخیرههایی نظامی همچون خمپاره سنگین و موشک دریافت کند که منجر به فیصله یافتن سریع درگیریها شد.
به لحاظ وجود واحدهای رزمیمنطبق بر ساختارهای اداری، لجستیک و اطلاعاتی نیز «حزبالله» سازمان کاملی در اختیار دارد و همین سازمان بود که در طول 33 روز جنگ با ارتش اسرائیل منجر به خنثی شدن این هجوم شد.
بهرغم سختیهای ناشی از این جنگ صدای اعتراض تودههای هوادار حزبالله شنیده نشد. در مقابل، طرفداران حکومت تجربه نظامی قدرت بسیج نیروهای رزمیبه عنوان نیروی بازدارنده در مقابل سایر گروهها را ندارد.
جایگاه جغرافیایی و استحکام سیاسی
طرفداران حکومت که در پوشش دولت هستند بر ترابری هوایی به طور کامل مسلط هستند و حتی در استفاده نظامی از آن نیز توانا میباشند. این تنها نکته مثبتی است که میتواند نقاط منفی را جبران کند. در حمل و نقل دریایی نیز قدرت با طرفداران دولت است. چون ساحلی که در منطقه زیر نفوذ حزبالله قرار دارد به علت نزدیکی به اسرائیل زیر نفوذ ارتش و نیروهای سازمان ملل بوده و حزبالله توان استفاده بهینه از آن را ندارد.
در درگیری احتمالی در شرایط ایدهآل طرفی که از توده مردمی بیشتری برخوردار است در استحکام سیاسی نیز بر دیگری برتری دارد. اکثریت حاکم در لبنان به دلایل مذهبی قادر به جذب توده مردمی هوادار «حزبالله» و «جنبش امل» نیستند. اهل سنت نیز به همان دلایل دینی دارای استحکام سیاسی هستند. در این میان تنها فرقه مسیحی است که ممکن است از گروهی به گروه دیگر سوق یابد. جریان سیاسی عون و مسیحیان طرفدار حکومت ممکن است دچار تحولاتی شوند و چنین استحکامی منجر به حل بحران در آینده نزدیک نخواهد شد.
یکی از مشکلات بحران لبنان قدرتی است که رهبران سیاسی در تحریک هواداران خود دارند. دو طرف دارای رهبران محبوب و منبرهای رسانهای بوده و در مدت کوتاهی قادر به تحریک عمومی علیه گروه دیگر هستند تا جایی که حتی میتوانند با یک سخنرانی، آشوبی سراسری برپا کنند.
از سویی دیگر، جنگ عراق منجر به تغییر بسیاری از مفاهیم نظامی شد. در جنگ شهری دیگر نیازی به تانک نیست میتواند منجر به کند شدن تحرک نیروها شود. ارتش کلاسیک لبنان که همان تانک را نیز به تعداد کافی در اختیار ندارد چگونه خواهد توانست پایداری خود را در صورت وقوع جنگ شهری حفظ کند؟ بدین ترتیب عناصر موثر در خاتمه دادن به درگیریهای فرقهای و جنگ داخلی نیز به نحو پیچیدهای توزیع شده و هیچ گروهی نمیتواند حرف اول و آخر را در بحران کنونی و درگیریهای احتمالی بزند.
بحران کنونی لبنان بیش از آنچه بتوان پیشبینی کرد پیچیده شده و ارزیابی قاطع از درگیریها آسان نیست. نیروی نظامی اپوزیسیون، یعنی حزبالله از قدرت بازدارنده مهمی در جنگ داخلی برخوردار است ولی در عین حال نمیتواند به تنهایی و در فرصت کافی درگیریها را به نفع خود خاتمه دهد. چون عناصر موثر در خاتمه یافتن درگیریها و جنگ داخلی احتمالی به شکل پیچیدهای میان طرفهای درگیر در بحران توزیع شده است.
آرزوی به دل مانده لبنانیها
بر کسی پوشیده نیست که فشارهای خارجی و تلاشهای داخلی زیادی وجود دارد تا راهکار عربی را طرحی به بن بست رسیده معرفی کند. در نتیجه مجبور شده به طور خود کار به یکی از این دو گزینه پناه برند. یا آنکه به مکانیزم داخلی روی آورند یا به دنبال راهکارهای بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل باشند.
