محمد اسکندری
چارچوب ساختار ـ کارگزار
یکى از ادوات کالبدشناختى نظامهاى بینالملل، وجود چارچوبى مدون براى تفسیر نقشها، کنشها و فراکنشهاى موجود در آنها است. چارچوب "ساختارـکارگزار" از جمله ابزارى است که براى شناخت نقش دولتها و تعامل دیالکتیکى آنها با ساختار جهانى موجود به کار میرود. رفتار خارجى دولتها، تاثیر آنها بر نظام بینالملل و همچنین تاثرشان از ساختار جهانى از جمله متغییراتى است که میتواند در این چارچوب مطرح گردد. قالب تحلیلى "ساختار ـ کارگزار" ابن قابلیت را داراست که ایستارها و بایستههاى هر نظام را که مبنا و مبادیى براى رفتارهاى برونى آنهاست تاویل نماید. اگر نظر مطمح ما این باشد که گفتمان حاکم بر سیاست خارجه چند ساله دولت نهم را در بوته نقد و بررسى قرار دهیم بهترین گزینه براى نیل به این مقصود بهرهگیرى از این نرم افزار تحلیلى است.
مخالفت و اتخاذ موضعى معاندانه از سوى جامعه جهانى در برابر فعالیتهاى صلحآمیز کشورمان از اهم تاثیرات ساختار نظام بینالملل بر رفتار سیاست خارجه ایران است و تصویب قطعنامههاى متوالى و عقد تحریمها و محدودیتهاى اقتصادی ـ امنیتى در راس پیکان کنشهاى جهانى در راستاى منحرف کردن ایران اسلامی از عقاید و آرمانهاى فرامنطقهاى خویش قرار میگیرد. جهان بهرغم اینکه به اصطلاح گفتمان "جهانى سازى در پرتو حفظ منافع تمام ملتها" بر آن حاکم است، در ابن برهه هم و غمی تام بر جلوگیرى از دستیابى ملت ایران به چرخه سوخت صلحآمیز هستهاى گماشته است. فشارهاى متواتر سیاسى، اقتصادى، امنیتی، فرهنگى و... از جانب سران کشورهاى داعیه دار احترام به حقوق ملتها بر دولت براى استیلاى حقوق حقهی فرزندان ایران اسلامی صورت گرفت و سنگاندازىهاى متعددى در پیشروى توسعهیافتگى ایران به وجود آمد. اما دلایل این عنادورزىها را در کجا باید جست و جو کرد؟ آیا سیاستهاى دولت نهم موجب شد ایران اسلامی آماج هجمه سیاسی، اقتصادى و... قرار بگیرد؟ آیا مسولان به دلیلى غفلت و بعضا ناکارآمدى موجبات این چالشها را فراهم آوردند؟ و یا اینکه باید علهالعلل این همه ناخوشایندىها و ناملایماتىها را در امرى دیگر چاوش کرد؟
بسیارى از صاحبنظران در مبحث روابط بینالملل بر این امر واقفاند که رابطه تعاملى که یک دولت با نظام بالادستى خود یعنى نظام بینالملل پدید میاورد تکوین یافته از نقشى است که آن در مجموعه مرجع دارد.
