محمد ولایتمدار
اندونزی پرجمعیتترین کشور اسلامی نامیده میشود که براساس آمار سال 2005 سایت سازمان سیای آمریکا حدودا 242میلیون نفر جمعیت دارد. 90 درصد این جمعیت را مسلمانان، 8 درصد مسیحی و 2 درصد هندو و بودیسم تشکیل میدهند.
این کشور در جنوب شرقی آسیا واقع شده و همسایگان آن تیمور شرقی مالزی و گینه نو میباشند. پایتخت آن جاکارتا و نوع حکومت آن جمهوری (بدون پسوند اسلامی) نامیده میباشد. رئیسجمهور آن "سوسیلو بامبانگ یودهو یو نو " از بیست سپتامبر 2004 تاکنون با 60 درصد آرا برای 5 سال انتخاب شده است و نخستوزیر نیز از سال 2004 " محمد یوسف کالا کالا "میباشد. نرخ باسوادی در این کشور در حد مطلوبی یعنی 88 درصد میباشد. و یکی از وجوه اهمیت اقتصادی این کشور در جنوب شرقی آسیا صدور حدود 5/1گاز جهان میباشد. (به نقل از سایت قلم سبز ایران 3/2/1384)
استقلال:
پس از جنگ جهانی دوم در سال 1945 سازمان ملل متحد استقلال این کشور را در پی مبارزات استقلالطلبانه مردم این کشور به رسمیت شناخت و این کشور پس از آن که از استعمار این کشور خارج شد از هند شرقی هلند به اندونزی تغییر نام داد. پس از استقلال احمد سوکارنو به عنوان مهمترین چهره بنیانگذار سازمان کشورهای غیر متعهد نیز شناخته میشود. اما پس از چندی که موج گسترده افکار کمونیستی در این کشور رواج یافت ایالاتمتحده آمریکا این مساله را برای خود زنگ خطری میدانست و در مقابله با این امر اقدام به تقویت نظامیان اندونزی به فرماندهی ژنرال سوهارتو کرد.
در 1965 سوهارتو به مقام رئیسجمهور دوم اندونزی ارتقا یافت و تا سال 1970 آن قدر سوکارنو را به انزوا راند تا در گذشت. در 1998 این کشور با مشکلات شدید اقتصادی روبرو شد. دانشجویان پیشنهاداتی درباره اصلاحات و مبارزه با فساد دادند. اما به اعتراضات آنها حمله نظامی شد. مردم اندونزی در دفاع از دانشجویان برآمدند و دانشگاهها در سراسر کشور تبدیل به ستاد مبارزه با دیکتاتوری سوهارتو شد. با سرپیچی افسران از سوهارتو و پیوستن به دانشجویان و مردم سوهارتو مجبور به استعفا شده و برکنار شد.
اهرمهای قدرت سیاسی بطور کلی در اندونزی به عنوان پرجمعیتترین کشور مسلمان جهان در اختیار اکثریت مسلمان است اما 75 درصد سرمایه بخش خصوصی در دست چینیها (چینی تبارها) است که فقط 5 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
اما با این حال در سال 1999 دولت سوهارتو نتوانست در برابر اعتراضات مردمی و دانشجویی که متاثر از جنبشهای اسلامی از جمله انقلاباسلامی ایران بود تاب و تحمل بیاورد و دولت را به عبدالرحمان وحید از چهرههای اسلامی این کشور سپرد.
پس از انتخاب عبدالرحمان وحید در سال 1999 میلادی اصلاحات جایگزین سیاستهای غلط سوهارتو شد. اما یک سال پس از انتخاب وی با بیکفایتی اعضای دولت وی و گستردگی اعتراضات و اعتصابات مردمی فضایی را بوجود آورد که پارلمان اندونزی در سال 2000 او را از مقام خود عزل کرد و به جای او مگاواتی سوکارنو دختر احمد سوکارنو اولین رئیسجمهور و بنیانگذار اندونزی جدید را منصوب کرد.
هماکنون نیز سوسیلو بامبانگ توانسته با جلبنظر دول غربی و داخلی ریاستجمهوری را در دست گیرد.
موقعیت اسلام در اندونزی
اسلام در اندونزی متاثر از اندیشههای مذاهب قدیمیبودایی هندو و آنیمیستی است. اما پس از سقوط سوهارتو اسلام در اندونزی جلوهای تازه و منحصر به فرد به خود گرفته است.
تفکرات و اندیشههای مردم ساکن در مناطق حاشیه جادههای تجاری میان هند و چین و مناطق شرق جاکارتا ـ پایتخت ـ عادات اسلام نام دارد. عادات اسلام فرهنگی است که از سوی اجداد ساکنان این جزیره برای آنها به ارث گذارده شده است.