فشارهای داخلی و تلاشهای خارجی به موزات طرح اتحادیه عرب همچنان جریان دارند تا به اهداف خود دست یابند. اهدافی که محدود به انتخاب رئیسجمهور برای کشور بیمار لبنان نبوده و در حقیقت شاخصی برای بررسی توازن پر تنش موجود در خاورمیانه و کشورهای عربی است.
در نخستین نگاه به نظر میرسد دیدار آینده «عمرو موسی» دبیر کل اتحادیه عرب از لبنان آخرین تلاش برای احیای مجدد راهکاری است که ناقص بدنیا آمد و اکثریت لبنان نیز نتواست آن را بر دیگران تحمیل و اپوزیسیون نیز قادر به سرنگونی آن نبود. بدین ترتیب طرح اتحادیه عرب برای حل بحران لبنان بیش از اینکه راه حلی برای بحران لبنان باشد به ترازویی برای سنجش میزان تنش بین کشورهای عرب تبدیل شده است.
بهرغم تلاشهای طاقت فرسایی که دیپلمات پر سابقه عرب (عمرو موسی) در این راه به خرج داده و نشان داد که بیش از همه به لبنان علاقمند و به آرامش و استقرار کشورهای عرب امید دارد، با این وجود به یکی از دوستان لبنانی خود در قاهره گفته است که «احزاب لبنانی دیوانه بوده و نمیدانند در صورت نرسیدن به توافق در مسائل داخلی چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود. آنها از حجم توفان بینالمللی که قار است از کشورشان عبور کند اطلاع نداشته و نمیخواهند از تنها فرصت باقیمانده استفاده کنند.»
این نخستین باری است که «عمرو موسی» اعتراف میکند عوامل داخلی قدرتمندی بر عناصر داخلی بحران لبنان سایه انداخته است.
قرار بر آن است که وی بار دیگر به بیروت سفر کند و پس از تلاشهای بینتیجه گذشته بار دیگر فرصتی را پیشروی لبنانیها قرار دهد. بگذارد تا شاهد گفتوگوی کرو لالهای صحنه سیاسی لبنان باشد.
«عمرو موسی» اصرار دارد که گفتوگوها در طبقه نخست ساختمان چهار طبقه نظام سیاسی لبنان انجام شود زیرا طرح اتحادیه عرب مصمم استتا سه طبقه دیگر را برای حل بحران سیاسی لبنان تحت پوشش قرار دهد و این طبقه نخست است که ابتدا باید با توافق طرفهای درگیر در بحران لبنان ساخته شود. در حالی که لبنانیها علاقه مند هستند تا علاوه بر پایههای داخلی نظام خود، در مسائل دیگر نیز دست به دامان پارامترهای خارجی شوند.
طرح اتحادیه عرب نباید ذبح شود چون در این صورت هیچ جایگزینی برای ان وجود ندارد. رفتن به سوی طرح انتخاب رئیسجمهور با شیوه نیم بعلاوه یک آرا یا توسل به سازمانهای بینالمللی برای دخالت در لبنان و همچنین تسلیم شدن به اکثریت در برابر اپوزیسیون در موافقت با طرح تقسیم مساوی کابینه و ارائه سهمیه یک سوم کابینه بعلاوه یک به آنها هیچ یک نمیتواند جایگزین خوبی برای طرح اتحادیه عرب باشد. همچنین نمیتوان از «عمرو موسی» توقع داشت تا تا بینتیجه و برای همیشه به دور خود بگردد تا شکاف میان سیاستمداران لبنانی روزبهروز بیشتر شود. لبنانیها در چنین شرایطی آرزو میکنند تا انفجار منطقهای بزرگ که همگان وعده آن را میدهند اتفاق بیفتد تا بیش از این در انتظار رسیدن به توافق داخلی نباشند. چون مصیت کنونی برای لبنانیها هزار بار بهتر از شنیدن خبر توافق احتمالی شده است که ماهها است سیاستمداران به طور روزانه خبر آن را میدهند.