این نقش است که سازنده دیالکتیک بین محیط پیرامون با یک دولت میباشد و این نقش خود متاثر از جهانبینى و آگاهى است که کارگزار از ساخت شناختى نظام پیرامون خود بدست میآورد. به عبارت دیگر تاثیر گزارى یک فرد در یک نظام متاثر از عقاید و مبناهاى اعتقادى اوست که میپذیرد با نظم حاکم همراهى کند و یا اینکه پدید آورنده یک آنومیدر سیستم باشد. این امر در مورد رفتارهاى سیاسى جمهورىاسلامی با نظام بینالملل نیز صدق پیدا مىکند. سیاست خارجه ایران در ابتدا توسط نگرش داهیانه امامخمینی(ره) بر پایه جهانبینى اسلامی و نص قرآن کریم و همچنین اعتقادت ناب محمدى شاکله ماهوى خود را بدست آورد و وارد جریان نظام بینالملل شد. منطق سیاست خارجه جمهورىاسلامی در بدو ورود خود به مبارزه با نظام دو قطبى جهان پرداخت و نظم حاکم را با شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهورىاسلامی "بر هم زد. با این تفاسیر موضع گیرى کنونى جهان در قبال جمهورىاسلامی نمیتواند امرى غیر محتمل تلقى شود زیرا که چیستى و ماهیت منطق اسلام با نظامسلطه در تناقض و تعارضى عمیق به سر میبرد. تعلقى ذاتى که سیاست خارجه جمهورىاسلامی ایران به اصول الهى همچون عزت، احترام به حقوق ملتها، یارى رساندن به ملتهاى مستضعف و محروم و...دارد مانع از آن است که بتواند با نظام سلطه همراه و هم آهنگ شود. در این مورد هم تاکنون جهان کم به تعارض با نظام جمهورىاسلامی نشسته است و در تمام زمینهها دست به اخلالگرى زده است.
در این اثنا راهبرد دولتمردان اصولگرا قابل تامل و بعضا تحسینآمیز است. توجه به اسالیب و بایستههاى اصیل انقلاباسلامی مهمترین شاخصه رفتارهاى سیاست خارجه دولت نهم است. پایستگى و ایستادگى که دولتمردان به خصوص ریاستجمهورى در قبال مسایل گوناگون و در صدر آنها مساله هستهاى به خرج داده نشان از آن است که مسولان جمهورىاسلامی برخاسته از متن جامعه اسلامی و داراى اندیشهها و آرمانهایى مطابق با عقلانیت دینى میباشند. مقاومت در برابر زیادهطلبىهاى جریان سلطه و در راس آن ایالاتمتحده خود گواهى بر این موضوع است.
اما در ذیل اثرگذارى نظام اسلامی و علىالخصوص دولت نهم بر ساختار نظام بینالملل باید اذعان کرد که تاکنون دولتى به فعالیت و جنب و جوش دولت نهم بر سر کار نیامده است. به واقع میتوان ادعا کرد که شرایط فعلى ما در جهان مرهون تلاشهاى بىشائبه دولت نهم است. مسئولان با درایت و فراستى بىنظیر سعى در هماهنگ ساختن دولتهاى جهان علیه جریان سلطه دارند. در هر نشست و کار گروهى با ایراد پیشنهادات و ابتکارات خود رهیافتى نوین براى آگاهى بخشیدن به ملتهاى مستضعف و دولتهاى مغلوب سیاست جریان سلطه ارایه میدهند و خواستار تشکیل نظامی جهانى بر پایه جهانبینى واقعگرایانه میباشند. نطقهاى رییسجمهور در سازمان ملل، اجلاس کشورهاى صادرکننده نفت، اجلاس سران کشورهاى حاشیه خلیجفارس و... همه از اندک دستاوردهاى تمسک به ایستارهاى الهى در مقطعى کوتاه میباشند و خوشبختانه امروز موج آگاهى و آزادىخواهى در جهان با طلایهدارى ایران در سراسر جهان طنینانداز شده است.
در نهایت باید اشاره کرد که ساختار فعلى جهان مبتنى بر سفسطهگرى بنا شده است و در این سیستم آنان حق پیروزى دارند که از قدرت بیشترى برخوردار باشند. هماهنگ شدن با این سیستم به هر نحو موجب میشود تا جمهورى اسلامی از آرمانهاى اولیه خود دور شود. سیاستهاى همچون "تنشزدایی" و "گفتمان صلحطلبی" معنایى جز به منزله وارد شدن در حیطه بازى و امتیاز دادن به طرف مقابل نمیتواند داشته باشد. امروز که دولتمردان تا آخرین نفس بر احقاق حقوق حقه ایرانیان پاى فشارى میکنند نظام بینالملل با این هجمه جهانى سعى در پایمال کردن حقوق ایران دارد واى به حال آن وقتى که قصد کنیم بر سر استیفاى حقوق خود با دیگران به مذاکره و مسامحه بپردازیم.