عادات اسلام حاوی آموزههایی از بودیسم، هندوئیسم و آنیمسیم است. سه مذهبی که از قرنها پیش بر تفکرات و اندیشههای مردم ساکن این جزایر حاکم بوده است.
تاثیرات عمیق فرهنگ عادات اسلام را میتوان در سیاست، زندگی روستایی و روابط خانوادگی مردم این جزیره مشاهده نمود.
فرهنگ عادات اسلام هنوز هم تاثیر به سزایی بر بخش عمده و همینطور رهبران مسلمان آنها دارد. یکی از این رهبران مسلمان، عبدالرحمان وحید رئیس نهضت العلما به معنای تجدید حیات فقهای اسلام است. این نهضت که در سال 1926 بنیان گذارده شده است.
حدود 40 میلیون عضو (بیش از اعضای حزب گلکار حزب حاکم اندونزی ) و چیزی حدود دو برابر این رقم هواخواه دارد. این نهضت در دوره اول ریاست جمهوری سوهارتو (66ـ 1949) به یک نیروی سیاسی بدل شده بود. اما سوهارتو در راستای برنامههای سیاستزدایی خود این نهضت و دیگر نهضتهای اسلامی را تبدیل به سازمانهای اجتماعی مذهبی نمود. از آن پس نهضتالعلما تنها اجازه دخالت در امور اجتماعی و نه سیاسی را داشت. هر چند که سیاستگذاران این نهضت هرگز به این حد بسنده نکرده و از طریق مساجد، مدارس اسلامی و تشکلهای اجتماعی این نهضت را به عنوان یک نیروی قدرتمند غیررسمی و بازوی قدرتمند عادات اسلام مطرح نمودند. عبدالرحمان وحید تحصیلات خود را در مدارس مذهبی، دولتی و مراکز عالی خاورمیانه گذرانده است. او ترکیبی از شخصیت روحانی محبوب و یک روشنفکر است.
وحید معتقد است اسلام و دموکراسی هیچ تضادی با یکدیگر ندارند. از نظر او اسلام الگو و نمونه باارزشی است که میتواند برنامه سیاسی موثر و مدونی را در جهت تشکیل یک جامعه مدنی شایسته ارائه دهد. ارائه خدمات اجتماعی، حذف بهره از سیستم بانکی، کمک به مستمریبگیران، تاسیس کتابخانه و مراکزی که غذای مجانی در اختیار فقرا قرار میدهند، از جمله ایدهآلهای سیاست داخلی وحید است. برخی از اندونزیاییها برکناری سوهارتو را در حکم موفقیتی برای وحید که بیوقفه با سوهارتو مبارزه میکرد میدانند.
اتحادیه روشنفکران مسلمان
دیگر نهضت مسلمانان اندونزی اتحادیه روشنفکران مسلمان با حدود 100000 عضو و دستگاه اداری سیاسی رو به گسترش است که در تمامی مناطق اندونزی نفوذ کرده و خود به یک مرکز مستقل در داخل حکومت بدل شده است. اتحادیه روشنفکران مسلمان نمود بارزی است از تغییراتی که در دهه 90 اندونزی درهای خود را به سوی جهان علم گشوده بود. این اتفاق به خصوص در شهرهای بزرگ که 40 درصد از جوانان اندونزیایی را در درون خود جای داده است رخ داده و باعث پیدایش اندیشههای اسلامی و لیبرالی جدیدی در این کشور شده است.
جنبش محمدیه
از مدتها پیش جنبشی دیگر در عرصه مسائل اسلامی با نام جنبش محمدیه در این کشور شکل گرفته است. این جنبش که بیشتر در شهرها متمرکز شده در عرصه اندیشهها و اعتقادات اسلامی حتی از اتحادیه روشنفکران مسلمان نیز قویتر است. جنبش محمدیه در سال 1912بنیان نهاده شده و از همان هنگام روند اسلامیسازی فرهنگ عادات اسلامی را شروع کرده است. جنبش محمدیه هم اکنون با 20 الی 25 میلیون عضو دومین جنبش بزرگ اسلامی اندونزی بوده و روشنفکران بی شماری در آن عضویت دارند. این جنبش همچنین در بسیاری از شهرهای نه چندان بزرگ و پیشرفته اندونزی نفوذ بالایی دارد.
رهبر این جنبش مردمی است امین رئیس نام دارد. او نیز تحصیلات خود را در غرب و خاورمیانه به پایان رسانده است. عمده تفاوت او با عبدالرحمان وحید در کمتر مردمی بودن اوست.
امین رئیس را باید نماد نسل بعدی اسلام اندونزیایی دانست. او با حدود 55 سال سن بیش از وحید مورد حمایت اسلام مدرن در سطح جهان است و از سوی دیگر خواستار سوق دادن جمعیت به سوی شهرها بوده و توجه بیشتری نیز به نسل جوان دارد. البته رئیس و وحید دارای دو فلسفه مبارزاتی متفاوت نیز بودند. در حالی که وحید سعی داشت مبارزه خود را در سطحی وسیعتر و به گونهای غیر علنی ادامه دهد، رئیس در پی کسب امتیازات بیشتری از حکومت حاکم بود.
او نه تنها خواهان مشارکت در روند تصمیمگیری کشور بود، بلکه میخواست در بخشهای اقتصادی کشور بود نیز سهم بیشتری داشته باشد.
علیرغم تمامیت لاشها و مخالفتهای سوهارتو در زمان حکومت وی لیبرالسیم و اسلامگرایی در اندونزی گسترده شد. با این حساب باید گفت که به هیچوجه نمیتوان از عادات اسلام در آینده اندونزی چشمپوشی کرد. این عادات اسلام بخش مرکزی فرهنگ مردم اندونزی را تشکیل میدهد. سازمان نهضتالعلما، نهضت محمدیه و اتحادیه روشنفکران مسلمان، صرف نظر از اختلافاتی که در عرصه رهبری خود دارند همگی برخاسته از این فرهنگ هستند.
با این حال چندی است که در میان گروههای اسلامگرایی لیبرال اندونزی، گروههای تندرویی نیز ظهور کردهاند. کمیته فدلی زون و کمیته همبستگی مسلمانان که بیشتر رهبری دانشجویان را برعهده داشت یکی از همین گروههاست. رهبران این کمیته خواستار میزان اصلاح میزان درآمدها هستند. آنها علیه چینیها جوسازی کرده و مدام از وجود توطئه در کشور صحبت میکنند.
کارشناسان امور اندونزی نگران هستند که مبادا شرایط ناگوار اقتصادی و ناامیدی مردم از شرایط موجود باعث افزایش نفوذ این قبیل گروههای لیبرال و تندرو در میان مردم شود. حتی چینیها امیدوارند که به زودی بر حوزه نفوذ و قدرت نیروهای مسلمان میانهرو افزوده شود تا آنها بتوانند با اقدامات جدی و قاطع جلوی عملیات زیان آور گروههای تندرو را بگیرند.
انقلاباسلامی ایران و جنبشهای اسلامی اندونزی
با شکلگیری انقلاباسلامی ایران در سال 1357 برخی از ناظران و مفسران رویدادهای اسلامی جنوب شرق آسیا پیشبینی میکردند که کشورهایی همچون اندونزی و مالزی کاملا میتوانند ایران دیگری باشند (جان اسپوزیتو). در حقیقت انقلاباسلامی و حوادث متعاقب آن در ایران منشاء تحولات و تحرکاتی در این کشورها گردید.
جنبش احیای اسلامی در جنوب شرق آسیا در طول دو دهه تکامل یافته است. هر چند ریشههای آن در دوران حتی قبل از جنگ دوم یعنی دوران هند شرقی هلند وجود داشته است. دولتمردان در جاکارتا برای مقابله با احیای اندیشههای اسلامی خطمشی را مشخصی را دنبال کردهاند. در اندونزی شیوه معمول مقابله با روند احیای اندیشههای اسلامی تقویت همبستگی و اتحاد در میان جامعه مسلمانان بوده است. در حالی که پدیدههایی چون رعایت حجاب اسلامی توسط زنان، انجام برخی وظایف شرعی و...در جامعه اسلامی اندونزی نمایان شدند رهبری سیاسی کشور در سطح ملی تمایل داشته است که محدوده اسلام را در امور سیاسی داخل و خارجی تنزل دهد.
برخی جراید اسلامی چون "دکوه" (چاپ مالزیایی_اندونزیایی) "رساله الفهده"، "پانجی ماسیاراکات" و "گیبلات" طیف گسترده مذهبی نویسندگان داخلی و خارجی را ارائه میدهند. در این میان اندیشههای امامخمینی به ویژه در میان طیف دانشجو در اندونزی رواج یافت. در حالی که دولت اندونزی دائما به خطر اسلام انحرافی که آن را منسوب به ایران میدانست اشاره داشت، دولت سوهارتو گروههای مخالف را به پشتیبانی از ایران و فعالیتهای ضد دولتی متهم کرد.